X
تبلیغات
حدیث عشق با شیخ

حدیث عشق با شیخ

طائب:آقای حاشیه ساز خطرناک است

یکباره دیدند که وزارت اطلاعات چشمش را باز کرده و می‌فهمد که جریان انحرافی چیست و او از باز شدن چشم اطلاعاتی ضربه می‌خورد.



مسئول قرارگاه عمار گفت: آقای حاشیه ساز آدم خطرناکی است، دستش در دست دشمن است، از همان اول معلوم بود که قیچی بریدن نظام دو لبه دارد یک تیغه‌اش مهدی هاشمی و جماعت اصلاح‌طلب و یک تیغه آقای حاشیه ساز و جریان انحرافی است.

  حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب پنج‌شنبه شب در نخستین نشست از سلسله نشست‌های فریادی از جنس بلور که با موضوع «فاطمه اولین شهید فتنه» که برای بررسی ابعاد پنهان فتنه 88 در سالن آمفی‌تئاتر تربیت معلم برگزار شد، بیان داشت: در آستانه سالروز شهادت حضرت فاطمه‌ زهرا (س) بانوی گرامی اسلام هستیم.
وی ادامه داد: از طرفی خروش جهان اسلام را که آرام آرام می‌رود به خیزش جهانی تبدیل شود را پیش رو داریم.
مسئول قرارگاه عمار اضافه کرد: این روزها سالروز شهادت شهید مطهری است، ما به دلیل بی‌تجربگی و یا عملیات روانی می‌گفتیم اینها ترور کور است یعنی دشمن چون نمی‌فهمد این ترورها را انجام داده، حال آنکه دشمن بسیار هوشمندانه عمل کرده و این ترورها کور نبوده است.
وی افزود: دشمن در تاریخ نیز این کار را انجام داده بود، بار اول این ترور دشمن به داستان زهرای مرضیه بازمی‌گردد.

* حضرت زهرا (س) امیرالمومنین را به واقع امام خود می‌دانست
طائب توضیح داد: این سؤال مطرح می‌شود که چرا حضرت زهرا (س) پشت درب آمد؟ مگر با حضرت علی (ع) کار نداشتند؟ آنها آمده بودند امیرالمومنین (ع) را ببرند، آیا حضور زهرای مرضیه (س) در پشت درب حرکتی عاطفی بود؟ آیا حضرت زهرا (ع) خودسَر پشت درب رفت؟ اینها همه سؤالاتی است که به ذهن می‌آید ولی اگر به خوبی نگاه کنیم، می‌بینیم که حضرت فاطمه (س) به حضرت علی (ع) به چشم امام خود نگاه می‌کرد.
وی تصریح کرد: وقتی برای بردن حضرت علی (ع) آمدند اگر حضرت خود پشت درب می‌رفت یا باید بیعت میکرد و یا باید کشته می‌شد که در هر صورت اسلام از بین می‌رفت، بنابراین در این صحنه حضرت علی (ع) فرمانده صحرای نبرد بود که فرماندهی را بر عهده داشت.
مسئول قرارگاه عمار عنوان کرد: پس امیرالمومنین (ع) باید بماند تا اسلام بماند در نتیجه وقتی کس دیگری نبود حضرت زهرا (س) باید پشت درب می‌رفت.
وی اعلام کرد: در این بین موضوع دیگری را بررسی می‌کنیم، سؤال این است که آیا حکومت پیامبر اکرم (ص) را می‌توان آسیب‌شناسی کرد، عده‌ای در مخالفت با این آسیب‌شناسی می‌گویند چون پیامبر اکرم (ص) معصوم بوده نمی‌توان حکومت وی را آسیب‌شناسی کرد و عده دیگری می‌گویند حکومت پیامبر قابل آسیب‌شناسی است چراکه پیامبر در این حکومت از افرادی بهره برده که هیچکدام معصوم نبودند و برخی اعمال در این حکومت نتیجه تصمیم و یا کار آنهاست.
طائب تأکید کرد: در آسیب‌شناسی به مطالبی می‌رسیم که می‌بینیم پیامبر فرصتی برای تربیت نیرو نداشت، کل فرصت پیامبر (ص) 23 سال بود و ما که 32 سال از انقلابمان می‌گذرد گاهی در جمع می‌نشینیم و می‌گوییم که نیرو تربیت نکرده‌ایم، از طرفی شرایط ما و شرایط دوران پیامبر قابل قیاس نیست، مردم دوران پیامبر بی‌سواد بودند ولی ما که انقلاب شد شرایط مردممان با آن دوران یکی نبود.
وی خاطرنشان کرد: پیامبر (ص) آمد تا حکومت عدل تشکیل دهد، حضرت نه فرهنگسرایی داشت، نه مسجدی و نه امکاناتی داشت، سال پنجم بعثت عده‌ای از مسلمانان به حبشه رفتند و آنها تا سال هفتم هجری که بازگشتند هیچ ارتباطی با پیامبر (ص) نداشتند و پیامبر نیز در شِعب ابیطالب با آن گرما و سختی فرصتی برای تربیت نیرو نداشت.

* 73 جنگ و موانع پیش روی پیامبر برای تربیت نیرو
مسئول قرارگاه عمار اظهار داشت: از شعب ابیطالب هم یک فرد 17 ساله برای تبیین اسلام به مدینه رفت که آنهم چندان دارای اطلاعات لازم نبود تا اسلام را توضیح دهد، بعد از آن هم وقتی پیامبر به مدینه رفت 73 جنگ را بر او تحمیل کردند بنابراین پیامبر فرصتی برای تربیت نیرو پیدا نکرد.
وی یادآور شد: در نتیجه وقتی پیامبر فوت کرد، برخی آسیب‌ها مانع از استمرار حکومت پیامبر (ص) شد چراکه حکومت پیامبر (ص) واکسینه نشده بود از این رو آسیب دید و ادامه نیافت.
طائب ادامه داد: مدینه‌ای که در ماجرای حضرت زهرا می‌خواست امیرالمومنین (ع) را بکُشد وی را به عنوان رئیس پذیرفت، در واقع مردم به شناخت این نیروهای واسطه تربیت شده، علی (ع) را پذیرفتند.
وی اضافه کرد: در این میان دشمنان علی (ع) دیدند، علی بر سر کار آمده است بنابراین حذف نیروهای تربیت شده علی (ع) را در دستور کار خود قرار دهند، جنگ جمل را راه انداختند و در این بین یک‌هزار نفر را در راه بصره کُشتند و سپس جنگ صفین را به راه انداختند و حضرت علی (ع) با 150 هزار نفر مقابل 450 هزار نفر طی 40 روز ایستاد و تنها در یک گامی پایان کار، دشمن قرآن‌ها را سر نیزه کرد و هرچه حضرت فرمود این فتنه است، کسی توجه نکرد.
مسئول قرارگاه عمار افزود: زمانی نیز که امام خمینی (ره) انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و دشمنان نیز تجربه خود را به اجرا درآوردند، شهید مطهری و مفتح را ترور کردند، بنابراین ترورهای اینها کور نبود.

* سی‌دی ظهور ظاهر و باطنش غلط است
وی با اشاره به موضوع سی‌دی ظهور اظهار داشت: یک سی‌دی به نام ظهور بسیار نزدیک است بیرون آمد بسیاری با من تماس گرفتند که نظر شما چیست، من سی‌دی را گرفتم و نگاه کردم و گفتم هم اسمش و هم محتوایش غلط است.
طائب تصریح کرد: امام زمان (عج) غایب است و کسی نمی‌داند کجاست، وقتی کسی غایب است آمدنش را نیز باید خودش بگوید حال تو از کجا می‌گویی که ظهور بسیار نزدیک است؟ یا باید کسی که غایب است به تو گفته باشد و یا تو دروغ می‌گویی.
وی توضیح داد: می‌توان گفت ظهور نزدیک است چراکه قرآن این بیان را دارد اما این جمله بسیار نزدیک است، دروغ است، در این سی‌دی چند غلط وجود دارد به طوریکه در محتوا طوری مطالب را آورده که گویا امسال یا سال دیگر ظهور اتفاق می‌افتد.
مسئول قرارگاه عمار گفت: ظهور منطق و فلسفه دارد که منطق و فلسفه ظهور همان منطق و فلسفه غیبت است.
وی عنوان کرد: آیا حکومت علی (ع) حکومت عدل بود به این معنا که علی (ع) توانست حکومت عدل را برپا کند؟ حاکم عدل بود ولی آیا حکومت نیز عدل بود؟ شما نهج‌البلاغه را مطالعه کنید، ببینید به چند استاندار نامه نوشته که چرا این کار را کردی، یعنی استاندار خطا کرد و عادل نبود پس نتواست حکومت عدل ایجاد کند چون استاندارانش عادل نبودند.
طائب تأکید کرد: در طول تاریخ تنها کسی که با تابلوی عدالت به ما معرفی شده آقا حجت‌ابن‌الحسن بوده است، هیچ‌یک از بزرگان تاریخ با عدالت معرفی نشده است یعنی ایشان می‌خواهد حکومت عدل در جهان تشکیل دهد و این یعنی از بالای قله تا پایین همه عادلند و اگر یکی از آنها غیر عادل باشند حکومت عدل نمی‌شود.
وی خاطرنشان کرد: آقا می‌خواهد کجا حکومت کند؟ کل دنیا، حال چند عادل می‌خواهد و امام زمان برای ظهور به چه نیاز دارد؟ آقا برای حکومتش آدم‌های عادل می‌خواهد و البته نمی‌آید آدم عادل تربیت کند بلکه حکومت ایشان از همان اول با عدل تشکیل می‌شود پس غیرعادل را به کار نمی‌گیرد چون باید پیش از این تربیت شده باشد، از این‌روست که امام زمان (عج) بیش از هزار سال است که غایب است.
مسئول قرارگاه عمار اعلام کرد: علی (ع) در یک مقطعی کوچک می‌خواست حکومت عدل تشکیل دهد، 25 سال کار کرده و نیرو تربیت کرد ولی پنج سال بیشتر حکومت نکرد، آقا امام زمان (عج) می‌خواهد در کل دنیا حکومت کند زمین هم نخورد چند سال باید کار کند تا نیرو تربیت کند، این کیفیت نیرو که امروز داریم 100 سال پیش نداشتیم یعنی هرچه جلو آمدیم نیروها از لحاظ کمی و کیفی بهتر شده حال شما از کجا می‌فهمی که نیرو به حد لازم آماده است.
وی بیان کرد: آقای ... با چه تابلویی آمد؟ این آقا گفت ما با تابلو ولایت می‌خواهیم عدالت را برقرار کنیم، آیا کارهای اخیر او عادلانه است من به هیچ وجه کاری ندارم که ایشان از ولایت تبعیت دارد یا نه، بلکه می‌خواهم مطالبی بگویم که بدانید امام زمان (عج) به چه نیاز دارد.
طائب ادامه داد: آقا امام زمان (عج) در حکومتش آدم‌های عادل می‌خواهد، عادل و عدل یک وصف ذات دارد و یک وصف علم دارد، وصف ذات یعنی من طوری تربیت شوم که میل به گناه صغیره و کبیره نداشته باشم یک صغیره عیبی ندارد ولی اصرار بر صغیره نداشته باشم و کبیره به هیچ وجه انجام ندهم، این وصف ذات است، وصف علم یعنی بدانم کبیره و صغیره چیست.
وی عنوان کرد: من با وصف ذات آقای ... کار ندارم با وصف علمش کار دارم چون در آن سی‌دی فردی شعیب‌بن صالح معرفی شده است، به آن سازنده سی‌دی می‌خواهم بگویم خیلی عقبی، چون شعیب‌بن صالح باید عادل باشد من از طریق بیان خودش نمی‌دانم آقای مسئول چند روز در خانه نشست، البته خودم می‌دانم، چیزی نگفت و در خانه نشست، شما یک استغفار به خدا بدهکاری والا متصف به عدالت نیستی.
مسئول قرارگاه عمار گفت: روایت داریم حرام است در مواضعی که موجب تهمت به انسان می شود، برویم، این یک هفته‌ای که در خانه نشستی برای کسی نگفتی چرا نشستی، چه‌قدر مردم را به تهمت واداشتی، خیلی‌ها نمی‌دانستند و می‌گفتند موضع، موضع تهمت و کارت حرام بود.
وی اظهار داشت: کسانی که می‌خواهند سرباز امام زمان (عج) باشند عدالت وصفی و عدالت علمی باید داشته باشند ... باید بروند رساله عملیه را بخواند.
وی تصریح کرد: شما مگر قسم نخوردی به قانون اساسی عمل کنی؟ من و شما با نماینده مجلس و رئیس جمهور خیلی فرق داریم چون من و شما قسم نخوردیم به قانون اساسی عمل کنیم در نتیجه اگر از چراغ قرمز عبور کردیم کار حرام انجام دادیم ولی کفاره به گردنمان نیست ولی آن آقایی که قسم یاد کرده به قانون اساسی عمل کند اگر یک چراغ قرمز رد کند باید کفاره دهد.
مسئول قرارگاه عمار اضافه کرد: قانون اساسی به رهبر حق داده بگوید فلانی وزیر باشد یا نباشد، اگر رهبری گفت فلانی وزیر باشد و شما بگویی نباشد اول باید کفاره بدهی چون قسم را شکستی.
وی عنوان کرد: خدایا از شش سال قبل تو شاهدی این خطر را احساس می‌کردیم.
طائب خاطرنشان کرد: حاشیه ساز جریان انحرافی آدم خطرناکی است، خطرناک، کسی است که ریاضت کشیده و از راه ریاضت به یک جاهایی رسیده است ولی دستش در دست دشمن است و کسی نمِی‌داند، از همان اول معلوم بود که قیچی بریدن نظام دو لبه دارد یک تیغه‌اش مهدی هاشمی و جماعت اصلاح‌طلب و یک تیغه آقای حاشیه ساز و جریان انحرافی است.
مسئول قرارگاه عمار اظهار داشت: اینهایی که تیز بودند، فهمیدند، اما این آقا از زاویه ریاضت آمده بود، البته کسی که ریاضت بکشد به یک توانایی می‌رسد، می‌تواند پیشگویی کند به عنوان مثال عده‌ای از شیطان‌پرست‌ها در کردستان دور هم جمع می‌شوند یک نفر را می‌آورند گردنش را می‌زنند و بعد سر طرف را دوباره می‌چسبانند، این آقای حاشیه ساز در ریاضت‌ها قدرتی به دست آورده و آرام آرام در برخی افراد نفوذ می‌کند و آنها را می‌برد مقابل رهبری بایستد، اگر کسی بداند چکار می‌کند، مهم نیست کسی که نمی‌داند چکار می‌کند، خطرناک است.
وی یادآور شد: در مقابل حضرت موسی (ع) خیلی سحرها آوردند ولی حضرت موسی (ع) با عصایش همه سحرها را باطل کرد و عصایش سحر آنها را بلعید، در نتیجه خیلی تلاش می‌شد ولی غافل بودند که موسای زمان با عصای خود سحر اینها را باطل می‌کند اینها از شش سال قبل می‌خواستند یک آقایی را به موضع امروزش بکشانند ولی شش سال آقا با دم عیسایی او را نگهداشت.
طائب توضیح داد: یکباره دیدند که وزارت اطلاعات چشمش را باز کرده و می‌فهمد که جریان انحرافی چیست و او از باز شدن چشم اطلاعاتی ضربه می‌خورد.
وی گفت: حال نیرویی که برای امام زمان (عج) می‌خواهد کار کند باید از فیلترهایی عبور کند که اینطوری نشود...
مسئول قرارگاه عمار اعلام کرد: دشمن ترورها را انجام داد تا انقلاب زمین بخورد ولی نخورد، چرا؟ چون نیرو را عوضی دیده بود، در زمان علی (ع) مردم ایشان را به دلیل واسطه‌ها قبول داشتند در نتیجه وقتی واسطه‌ها‌ از علی (ع) گرفته شد، مردم از وی جدا شدند اما این بار برعکس بود چون مردم واسطه‌ها را به دلیل علی (ع) قبول داشتند.

* مردم ملاکشان رهبری است
وی افزود: مردم ما مطهری را قبول داشتند چراکه می‌گفتند مطهری امام را قبول دارد، به منتظری می‌گفتند درود بر منتظری امید امت و امام، نخستین کسی که این شعار را داد بچه‌های لشگر نجف بودند، حاج احمد کاظمی فرمانده تیپ نجف بود ولی وقتی دیدند منتظری با امام زاویه پیدا کرد نخستین کسی که این شعار را تعطیل کرد نیز بچه‌های تیپ نجف بودند.
طائب اظهار داشت: مردم منتظری را به خاطر امام قبول داشتند، ما شیعه هستیم و شیعه هویتش در ولایت است، شیعه هویتش در حجت زمانش است، همه را با حجت زمانش می‌سنجد، زمانی که فهمیدیم فردی با حجت زمانمان زاویه دارد مانند آب خوردن کنار گذاشتیم و اتفاقی هم نیفتاد.
وی تصریح کرد: مردم ما در سطحی از بصیرت هستند که همه چیز را در آینه ولایت می‌بینند، آقا امام زمان (عج) که به غیبت رفته باید تحت امر ولی فقیه برایش نیرو درست کنیم.
مسئول قرارگاه عمار اضافه کرد: کسی برای دنیا جان نمی‌دهد ملت ما جان دادند، رهبری پس از فتنه گفتند برای فتنه بزرگ‌تر آماده باشید، برخی به اشتباه گفتند این فتنه بزرگ‌تر همان حاشیه ساز جریان انحرافی است، عظمت فتنه به روسای آن است، روسای آگاه و ناآگاه فتنه 88 آقای هاشمی، میرحسین، کروبی، روحانیون مبارز و یک جریانی در حوزه علمیه ما از به دلیل اینکه آقای هاشمی را قبول داشتند کمک‌کار فتنه شدند.
وی تأکید کرد: آدم‌های خوبی نیز بودند ولی بصیرت نبود، حال اگر فتنه بزرگ‌تری باشد باید روسای آن هم بزرگ‌تر باشند...
طائب خاطرنشان کرد: ما با خیزش جهان اسلام روبه‌رو شدیم، جهان اسلام متوجه شد که توسط نیروهای صهیونیسم اداره می‌شود بنابراین زد اینها را انداخت، به مبارک و بن‌علی گفت برو، وقتی رفتند چه اتفاقی می‌افتد، آمریکا و صهیونیسم از سلطه دنیا کنار گذاشته می‌شود و حال چه کسی روی کار می‌آید.
وی اظهار داشت: حال با این شرایط همه رو به شما می‌آورند، ما الان در شرایطی قرار داریم که می‌گویند این حرکت‌های جهان اسلام به نتیجه نمی‌رسد چون رهبری ندارد، ایران رهبرشان است، فکر می‌کنید وقتی قضایای مصر بود آقا بیهوده آن خطبه عربی را خواند، فردای آن روز متن صحبت آقا را مصری‌ها در میدان التحریر توزیع کردند.
مسئول قرارگاه عمار اعلام کرد: بعد یک آقایی بگوید این حرکت ها اسلامی نیست، انسانی است، بعد گفت من نمی‌دانم دست کیست، حالا که باید با همه حمایت به میدان بیاید شُل کرده است، نمی‌دانی دست کیست، حاشیه ساز کاری کرده واضحات و بیناتی را که این آدم زیرک می‌دید، دیگر نمی‌بیند.

* صلح فتح و حماس نتیجه بیداری اسلامی
وی ادامه داد: آمریکا دیوانه نیست همه حیثیت خود را برای حفظ رژیم صهیونیستی گذاشته است ما رژیم صهیونیستی را در داخل یک قیچی گذاشته‌ایم که یک طرفش حزب‌الله و یک طرفش حماس است، حزب‌الله مسلح است و توانسته اسلحه تهیه کند و از بالا اسرائیل را می‌زند ولی بیچاره حماسی‌ها که اسلحه ندارند و این موشک قسام که موشک نیست، لوله آب است و داخلش پرمنگنات ریخته‌اند، اگر خمپاره 60 دست اینها باشد خیلی کار می‌کنند.
طائب یادآور شد: در زمان حسنی مبارک راه ارتباطی با فلسطین بسته بود ولی با انقلاب مصر این راه باز شد، آیا آمریکایی‌ها این راه را باز کردند، بین حماس و فتح صلح شد و معلوم شد که تاکنون مبارک آتش‌بیار معرکه بوده است.
وی تأکید کرد: 32 سال قبل امام (ره) گفت انقلاب را صادر می‌کنیم و دیروز آقا نوید دادند این خیزش دنیا را فرامی‌گیرد، ما باید خود را برای خیزش بزرگ آماده کنیم، ملت ما مسأله‌ای که به ولایت بازگردد، حلش کرده است یا با ولایت هستی و یا نیستی.

 

 

 

 

 

فاطمه (س) اولین و بزرگوارترین معلم ولایت بود

 

برای‌ تمام‌ كسانی‌ كه‌ می‌خواهند الهی‌ زندگی‌ كنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ را، زیباتر از هر كس‌ به‌ معرض‌ نمایش‌ گذارد. خطبه‌ غَرایش‌ در مسجد مدینه، گواه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ بی‌نظیر آن‌ حضرت‌ است. مضامین‌ عالی‌ خطبه، اسلام‌ راستین‌ را معرفی‌ می‌كند و اهمیت‌ ولایت‌ و امامت‌ را روشن‌ می‌سازد. . .

 

  زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.

 

 

امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود:

ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1) از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.

 

راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.

 

... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."

 

 

 

 

 

 

 

 

چرا می شود به اسناد ساواک اعتماد کرد؟

  آنچه در زیر می آید، بخشی از پیشگفتار جلد اول کتاب «چریک های فدایی خلق» است که به قلم محمود نادری نگاشته شده. در متن زیر، نویسنده از زاویه نگاه خود به یکی از مهم ترین بحث های روش شناسانه و مرتبط با فلسفه تاریخ نگریسته است که می تواند در تضارب با آرای دیگر اندیشمندان، راهگشای دستیابی به روش های اصیل تاریخنگاری انقلابی باشد:


تاریخ سیاسی را عموماً و تاریخچه گروه های سیاسی را خصوصاً، نمی توان بدون بهره برداری از اسناد دولتی و به ویژه اسناد دوایر و مراکز اطلاعاتی بازخوانی کرد. اگر تمامی افراد مؤثر در یک گروه سیاسی بتوانند خاطرات خود را به رشته تحریر کشند، باز هم نمی توان از اسناد اطلاعاتی بی نیاز بود. اگر ادعا شود اسنادی که در آرشیوهای سازمان های اطلاعاتی و امنیتی موجود است، میتواند مهمترین نقش را در بازآفرینی رویدادهای سیاسی ایفاکند، سخنی بی مورد وگزافه نیست. زیرا این اسناد، وجوه، ابعاد و زوایای متعدد یک رویداد را آشکار می سازد که ممکن است خاطره نویسان هیچگاه نتوانند از آن منظر بر آن رویداد بنگرند. 
اهمیت این اسناد در مورد گروه های چریکی چند برابر است؛ زیرا، اولاً فعالیت مخفی وپنهان، فرصت خاطره نویسی را، هم به لحاظ کمبود وقت افراد وهم به لحاظ غیر امنیتی بودن [نوشتن خاطرات در هنگام مبارزه]، ازآنان سلب می کند و ثانیاً [بسیاری از] افراد مؤثر در گروه های چریکی، بدون آنکه خاطرات خود را برای کسی بیان کنند کشته می شوند. بنابراین،هیچ گاه خاطرات آنان امکان نشر نمی یابد. در چنین شرایطی، اسناد وگزارش های مراکز اطلاعاتی بیشترین نقش را می تواند در بازآفرینی رویدادها به عهده گیرد.
اما این پرسش به جِد مطرح است که آیا می توان به اسناد اطلاعاتی، خصوصاً به بازجویی هایی که متهم در شرایط خاص آنها را نگاشته است، اعتماد نمود؟
پاسخ ما به این پرسش مثبت است. زیرا اولاً، یک دستگاه اطلاعاتی برای یافتن آگاهی هایی که بر اساس آن بتواند اهداف خود را پوشش دهد، ناگزیر از یافتن حقیقت است. ثانیاً، فشارهایی که بر بازجویی شونده در نخستین لحظات دستگیری اعمال می شود، برای یافتن سرنخ های جدید به منظور گسترش و تکمیل ضربه به گروه متبوع وی است. دراین شرایط ممکن است بازجویی شونده برای اغفال بازجو، سخنان گمراه کننده ای بیان کند. نیاز بازجو در این مرحله محدود است به آدرس خانه امن، قرارهای تماس، علایم قرار و اطلاعاتی از این دست. اما پس از سپری شدن مدت زمان معین و مقرر که اطلاعات مفید بازجویی شونده اخذ می شود، یا می سوزد، به مرور از شدت فشارها کاسته می شود و آنگاه مسائل دیگری برای بازجو اهمیت می یابد. بنابر این بازجویی های مفصل و چندباره اعضای گروه های چریکی حاوی اطلاعات دقیق و قابل اعتنایی است.

این بازجویی ها فقط به بیان فعالیت های گروه محدود نمی گردد؛ بلکه روحیات بازجویی شونده و یا دیگر افراد گروه و همچنین مناسبات بین آنان نیزدر آنها بازتاب می یابد که به لحاظ روان شناختی بسیار حائز اهمیت است.
البته شاید بتوان برای اسطوره سازی های دروغین و بیهوده که اتفاقاً بیماری رایجی نیز هست؛ بازجویی های را یکسره فاقد اهمیت و مجعول دانست. اگر چنین بپنداریم باید برای این پرسش، پاسخی شایسته بیابیم که چرا پس از هر دستگیری، خانه های امن به سرعت تخلیه می شد و یا ضربه ای دیگر به گروه وارد می گردید؟

بنابراین، می توان نتیجه گرفت که اسناد اطلاعاتی اعم از بازجویی ها و یا گزارش ها و مکاتباتی که درون یک سازمان اطلاعاتی تولید شده است، بسیار حائزاهمیت می باشد.

مسلّم است که همه بازجویی چه از سوی یک فرد ارائه شده باشد، چه از سوی افراد متعدد، و حتی سراسراعترافات بازجویی شونده، واجد اهمیت مشابهی نیستند و غث و ثمین در آنها کمابیش وجود دارد. این وظیفه مورخ است که اسناد متعدد را به مصاف یکدیگر ببرد تا بر آنچه واقعی تر است، دست یابد. اسناد گاه یکدیگر را تکمیل می کنند وگاه تصحیح. در پرتو یک سند، گاه اسناد دیگر معنادار می شوند و این امکان را برای مورخ فراهم می آورند تا به مانند تصاویر سه بعدی، ازمیان خطوط و نقوش ظاهراً بی معنا، نقش واقعی موجود در تصویر را دریابد.

(چریک های فدایی خلق، نوشته محمود نادری، چاپ مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، صفحات20 تا22)

 

 

 

 

 

ولایت‌فقیه، فتوکپی حکومت‌ امام ‌زمان ‌است

 

گفتگو بامحسن قرائتی بنیانگذار بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج)؛

ولایت‌فقیه، فتوکپی حکومت‌ امام ‌زمان ‌است

 

خیلی وقت‌ها تحقیقات، علافی است. بعضی تحقیقات هم به گونه‌ای است که اگر انجام نشود، ممکن است مردم نسبت به امام زمان(عج) شبهه‌دار بشوند. پس باید تحقیقات، کلیدی باشد. به خصوص در دوران فعلی که فعالیت‏های غرب در نشان دادن از چهره امام زمان(عج) و معرفی آن به نسل نو قصدهای سلبی دارند و نسبت به آینده جهان حرف‌های انحرافی زیادی گفته‌اند و...

  مهدویت از مظلوم‌ترین مسائل بوده است؛ چه پیش از انقلاب و چه پس از آن. پیش از انقلاب اسیر کج‌فکری برخی گروه‌ها بود و پس از آن نیز ترس از اتهام انتساب به گروه‌های انحرافی، برای بازداشتن و انزوای افراد کافی بود. ولی در چند سال اخیر، با کوشش برخی مراکز و با به میدان آمدن تنی چند از افراد شناخته شده و همراه و هماهنگ با انقلاب  اسلامی، این سد غربت شکسته شد و این مسأله از انزوا  خارج شد. کوتاهی و کم‌کاری در این امر مقدس و خطیر، از یک‌سو زمینه‌ساز بروز خرافات و سطحی‌نگری و از سوی دیگر موجب در دست گرفتن این مقوله سترگ به وسیله افراد ناشایست کم‌دانش و یا بی‌دانش شده است. از این‌رو بایسته است حوزه علمیه به عنوان متولی این امر، گام‌های جدی‌تری در این راه بردارد و با تاسیس مرکز تخصصی مهدویت  و  مشارکت و نظارت بر مراکزی که در این جهت فعالیت می‌کنند، به آموزش، پژوهش و تبلیغ در این عرصه و سپس ارائه و تبلیغ آن در داخل و خارج کشور همت گمارند. بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) در سال 1379 به پیشنهاد حجه‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی و با همکاری بعضی از شخصیت‌های علمی و فرهنگی و موافقت مقام معظم رهبری تأسیس شد. این بنیاد در سال 1380 با هدف گسترش و تعمیق فرهنگ مهدویت در سطح جامعه به ویژه نسل جوان و فرهیخته و تربیت مبلغ، پژوهشگر و مدرس مباحث مهدویت و به منظور پشتوانه علمی و فرهنگی با کسب مجوز از شورای عالی حوزه علمیه قم مرکز تخصصی «مهدویت» را در قم راه‌اندازی کرد. برای بررسی اهداف تاسیس این بنیاد به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رفتیم.

بخش‌هایی از گفتگو با حجت الاسلام قرائتی در ادامه می‌آید:



• زمانی که ما صحبت ستاد اقامه نماز را کردیم و به هر حال، بالای 100 رساله دکترا و فوق‌لیسانس برای نماز نوشته شد، بالای صد کتاب و جزوه برای نماز نوشته شد، بالای پانصد مسجد در جاده‌ها ساخته شد، بالای 100 هزار نماز جماعت در آموزش و پرورش راه افتاد، نماز ظهر عاشورا و نماز خواندن در پارک‌ها راه افتاد. حرکتی درباره شعر نماز، سرود نماز، تبلیغ نماز، بودجه برای نماز، قانون برای نماز؛ یک حرکت خوبی را خدا لطف کرد به دست بنده ناچیز انجام شد. البته بخش بزرگش به دست همکاران عزیزمان بود. از آن به بعد، بسیاری از کارها را می‌گویند به قرائتی بسپارید. مثلا عده‌ای رفته بودند پیش مقام معظم رهبری درباره زکات. یکی گفته بود بروید سراغ قرائتی. درباره بنیاد ازدواج، گفته بودند بروید پیش قرائتی. یعنی ما تقریبا حالا یک کارمان خوب شده، فکر می‌کنند باقی کارها را هم می‌توانیم انجام بدهیم. اما فکر تشکیل بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) از آنجا شروع شد که جوان 23 ساله‌ای که ایشان را به خوبی می‌شناسم، در سفر عمره با ما بود. دیدیم ایشان وقتی در مسجد شجره مُحرم شد، دعای ابوحمزه را تا مکه از حفظ خواند و چقدر گریه کرد. گریه‌های این جوان، ما را تحت تاثیر قرار داد. در محل استقرار نیز اتاق‌هایمان پهلوی هم بود. به هر حال ذره ذره آشنا شدیم. گفت که ما چند نفر شریک هستیم و وضع مالی‌مان هم خوب است. شما بیا درباره امام زمان(عج) یک حرکتی انجام بده. امام زمان(عج) غریب است. شما که این همه درباره ولایت فقیه بحث می‌کنید، لااقل کمی هم روی نسخه اصلی کار کنید. ولایت فقیه، فتوکپی امام زمان(عج) است. شما اگر معرفت و محبت و عشق و نیاز به امام زمان(عج) را در نسل جوان مطرح کنید، ولایت فقیه دیگر خودش ثابت شده است. یعنی کسی که اصلش را پذیرفت، قائم مقامش را هم می‌پذیرد. این را گفت و بعد هم دیدیم که پیگیری می‌کند. آمد خانه ما و گاهی گریه می‌کرد. من گاهی از گریه‌های او منقلب می‌شدم. می‌سوخت و حرف می‌زد. به هر حال، من این حرف را به مقام معظم رهبری منتقل کردم که جوانی آمده است و می‌گوید شما که این همه درباره ولایت فقیه صحبت می‌کنید، روی نسخه اصل هم صحبت کنید.


• مهم این است که به شبهه‌های اساسی و جدید پاسخ بگوییم. خرافه‌زدایی کنیم و مباحث را سهل‌نویسی کنیم. یعنی انتخاب موضوع و آسان‌نویسی و تیراژ میلیونی دادن. بعد، این بحث امام زمان(عج) را در کتاب‌های درسی دبیرستان و دانشگاه وارد کنیم. بعد اشعار و محتوای آن را عوض کنیم و به جای خواب‌هایی که می‌گویند و به جای ملاقات‌هایی که مشکوک است، این ملاقات‌ها را تبدیل کنیم به توجه عمیق به امام زمان(عج) و مفاهیمی که درباره آن حضرت است. یعنی بحث مهدویت را بین تمام اقشار تعمیق بدهیم. به هر حال، من به رهبری گفتم که می‌خواهیم یک حرکت بکنیم. ایشان گفتند: ان‌شاالله مبارک است. موضوع‌ها و کتاب‌های متعددی را به نویسندگان مختلف سفارش دادیم و بعضی از کتاب‌های خوب مثل «خورشید مغرب» محمدرضا حکیمی را در تیراژ دومیلیون به صورت بروشور چاپ کردیم. بعد بودجه‌ای و بانی‌هایی پیدا شدند که ما بتوانیم یک محلی بخریم. زمینی کنار جمکران خریداری شد، برای این نسل نوجوان و جوان وقتی که می‌آیند در جمکران، در هوای داغ و آب شور اذیت نشوند و خاطره تلخی نداشته باشند. یک استراحتگاهی هم برای بچه‌ها باشد. که این زمین الان تبدیل شد به مجتمع آموزشی و فرهنگی با ظرفیت هزار نفر در یک روز که مورد استقبال و استفاده قرار گرفت و هر کاروانی که آنجا مستقر می‌شود دوره‌های آموزشی مهدویت را می‌بیند.

• خیلی وقت‌ها تحقیقات، علافی است. بعضی تحقیقات هم به گونه‌ای است که اگر انجام نشود، ممکن است مردم نسبت به امام زمان(عج) شبهه‌دار بشوند. پس باید تحقیقات، کلیدی باشد. به خصوص در دوران فعلی که فعالیت‏های غرب در نشان دادن از چهره امام زمان(عج) و معرفی آن به نسل نو قصدهای سلبی دارند و نسبت به آینده جهان حرف‌های انحرافی زیادی گفته‌اند و فیلم‌های زیادی ساخته‌اند که کارشناسان ما در مرکز قم تمام این موارد را رصد می‌کنند و به‌عنوان نقد فیلم و پاسخ به شبهات اعزم می‌شوند.
• خدا به پیغمبرش می‌فرماید: و ما علی الرسول الا البلاغ. ما کارمان، بلاغ است؛ یعنی ما می‌توانیم «عصیتک بجهلی» را حل کنیم که دیگر نگوید من نمی‌دانستم. لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل. ما کارمان همین است. یعنی واقعا امام زمان(عج) را در سطوح مختلف معرفی کنیم و این نقش مهمی هم دارد؛ یعنی اگر واقعا انسان احساس کند و بچه‌های ما احساس کنند که امام زمان(عج) پدرشان است؛ انا و علی ابوا هذه الامه. یعنی بدانیم که حضرت ابراهیم، پدر امت است. مله ابیکم ابراهیم. اینکه می‌گوید من پدر شما هستم؛ حضرت ابراهیم، پدر شما است. هو سماکم المسلمین من قبل. یعنی دختران ما بدانند که دختران امام زمان(عج) هستند. پسران ما بدانند که پسران اسلام هستند. باید یک مقداری به اینها شخصیت داد و یک مقداری لطف امام زمان(عج) را به اینها معرفی کرد؛ چون اگر بنده آمدم و گفتم که من خدمت آیت‌الله خامنه‌ای بودم، ایشان اسم شما را برد و به شما سلام رساند؛ شما چه لذتی می‌بری؟ خب این مهم است که وقتی امام زمان(عج) می‌فرمایند و لاناسین لذکرکم. خب، همین مقدار را وقتی آدم می‌فهمد، منقلب می‌شود. در همین راستا چندین کتاب خوب از سوی بنیاد و مرکز قم چاپ شده و کارشناسانی هم هستند که با ادبیات آنان پاسخ به شبهاتشان بدهند. البته این موارد باید با کمک‌ رسانه و ابزار هنر و فیلم تلفیق شود.


• نقش اصلی امام زمان(عج)، مبارزه با ظلم است که شعارش هم یملا الارض قسطا و عدلا است. خب، مساله قسط و عدل، یک کار حکومتی است. البته در جمهوری اسلامی، گام‌هایی برداشته شده است. مثلا به همان اندازه که در شمال تهران، کار و فعالیت شده، به همان مقدار در جنوب تهران نیز انجام گرفته است. این طور نیست که شمال شهر، چمن و گل باشد و جنوب شهر، زباله. یا مثلا الان در شهرهای کوچک و در بخش‌های ما، دانشگاه شعبه دارد. همین که کتابخانه باز شده، در کلاس‌ها باز شده، در حوزه باز شده است، خودش خوب است. یعنی اگر کسی بخواهد طلبه بشود، تقریبا در همه شهرها، حوزه هست. بخواهد دانشجو بشود همین طور. گام‌هایی برای عدالت اجتماعی برداشته شده است.

• ما نان‌خور امام زمان(عج) هستیم. ما از وقتی عمامه سرگرفتیم، معنایش این است که این لباس یونیفورم ماست. قرآن هم آیه‌ای دارد مبنی بر اینکه لباسی بپوشید که شناخته شوید. حتی یعرفن و لایؤذین. این لباس یونیفورم‌مان است. از وقتی که معمم شدیم؛ یعنی نوکر امام زمان(عج) هستیم. حالا نوکر بدی هستیم یا خوبی هستیم، ما خودمان را منتسب به آقا می‌دانیم. پس باید در مدارس علمیه سراسر کشور، یک برنامه بنویسیم. لیست مدیران حوزه را بگیریم. یک نامه مفصل بنویسیم به همه حوزه‌های علمیه. خود طلبه‌ها، دعای ندبه را جدی بگیرند، دعای عهد را جدی بگیرند، این سلام علی آل یاسین را جدی بگیرند. سر و سامان بدهیم به این جمعیتی که به جمکران می‌آیند. در اختیار یک مداح و محدود به خواب و اینها نباشد. یعنی الان باید فعالیت و تلاش مضاعف کرد. من فکر می‌کنم اگر خود امام زمان(عج) یک چشمکی به ما بزند، آن چشمک، همه این لامپ‌های بی‌نور را به نور وصل می‌کند.


• الان مهدیه‌های ایران، باید ساماندهی شود. اشعار سنجیده نیست. کتاب‌ها بازشناسی نشده است. الان مرکز و مؤسسه‌ای وجود ندارد که تشخیص دهد آیا این حرف صادراتی است یا درست نیست یا اگر هم درست هست، الان تحملش برای جامعه میسر است یا نیست. ما کار موازی نمی‌کنیم. کار موازی بیشتر کتاب نوشتن است؛ چون توی خانه می‌نشینند و چند تا کتاب می‌بینند و یک چیزی انتخاب می‌کنند و می‌نویسند. پس در کتاب‌نویسی، کارهای موازی زیاد انجام می‌شود. عمده کار ما نیروسازی آموزش با پشتوانه پژوهشی صحیح و تبلیغ و اعزام کارشناس متخصص که گارد ویژه امام زمان(عج) هستند.

• ما جوان‌هایی داریم که رگ مذهبی‌شان قوی است. اینها را باید اشباع کنیم. اگر اشباع نکنیم، سر از خانقاه و معنویت‏های کاذب درمی‌آورند. مثلا بنده چند وقت پیش، با دانشجوها در عمره بودم. در میان آنها دانشجوهایی وجود داشتند که 24 ساعت توی حرم و یا پشت بقیع بودند. روزها به مسجدالنبی(ص) می‌رفتند و شب‌ها تا صبح پشت بقیع بودند. غذا از هتل برایشان می‌بردند. ما می‌بینیم که برای اعتکاف، ده‌ها هزار دانشجو معتکف می‌شوند. به هر حال، ما یک مشت دانشجو داریم که مذهبی‌اند و باید اینها را مذهبی و سالم تربیت کنیم وگرنه سر از انحراف درمی‌آورند. یک عده هم هستند که بی‌تفاوتند، اما اگر خوب عرضه شود، به راه می‌آیند. امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید: ان الناس لو عرفوا محاسن کلامنا لاتبعونا. یک مشت معاند داریم که و ان یروا آیه یعرضوا و یقولوا سحر مستمر. (قمر، 27) حتی ماه دو نیمه شد، گفتند: جادو است. بنابراین، ما سه دسته داریم. عاشقان کم‌سواد که باید به اینها اطلاع‌رسانی کنیم. بی‌تفاوتان بی‌غرض که باید آنها را ارشاد کنیم و دسته سوم، مغرضان لجوج که قرآن می‌گوید: فان تولوا فاعرض عنهم.

• من فقط یک تقاضا دارم و آن اینکه اگر نامهربانی دیدید،  قهر نکنید. اگر قهر کنیم، کار انجام نمی‌گیرد. تصمیم بگیریم که قهر نکنیم. بلغ ما بلغ. اگر تصمیم بگیریم که قهر نکنیم: قالوا ربنا الله ثم استقاموا؛ چون نه امام زمان(عج) مال من است، نه من معرفتم بیش از دیگران است.

 

 

 

 

 

 

اشاره‌یک‌عضوخبرگان‌به‌اختیارات‌ولی‌فقیه

وي يادآور شد: همان‎گونه كه يك وزير كشور با نصب فرمانداري در يك شهرستان و واگذاري اختيارات وزارت كشور در اداره آن شهرستان به فرماندار مذكور اختياراتش در ارتباط با آن شهرستان سلب نشده و حق تصميم‌گيري درباره آن شهرستان را از دست نمي‌دهد و تصميم‌گيري وي درباره آن شهرستان دخالت در كار فرماندار تلقي نمي‌شود بلكه استفاده طبيعي از اختيارات وزير كشور بودن وي به حساب مي‌آيد.

  عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: اختياراتي را كه مسئولان نظام مثل رئيس‌جمهور، رئيس مجلس و رئيس قوه قضائيه و ديگر متوليان امور از آن برخوردار هستند، شاخه‌اي از اختيارات ولي فقيه است و با واگذاري بخشي از اختيارات ولي فقيه به مسئولان تحت امر آن اختيارات از ولي‌ فقيه سلب نمي‌شود.

آيت‌الله سيد محمود علوي نماينده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبري در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس، با بيان اينكه حكم حكومتي از اختيارات ولي‌ فقيه است، اظهار داشت: از نظر اسلام كسي كه با داشتن شرايط لازم در جايگاه امامت امت قرار مي‌گيرد براي اداره امور جامعه و حل مشكلات امت اسلام از اختياراتي برخوردار است كه پايه و اساس آنها را مصالح جامعه اسلامي تشكيل مي‌دهد.

وي بر همين اساس به يكي از پيام‌هاي امام(ره) مبني بر اينكه اگر رهبر جامعه اسلامي و ولي فقيه مصلحت را در اين ببيند كه برنامه حج را تعطيل كند مي‌تواند اين اقدام را انجام دهد، اشاره و تصريح ‌كرد: اين پيام حضرت امام(ره) نشان مي‌دهد كه اختيارات ولي فقيه حتي در بسياري از احكام اوليه شرع اسلام نيز حاكم است.

عضو مجلس خبرگان رهبري با تأكيد بر اينكه ولي فقيه مي‌تواند بر حسب تشخيص و مصلحت امت اسلامي به صورت مقطعي از اجراي احكام اوليه شرع اسلام نيز جلوگيري به عمل آورد، افزود:‌ اسلام به ولي فقيه چنين اختياراتي را داده است.

وي بر همين اساس به جريان درخت خرماي سمرةبن جندب اشاره كرد كه به علت سركشي بدون اعلام خود موجب اذيت، آزار و ناراحتي خانواده مردي از انصار شده بود و حاضر به معاوضه آن با درخت خرمايي در نخلستاني ديگر و حتي درخت خرمايي در بهشت از سوي پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم نشد و به همين دليل آن حضرت دستور كندن درخت خرماي وي را صادر كردند.

آيت‌الله علوي ادامه داد: پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم براي اينكه اين درخت خرما و سركشي بدون اعلام وي ريشه فتنه‌اي را ميان جامعه اسلامي به وجود نياورد و به تعبير امام راحل براي جسم ماده فساد و كندن ريشه آن پيامبر اکرم اين دستور را صادر كردند.

وي با بيان اينكه هيچ فردي حق ندارد دستور دهد كه مال كسي از ماليت ساقط شود و بدون رضايت او مورد تصرف قرار گيرد، گفت: اما اسلام اين حق را براي پيامبر به عنوان حاكم جامعه اسلامي و نيز براي ائمه معصومين و فقهاي جامع‌الشرايط به عنوان نائب امام معصوم قائل شده است.

عضو مجلس خبرگان رهبري يادآورشد: امام راحل در بحث ولايت فقيه تصريح مي‌نمايند كه: "همان اختياراتي كه پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم براي اداره حكومت اسلامي از آن برخوردار است ائمه معصومين و نيز ولي‌ فقيه از آن برخوردار هستند زيرا اين اختيارات نه به دليل فضائل پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم در اختيار او قرار گرفته تا ائمه يا فقها كه از آن ميزان فضائل برخوردار نيستند اختياراتشان كمتر باشد بلكه اين اختيارات به اقتضاي اداره امور جامعه اسلامي در اختيار رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم قرار گرفته است و ائمه معصومين و فقهاي جامع ‌الشرايط در مقام اداره جامعه به همين اختيارات نياز دارند و شرع مقدس اسلام براي آنان نيز همين اختيارات را در نظر گرفته است ".

وي ادامه داد: امام راحل همچنين مي‌فرمايند: "اختيارات ولي فقيه عين اختيارات ائمه ‌معصومين و اختيارات ائمه‌ معمومين عين اختيارات پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم در مقام زعامت امت است ".

آيت‌الله علوي با تأكيد بر اينكه حكم حكومتي بخشي از اختيارات ولي فقيه و حاكم جامعه اسلامي است، اظهار داشت: حاكم جامعه اسلامي چنين تصميم‌‌هايي را بر مبناي مصلحت جامعه مي‌گيرد و اختياراتي را كه ديگر مسئولان نظام مثل رئيس‌جمهور، رئيس مجلس و رئيس قوه قضائيه و ديگر متوليان امور از آن برخوردار هستند شاخه‌اي از اختيارات ولي فقيه است و با واگذاري بخشي از اختيارات ولي فقيه به مسئولان تحت امر آن اختيارات از ولي‌ فقيه سلب نمي‌شود.

وي يادآور شد: همان‎گونه كه يك وزير كشور با نصب فرمانداري در يك شهرستان و واگذاري اختيارات وزارت كشور در اداره آن شهرستان به فرماندار مذكور اختياراتش در ارتباط با آن شهرستان سلب نشده و حق تصميم‌گيري درباره آن شهرستان را از دست نمي‌دهد و تصميم‌گيري وي درباره آن شهرستان دخالت در كار فرماندار تلقي نمي‌شود بلكه استفاده طبيعي از اختيارات وزير كشور بودن وي به حساب مي‌آيد.

عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه بر اساس اصل چهارم قانون اساسي، شرع مقدس اسلام در تمام اصول قانون اساسي و قوانين عادي ما حاكم است، يادآور شد: اسلام چنين اختياراتي را به ولي امر مسلمين مي‌دهد تا بتواند جامعه اسلامي را اداره كند.

وي با تأكيد بر اينكه اگر حاكم اسلامي در جايي لازم ببيند تصميمي را اتخاذ كند مي‌تواند آن تصميم را بگيرد، خاطر‌نشان ‌كرد: تصميم ولي‌ فقيه دخالت در امور ديگران نيست بلكه استفاده بخشي از اختيارات خود اوست و در صورتي كه ضرورت اقتضا كند كه تصميمي اتخاذ شود بر ولي امر مسلمين و ولي فقيه واجب خواهد بود كه آن حكم حكومتي را صادر كند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:47  توسط علی  | 

گاف آشکار کارشناس صدای آمریکا در سیاه نمایی علیه نظام درمانی ایران

سیاه نمایی علیه وضعیت نظام درمانی ایران توسط مجری و کارشناس صدای آمریکا به قدری غیر واقعی بود که واکنش کارشناس دیگر این شبکه را برانگیخت.

اعتراض کارشناس صدای آمریکا به سیاه نمایی های کارشناس دیگر این شبکه موجب شد تا سرانجام کارشناس اول برای جمع وجور کردن گاف خود تمامی حرف های گذشته را پس بگیرد واز وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران تمجید نماید.
بر اساس این گزارش؛ نورالدین پیرموذن نماینده سابق مجلس ششم که اکنون مقیم امریکا است، در واکنش به سیاه نمایی های کارشناس دیگر صدای آمریکا علیه نظام درمانی کشور، گفت:« من نمیدانم خانم رضایی واقعا در فضای سیستم درمانی کشورمان بوده و یا اینکه این سخنان رابا عینک بد بینی اظهار میکند،خانم رضایی گفت که بیمارستان ها باز بینی نمی شود و یا اینکه نظام مدیریتی بیمارستان ها در ایران مشکل دارد،در جواب باید بگویم که بنده زمانی که در ایران بودم هم مدیر عامل سازمان بهداشت و درمان و هم نماینده مجلس وهم مخبر کمیسیون بهداشت در مجلس بودم و نسبت به کار اکثر مسئولین دانشگاهها و مسئولین بهداشتی و درمانی که افتخار همکاری با آنها را داشتم، آگاهی دارم، اکثر آنها افرادی هستند که عمرشان را برای پزشکی گذاشته اند.»
وی در ادامه اضافه کرد:«خوشبختانه اگر الان به وضعیت بهداشت و درمان کشور نگاه کنید می بینید تنها وزیری که هم سابقه قانونگذاری دارد و هم از پزشکان با سابقه است و مدیریت کارآمدی نیزدر بیمارستان ها و فضای درمانی کشور داشته،همین خانم دکتر دستجردی است که به عنوان وزیر بهداشت معرفی شده است،شایدبتوان گفت تنها وزیری است که هر نگاهی وارد انتخابات میشد و رای میآورد حتما وی را انتخاب می کرد.»
در همین حال شیده رضایی که به عنوان کارشناس در این برنامه حضور پیدا کرده بود وقتی با اظهارات پیرموذن رو به رو شد در چرخشی 180 درجه ای اظهارات گذشته خود را پس گرفته و گفت:«شاید من اظهاراتم را بد عنوان کردم ولی من اصلا نگفتم که بیمارستان های ایران بازبینی نمی شود،من خودم بر اساس استانداردها وآمارهائی که وجود دارد ازمدافعین سیستم درمانی و بهداشتی ایران هستم[!]»
رضایی در آخر اعتراف کرد:«ایران در میان کشورهای دنیا به لحاظ میزان پیشرفت علمی و از لحاظ ابزار و تجهیزات بیمارستان جزو کشورهای برتر است و در این زمینه از استاندارد های لازم برخوردار است.»
گفتنی است این ارگان رسانه ای وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا همواره در موضوعات مختلف سعی کرده به تخریب و سیاه نمایی علیه جمهوری اسلامی ایران بپردازد، که البته گاهی آنقدر در این زمینه افراط می نماید که با واکنش کارشناسان و همچنین مخاطبان خود رو به رو میشود.

 

 

 

 

 

 

 

ظهور نشانه‌هاي پذيرش ايران هسته‌اي در اسرائيل

وزير جنگ رژيم صهيونيستي در عقب‌نشني آشكار از سياست چندساله، اعلام كرد اگر ايران به سلاح اتمي هم دست پيدا كند، با آن نه به اسرائيل حمله مي‌كند نه به هيچ كشور همسايه ديگر بنابراين نبايد دنيا را از ايران هسته‌اي بترسانيم.

«ايهود باراك» در مصاحبه‌اي با روزنامه صهيونيستي هاآرتص، كه نشان از بروز پذيرش ايران هسته‌اي دارد، اعلام كرد كه اگر ايران به سلاح اتمي هم برسد، به هيچ كشوري حمله نمي‌كند.

باراك در اين گفت‌وگو بر خلاف سياست چند سال گذشته آمريكا، اسرائيل و كشورهاي غربي و در چرخشي كاملا آشكار، اعلام كرد شايسته نيست اسرائيل به دليل برنامه هسته‌اي ايران در دنيا ايجاد رعب و وحشت كند.

هاآرتص گزيده‌اي از اين مصاحبه را امروز (پنجشنبه) منتشر و متن كامل آن را فردا منتشر خواهد كرد.

* موضع سوال‌برانگيز باراك: ايران در صورت داشتن سلاح اتمي هم به اسرائيل حمله نمي‌كند

باراك در ادامه در پاسخ به اين سوال كه آيا ايران بمب اتمي بر اسرائيل خواهد انداخت گفت: ايران نه روي اسرائيل بمب مي‌اندازد نه روي هيچ كشور همسايه ديگري. نيازي به ترسيدن و نگران بودن نيست. هنوز اسرائيل قدرتمندترين است در خاورميانه.

هاآرتص اعلام كرد كه البته موضع ايهود باراك با بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل كاملا متفاوت است زيرا نتانياهو در سال‌هاي اخير تلاش ايران براي پيشبرد برنامه هسته‌اي را با آلمان نازي مقايسه كرده است.

* باراك: اگر ايران را به نازي‌ها تشبيه كنيم بايد از اسرائيل فرار كنيم

باراك گفت: من دوست ندارم ايران را با سال 1938 مقايسه كنم و فكر نمي‌كنم اين دو (ايران و آلمان نازي) شبيه به هم باشند، زيرا اگر اينگونه باشد اسرائيلي‌ها بايد اسرائيل را ترك كنند و بروند.

وزير جنگ اسرائيل افزود: من به كلمات و اصطلاحات ترس‌آور فكر نمي‌كنم. آنچه در پاكستان در حال روي دادن است نوعي از فروپاشي سياسي است و چهار بمب (اتمي) اگر به ايران برسد، اين چه معنايي دارد؟ آيا ما براي فرار بايد به سوي فرودگاه برويم؟ يا اينكه درهاي اسرائيل را ببنديم [وتعطيلش كنيم] فقط به اين دليل كه راه ايران [براي رسيدن به بمب] كوتاه‌تر شده است؟ خير، ما هنوز در خاورميانه قدرتمندترين هستيم.

وزير جنگ اسرائيل در حالي اين سخنان را بر زبان مي‌آورد كه در سال‌هاي اخير شديدترين جنجال را اسرائيلي‌ها عليه ايران در خصوص برنامه هسته‌اي به راه انداختند و رسيدن ايران به سلاح اتمي را (كه ايران بارها آن را تكذيب كرد و گزارش‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي آن را رد مي‌كند) به معناي پايان موجوديت اسرائيل مي‌دانستند اما اكنون به گونه‌اي از ايران هسته‌اي سخن مي‌گويند كه ظاهرا در حال پذيرش آن هستند و حاضر نيستند به صراحت آن را اعلام كنند بنابراين به جهانيان اعلام مي‌كنند كه نيازي نيست از ايران هسته‌اي ترسيد.

باراك در ادامه بار ديگر مدعي شد كه نظام ايران نيز دير يا زور از بين مي‌رود و افزود: به نظرم ما شاهد پايان ديكتاتوري‌ها در جهان عرب هستيم و هر چند ايران از اين ماجرا در امان مانده است ولي ممكن است ايران را نيز در بر بگيرد.

وي در خصوص مصر نيز اعلام كرد كه خطري فوري در اين خصوص اسرائيل را تهديد نمي‌كند و افزود: فكر نمي‌كنم توافق صلح اسرائيل و مصر با خطري فوري روبه‌رو باشد يا اينكه شاهد تجربه ديگري شبيه [جنگ اكتبر] سال 1973 باشيم. اين خيلي بعيد است.

وي در خصوص سوريه نيز به مانند بسياري ديگر از كارشناسان و مسئولان در اسرائيل اعلام بي‌اطلاعي كرد و گفت: من نمي‌دانم در سوريه چه مي‌گذرد و فكر مي‌كنم كه اين كشور با خطر فقدان قدرتي براي كنترل بر امور روبه‌روست.

 

 

 

 

 

موج جدیدی در جهان در حال شکل گیری است که منشاء آن ایران است

رئیس‌جمهور با بیان اینکه اندیشه مارکسیستی و سرمایه داری که هر دو از یک جنس بوده و دارای اهداف ضد انسانی بودند به پایان راه رسیده‌اند، اظهار داشت: موج جدیدی در جهان در حال شکل گیری است که منشاء آن ایران است و همگان متوجه شده‌اند که با به پایان رسیدن مارکسیسم و نظام لیبرال راه سومی که مبدا آن ایران است در حال روی کار آمدن بوده و بی‌تردید آینده از آن این راه است.

پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، دکتر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور در بیست و یکمین آیین نکوداشت اعضاء هیئت علمی نمونه کشور، دستاورد‌ها و سرعت علمی کشور را افتخارآمیز دانست و گفت: باید با اتکاء به توانمندی، فرهنگ و دانش اساتید و اعضاء هیات علمی کشورمان ویژگی‌های آینده درخشان و نمونه را ترسیم و به بشریت عرضه کنیم.

زیبا‌ترین اندیشه‌ها در پس فقر و عقب ماندگی مدفون شده‌اند

رئیس جمهور تصریح کرد: برای سرافراز ماندن باید پیشرفته باشیم چه بسا زیبا‌ترین اندیشه‌ها در پس فقر و عقب ماندگی مدفون شده‌اند و بسیاری از ارزش‌ها و اندیشه‌های ضد انسانی در پس برخی پیشرفت‌های مادی بر کل بشریت تحمیل می‌شوند.

احمدی نژاد خاطر نشان کرد: امروز ماموریت داریم که معادله به ارث رسیده و تبعیض آلود حاکم بر جهان را تغییر دهیم و این مستلزم آن است که ایران عزیز کشوری آباد، برخوردار و در بخش‌های مختلف بالا‌ترین تراز جهانی قرار بگیرد.

رسیدن به پیشرفت، نیازمند علم و فرهنگ است

رئیس‌جمهور رسیدن به پیشرفت را نیازمند علم و فرهنگ دانست و گفت: علم دروازه ورود انسان به افق‌های بالا‌تر است و بدون آن هیچ تحولی اتفاق نمی‌افتد حرکت بدون علم یا موجب درجا زدن و یا سقوط به پرتگاه‌های خطرناک خواهد شد.

وی افزود: اینکه امروز عده‌ای در دنیا حرف اول را حتی در عرصه‌های سیاسی می‌زنند و اندیشه‌های باطل خود را در دنیا همگانی کرده‌اند بخاطر پشتوانه پیشرفت‌های علمیشان است.

کشورمان نیازمند جهش علمی است و همه فرصت‌ها برای آن فراهم می‌باشد

رئیس جمهور با تاکید بر اینکه کشورمان نیازمند جهش علمی است و همه فرصت‌ها برای آن فراهم می‌باشد، گفت: باید به جایی برسیم که در جهان جابجایی ایجاد شده و ایران پرچمدار علم جهان شود.

احمدی نژاد خاطر نشان کرد: عده‌ای بر این باور هستند که تنها راه رسیدن به قله‌های پیشرفت علمی‌‌ همان راهی است که دیگران پیموده‌اند و این بدان معناست که ما باید همیشه عقب مانده بمانیم چرا که مسیر را کسانی ترسیم می‌کنند که جلودار هستند بنابراین باید راههای دیگری برای پیشرفت علمی خود جستجو کنیم. حلقه‌های اتصال به خزانه علم خدا مربوط به حلقه‌هایی که دیگران قبلا آن را تعبیه کرده‌اند نیست و می‌توان راههای جدیدی را برای پیشرفت علمی پیدا کرد که لازمه آنکه خودباوری است.

وی خاطر نشان کرد: اگر دانش و ارزشهای فرهنگی و الهی در کنار هم قرار بگیرند شاهد دستاوردهای معجزه گونه خواهیم بود و مسیر جدیدی پیش روی بشریت گشوده خواهد شد که در نتیجه آن در فضای فرهنگی بومی ملت ایران رشد و نمو خواهند کرد.

تعییر قله پیشرفت با تکیه بر آرمان‌ها، ارزشهای انسانی و الهی

احمدی‌نژاد افزود: دستاوردهای تجربی رابطه‌ای بین جسم انسانهاست اما فرهنگ رابطه بین روح انسان‌ها به شمار می‌رود و زمانی می‌شود قله پیشرفت را تغییر داد که فعالیت علمی در فضای فرهنگی و مبتنی بر آرمان‌ها و ارزشهای انسانی و الهی ترسیم شود.

پیشرفت نیازمند فعالیت علمی است

رئیس‌جمهور خاطر نشان کرد: بی‌تردید فعالیت علمی که در خدمت سرمایه داری و تثبیت سلطه مستکبران انجام می‌شود با فعالیت‌های علمی که در خدمت سعادت انسان است متفاوت می‌باشد.

احمدی‌نژاد گفت: پیشرفت نیازمند فعالیت علمی است و این فعالیت‌ها زمانی می‌تواند کشورمان را به نقطه مطلوب برساند که بر مبنای مبانی و فرهنگ بومی خود حرکت کنیم اگر جامعه مطلوب ترسیم نشود و همه اقدامات انجام شده غیر هدفمند خواهد بود و منجر به شکوفایی استعداد‌ها و پیشرفت نخواهد شد.

جامعه آینده باید هم پیشرفته و هم بستری برای تکامل انسان‌ها باشد

وی خاطر نشان کرد: جامعه آینده باید هم پیشرفته و هم بستری برای تکامل انسان‌ها باشد و این نیازمند انسان‌های شجاع، موحد، عالم و عدالت خواه است و همه ارزش و عظمت کار اساتید و اعضاء هیات علمی در این است که نسل‌هایی را تربیت می‌کنند که عالم، شجاع، پاک، عدالت خواه و آرمانی باشند.

موج جدیدی در جهان در حال شکل گیری است که منشاء آن ایران است

رئیس جمهور با بیان اینکه اندیشه مارکسیستی و سرمایه داری که هر دو از یک جنس بوده و دارای اهداف ضد انسانی بودند به پایان راه رسیده‌اند، اظهار داشت: موج جدیدی در جهان در حال شکل گیری است که منشاء آن ایران است و همگان متوجه شده‌اند که با به پایان رسیدن مارکسیسم و نظام لیبرال راه سومی که مبدا آن ایران است در حال روی کار آمدن بوده و بی‌تردید آینده از آن این راه است.

احمدی نژاد تصریح کرد: امروز قدرتی در ایران در حال ظهور است که متکی بر اسلحه و اقتصاد نیست بلکه این قدرت منشاء انسانی و ایمانی دارد و با اتکاء به فرهنگ و ایمان و موجودیت ملت بزرگ خود حرکت می‌کنیم و این بالا‌ترین تجلی قدرت الهی است البته ملت ایران چندین هزار سال است که در جهان جاری است که امروز فرصت شکوفایی پیدا کرده است.

ایجاد 11 سپتامبر به بهانه نجات آمریکا از افول اقتصادی

رئیس جمهور خاطر نشان کرد: از حدود ۴۰ سال قبل مشخص شد که اقتصاد آمریکا رو به افول بوده و عوامل اصلی تحرک و رشد خود را از دست داده است آنان برای اصلاح این وضعیت تا مدت‌های طولانی به طور مستمر دارایی‌های کاغذی منتشر می‌کردند اما ده سال قبل برای اینکه فرصتی به دست آورده و خود را نجات دهند داستان ۱۱ سپتامبر را ایجاد کرده و شخصیت‌هایی را به صحنه آوردند که هیچ کس از ماهیت آن‌ها اطلاعی نداشت.

احمد نژاد گفت: سلطه گران به بهانه ۱۱ سپتامبر به منطقه لشکر کشی و در طول ده سال گذشته حدود یک میلیون انسان را قتل عام کردند.

وی تصریح کرد: اخیراً که نظام سلطه متوجه شده تابلویی که در مقابل انقلاب اسلامی ملت بزرگ ایران در منطقه علم کرده بود نمی‌تواند در مقابل موج این انقلاب ایستادگی کند و زمانی که تاریخ مصرف آن را تمام شده تشخیص دادند ظرف ۲۴ ساعت آن را کنار گذاشته و قرار است به جای این تابلوی خشن و آدمکش چهره‌ای جدید با لبخند و لطافت روی کار بیاورند و مجددا به بهانه آن فرصتی برای چپاول-گری‌های خود ایجاد کنند.

تمدن اسلامی هیچ‌گاه به طور کامل در جهان متجلی نشده است

رئیس جمهور در بخش دیگری از اظهارات خود با بیان اینکه تمدن اسلامی هیچ‌گاه به طور کامل در جهان متجلی نشده است گفت: غیر از مقاطع کوتاهی این طواغیت و خودخواهان این فرصت را از اسلام سلب کرده‌اند که در ابعاد تمدنی ظاهر شود تمدن اسلامی به معنای فراگیری عدل، آزادی، شکوفایی، محبت، پاکی و یگانه پرستی در جهان است و امروز باید خط نورانی تمدن اسلامی را ترسیم و ابعاد گوناگون آن را به بشریت معرفی کنیم باید تمدنی برپا شود که در آن هر انسان تجلی خدا بوده و خدایی زندگی کند و در همین راستا اگر فعالیت‌های علمی ناظر به پاسخ دادن به نیازهای این تمدن باشد به سرعت می‌توان قله‌های پیشرفت را فتح کرده و مناسبات ناعادلانه را تغییر داد.

تصویر آینده بشریت باید روشن، انسانی، متعالی و الهی باشد

احمدی‌نژاد تصریح کرد: تصویر آینده بشریت باید روشن، انسانی، متعالی و الهی بوده و با فعالیت‌های علمی ابعاد این تصویر ترسیم شود. فعالیت‌های علمی بایستی معطوف به نقطه موعود و در فضای فرهنگی خودمان اتفاق بیفتد.

وی خاطر نشان کرد: اساس کار فرهنگی مبتنی بر رابطه قلبی و عاطفی است ارزشهای فرهنگی غیر از مسیر محبت در جامعه جاری نمی‌شود.

 

 

 

 

 

تلاش بيهوده آمريکا براي جبران شکست طرح تحريم ايران

علي رغم اينکه تا کنون تمامي تحريم هاي ضد ايراني آمريکا غير موثر بوده و دولت امريکا در اين زمينه با شکست مواجه شده ،خزانه داري آمريکا تصميم گرفته تا اين تحريم ها را گسترش دهد!

روزنامه صهيونيستي هاآرتص، دولت آمريکا بر اساس اين قانون بانک ها را ملزم ميکند که بين ايران و آمريکا يکي را انتخاب کنند به معناي اينکه يا فقط با سيستم هاي اقتصادي آمريکا تجارت کنند و يا به مبادلات تجاري با ايران مشغول باشند.
به نوشته هاآرتص، يکي از اعضاي مجلس سناي آمريکا ضمن تاييد اين خبر اضافه کرد:«ما به دنيال اين هستيم که به بانک هايي که با ايران همکاري ميکنند فشار بياوريم، الويت اول اين است که انها را متوقف کنيم و الويت و برنامه دوم ما اين است که اين بانک ها را تحريم نماييم.»
وي در ادامه به يک موسسه مالي در ترکيه اشاره کرد که تا کنون تمامي تحريم ها عليه ايران را زير پا گذاشته است.
گفتني است در حال حاضر شرکت ها،موسسات و بانک هاي بسياري در کشورهاي آسيايي،اروپايي وحتي آمريکاي جنوبي وجود داردند که بدون توجه به اين تحريمها همچنان به معاملات و تبادلات تجاري خود با ايران مشغول هستند،و همين امر باعث شده تا تحريم هاي ضد ايراني آمريکا بسيار کم رنگ و بي اثر شود، ، به نظر ميرسد دولت آمريکا با اصرار بيهوده خود براي گسترش اين تحريم ها به جاي فشار بر ايران بيشتر به سمت انزواي خود درجامعه بين الملل درحرکت است.

 

 

 

 

 

کمپین تحریم کالاهای صهیونیستی در فیس بوک

جوانان فلسطینی با راه اندازی کمپینی در فیس بوک به تحریک کالاهای اسرائیلی دعوت کردند.


جوانان فلسطینی در پاسخ به تصمیم رژیم صهیونیستی مبنی بر متوقف کردن انتقال درآمدهای مالیاتی به تشکیلات خودگردان که در اعتراض به توافقنامه صلح انجام شد، کمپینی را در شبکه اجتماعی فیس بوک راه اندازی کردند و به تحریم کالاها و تولیدات اسرائیلی دعوت کردند.

این کمپین که به نام این ملت خواهان تحریم کالاهای اسرائیل است از تایید و مشارکت هزاران نفر تاکنون برخوردار شده است و از فراخوانی تحریم کالاهای اسرائیلی و تحریم ورود آنها به منازل فلسطینی ها حمایت کرده اند.

بنابرگزارش دارالخلیج، سلیمان ابوعالیا، یکی از برپاکنندگان این کمپین در این باره گفت: طرح ملی جوانان با هدف آگاه سازی و بیداری مردم نسبت به خطر درآمدها و سودهای اقتصادی رژیم صهیونیستی در بازارهای محلی و در پاسخ به سیاست اسرائیل در مخالفت با صلح ملی فلسطین انجام شده است.

 

 

 

 

 

جریان انحرافی با "اخلاص گرایی" می آید!

اخیرا طیفی در بخشی از بدنه دولت و مجلس تشکیل شده که درصدد حمایت ازجریان انحرافی درانتخابات آتی مجلس شورای اسلامی می باشند.

این جریان جدید که عنوان "اخلاص گرایی" بر خود نهاده طی هفته های گذشته دیدارهایی با برخی جریانهای اصولگرایی در استانها انجام داده است.

بنابراین گزارش و در همین راستا مهندس(ظ) از مسئولین نزدیک به جریان انحرافی در سفری به استان لرستان و با هماهنگی های صورت گرفته از طریق (ر.الف) که از چهره های نزدیک به جریان انحرافی در استان می باشد دیدارهایی با برخی طیفهای اصولگرای شهر خرم آباد انجام داده است و مباحثی پیرامون انتخابات آتی مجلس و برخی چهره ها که قابلیت کاندیداتوری دراستان دارند صورت گرفته است.

لازم به ذکر است جریان انحرافی با برنامه ریزی گسترده در استانها و شناسایی افراد خاص و نزدیک به این جریان که به اصطلاح دارای وضعیت "سفید" هستند در صدد حضور پررنگ در انتخابات مجلس می باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

افشاگری درباره ماهیت جایزه پانصد هزاردلاری به گنجی


کارشناس شبکه سلطنت طلب پارس با اشاره به اعطای جایزه پانصد هزار دلاری غرب به اکبر گنجی در سال 2010، ضمن افشای ماهیت این جایزه، خطاب به وی گفت:« آیا نمی دانستی نلسون فریدمن که جایزه به نام اوست نقش بسیار زیادی در حمایت از دیکتاتور شیلی یعنی پینوشه داشت.»

شبکه سلطنت طلب پارس ماهیت جایزه پانصد هزاری دلاری به اکبر گنجی را فاش کرد.
کوروش راد منش در مصاحبه با پارس با اشاره به دریافت جایزه پانصد هزار دلاری نلسون فریدمن از سوی اکبر گنجی در سال 2010 گفت:« گنجی اگر ذره ای آبرو و شرف سیاسی داشت هیچ گاه حاضر به دریافت این جایزه نمی شد.»
وی با اشاره به شخصیت نلسون فریدمن ادامه داد:« در سال 1976 در حالی مگا فرید که برنده جایزه اقتصاد نوبل شده بود این جایزه را از پادشاه سوئد دریافت داشت که بسیاری از حاضرین در سالن به این اقدام اعتراض کرده و سروصدا به راه انداختند چرا وی نقش بسزایی در کودتای پینوشه علیه مردم شیلی داشت.»
این فرد ضد انقلاب با اشاره به گرفتن ژست حقوق بشری و دموکراسی خواهی از سوی اکبر گنجی، خطاب وی گفت:« تویی که مدام از این شعارها می دهی چرا این جایزه را دریافت کردی؟»
رادمنش در ادامه با اشاره به مصاحبه اکبر گنجی با رادیو فردا و اعتراف وی به فروکش کردن تجمعات سبزها در پی کشیده شدن آن به سمت شعار علیه ولایت فقیه، افزود:« امروز خیلی راحت دررادیو فردا می نشینی و از تو با عنوان کارشناس مبارزات مدنی یاد می شود، آنگاه اعتراف می کنی که بله در سال 88 مردمی که به خیابانها ریخته بودند، چون جهت عوض شد و فضا رادیکال ، و برخی علیه ولایت فقیه شعار دادند، انبوه مردم ایران تظاهرات و خیابانها را ترک کردند.»

 

 

 

 

 

 

گزارش صدای آمریکا از روابط حسنه ایران با امارات،قطر و عمان

شبکه صدای آمریکا در گزارشی به روابط حسنه بین ایران با قطر،عمان و امارات اشاره کرد.


پس از صدور بیانیه ای ضد ایرانی از سوی اتاق بازرگانی و صنایع بحرین و درخواست دولت این کشور از کشورهای عضو شورای خلیج فارس برای تحریم تجارت با ایران ،شبکه دولتی صدای آمریکا در این باره اظهار داشت: «دولت عربستان و کویت روابط مناسبی با ایران ندارند اما سه کشورقطر،عمان وامارات متحده روابط تجاری و اقتصادی بسیاری با ایران دارند.»
بر اساس این گزارش،این شبکه دولتی افزود:«قطر با حوزه های مشترک نفت و گاز روابط خوبی با ایران دارد،عمان نیزارتباطی تاریخی و حسنه با ایران دارد،امارات متحده عربی هم طرف بازرگانی ایران است و حجم مبادالات این دو کشور به 10 تا 12 میلیارد دلار در سال میرسد،فقط دو کشور عربستان و کویت هستند که با ایران روابط مناسبی ندارند.»
البته تلاش غربی ها برای تیره نشان دادن روابط ایران و کویت در شرایطی صورت می گیرد که چندی پیش رئیس مجلس کویت با رد مجدد شایعات برخی رسانه‌های صهیونیستی و منطقه‌ای مربوط به ارتباط ایران با شبکه جاسوسی کشف شده در کویت گفته بود: «فتنه‌انگیزی برخی کشورهای منطقه نمی‌تواند بر روابط ایران و کویت تاثیر منفی گذارد.»
ارگان وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا در ادامه علی رغم اعتراف به روابط حسنه دولت امارات متحده با جمهوری اسلامی ایران،مدعی شد:«مفسرین سیاسی معتقدند در شرایط کنونی سیاست بر اقتصاد برتری دارد و امارات متحده این قابلیت را دارد که از چنین تجارتی با ایران چشم بپوشد.»
گفتنی است پس از بروز انقلاب های مردمی و اسلامی منطقه که به عقیده بسیاری از تحلیلگران غربی وخاورمیانه الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران است و باعث افزایش نفوذ و قدرت ایران در منطقه شده، رسانه های آمریکا و متحدانش برای کم رنگ کردن نفوذ کشورمان در خاورمیانه در پی اجرای دو پروژه "اختلاف افکنی بین شیعه وسنی" و "ایران هراسی و ایجاد اختلاف بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس" هستند.

 

 

 

 

 

 

كوثري: خليج ع‌ر‌ب‌ي توطئه‌ آمريكا براي فروش سلاح به كشورهاي منطقه است

نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست مجلس با بيان اينكه ايران تنها قائل به مالكيت بر آب‌هاي منطقه‌اي خود در خليج فارس است، گفت: خليج ع‌ر‌ب‌ي توطئه‌هاي آمريكا براي فروش سلاح به كشورهاي منطقه است.

محمد اسماعيل كوثري نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، در واكنش به اظهار نظر مقام 6 كشور حوزه خليج فارس، مبني بر، ع ر ب ي خواندن خليج فارس گفت: متاسفانه علي‌رغم تمامي هشدار‌هاي ايران، برخي‌ از كشورهاي منطقه همچنان در پازل آمريكا و رژيم صهيونيستي بازي مي‌كنند و از اينكه اظهار نظرهاي نسنجيده آنها موجب اختلاف كشورهاي اسلامي و عملي شدن توطئه‌ دشمنان اسلام مي‌شود، غفلت مي‌كنند.

وي با بيان اينكه ايران به حقوق همه ملت‌ها و كشورهاي منطقه احترام مي‌گذارد، گفت: خليج فارس متعلق به همه كشورهاي ساحلي خليج فارس است و علي‌رغم ادعاهاي بي‌پايه و اساس، ايران ادعاي مالكيت بر تمام آب‌هاي خليج فارس را ندارد.

كوثري با بيان اينكه ايران همواره به حقوق كشورهايي ساحلي خليج فارس احترام گذاشته و از حق آنها دفاع كرده است، نام خليج فارس را تاريخي، ماندگار و غيرقابل تغيير و تحريف دانست و گفت: توطئه‌هاي آمريكايي‌ها قادر به تغيير نام خليج فارس نخواهد شد چرا كه آنها چنين قدرتي نداشته و ندارند پس بهتر است بدانند كه اين شيوه در منطقه خليج فارس نتيجه‌اي براي آنها نخواهد داشت.

نايب رئيس كميسيون امنيت ملي ايران هراسي را از جمله اهداف آمريكا براي تحريك كشورهاي عربي مبني بر تحريف نام خليج فارس دانست و گفت: آمريكايي‌ها ايران و ديگر كشورهاي مسلمان خليج فارس را عليه هم تحريك مي‌كند تا بتواند تجهيزات و سلاح‌هاي نظامي خود را به كشورهاي منطقه بفروشند؛ در حالي كه بايد گفت كه ايران اسلامي همواره از كشورهاي منطقه حمايت كرده و حتي حاضر است امنيت اين كشورها را در برابر تجاوز‌ آمريكا به عهده بگيرد.

كوثري در پايان با بيان اينكه خليج ع ر ب ي هيچگاه محقق نخواهد شد، گفت: بخش شمالي ساحل خليج فارس در اختيار ايران قرار دارد و ايران تنها بر آب‌هاي منطقه‌اي خود تملك دارد.

 

 

 

 

 

تازه‌ترين اقدام«اتحاد علیه ایران هسته‌ای»

موسسه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» که يك نهاد بین المللی وابسته به تشکیلات صیهونیستی است و بر اين اساس شكل گرفته كه از طرفي ایران را به عنوان یک تهدید هسته‌ای جهانی به افکار عمومی جهانيان معرفي كرده و از طرف ديگر تلاش مي‌كند كه با فشار بر شرکت‌های بزرگ بين المللي كه با ايران رابطه‌ي اقتصادي دارند آنان را وادار به تحریم اقتصادی ایران کند...

موسسه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» (United Against Nuclear Iran) که يك نهاد بین المللی وابسته به تشکیلات صیهونیستی است و بر اين اساس شكل گرفته كه از طرفي ایران را به عنوان یک تهدید هسته‌ای جهانی به افکار عمومی جهانيان معرفي كرده و از طرف ديگر تلاش مي‌كند كه با فشار بر شرکت‌های بزرگ بين المللي كه با ايران رابطه‌ي اقتصادي دارند آنان را وادار به تحریم اقتصادی ایران کند در جديدترين اقدام خود از کمپانی بزرگ آلمانی ـ سویسی «لیبهرر» (Liebherr) که سازنده کرن (crane) و تجهییزات بالابر است و محصولات خود را در ایران از سوی دو کمپانی ایرانی بفروش می‌رساند، خواسته  كه با ايران ارتباط تجاري خود را قطع كند.

این تشکیلات صهیونیستی که به هر نحوی قصد دارد جلوي حرکت ایران برای هسته‌ای شدن را بگیرد، با اتهامات بی پایه و اساس، و اقدامات ایضایی دیگر در سطح جهان علیه ایران اقدامات سیاسی و تخریبگرانه‌اي انجام مي‌دهد.

همچنين این تشکیلات متخلف بین المللی که با اقدامات تمامیت خواهانه آنها در مجامع بین المللی بایستی مقابله کرد به کمپانیهای دیگر سازنده کرن، مانند کمپانی کاترپیلار (Caterpillar)، ترکس (Terex) و کوماتسو (Komatsu) نيز نامه نوشته که با ايران مراوده‌ي اقتصادي خود را قطع كنند و آنها هم اعلام کرده‌اند که دیگر به ایران کرن ارسال نخواهند كرد.

اين مؤسسه‌ي وابسته به لابي‌هاي صهيونيستي هم‌چنين به کمپانیهای Tadano (ژاپن)، UNIC (ژاپن)، Cargotec (فنلاند)، Konecranes (فنلاند)، XCMG (چین)، Kobelco (ژاپن)، Zoomlion (چین) و Gottwald (آلمان) نيز هشدار داده که نسبت به معامله و فروش کرن به ایران مراقب باشند که در غير اين صورت تبلیغات جهانی علیه آنان را نيز آغاز خواهد كرد.

تهدیدات این تشکیلات صیهونیستی نسبت به ایران در شرایطی است که اقدامات تهدیدآمیز این گروه علیه کمپانیهای خارجی که در حال مذاکره با آنان هستند شرایط را به نحوی پیش برده که هرچه سریعتر بايد جلوي این زیاده خواهیها گرفته شود.

يادآور مي‌شود گروه موسوم به اتحاد عليه ایران هسته‌ای پیش از این، علاوه بر نصب بیلبوردهای تبلیغاتی علیه ایران و احمدی نژاد، لیستی از تمامی شرکت‌های صنعتی و تجاری و.. که با ایران روابط اقتصادی دارند؛ تهیه و منتشر کرده است و با ارسال نامه‌هایی برای روسای این کمپانی ها، از آنها خواسته که مبادلات بازرگانی خود را با ایران قطع کنند تا در نتیجه ی اعمال فشار جهانی بر ایران، احمدی نژاد از ساختن بمب هسته‌ای دست بردارد.


اين تشكيلات در چند ماه اخير به شركت‌هايي چون «مائرسك"، يكي از بزرگ‌ترين شركت‌هاي حمل و نقل دريايي، شركت فيات كه در تازه‌ترین قرارداد خود قرار است ۲۰۰۰ دستگاه خودرو به ایران بفروشد و نيز شركت  CMA CGM، سومین شرکت کشتی رانی حمل کانتینر در جهان، فشارهايي را مبني بر قطع رابطه تجاري و اقتصادي با ايران وارد كرده است.

 

 

 

 

طرح هدفمندی یارانه ها، طرحی سیاسی است؟!

شبکه ضدانقلابی اندیشه در ادامه تخریب طرح هدفمندی یارانه ها این طرح را یک اقدام سیاسی خوانده که احمدی نژاد برای استفاده های خود آن را اجرا کرد.

 

شبکه ضدانقلابی اندیشه که مدتی است تخریب و سیاه نمایی علیه طرح هدفمندی یارانه را به عنوان برنامه ثابت خود قرارداده است با طرح این ادعا که «دولت احمدی نژاد یارانه ها را برای این پرداخت می کند که روزی از آن بهره برداری سیاسی ببرد»، افزود: «یک لایه از جامعه است که از گرفتن یارانه های نقدی وضع بهتری پیدا کرده اند واین همان لایه ای است که باند احمدی نژاد برروی آن سرمایه گذاری کرده است برای اینکه بتواند یک روزی آن ها را به صحنه بیاورد[!].»

این ادعا در حالی است که کارشناسان اقتصادی در راستای پرهیز از اسراف و داشتن انضباط مالی و صرفه جویی و دیگر مزایا اجرای هدفمندسازی یارانه ها را یک ضرورت می دانند.

یادآور می شود، این شبکه روز گذشته نیز در راستای تخریب طرح هدفمندی یارانه ها سال جهاد اقتصادی را سال مبارزه با طرح هدفمندی یارانه ها نامیده بود.

 

 

 

 

 

 

خوشحالی سعودیها در آزادی

حال برخی مسئولین کشور را چه شده است که اینگونه هول کرده و ترس برشان داشته است و در قبال اخم رسانه های وهابی به خود لرزیده اند؟! آیا جریمه احتمالی AFC اینچنین ترس به اندامتان انداخته که وادار شده اید کشتار و جنایات رژیمهای خبیث آل سعود و آل خلیفه ملعون را نادیده بگیرید؟!

نهضت سبز نبوی به نقل از  بی باک، فوتبال کشور ما همواره با صحنه های جنجالی ناپسند و بداخلاقی های متعددی روبرو بوده است. از صحنه های زشت و زننده ای چون اعتراضات بیجای بازیکنان، مربیان و  کادر فنی تیمها به داور مسابقه گرفته تا تخریب اموال بیت المال توسط برخی تماشاگرنماها و درگیری بازیکنان و تماشاگران طرفدار دو تیم رقیب با یکدیگر، امّا این قضایا و اتفاقات ناپسند به هیچ وجه سیمای تمام نمای فوتبال کشور عزیزمان نبوده است بلکه در بسیاری از موارد نیز رفتارها و عملکردهای زیبایی از بازیکنان و تماشاگران و کادر فنی تیمها صورت گرفته است، که تقدیر و تحسین همگان را به همراه داشته است.


در حالیکه همواره مسئولین حراست و نظم و امنیت ورزشگاه آزادی در قبال بسیاری از بداخلاقی های دور از شان ایران و ایرانی در حین برگزاری مسابقات ورزشی سکوت کرده اند و نهایت صبر و بردباری را از خود به نمایش گذارده اند و سایر مسئولین مربوطه نیز با لطائف الحیلی ، خطاهای بزرگ برخی بداخلاقان و هنجارشکنان در عرصه ورزش و فرهنگ کشور را لاپوشی کرده و با مصاحبه های مختلف سعی در توجیه و انکار وقوع چنین رفتارهایی در میادین ورزشی شده اند، دیروز در ورزشگاه آزادی تهران اتفاقاتی رخ داد که متاسفانه دل هر منصف و مسلمانی را به درد آورد .

 

جوانان انقلابی و محبین حضرت زهرای مرضیه (س) که از جنایات و خیانتهای رژیم آل سعود و آل خلیفه علیه مردم و شیعیان مظلوم بحرین و سکوت معنادار جوامع بین اللملی به تنگ آمده بودند، برای نشان دادن اوج خشم و نفرت خویش از این دو رژیم خبیث و اعتراض به رفتارهای دوگانه و متناقض جوامع بین اللملی در قبال کشتار شیعیان مظلوم بحرین، از سراسر ایران اسلامی خود را به ورزشگاه آزادی رسانده بودند امّا در عین ناباوری نه تنها با ممانعت انتقال دست نوشته ها و پرچم های خود به داخل ورزشگاه مواجه شدند بلکه در کمال تاسف زمانیکه شعارهایی در دفاع از مردم مظلوم بحرین سر می دادند با رفتار خشن و ضرب و شتم نیروهای ناجا روبرو شدند.


این اتفاقات در حالی رخ می دهد که به قطع اگر رژیمهایی چون عربستان سعودی از چنین جوانان پرشور و سرزنده ای در حمایت از سیاستهای کلان خویش برخوردار بودند، خود آنها را برای تحقق اهدافشان بسیج می کردند و نه تنها با چنین رفتارهای زشت و زننده ای  قلب آنها به درد نمی آوردند و موجب سرخوردگی آنان نمی گشتند بلکه از امکانات و بلندگوهای خاص عربی نیز بهره مندشان می کردند تا صدایشان را رساتر به گوش جهانیان برسانند و برد تبلیغاتی بیشتری عائدشان گردد.


حال برخی مسئولین کشور را چه شده است که اینگونه هول کرده و ترس سراسر وجودشان را فرا گرفته است و در قبال اخم رسانه های وهابی به خود لرزیده اند؟! آیا جریمه احتمالی AFC اینچنین ترس به اندامتان انداخته که وادار شده اید کشتار و جنایات رژیمهای خبیث آل سعود و آل خلیفه ملعون را نادیده بگیرید؟! آیا ورزش شیعیان باید همچون ورزش کفار و مستکبران صرفا به بعد اقتصادی و قهرمانی آن اکتفا شود؟! آیا ابراز همدردی با کشتار شیعیان مظلوم بحرین و شکنجه و آزار آنها توسط رژیمهای نامشروع منطقه با حمایت استکبار جهانی، آنچنان جرم بزرگی است که نیروهای نظامی و امنیتی مجبور گشته تا چنین برخورد خشن و شدیدی از خود بروز دهند؟! آیا زمین سبزتان از خاک آغشته به خون بی پناهان شیعه بحرین مقدس تر است که شما را چنین به خشم آورده است؟! آیا برچیده نشدن تور دروازه هایتان و از بین نرفتن حیثت فوتبالیتان آنهم در انظار دشمنان مظلومین و مستضعفین عالم، بر دفاع از حرمت ناموس و جان و شرف شیعه ارزنده تر است، که کوچکترین مدارایی از خود نشان ندادید؟!  آری شیعه همواره سیلی خور و طعنه شنو از دشمنان مادر سادات بوده و خواهد بود تا فرزندش مهدی (عج) بیاید امّا چه دردناک است که همسایگان و روزی خوران سفره مولا،  آتش بیار معرکه باشند و با شمشیر خشم  خود مدافعان حریم و خانه علی(ع) را تهدید کنند. و چه مظلومند شیعیان بحرین که میدان لولوی امیدشان بار دیگر تخریب گردید و اینک دشمن چه شاد و خندان است و زهرا(س) چقدر غمگین و نالان که عزاداران و داغدارانش با سینه و بازوی کبود به استقبال فاطمیه خواهند رفت.

 

 


امّا در این میان درود و سلام خدا و بندگان مخلص حق بر تمام جوانان ورزش دوستی که برای تسلای دل مادر سادات و حمایت از مظلومین بحرین از راه دور و نزدیک به ورزشگاه آمده بودند تا بر گرد لولوی ایمان و تقوایشان طواف کنند و تور دروازه شیاطین را با توپ خشم حیدری خویش پاره نمایند، اگرچه رسم روزگار بیش از این رخصتشان نداد.


و درود و سلام بر بازیکن حماسه آفرین تیم پرسپولیس که بعد از هنرنمایی و لرزه انداختن بر تور دروازه دوستداران شیطان ، نام زیبای زهرای مرضیه (س) را که رمز عزت ، افتخار و پیروزی شیعیان در تمامی میادین می باشد را به رخ جهانیان کشاند تا شاید بیاموزند آنانکه بر لوح  " یا زهرا" ی سینه عشاق بانوی بی حرم اهانت نمودند.


البته جای هیچ گلایه و شکوایه ای از سانسور حماسه حضور محبین زهرای اطهر(س) در رسانه ملی نداشته و نداریم زیرا که صدا و سیما با پخش سریال طنزش در ایام فاطمیه، اوج بصیرت و فاطمی بودن خویش را به معرض نمایش گذاشته است.


در پایان یک نکته قابل تامل است و آن اینکه اگر برخوردی که با جوانان فاطمی حاضر در میدان لولوی آزادی شد، احیانا با اراذل و اوباش یا بی حجابان و هنجارشکنان فرهنگی و اجتماعی و مزاحمین نوامیس و امنیت مردم صورت می گرفت، بدنبال آن چه غوغا و هیاهویی توسط رسانه های غربی و بعضا داخلی به راه می افتاد؟! آیا رضایت دشمنان اسلام و انقلاب از برخورد و رفتار زننده دیروز نیروهای نظامی و امنیتی در ورزشگاه آزادی، می تواند معیاری برای سنجش درست و یا اشتباه بودن عملکردشان باشد؟ پس جا دارد مسئولین محترم ناجا در این زمینه تامل بیشتر نمایند و خدایی نکرده با برخوردهای نسنجیده عده ای از پرسنل خود، موجب شادی و تحقق اهداف دشمنان نشوند. و جا دارد این موضوع توسط نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی پیگیری شود تا دیگر شاهد چنین رفتارهای زشت و زننده ای در پایتخت شیعیان جهان نباشیم و اینگونه اوامر منجر به دلزدگی و بی تفاوتی جوانان پر شور و با بصیرت ایران اسلامی نگردد.

 

 

 

 

 

 

 

فرمانده كل سپاه پاسداران: مردم انحراف از مسير انقلاب و رهبري را تحمل نمي‌كنند

 

فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اشاره به تلاش برخي دولت‌ها در به انحراف كشاندن مسير انقلاب اسلامي گفت : مردم هيچ‌گونه انحرافي را تحمل نمي‌كنند.

سردار جعفري چهارشنبه‌شب در مراسم اجلاسيه سرداران و 14 هزار و 600 شهيد استان فارس اظهار داشت: جنگ ايمان و رذالت كه با حيات انقلاب اسلامي رخ داد، از آدم تا خاتم و در طول تاريخ ادامه داشته است.
جعفري خاطرنشان كرد: ارزش شهادت و شهيد با هنر، شعر و هيچ حماسه‌اي در دنيا قابل مقايسه نيست، چراكه ارزش شهدا را با عشق به خداوند مي‌توان جستجو كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس ؛وي با اشاره به اينكه برخي از دولت‌ها به دنبال به انحراف كشاندن مسير انقلاب اسلامي هستند و توجه خود را به توسعه سياسي و مسائل داخلي معطوف كرده‌اند، گفت: بعضي در درون نظام اسلامي، ارزش‌هاي انقلاب را به وادي فراموشي سپرده و به دنبال توقف و برهم زدن معنا و جوهره اسلام هستند.
فرمانده كل سپاه پاسداران خاطرنشان كرد: مردم هيچ‌گونه انحرافي را تحمل نمي‌كنند و به دنبال شيطان داخلي و جن و انس نيستند.
جعفري انحراف در بخش‌هاي مختلف سياست خارجي و حمله به محور اصلي جمهوري اسلامي ايران را حمله به ولايت برشمرد.
وي با تاكيد بر اينكه دعواي ما در فتنه 88 با كساني بود كه نمي‌خواستند موضع و حرف ولايت فقيه را فصل‌الخطاب قرار دهند، گفت: بايد بر اين باور بود كه انقلابي بودن و همراه انقلاب ماندن اثرش بسيار سخت‌تر از انقلابي شدن است.
فرمانده كل سپاه پاسداران تصريح كرد: در مسير انقلاب ماندن يعني اطاعت محض از ولايت فقيه است و هر كس در هر طبقه و مقام و مسئوليتي كه باشد بايد در مقابل امر ولايت سر تعظيم فرو آورد، در غيراين صورت معنا و مفهوم انقلاب اسلامي و ولايت فقيه را درك نكرده است.
جعفري اظهار داشت: نظام جمهوري اسلامي كه با آبياري خون شهيدان پربار شده است، حاصل تلاش‌هاي چند نفر نبوده و خانواده‌هاي شاهد و ايثارگر به دنبال استمرار حكومت اسلامي هستند.
فرمانده كل سپاه پاسداران اضافه كرد: مردم مومن، انقلابي و ايثارگر در كمال هوشياري و بصيرت از خون‌هاي ريخته شده شهدا با تمام توان حراست و حفاظت ميكنند.
جعفري افزود: انقلاب اسلامي اثرگذارترين حركت ضد استعماري بوده و شياطين با تمام توان مادي درصدد حذف و جايگزين كردن فرهنگ منحط خود هستند كه با تلاش‌هاي جوانان ولايتمدار بار ديگر توطئه‌هاي آنان شكست مي‌خورد.

 

 

 

 

عرضه كتب افشاكننده فتنه در نمايشگاه كتاب از سوي بسيج

  مسئول روابط عمومي سازمان بسيج مستضعفين از عرضه كتاب‌هاي اعتقادي، سياسي و افشاكننده فتنه در نمايشگاه كتاب از سوي بسيج خبر داد.

حجت‌الاسلام صباغي مسئول روابط عمومي و تبليغات سازمان بسيج مستضعفين در گفتگو با خبرنگار دفاعي با اشاره به برپايي بيست‌وچهارمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب گفت: خوشبختانه امسال ما شاهد حضور پررنگ‌تر ناشران داخلي و ارائه كتب مناسب و مفيدي هستيم، اما جاي عرضه كتاب‌هاي اعتقادي، سياسي و كتب افشاكننده جريان فتنه در اين ميان قدري خالي بود.

وي گفت: بنابراين ما در روابط عمومي سازمان بسيج مستضعفين تصميم بر برپايي غرفه‌اي جهت ارائه اين گونه كتاب‌ها گرفتيم.

صباغي ادامه داد: ما در سازمان بسيج مانند ديگر اقشار جامعه، در راستاي تقويت انديشه اسلامي وظيفه داريم و براي همين در اين غرفه كتاب‌هاي اعتقادي و سياسي موجود در بسيج هم براي فروش و هم به عنوان هديه به علاقه‌مندان، خصوصا نسل جوان ارائه خواهد شد.

بنا بر اين گزارش، غرفه سازمان بسيج مستضعفين در سالن ناشران داخلي، راهروي 13 قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

 

خاتمی برای احیای صانعی برنامه ریزی کرده است.

یکی از سران فتنه با برنامه ریزی اتاق فکر این جریان تصمیم گرفته که خلاء نداشتن مرجعیت برای بازماندگان جریان فتنه را با برنامه ریزی بر روی شیخ یوسف صانعی  و مطرح کردن دوباره او پر نماید.

شنیده های خبرنگار ندای انقلاب حاکی از آن است که به تازگی در محل مصلي نمازجمعه شهرستان خرم آباد تعدادي تراكت تبليغي كه در آن شرح كوتاهي از زندگينامه آقاي صانعي و برخي از نظرات فقهي و  فتاوي وي درج  شده بود ، در بين برخي شركت كنندگان در نمازجمعه توزيع و پخش گرديد.

در اين تراكت تبليغي برخي از نظرات فقهي آقاي صانعي موارد ذيل درج شده است:

- تساوي ديه زن و مرد
- عدم حرمت تراشيدن ريش
- تساوي قصاص و ديه مسلمان و غير مسلمان
- عدم حرمت بازي با آلات قمار( بدون برد و باخت )
- ارث بردن غير مسلمان از مسلمان
- عدم حرمت موسيقي
- سن بلوع دختران ( 13 سال قمري )
- عدم حرمت سقط جنين ( زير 4 ماه )
- مباحث طلاق ، ارث زن از شوهر ، تلقيح مصنوعي خارج از رحم و .... 
گفته می شود پس از آنکه فتنه دیگر مجالی برای عرضه اندام حتی در فضای مجازی نیر پیدا نکرد بر همین اساس  سید محمد خاتمی نفر سوم سران فتنه به فکر افتاده تا صانعی را که مدتی است پس از خلع مرجعیت در حاشیه به سر می برد و دیگر هیچ خبری از او در حمایت از فتنه منتشر نمی شود را فعال نماید تا از این طریق در فضای کنونی جامعه و در آستانه انتخابات نهم  مجلس بتواند بخشی از  برنامه های این جریان را پیش ببرد.

 

 

 

 

 

رهبران فرقه ها مدعی دسترسى به علوم باستانى هستند.

یکی از مواردی که پژوهشگران حوزه فرق به آن اذعان دارند، نقش رهبری در فرقه و ادعاهای واهی و دروغینی است که رهبران اینگونه تشکلات به خود منتسب می نمایند.

رهبران فرقه ها معمولا ادعا می كنند كه یا دسترسى به علوم باستانى دارند كه فقط آنها به تنهایى به آن دست یافته اند یا علوم جدیدى دارند كه تنها آنها كشف نموده اند و یا تركیبى از این دو؟ كه بی گمان این وضعیت آنان را براى پیش بردن مأموریتشان براى بشریت آماده كرده است. اینكه آیا این اغواء ها بر اساس دانش باستانى انجام شود یا بر پایه اسرار آوانگارد (پیشتاز) هستى فرقى نمی كند، صرفا قرار است پیروان به درون حوزه یا اجتماع یا دایره نورچشمان رهبر قدم بگذارند. انجام این كار معمولا به معنى پشت سر گذاشتن خانواده و دوستان است.

یکی از عرفانهای کاذب که از دهه 70 به صورت مرموزانه ای در کشور پا گرفت و مدعی درمانگری به صورت متافیزک بوده و هست نیز چنین ادعایی داشته و با جعل اسناد پزشکی و توسل به تعدادی از پزشکنمایان شیاد ، لطمات فراوان و غیر قابل جبرانی را به برخی خانواده ها وارد ساخته بگونه ای که حتی موارد بسیاری از طلاق و انتحار در اعضای این فرقه گزارش شده است.

قهرمان پوشالي «م ط » كيست؟

«م.ط» در مورخ 1/1/1335 در کرمانشاه پا به عرصه وجود گذاشته است. اطلاعات شناسنامه نامبرده حکایت از تولد در این تاریخ با شماره 31191 صادره از بخش یک کرمانشاه که پدرش به نام محمدآقا متولد کنگاور به شناسنامه 414 کرمانشاه و مادرش عزت‌الملوک اهل کنگاور.

تا پيش از انقلاب در خيابان لاله زار در برابر تئاتر نصر و جامع باربد با فريادهاى خويش عابران را براى ديدن نمايشها دعوت ميكرده است. سپس به كارهاى برقى و سيم كشى مي پردازد و عنوان مهندس برق را بر اساس اين اطلاعات فنى براى خود انتخاب مي كند. ايشان هيچ گونه تحصيلات دانشگاهى و حوزه اى ندارد و هر كسى كه نوشته هاى ايشان را بخواند به خوبى مي تواند اين را دريابد.

 در اوايل انقلاب به گروه كومله گرايش پيدا مي كند و از هواداران اين گروه مي شود. اما به علت موضع گيرى هاى مسلحانه اين گروه ماركسيستى با دولت بازرگان كه منجر به شكست و فرار آنها به كردستان عراق مي شود ايشان مدتى پنهان مي شود. در سالهاى اوليه انقلاب اسلامى شكست نظامى و سياسى گروههاى چپ باعث سرخوردگى هواداران آنها شده و موجب مي شود كه طيف وسيعى از آنها كه مذهب جارى را قبول نداشتند و در عمل نتوانسته بودند ماركسيستم را در ايران جا بياندازند به مسايل معنوى منهاى مذهب روى آورند. بعضى از اين هواداران براى پركردن خلاء فكرى و معنوى خود جذب ادبيات  شده و بعضى جذب عرفانهاى گوناگون مانند مكاتب چينى، ژاپنى، و هندى  شدند. آقاى « م ط» و بعضى از همفكرانش هم جذب اين عرفانهاى شرقى شدند.

 حرفهاى  ميكائو يوسوئى(Mikao Usui)   بنيانگذار رى كى (Reiki) را به خوبى مي توان در سخنرانى ها و نوشته هاى ايشان ديد. ايشان همانند همه بدعت گذاران دينى و فرقه هاى شبه مذهبى كم كم شاگردانى را در مقامهاى بالاى ادارى و دانشگاهى ايران پيدا مي كند كه از او دعوت مي كنند تا در دانشگاه تهران و دانشگاههاى ديگر سخنرانى كند. همانند هر فرق ديگران، ايشان هواداران سرسختى دارد كه به او همچون حضرت مسيح مي نگرند و از هرگونه مال و جان دريغى ندارند. گسترش  و نفوذ اين فرقه نه تنها به خاطر شهريه ها و نوشته ها و كتابهاى ايشان است، بلكه كمكهاى بى دريغ مريدان ثروتمند و فدايى ايشان را نيز بايد در نظر داشت. همان طور گفتيم پيشرفت ايشان به عنوان سرفرقه به كمك بعضى از مريدان پولدار و تحصيل كرده ممكن بوده است.

ساخت تشكيلاتى  و نحوه كاركرد اين فرقه همانند همه فرقه هاى ديگرى است كه هم اكنون در هندوستان و آمريكا و كشورهاى ديگرى غربى و شرقى وجود دارد. يك نفر با يك سرى ادعا كه قابل اثبات و يا رد نيست (به قول كارل پوپر فيلسوف اتريشى ابطال ناپذير است) شروع به كار مي كند. اين شخص با جاذبه شخصيتى خود مريدانى را به دست مىآورد و اين مريدان با كوشش خود مريدان ديگرى را جذب مىكنند و به اين ترتيب يك اجتماع فكرى و يا شبه مذهبى را به وجود مى آورند كه با كوشش انسانهاى صادقى به تدريج توسعه پيدا مىكند. از آن جايى كه مكانيسم تبليغ و گسترش اين جمع ها از طريق محفل ها و باورهاى شخصى پيروان رهبر و مبدع اين فكر است، اين گسترش و تبليغ همانند تبليغ مذهبى و خودجوش عمل مي كند. به اين فرقه ها معمولا افراد ثروتمند و مشهورى مي پيوندند كه به علل مختلف روانى، اجتماعى، فلسفى، مذهبى، سياسى گرايش پيدا مي كنند كه ثروت و شهرت آنها سبب مي شود افراد بيشترى به گروه و يا فرقه بپيوندند. (به تاريخچه پيدايش فرقه ساينتولوژى (church of scientology) و يكى از پيروان مشهور آن يعنى تام كروز رجوع كنيد).

 در طى رشد و تعالى اين گروه معمولآ رهبر فرقه و يا گروه روابط جنسى با نزديكان مونث گروه پيدا مى كند و يا علايم فساد مالى در فرقه ظاهر مىشود. اين مسئله سپس افشا مىشود و گروه انشعاب پيدا مي كند و بعضى از مريدان دست اول خود گروه ديگرى را ايجاد مي كنند. در بعضى از مواقع كه رهبر گروه در مي گذرد و يا بنا به دلايل مختلفى دستگير مي شود نيز به علت وجود رهبر گروه انشعاب حاصل مي شود و مريدان و نزديك او ادعاى جانشينى پيدا مي كنند. در دراز مدت كه جامعه به وجود چين گروه و فرقه واكنش و كنجكاوى نشان مي دهد و خبرهاى بيشترى در مورد گروه و رهبر منتشر مي شود و به نقد گروه مي پردازد و پيروان مي بينند كه ادعا ها دروغ بوده و از رهبر معجزه اى رخ نداده است به تدريج از دور او پراكنده شده و رهبر گروه معمولآ به شكل يك فرد عادى دوباره به زندگى معمولى خود باز مىگردد، اما مرفه تر و ثروتمند تر.

در تاريخ صد سال معاصر ايران افراد زيادى بوده اند كه با ادعاهاى عجيب و غريب خود و اختراعات، فلسفه هاى خود جامعه را سرگرم كرده اند،  ولى تصور نمي كنم كه هيچ كس همچون آقاى «م ط»  اين چنين جمعيت زيادى را به اين مدت طولانى سر كار گذاشته باشد. على محمد شيرازى در پرداختن مهملات و ياوه بافى دست كمى از ايشان  نداشتند و تمام مشخصات بيماران اسكيزوفرنى را به كمال دارا بودند. به نظرم اگر عرفان كيهانى تمام بيماريهاى بشرى را درمان كند، يك بيمارى را نمي تواند درمان كند و آن هم بيمارى اسكيزوفرنى است، نمونه اش هم خود آقاى « م ط» است.

انحرافات: 

1-     رد شفاعت و توسل به ائمه معصومین

2-     تعبیر دین به خرافه

3-     کلاس‌های خلاف شرع و عرف (کلاس‌های مختلط زن و مرد بدون رعایت پوشش اسلامی و عرفی)

4-     کسب درآمدهای غیرقانونی (به عنوان مثال نامبرده برای برگزاری شش دوره کوتاه‌مدت از هر نفر سیصد هزار تومان دریافت می‌کرده است)

5-     تبلیغ پلورالیسم دینی

6-     وابستگان این فرقه، منکر شفاعت و توسل به ائمه هستند این در حالی است که برای خود نوعی ولایت قائلند که مرتبطین حلقه از طریق آنها می‌توانند به روح‌القدس متصل شوند.

7-     طرح مسائلی درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنیان (نامبرده مدتی طولانی با یک جن‌گیر در ارتباط بوده است)

8-     بازی با کلمات و الفاظ و مصادره به مطلوب آن جهت اعمال فرقه‌ای

9-     بی‌بندوباری و فحشای معنوی

10-   درمانگری با استفاده از روش‌های شیطانی

11-   توهین به مقام الوهیت

12-   جعل مدرک و عنوان

و ... .

 

استاد در حال تسخیر اجنه!

 

 

چه كسانى جذب اين فرقه مي شوند؟

تجربه نويسنده از خواندن گزارش معتقدين به اين فرقه، و مصاحبه با بعضى از فرادرمانگران نشان مىدهد كه طيف وسيعى از افراد جذب اين فرقه مي شوند. اين افراد عموما درك درستى از دانش و قوانين علمى و روشهاى پژوهشى ندارند، اگرچه ممكن است مدارك دانشگاهى هم داشته باشند.

با روشهاى عقلانى علم بيگانه اند.  بيشتر آنها را زنان تشكيل مىدهند كه به علت مشكلاتى دارند كه دارند، مانند مجرد بودن در جامعه اى كه به زنان مجرد با احترام نگريسته نمى شود و آنها را ناموفق در يافتن زوج مىداند، كسانى كه ازدواج كرده و تجربه زناشويى ناموفقى داشته اند.

 هم چنين مردانى كه تحصيلات علمى وكار پر درآمدى ندارند و به اميد پيوستن به اين فرقه فكر مي كنند كه به آسانى و به ارزانى و به سرعت يك دانش نوينى را ياد مي گيرند و درآمد خوبى به دست مىآورند. طيف ديگرى از مريدان آقاى استاد  را بيماران روانى با شدت هاى متفاوت تشكيل مي دهند. مانند بيمارانى كه دچار افسردگى هاى مختلف، شيزوفرنى، پارانويا هستند.

 با خواندن متن پرسشهاى شاگردان كه از روى نوارهاى سخنرانى ايشان  پياده شده است به خوبى مي توان اين موضوع را دريافت.

 در اين جا به طور مختصر فقط به ذكر بعضى پرسشهاى اين شاگردان مي پردازيم. خواندن اين پرسشها خالى از تفريح نيست: مانند خانمى كه احساس مي كند كه هميشه يك نفر به طور مداوم در مقابلش است.

خانمى كه هميشه از حيوانى مي ترسد كه نمى تواند تصوير يا مجسمه اش را ببيند و يا نامش را روى كاغذ و يا كتابى ببيند و آن را خط مي زند و پاره مي كند.

 خانمى كه معتقد است كه زنى نيمه شب از داخل ديوار بيرون آمده و به سوى او رفته و او را قلقلك داده و هميشه سر او جيغ مي كشد و به او مي خندد.

خانمى كه معتقد است كه ارواح در خانه اش ساكن هستند و لوستر خانه اش خود به خود بر زمين افتاده و كيف پولش گم شده است.

 خانمى كه در يك سگ خيلى بزرگ كه كت و شلوار پوشيده وروزنامه مي خوانده است مرتب در نظرش مجسم مي شده است.

 شخصى كه جن به ديدن او آمده بود و طلسم شده بود.خواندن پاسخ »استاد« براى حل مشكل اين شاگردان و توضيح و تفسير بيمارى هاى آنها پرتفريح تر است: مانند اين كه «اجنه ها پاسداران جهان هستى هستند»

 موسسه «فرهنگى هنرى عرفان كيهانى» یاشركت هرمی

در راس اين هرم آقاى استاد  قرار دارد و بخشى از درآمد شاگردانى را كه دارند ديگران را آموزش مي دهند به دست مي آورد و اين درآمد رقم بزرگى را تشكيل مي دهد.
 تعداد شاگردان آقاى « م ط» را در ايران و خارج از ايران حداقل ده هزار نفر تخمين مي زنند. علاوه بر در آمد ناشى از ثبت نام در كلاسها كتابها و ويديوهاى ايشان نيز خود منبع درآمد ديگرى است. كمكهاى مريدان ثروتمند را نيز بايد در نظر داشت. اگر شركت هاى هرمى بايد كالايى را به فروش برسانند. كالاى فروشى اين شركت هرمى حرفهاى مفت و لاطائلات است كه هيچ ارزشى ندارد و ماده اوليه نمي خواهد. مي بينيد كه ايشان زرنگتر از شركت هرمى گلد كوييست است، چون اين شركت دست كم مي بايست مقدارى طلا به خريدارانش بفروشد. اى كاش آقاى مهندس به جاى ادعاى پزشكى و دخالت غير مجاز در امور پزشكى به همان حرفه مهندسى خود مي پرداخت و اگر از اين حرفه خسته شده بود با همان موسسه هنرى و فرهنگى خود و عرفان اختراعى خود سرگرم مي شد.

 

نمونه از پایان نامه  اتصال به شعور شیطانی!

 

 

ادعای کذب

در ادامه شاید ذکره خاطرهای  مستند از کسی که خود در این کلاسهای  فریبکاری شرکت کرده خالی از لطف نباشد.وی در این رابطه می گوید:« در یكى از محفلهاى یكى از مریدان استاد شركت كردم تا درمان به روش متافیزیک را از افراد دست اول این گروه یاد بگیرم. استاد كه انتقاد و انكار مرا نسبت به درمان های  متافیزیک دید از من خواست تا مرا اتصال دهد و شعور را در من جارى كند تا بلكه من هم آن را باور كنم و به خیل مریدان بپیوندم. ایشان مرا به اصرار در كنار خودش نشاند. سپس دستش را بر روى كاسه زانوى من گذاشت و از همه خواست سكوت كنند و چشمهایشان را ببندند. همگى به مدت دوازده دقیقه در سكوت مطلق با چشمان بسته نشستیم. سپس استاد به آرامى گفت كه چشمهایمان را باز كنیم. من به استاد گفتم كه هیچ اتصالى دریافت نكردم و شعور را احساس نكردم».

بنا بر اصول علمی وقتى هر محرك صوتى و تصویرى را به مدتى قطع كنید، انسان احساس آرامش پیدا می كند و به عنوان مثال یک چرت 20 دقیقه ای در بعد از ظهر ها احساس خوبی را به انسان منتقل می کند و انسان را پر از انرژی می نماید.

 

البته این تكنیك آقاى استاد تكنیك قدیمى است كه مدعیان انرژى درمانى، هیپنوتیست ها، و مسیحیان بنیادگراى مدعى ایمان درمانى براى تبلیغ كارهاى خود به كار می برند. وقتى دست را روى زانوى می گذارند، حرارت تن هر نفر که در حدود 37 درجه است راه فرارى ندارد و به تدریج جمع شده و زانو را گرم می كند و این حرارت دیرتر به اطراف می رسد به علت اینکه بین هردو پارچه شلوار قرار دارد. توجه داشته باشید كه در زیر بغل كه پوست بازو و تنه با فاصله كمى از هم قرار دارند حرارت ایجاد شده و عرق ترشح می شود. این مدعیان این حرارت را به اتصال به مبداء غیبى، انرژرى درمانى،  و غیره نسبت مى دهند.

 

 

شعبده بازى در كلاسهاى عرفانی

در كلاسهاى بالاى عرفان کاذب  كه افراد معتقدتر به این فرقه شركت دارند، بعضى كارهاى شعبده بازى انجام می شود. نگارنده با مصاحبه با بعضى از افراد شركت كننده در این كلاسها و نیز به دست آوردن متن نوارهاى سخنرانى و صحبتهاى در این كلاسها این موضوع را دریافته است. در یکی از كلاسها «استاد»  با عملیات نمایشى خود كالبد ذهنى (جن) یك بیمارى را تسخیر شده بود (جن زده شده بود) بیرون می آورد. در جلسه دیگرى احضار ارواح می كند. در جلسه دیگرى ایجاد هاله به دور افراد می كنند. افراد كلاسهاى بالاتر منع شده اند از این كه این موضوعها را براى افراد «غیر خودى» بیان كنند. در ظاهر شاگردان این طور توجیه می شوند كه افراد دیگر به این مرحله از تعالى نرسیده اند و لزومى نیست این كرامات را براى آنها بیان كرد. ولى علت اصلى آن این است كه نگران افشاء شدن بیشتر این گروه و رمیدن شاگردان و یا كسان دیگرى است كه فكر می كنند كه دركلاسهاى معنوى عرفان اسلامى ثبت نام كرده اند. 

« م ط» ؛ معجزه آخر الزمان ! یا همان Back masking انحرافی !

 

در حالیکه ماجرای "برگردان صدا" تنها یک تکنیک و نوعی تردستی مربوط به به دهه 1960 و دارای قدمتی 50 ساله در کشور آمریکا بوده و Back masking خوانده می شود ، اما ، « م ط» این کار را معجزه آخر الزمان دانسته و نیز در مقاله ای تحت عنوان " اسب تراوا" می گوید :

" انجام این كار به كمك تكنیك امكان‌پذیر نیست و این كار در حد یك اعجاز می‌باشد." !!

وي در مقاله اسب تراوا  می گوید:

" از آنجا كه ما با كمال میل آن ترانه را گوش می‌دهیم، اطلاعات نابجای پشت آن مانند اسب تراوا وارد قلعه‌ی وجودی ما شده و در فرصت مناسب اثر خود را به جای خواهد گذاشت. جالب اینجاست كه معكوس شعری كه شنیده می‌شود هیچ ارتباطی به خود شعر ندارد كه اگر شعر را معكوس بنویسیم به آن دسترسی پیدا كنیم. نكته‌ی دیگر این كه انجام این كار به كمك تكنیك امكان‌پذیر نیست و این كار در حد یك اعجاز می‌باشد."   !!

اما با کمی بررسی می بینید که این " اعجاز" به گفته ايشان ، امری "دانسته " !  از دهه 1960 می باشد:

ویکی پدیا در این خصوص آورده :

نهان‌سازی در برگردان یا وارون‌نگاری به انگلیسی: (Back masking)

"روشی‌است برای ضبط صدا که در آن نوا یا پیام گفتاری، با پخش وارونه در درون آهنگی که باید به گونهٔ عادی پخش شود، قرار گرفته و مخفی می‌شود. وارون‌نگاری کاربردی دانسته‌ است، که به واسطهٔ آن پیغامی که از وارون همین آواها گرفته می‌شود، می‌تواند ناخواسته باشد."

" نخستین بار بیتلز (گروه بیتل ها) با بهره جستن از برگردان آوازها و موسیقی‌شان در ضبط آلبوم روُلور (۱۹۶۶‌ ، وارون‌نگاری را به مردم شناساندند. از آن زمان هنرمندان موسیقی از این شگرد برای جلوه‌های مختلف هنری، فکاهی و هزلی در آثارشان — چه به صورت آنالوگ و چه دیجیتال — استفاده کرده‌اند. این روش همچنین برای سانسور واژه‌ها یا عبارت‌های نامناسب و پدیدآوردن یک نسخهٔ پاکسازی‌شده از ترانه، نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد."

 

وارون‌نگاری در آمریکا از دههٔ ۱۹۸۰ زمانی که نهادهای مذهبی به‌کارگیری‌اش را توسط گروه‌های برجستهٔ موسیقی در راستای اندیشه‌های اهریمنی دانستند، منشأ کشمکش‌هایی شد، که تظاهرات صفحه‌سوزان و وضع قانون ضد نهان‌سازی در برگردان توسط قانون گذاران ایالتی و فدرال امریکا را در پی داشت.  اینکه نهان‌سازی در برگردان می‌تواند به ‌صورت زیر آستانه‌ای بر شنوندگان تأثیر کند یا خیر، پرسشی‌ است که هنوز هر دو طرف درگیر را مورد چالش قرار داده است."

 

هویت سازی کاذب

به دنبال بر ملا شدن شیادی این گروه شبه عرفانی کاذب استاد اعظم آنها که از ابتدایی ترین سطح تحصیلات آکادمیک نیز برخوردار نبود برای اغوای فریب خوردگان فرقه با پولهای باد آورده که از کیسه مریدان گمراه جمع آوری شده و در حسابهایی در فرانکفورت و مکانهای دیگر ذخیره شده بود با ارتباط با چند دانشگاه غیر معتبر در کشورهای آسیا میانه با پرداخت مبالغ هنگفت به دنبال دریافت دکتری افتخاری می افتد در حالی که به علت بی سوادی به راحتی می توانستند در ایننرت با پرداخت مبلغی کمتر چنین مدارک به محتوایی را دریافت کنند در این خصوص شاید حمایتی که از سوی سرویسهای جاسوسی این کشورها به عمل آمده نیز بی تاثیر نبوده است.

و شاه بیت سر در آخور بیگانگان کردن برای مطامع دنیا و تفرقه در این قضیه بروز خواهد کرد زیرا وجه مشترک تمام فرقه ضاله وابستگی به بیگانگان بوده همانطور که در فرقه ضاله ای مانند بهایت و ... می توان به روشنی این خط سیر را مشاهده نمود .

دستگيري استاد! و و نزاع در حلقه‌های بعدی بر سر جانشینی

بدنبال دستگيري استاد به جرم دخالت بي مورد در امر درمان و ... ، عده‌ای از افراد معلوم‌الحال که در فعالیت‌های این فرقه فعالیت می‌کردند، بر سر جانشینی نامبرده به اختلاف و درگیری مي افتند.

این افراد با بهره‌گیری از نبود نامبرده، شورایی تشکیل داده و نام آن را شورای وحدت گذاشتند.

این در حالی است که اقدام افراد مورد اشاره، مخالف با روش و تشکیلات «م. ط» است، چرا که نامبرده بارها خود را تنها فرد دارای صلاحیت برای زعامت این گروهک می‌دانسته است.

البته اعمال این افراد با مخالفت حلقه‌های پایین‌تر روبه‌رو شده است، زیرا در اساسنامه این سازمان که به کادرهای سطح پایین داده می‌شود، هیچ چگونه محدودیت یا رابطی برای اتصال به شعور الهی نیست، در حالی که شخص «م.ط» به کادرهای سطح بالای خود همواره القا می‌کرده که بر خلاف اساسنامه، طوری مسأله را جا بیندازید که کادرهای پایین، تنها من را رابط اتصال شعور الهی بپندارند.

از سوی دیگر، شخصی معلوم‌الحال که از نزدیکان «م. ط» است، در مخالفت با این شورا مي گويد: در غیاب «م. ط»، همه راه‌ها در عرفان کیهانی به او ختم می‌شود.

از جمله اعمالی که شورای نامبرده در دستور کار خود قرار مي دهد ، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-     ارتباط‌گیری با برخی از هنرپیشه‌های دسته سوم

2-     ارتباط با چهره‌های نیمه مطرح جامعه

3-     نامه‌نگاری به مجامع بین‌المللی درباره مظلوم نمایی «م. ط»

4-     نامه‌نگاری با برخی از مراجع تقلید، برای القای این مطلب که این فرقه هیچ گونه مشکل عقیدتی نداشته و با مراجع نیز در ارتباط است.

 

شاخه ها و سر پل های رسانه ای ارباب حلقه ها!

در این جا بايد به ناچار  به مقوله ای خواهیم پرداخت که به نوعی، خود رسانه ها نیز در ظهور آن بی تأثیر نیستند.

 یکی از کارکردها و حرکات فرقه ای، عضوگیری از اشخاصی است که به نوعی در رسانه های دیداری و شنیداری حضور داشته و می توانند، به نوعی از آن رسانه در راستای اهداف تبلیغ فرقه ای بهره ببرند.

با مروری به تاریخ تشکیل فرقه ها، می توان دید که هر کدام از این فرق، با در اختیار قرار گرفتن ابزار رسانه ای موجود، این کار را انجام داده اند؛ حال آن که گاه این رسانه مکتوبات بوده و گاه روزنامه و در مراحل بعد، ایجاد شبکه های ماهواره ای و حضور در فضای مجازی.

بسیار روشن است که این ارباب گم کرده ره ، با توجه به پیشرفت تکنولوژی به سمت ابزارهای نوین اطلاع رسانی روی آورده و در این میان، متأسفانه به عمد و در مواردی با سوء استفاده از ناآگاهی همکاران رسانه ای به درج مطالب خرافی اقدام کرده است و صد البته که تشخیص این امر، نیاز به کار کارشناسی دارد تا بتوان به عمق مطالب و اهداف پلید و در پس پرده پنهان آنها پی برد.

در مبحث تشکیلات رسانه ای عرفان حلقه، باید در مقدمه به استراتژی این فرقه برای حضور در رسانه ها اشاره کرد؛ از جمله اقدامات آنان، انتشار کتابی در این باره است که متأسفانه یکی از اساتید دانشگاه نیز مقدمه ای بر آن نوشته بود؛ البته این استاد ارجمند، بلافاصله پس از آگاهی از محتوا و اهداف این فرقه از آنان تبری جسته و این رخداد را نوعی خدعه از سوی اعضای این فرقه خواند.

همچنین در این باره باید گفت که اعضای این حلقه در مرحله بعد، با شناسایی افرادی که یا خود در مطبوعات مشغول به کار بودند و یا ارتباط هایی در این زمینه داشتند، اقدام به چاپ و درج نوشتارهای خرافی خود می کردند؛ بنابراین، برای روشن شدن ابعاد قضیه به گوشه ای از این ارتباط ها اشاره می شود:

1 ـ آقای «ح.گ» که در یکی از روزنامه ها کار می کند، با نیرنگ و تغییر نام نگارنده اصلی و درج نام مستعار و تغییر در جمله بندی نوشتاری، اقدام به نشر مطالبی موهن از رهبران فرقه انحرافی حلقه کرده است.

2 ـ یکی دیگر از روزنامه های میانه رو نیز که یکی از اقوام نزدیک صاحب امتیاز آن از مسترهای این گروه بوده و ارتباطی با این جریان انحرافی داشته، بارها مطالب وهن آمیزی از این فرقه منتشر کرده که البته با آگاهی مدیرمسئول این روزنامه از ماهیت این فرقه گرایان، همه کانال های ورودی مطالب فرقه ای بسته شد.

3 ـ سه نفر دیگر از مسترهای این جریان، در یکی، دو خبرگزاری وابسته به نهادهای دولتی مشغول به کارند.

4 ـ همچنین یکی دیگر از عناصر این فرقه، در یکی از رسانه های آنلاین مشغول کار است.

بنابراین، روشن است که پرداختن به همه ابعاد حرکت رسانه ای این فرقه گرایان از حوصله این نوشتار و خوانندگان عزیز بیرون است؛ اما آنچه واقعیت دارد این که همه ابعاد و زوایای شاخه های رسانه ای آنان مشخص شده و در پایان از همه عزیزان و همکاران رسانه ای درخواست می شود تا به صورت ویژه درباره مطالبی که با موضوعات عقیدتی و دینی عموم مردم در ارتباط است، دقت بیشتری داشته باشند تا ناخواسته در دام های شیطانی فرقه گرایان اسیر نشوند.

 

شیطنت یاران حلقه برای روی آنتن نگه داشتن ارباب!  

از نکات دیگر که کارشناسان حوزه فرق به آن اذعان دارند، تشابهاتی است که در حوزه سخت افزاری و نرم افزاری بین این فرقه ها و گروهک های محارب وجود دارد و شاید آگهی تبریک گروهک منافقین در چند سال گذشته نمونه خوبی برای تمثیل موضوع باشد/ ضمن اینکه معلوم نیست این سومین دکترای افتخاری را کدام موسسه علمی به وی داده است!...

همواره یکی از شاخص ها و کارویژه های فرقه های انحرافی روی آوردن به جعل و تزویر بوده که این ویژگی های با یک تطبیق تاریخی در همه گروه های فرقه گرا قابل اثبات است.

از نکات دیگر که کارشناسان حوزه فرق به آن اذعان دارند، تشابهاتی است که در حوزه سخت افزاری و نرم افزاری بین این فرقه ها و گروهک های محارب وجود دارد و شاید آگهی تبریک گروهک منافقین در چند سال گذشته نمونه خوبی برای تمثیل موضوع باشد.

در همين راستا  فردي با درج آگهي در روزنامه ايران رهبر اين فرقه انحرافي را مورد خطاب قرار داده و به دست آوردن نشان دکترای افتخاری به وی تبریک گفته است.

و این در حالی است که اولا ـ « م ط » به دروغ خود را دکتر می خواند و در مدت اقامتش در ترکیه در هیچ آکادمی یا دانشکده ای اقدام به تحصیل نکرده است، ولی همچنان از این طریق به فریب اطرافیان خود و مردم می پردازد.

دوم آنکه در این اطلاعیه از او به عنوان بنیانگذار فرادرمانی و سایمنتولوژی یاد شده که نشان دهنده اصرار اهالی این فرقه بر دروغ پردازی ها و سرکیسه کردن مردم با چنین القاب و عناوینی است و معلوم نیست که طاهری چگونه بدون تحصیلات به افتخار بنیانگذاری علمی رسیده آمده است!

سوم اینکه معلوم نیست این سومین دکترای افتخاری را کدام موسسه علمی به وی داده کرده است؟!

با توجه به این مسأله، در همین راستا چند نکته مهم است:

1 ـ نامبرده با جعل عنوان و مدرک اقدام به سفارش آگهی کرده است.

2 ـ متأسفانه، از حسن نیت همکاران ما در این رسانه، سوءاستفاده و اقدام به درج مطالب خلاف واقع از یک متخلف شده است.

3 ـ از سوی همکاران رسانه ای درباره این گونه آگهی ها باید دقت بیشتری اعمال شود.

 

به پایان آمد این دفتر

این مرشد بی سواد در یک مناظره  در خصوص معنای لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ  گفته بود معنی این آیه  این است که سن و سالی از خدا نگذشته است و وقتی متوجه خطای فاحش خود شده و شرمنده شده بود قول داد که حافظ قران شود البته پر واضح است کسی که به گفته خودش 30 سال غوطه ور در افکار ماتریالیستی بوده بسیار بعید است بتواند مبنای توحیدی پیدا کند یا حافظ قران شود اما در نامیدی بسی امید است امید است قول خود شان را فراموش نکرده و حداقل تورقی به کلام وحی نماید شاید مورد لطف و عنایت پروردگار قرار بگیرد.

 

 

 

 

 

توهین دیگری به اسلام

 

 

هرچه لازم بود درباره اسلام بیاموزم در 11سپتامبرآموختم !

این شعاری است که روی درب عقب یک اتومبیل متوقف شده در جایگاه ویژه معلولین آمریکا نوشته شده است.

 

 

 

 

 

خاتمی:مردم انقلابی منطقه دنبال اسلام نیستند

 

محمد خاتمي در ملاقاتي محفلي ادعا كرد ملت هاي انقلابي منطقه دنبال حاكميت اسلام نيستند چرا كه از ديكتاتوري مقدس مي ترسند! 


  رئيس دولت اصلاحات كه در فتنه سال ۸۸، همانند سران رژيم هاي مرتجع منطقه، در جبهه مورد حمايت آمريكا و اسرائيل قرار داشت، در ملاقات اخير خود گفته است «باعث تاثر است اين موج مباركي كه در خاورميانه و در دنياي عرب ايجاد شده، موج آزاديخواهي، موج ضديت با ديكتاتوري و مي گويند كه بايد اين حالت فوق العاده از بين برود، انتخابات آزاد باشد. اينها خيلي مبارك است ولي در جنبه ايجابي مساله چگونه است؟ اين موج مبارك در كشورهاي اسلامي رخ مي دهد، جاهايي كه اكثريت آنها مسلمان اند. ما خيلي علاقمند بوديم كه در مقابلش بگويند ما مي خواهيم نظام ديني و اسلامي هم حاكم باشد و اگر در ذهن اين جوامع بود كه اسلام با آزادي مي تواند سازگار باشد، با انتخابات آزاد و انتخاب مردم مي تواند سازگار باشد و نه تنها براي مسلمانان اين آزادي براي همه كساني كه در ذيل و ظل حكومت و جامعه اسلامي زندگي مي كنند اين آزادي و حرمت وجود دارد ولو دين ديگري داشته باشند همه شهروند اند و حقوق شهروندي دارند آن وقت مي ديديد امروز موجي كه بود جنبه ايجابي آن هم جنبه اسلامي بود. [اما] در گذشته نگاه مي كنند به نام اسلام چه جباريت هايي صورت گرفته، در زمان ما هم در همسايگي ما يك حكومت هاي جباري كه با ابتدايي ترين حقوق بشر سازگار نبودند امتحان خود را دادند؛ در افغانستان و در جاهاي ديگر و به نام خدا مي كشتند، زنان را اسير مي كردند، ظلم مي كردند، ترور و سركوب مي كردند و آزادي هاي مردم را مي گرفتند و اين ها را به نام اسلام انجام مي دادند خوب مردم مي گويند اگر بناست ديكتاتوري باشد باز اين ديكتاتورهايي كه هست نامقدس است اگر يك ديكتاتوري مقدس بخواهد بيايد بهتر است كه نيايد ترس از آنهاست.
وي همچنين مي گويد: آنچه ما اصلاحات مي ناميم، تداوم انقلاب اسلامي است.
درباره اين مغالطه چند لايه بايد يادآور شد كه اولا برخلاف ادعاي خاتمي، ملت هاي مسلمان منطقه در پي حاكميت اسلام هستند همچنان كه نظرسنجي چند ماه پيش موسسه آمريكايي پيو در مصر نشان داد. ثانيا القاي اسلام هراسي ملت ها، پروژه اي اصالتاً آمريكايي-صهيونيستي است وگرنه ملت هاي مسلمان مصر و بحرين و يمن و... مبدأ حركت خود را نمازجمعه و مساجد قرار نمي دادند. ثالثا اسلام قلابي طالباني نسخه اي آمريكايي و صهيونيستي براي كنار زدن اسلام اصيل بوده است و اتفاقاً دست بر قضا اسلام ليبرالي جريان هاي سكولار مدعي اصلاح طلبي نيز از اين حيث از همان آبشخور آمريكايي و صهيونيستي ترويج مي شود و در واقع بنابراين بوده كه طالبان و القاعده بترسانند و سكولارهاي مسلمان نما به دام بيندازند و ملت ها را از اسلام ناب دور كنند. رابعا آقاي خاتمي توضيح دهد چه نسبتي ميان وي و ملك عبدالله سعودي(پمپاژكننده مالي-اعتقادي جريان هاي خشن طالبان و القاعده، و سركوبگر فعلي ملت هاي مسلمان بحرين و يمن) وجود دارد كه باعث شد خاتمي ارديبهشت ۸۸ به ديدار شاه جلاد سعودي در رياض شرفياب شود؟! خامساً رئيس دولت اصلاحات با آن همه خيانتي كه تحت حمايت اركان دولت وي براي اسلام زدايي، ولايت زدايي و ساختارشكني صورت گرفت، چگونه جرئت مي كند ادعا كند كه «ما خيلي علاقمند بوديم مسلمان هاي منطقه بگويند مي خواهند نظام اسلامي و ديني حاكم باشد»؟! معلق بازي پيش قاضي؟ دروغ به اين بزرگي در انظار ملتي كه خيانت هاي علني روزگار اصلاحات را به چشم ديده اند؟
سخنان اخير خاتمي اگر هيچ ارزشي نداشته باشد، از يك نظر واجد اهميت است و آن اينكه غلبه فضاي اسلام خواهي و مطالبه حكومت ديني در ايران و منطقه، وي را وادار كرده تا به رغم سوابق خيانت آلود پيشين، خود را طرفدار حكومت اسلامي جا بزند.

 

 

 

 

 

 

پیگیری پرونده ضرب و شتم دانشجویان در استادیوم‌ها در مجلس

دو تن از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی پس از اتفاقات تلخ ورزشگاه آزادی تهران و فولادشهر اصفهان و برخورد ناشایست ماموران نیروی انتظامی با دانشجویان معترض به جنایات آل سعود و آل خلیفه در کشور بحرین از فرمانده نیروی انتظامی درخواست کردند با رسیدگی فوری به این تخلفات، هرچه سریع‌تر نتایج این اقدام را به نمایندگان خانه ملت گزارش کند.

 

رئیس کمیسیون اصل نود:با جدیت از دانشجویان حمایت می‌کنیم

 

حجت الاسلام محمد تقی رهبر امام جمعه و نماينده اصفهان در گفت و گو با رجانیوز، ضمن محکوم کردن رفتار نیروی انتظامی با دانشجویان و هواداران تیم فوتبال پرسپولیس که به رفتار نیروهای آل سعود و آل خلیفه در کشور بحرین اعتراض کردند؛ اقدام خودجوش جوانان دانشجو را کاملا ارزشمند دانست و در این زمينه گفت:«به نظر من حق واقعی و مسلم جوانان ما است که علیه سعودی‌ها در حضور نماینده آنها شعار دهند، ما اگر امروز علیه رژیم آل سعود و آل خلیفه شعار ندهیم مسوول هستیم، جوانان معتقد و ارزشی ما امروز با انتخاب راه صحیح اقدام به اعتراض کردند، به همین خاطر با جدیت اعلام می‌کنم رفتار نیروی انتظامی با این جوانان معتقد به هیچ وجه درست نبود و انتظار ما و دوستان نماینده این است که سردار احمدی‌مقدم با جدیت به این تخلف آشکار رسیدگی و مشخص کنند چه کسی و با چه مجوزی دستور برخورد با دانشجویان ارزشی را صادر کرده است.»

 

رئیس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی در ادامه افزود:«رفتارهای آل سعود و رفتارهای آل خلیفه در شرایط فعلی همانند رفتارهای آل یزید است، از این رو، بر همگان واجب است علیه آن‌ها اعتراض كنند، جوانان ما کار خوب و ارزشمندی كردند که در ورزشگاه‌های ایران در حضور نمایندگان سعودی شعار اعتراضی سر دادند، ما در این زمينه با هیچ‌کس رودربایستی نداریم.»

 

وی در پایان خطاب به فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد:«ما در نخستین روز کاری مجلس شورای اسلامی در هفته آینده نسبت به این مساله اعتراض رسمی خود را در صحن علنی مطرح خواهیم کرد و تا پایان بررسی‌ها و مشخص شدن نتایج آن مساله را دنبال خواهیم کرد چون برای ما خیلی مهم است بدانیم موضع دستگاه‌‌ها در قبال این مساله چيست.»

 

کوثری: پرونده ضرب و شتم را در کمسیسون دنبال می‌کنیم

 

اسماعیل کوثری نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نيز ضمن محکوم کردن برخورد نیروی انتظامی با دانشجویان معترض به رژیم آل سعود و آل خلیفه، از بررسی ویژه این اتفاق در کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی خبر داد واعلام کرد با حساسیت و دقت ویژه پرونده را دنبال خواهیم کرد.

 

نماینده مردم تهران با اشاره به سخنان سردار احمدی‌مقدم پس از اتفاقات روی داده در ورزشگاه آزادی به خبرنگار رجانیوز گفت: «خوشبخانه سردار احمدی‌مقدم به دنبال این پرونده هستند و امیداورم هرچه سریع‌تر مقصران اصلی این اتفاق شناسایی شوند، جوانان دانشجو مرتکب تخلف نشدند که به خاطر آن با رفتار تند نیروی انتظامی روبرو شوند، ما امیدواریم در چند روز آینده نتایج بررسی‌ها مشخص شود تا متخلفان به مردم معرفی شوند.»

 

 

نماینده مردم تهران در ادامه سخنان خود در مورد این ماجرا گفت: «باید در بررسی‌های تخصصی و کارشناسانه مشخص چه کسی دستور برخورد با دانشحجویان معترض به آل سعود و آل خلیفه را صادر کرده است، آیا فرمانده نیرو در ورزشگاه آزادی این دستور را داده یا مدیران مجموعه ورزشی آزادی خواستار برخورد با این افراد شدند، به هر جهت باید با مسببان این برخورد به گونه‌ای رفتار شود که این شائبه به وجود نیاید که کسی در بین جوانان، حق دفاع از مردم مظلوم بحرین را ندارد.»

 

اسماعیل کوثری در پایان توضیح داد:«ما وظیفه نظارتی خود را در قبال این پرونده انجام خواهیم داد و با جدیت هر چه تمام این مساله را پیگیری خواهیم کرد تا مشخص شود چرا با دانشجویان معترض برخورد فیزیکی صورت گرفت.»

 

 

 

 

 

 

فاطمه (س)؛نام مادر همه شهدا

فاطمه (س) پلکی بزن، که رود بجوشد به گونه هامان در این عزای عظما، در این عزای بزرگ، که بال همه کبوتران ، زخمی و شکسته است، پلکی بزن که دوباره زینب (س) در کوچه های بنی هاشم تنها نماند.

 دریا ایستاده نماز عشق می گذارد و ابر برای گریستن بهانه بزرگی دارد، چرا که چشمه زمزم و کوثر داغدار مهر مادر دو عالم است.
درست اینجای تاریخ،گریه گل می کند و عطر شکوفه های داغدیده، از حنجره بریده شقایق منتشر می شود و آدم و خلیل و ابراهیم و عیسی و موسی با گریه های بلند محمد(ص) و علی (ع) همراهی می کنند.
خاک تطهیر پیکر پاک فاطمه (س) می شود و خورشید با همه پاکی اش بر زمین رشک می برد که گوشه ای گمنام از زمین، برای همیشه مطهر به جسم فاطمه(س) خواهد شد.
کم کم کتاب عشق علی (ع) بسته می شود و در چشم های خیس زمان، یک آسمان غم بر گرده تاریخ فرود خواهد آمد و انگار اشک ها ، خیس شبنم گلهای مریم است و امروز پرستوهای غمگنانه، دیگر به خانه گمگشته خویش باز نخواهند گشت.
بعض در گلو مانده چاه، در پهنه تاریخ ترک می خورد و جهان تشنه جامی از کوثر می شود که ای مسیحای علی (ع) ایجاز کن، که همه آزادیخواهان جهان اینک به پابوس مزار بی نشان تو آمده اند.
' یاس را پیغمبران بو کرده اند، یاس را آیینه ها رو کرده اند' و امروز همه پیغمبران سیاه پوش خاتون بهشتند و علی (ع) را دلداری می دهند و گوش می خواهد صدای آشنا چرا که آشنا داند صدای آشنا.
زخمه زخمی ترین فریاد زینب (س) بر گلوی بغض کرده آسمان سایده می شود و تاریخ، سرخ ترین لحظه خویش را ورق می زند و چشمهای زینب(س) اشکهایی به وسعت همه تاریخ را جاری می کند.
براستی ، کدام چشم است ، که در و مروارید اشک در غمت نساییده باشد و گونه ای در شهادت تو تر نکرده باشد، آنگاه که در غروب غربت غمگنانه تو، آسمان بارشی جز ماتم و اندوه در دل گرفته خود ندارد، تا تو را بی خبرانه در دل خاک کنند.
اینک روز نوحه قرآن ، روز ناله فرقان در فراق یاس ، روز گریه سوره کوثر از نای محمد (ص) است و اینک آسمان با همه فرشتگانش به استقبال دختر آسمان آمده است.
یا فاطمه(ص)، خصوصیت مصیبت تو برای علی(ع) چنان است، که تمام مصیبت زدگان عالم را مصیبت شان به تسلیت و آرامش نشاند و عمومیت مصیبت تو برای علی(ع) در این است، که احدی از مردم در مصیبت تو فارغ از غم نیست و اگر نه این است که او را به صبر امر و از خزع نهی کرده اند، هر آینه تا خشک شدن اشک چشم برتو می گریست.
فاطمه (ص) نام کوچک مادر همه شهداست، نام بلند گلوی بریده تاریخ در نای آزادگی،فاطمه نام کوچک تنهایی پیامبر است، نام بلند جبرئیل و سالروز شهادت فاطمه سالروز همه شهدای آزادگی است.
یک استاد دانشگاه می گوید : حضرت فاطمه به عنوان برترین و کمال ترین الگو برای زنان و دختران مطرح است.
دکتر 'حمیده نظرپور دهکردی' به خبرنگار ایرنا گفت : ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه (س) باید برای نسلهای مختلف تببین شود و تنها به ذکر مصیبت و عزاداری ختم نشود.
وی افزود: حضرت فاطمه(س) دختر نبی مکرم اسلام (ص) متصل به وحی ، همسر ولایت امیرالمومنین علی(ع) و مادر امامت است و ابعاد شخصیت دینی و مبارزاتی، آن معصوم بزرگوار بهترین راهنما برای زندگی بشری افراد در رسیدن به کمال و آرمان انسانیت است.
به گزارش ایرنا ، مردم با برافراشتن بیرقها ، کتل ها و نواختن طبل ها و سنج ها در حواشی خیابانهای منتهی به مساجد، شور فاطمی را بار دیگر در جایی جایی این خطه از ایران اسلامی طنین انداز کردند.

 

 

 

 

 

لیدر رسانه ای جریان انحرافی فراری شد

نامبرده که پیش از این مدیریت سایتهای هتاکی نظیر نوسازی، همت آنلاین، باکری آنلاین و... را بعهده داشت.

نامبرده که پیش از این مدیریت سایتهای هتاکی نظیر نوسازی، همت آنلاین، باکری آنلاین و .... و نشریاتی نظیر هفته نامه همت را بعهده داشت از مدتها پیش به همراه برخی افراد نزدیک به خود ارتباطات خاصی با جریان انحرافی پیدا کرده بود و در حوزه های مختلف بنا بر منویات لیدر اعظم این فرقه اهدافی را دنبال می کرد.
تا کنون از طریق وی هزینه های فراوانی برای انشقاق میان اصولگرایان و رسانه های این جریان هزینه شده است و تمامی جذبهایی که جریان انحرافی از بین رسانه های اصولگرا داشته از طریق این فرد بوده است.
از سوی دیگر (حسین.ن) مسئول هماهنگ کردن نیروهای خودسر داخل جریان انحرافی بوده است،نمونه ای از این فعالیتهای نامبرده ماجرای تجمع در قضیه دانشگاه آزاد مقابل مجلس شورای اسلامی بود که در آن جریان انحرافی موصوف به شدت فعال بود و پروژه اختلاف افکنی بین قوا را به شدت دنبال می کرد.
همچنین از طریق نامبرده که این روزها فراری شده،پولهای فراوانی به تشکلی خودساخته که رئیسش!چندی پیش دستگیر شده رسانده می شد و در اصل نامبرده رابط اصلی مالی جریان انحرافی با جامعه مذکور بوده است.
وی که مدتی در ساختمانی در میدان ونک مستقر بود مسئولیت خط دهی به برخی شوراهای راهبردی استانها در مورد تشکیلات جریان انحرافی در قضیه انتخابات مجلس نهم بوده است و کار خرید رای برای برخی کاندیداها به این صورت که " ما برای شما هزینه می کنیم تا به مجلس بروید آنجا رایتان برای ما" را انجام می داده است.
وی هم اکنون با هدایت برخی جریانها 3 مرتبه از چنگ مامورین گریخته است و فعلا تحت تقیب نهادهای امنیتی می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:42  توسط علی  | 

برنامه فتنه‌گران از زبان مشاور موسوی

یکی از اصلاح طلبان فراری در جدید ترین اظهارات خود اعلام نمود ، تقلیل روابط ایران با دولتهای عرب خلیج فارس که روبه افزایش ودر شرف قطع قرار دارد ، فرصت خوبی است تا این روند تشویق وتسریع گردد وزمینه برخورد های محکم تر با رژیم فراهم گردد .

اردشیر امیر ارجمند که دارای روابط بسیار نزدیک با منافقین بوده وخودرا مشاور یکی از سران فتنه معرفی می کند درادامه اضافه نموده است "شاید ما در داخل توان وحضور تاثیر گذاری در حال حاضر نداریم ، اما فضای بین المللی در اختیار ما وبه ضرر رژیم می باشد ، ما فعلا توانمان را روی این عرصه متمرکز نموده و برای تاثیرات داخلی منتظر خواهیم ماند

 

 

 

 

 

این جوان را ببنید؛قبل و بعد از حادثه

 

ورزشگاه آزادی امداد گر و اورژانس دارد.بالاخره در داخل زمین اتفاقاتی می افتد که نیاز است بازیکن ها را به خارج از زمین و درمانگاه منتقل کنند.

 

تجهیزات امدادی هم هر روز بروز می شود.خودرو جدید و برانکارد های چرخ دار وغیره.اما این تصاویر جالب است و تاسف انگیز.

قبل از حمله نیروی انتظامی:جوان سیاه پوشی که عکس امام روی پیراهن اوست را می بینید؟


اکنون همان جوان را ببینید که بعد از اصابت باتوم به سرش به بیمارستان می رود. با تشکر از دوستان امدادگر! مگر ورزشگاه امدادگر و اورژانس ندارد؟

 

 

 

 

 

اگر ولايت فقيه را قبول داريد، چرا امر و نهي آن را نمي‌پذيريد؟

آيت‌الله مصباح يزدي خطاب به افرادي که در سخن خود را مطيع ولايت فقيه مي‌دانند، ولي رفتارشان برخلاف ادعايشان است، اظهار داشت: اگر ولايت فقيه را قبول داريد، چرا امر و نهي آن را نمي‌پذيريد؟

رييس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، شب گذشته در درس اخلاق خود که در دفتر مقام معظم رهبري در قم برگزار شد، اظهار داشت: عده‌اي براي رسوا نشدن، خود را پيرو خط امام(ره) و ولايت فقيه معرفي مي‌کنند، ولي رفتارشان نشان مي‌دهد که دروغ مي‌گويند.

وي خاطرنشان کرد: پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تعدادي خود را پيرو خط امام معرفي مي‌کردند و ولايت فقيه را پذيرفته بودند، ولي بعد‌ها گفتار و رفتارشان نشان داد که دروغ مي‌گفتند.

رييس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با تأکيد بر اينکه نبايد فريب حرف‌هاي زيبا و سوگند‌هاي دروغ منافقان را خورد، اظهار داشت: اين‌ها اگر راست مي‌گويند بايد در عمل نشان دهند. اگر پيرو امام هستند، بايد ببينند که امروز نايب او چه مي‌گويد؛ اگر دروغ نمي‌گويند، چرا رفتارشان با سخنان امام(ره) فرق دارد؟!

مصباح يزدي با بيان اينکه انسان در مسائل ديني نبايد کوتاه بيايد، اظهار داشت: امروز مردم باتوجه به تجربياتي که تاريخ پس از انقلاب به آنان آموخته است،‌ به سادگي فريب قسم‌هاي افرادي که خود را به دروغ پيرو ولايت فقيه معرفي مي‌کنند، نمي‌خورند، ولي باز هم افرادي ساده دل در گوشه و کنار فريب اين افراد را مي‌خورند.

وي تأکيد کرد: نبايد به هر کسي هم که اين ادعا را نمود، گفت که دروغ مي‌گويد؛ بلکه بايد ديد عمل او چه مي‌گويد. البته نبايد نسبت به افرادي که مدتي در مسير درست حرکت مي‌کنند، اعتماد کرد، بلکه بايد هوشيار بود و هرگاه رفتاري خلاف رفتار گذشته‌اش نشان داد، متوجه شد.

رييس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) تصريح کرد: اگر انسان در امور شخصي خود کوتاهي کند، مربوط به خود فرد است، ولي در امور ديني نبايد کوتاه بياييم و براي هر قدمي که برمي‌داريم، حجت داشته باشيم.

بر اساس گزارش مركز خبر حوزه، عضو مجلس خبرگان همچنين در سخنان خود، به تبيين گوشه‌هايي از خطبه فدکيه حضرت زهرا(س) و واکنش مردم و خليفه اول در برابر سخنان آن حضرت پرداخت.

 

 

 

 

 

شما نترسيد از اين چهار نفر آدمى كه نمى‏فهمند ولايت فقيه يعنى چه

 

مخالف با رأى موكّلين هست، آنها شما را وكيل نكردند براى اين امر. همه‏تان هم اگر چنانچه يك چيزى بگوييد كه بر خلاف مصالح اسلام باشد، وكيل نيستيد؛ حرفتان قبول نيست، مقبول نيست. ما به ديوار مى‏زنيم آن حرفى را كه بر خلاف مصالح اسلام باشد.

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی 12 مهر 85 در شهر قم و در جمه نمایندگان مجلس خبرگان رهبری فرمودند: من وقتى مواجه با اين چهره‏هاى اسلامى، انسانى و خواستنى مى‏شوم احساس غرور مى‏كنم. من شما را همچو مى‏يابم كه براى اسلام در همه جا حاضر هستيد. آيه‏اى را كه آقا قرائت كردند: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُركُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ «1» اگر يارى بكنيد خدا را- يارى خدا؛ يارى احكام خداست، يارى قرآن كريم است، و يارى جمهورى اسلامى است- چنانچه يارى كنيد خدا را، خدا هم شما را يارى مى‏كند. اين يك قضيه كه يارى مى‏كند و شما اين قضيه را در عين ديديد. كه شما يارى كرديد اسلام را و يارى كرديد احكام اسلام را و يارى كرديد نهضت اسلامى را، جمهورى اسلامى را؛ و خداوند يارى كرد شما را. اگر يارى خداوند تعالى نبود، چه طور امكان داشت شماى بدون اسلحه، بدون سازوبرگ جنگى و بدون يك نظام، غلبه كنيد بر آنهايى كه خودشان همه چيز داشتند و همه قدرتها در دست آنها بود، و قدرتهاى شيطانى خارجى هم پشت سرشان ايستاده بود و تأييدشان مى‏كرد، لكن شما را خدا نصرت داد. آنهايى كه غفلت دارند از اين معنا كه يك اراده بزرگ در عالَم هست و همه چيز تحت آن اراده است، آنها برايشان معمّاست، يك معمّاى حل نشدنى، كه چه طور شد اين مطلب كه يك ملت با هيچ و هيچ سازوبرگ بر يك همچو قدرتهاى بزرگ غلبه كرد و همه را بيرون راند. اينها غافل‏اند از اينكه يك‏ اراده‏اى فوق همه اراده‏ها هست. و خداى تبارك و تعالى وعده كرده است به مردم كه چنانچه نصرت كنيد خدا را، خدا هم نصرت مى‏كند شما را. آنهايى كه به ما وراء طبيعت اعتقاد ندارند، براى آنها اين مسائل معماست. اما براى ما كه قائل به يك همچو قدرتى هستيم- و با برهان قوى ثابت كرديم يك همچو قدرتى را- هيچ معمّا نيست، معمّا پيش ما نيست اين مسائل. خداوند يارى كرد شما را؛ و يارى خداوند كافى است.

اگر يارى خداوند نبود، چه طور در ظرف يك مدت كوتاهى يك ملتى كه هر كدام يك خيال خاصى براى خودشان داشتند، هر طبقه‏اى يك آمال و آرزو و يك برنامه‏اى داشتند، يكدفعه همه مجتمع شدند در يك امر. اگر نصرت خدا نبود، چه طور يك ملتى كه از يك پاسبان مى‏ترسيد، يك پاسبان اگر در بازار مى‏آمد اجازه به خودش نمى‏داد كه بگويد ما امروز مثلًا بيرق نمى‏زنيم بالاى دكانها، هيچ همچو چيزى در ذهنش نمى‏آمد، به خودش همچو اجازه‏اى نمى‏داد، اگر يارى خدا نبود، چه طور همين ملت به همين وضع يكدفعه ريختند بيرون، گفتند ما اصلًا سلطنت نمى‏خواهيم! سلطنت رژيم دو هزار و پانصد ساله را ما نمى‏خواهيم؛ اين نصرتهاى اين خداست. شما شايد گاهى غفلت كنيد از آن.

نصرت الهى در گِرو نصرت اسلام‏

اگر نصرت خدا نبود، چه طور ذهن اينها را منصرف كرد از اينكه مقابله با همه قدرتها پيدا كند. اگر اينها با آن قدرتى كه در دست داشتند مقابله مى‏كردند و همان طور كه الآن در افغانستان براى برادرهاى مسْلم ما اين طور مسائل پيش آمده است. اينها را خداى تبارك و تعالى منصرف كرد. و يك رعبى در دلشان انداخت، يك انصرافى برايشان حاصل شد كه مقابله اصلًا نكنند، مقابله هم بكنند، مقابله‏هاى خيلى جدّى نباشد. اين انصرافى بود كه خدا در قلب اينها ايجاد كرد؛ و رعبى بود كه ايجاد كرد، ترسيدند؛ يعنى يك قدرت بزرگ شيطانى از يك ملت بى‏ساز و برگ ترسيد و نتوانست مقاومت بكند. اينها نصرتهاى الهى است، كه به حسب نظر كسى كه يك قدرى تأمل در اطراف قضايا بكند، واضح است كه همه نصرت خدا بود. همه اين پيشرفتها، نصرتِ خدا بود.

جمله دوم: وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ شما توجه كنيد كه تا حالا شما با قدرت و قوه ايمان آمديد، و نصرت خدا را كرديد. اگر چنانچه خدا هم نصرت كرد شما را و پيش برديد، لكن اگر نصرت خدا را بكنيد، يك چيز ديگر هم دنبالش هست؛ و آن اين است كه قدمهاى شما را ثابت نگه مى‏دارد. اگر خداى نخواسته نصرت را شما فراموش كنيد و گمان كنيد مطلب تمام است، گذشت ديگر، و برويد سراغ كارهاى خودتان هر كسى مشغول گرفتاريهاى خودش بشود و از اين نصرت الهى كه بايد بكند، از نصرت به اسلام و احكام اسلام، غفلت كند- آن نصرت سابق چون كرديد، نصرت هم داد- لكن اگر نصرت از آنجا قطع بشود؛ يعنى نصرت شما قطع بشود، قدمهاتان ديگر ثابت نمى‏ماند. بخواهيد قدم ثابت بماند، تعقيب كنيد اين برنامه‏اى كه تا كنون داشتيد، تعقيب كنيد، ما بين راه هستيم.

هشدار درباره نفوذيها

الآن ملاحظه مى‏كنيد كه يك مسئله مشكلى كه پيش ما هست، و بايد آگاه بشويد همه و آگاه كنيد همه را، و علماى اسلام آگاه كنند همه را، قضيه شوراهاست. قضيه شوراها را يك امر سطحى و يك امر كوچك نشمريد. اين شوراها اختياراتى دارند كه به واسطه آن اختيارات مى‏توانند مسائل ما را ضايع كنند؛ و مى‏توانند مسائل اسلامى را جلو ببرند. بدانيد كه الآن دنبال اينكه اعلام اين شده است كه شوراهاى شهر را بناست تشكيل بدهند، دستجاتى كه مخالف با نهضت اسلام هستند و از اسلام مى‏ترسند، از احكام اسلام مى‏ترسند، اينها در صدد توطئه هستند كه يك افرادى را جا بزنند به ملت. آنها مى‏دانند كه خودشان ندارند اين قدر جمعيت، عددشان اين قدرها نيست كه بتوانند ببرند، لكن افرادى را جا بزنند، افرادى كه از خودشان است، از حزب خودشان است، جا بزنند به ملت، و ملت را اغفال كنند براى رأى دادن به آنها.

ويژگى‏هاى اعضاى شوراى شهر

روزى است امروز كه بايد هم علماى اسلام و هم مردم متفكر و هم همه طبقات درست اين چشمهاشان را باز كنند، و افرادى كه انتخاب مى‏كنند افرادى كه شناسايى از قبل داشته باشند. هر كس در هر شهرى هست افرادى را از سابق مى‏شناسد، در زمان رژيم افرادى را مى‏شناسد؛ مى‏داند كه اينها اهل توطئه نبودند؛ اسلامى بودند، و روشن بودند در امور اسلامى؛ و خائن نبودند؛ چپگرا نبودند؛ راستگرا نبودند؛ به صراط مستقيم اسلامى بودند. هر كس در هر شهرى هست افراد را مى‏شناسد. از افرادى كه درست نشناسيد كه اينها چه مردمى هستند، چه اشخاص بازارى و چه اشخاص ادارى و چه اشخاص روحانى، هيچ فرقى نمى‏كند بايد بشناسيد كه اين آدم در اين مدتى كه زمان طاغوت بود چكاره بود. اگر شناختيد او را و درست هر كسى در محيط خودش شناسايى كرد اشخاصى را، آن وقت علمايى كه آنجا هستند، در بلاد هستند، و اشخاصى كه از بازاريها و معتمدين بازار و عرض مى‏كنم، اينها هستند، دانشگاهيها، دانشجوها، اين افراد را معرفى كنند به مردم. افراد بايد اولًا مسلمان باشند؛ و ثانياً معتقد به نهضت باشند؛ امين باشند در كارهايشان؛ ايمان حقيقى داشته باشند؛ متعهد باشند نسبت به احكام اسلام؛ سوابق خلاف و سوء نداشته باشند. از روحانيين هم بايد تعيين بشود. از اهل بازار هم بايد باشد. از آن صنفهاى ديگر هم بايد باشد. لكن، همه بايد در اين معنا شركت داشته باشند كه مُسْلِم [باشند]. و البته آنهايى كه غير مسلم هستند براى خودشان شوراهايى ممكن است تعيين كنند، لكن مسلم و متعهد به اسلام متعهد به اين نهضت؛ معتقد به اين نهضت؛ مخالف با طاغوت، انحراف چپ و راستى نداشته باشد. نه به طرف آن گروه سرمايه دارى برود؛ نه به طرف چپ باشد، مستقيم، اسلامى، دلسوز براى اين ملت. اگر مسلمان باشد و متعهد باشد، آن براى ملت دلسوز است؛ خيانتكار نيست؛ با امانت كارش را انجام مى‏دهد؛ هر كارى بخواهد براى آن شهر خودش انجام بدهد، به مصلحت افراد آن شهر، به مصلحت خود آن شهر، به مصلحت اسلام عمل مى‏كند.

هشدار به طبقات مختلف ملت‏

و اگر خداى نخواسته در اين مسأله غفلت بكنيد، يا روحانيين غفلت بكنند، يا خطبا غفلت بكنند، يا فضلا غفلت بكنند، يا دانشگاهيهاى متعهد غفلت بكنند، يا بازاريها غفلت بكنند، يا كشاورزان و كارگران غفلت بكنند، و يك اشخاصى كه بر خلاف مسير ملت است، بر خلاف مسير اسلام است پيدا بشود، ممكن است كه يك شهرى را به فساد بكشد؛ و ممكن است بعد از او يك مملكتى به فساد كشيده بشود. بايد با تمام قوا با تمام قدرت غفلت نكنيد از اين معنا؛ و علماى بلاد غفلت نكنند از اين امر؛ اهل منبر غفلت نكنند؛ فضلايى كه در اطراف هستند، اهل علمى كه در اطراف هستند، دانشگاهيها، دانشجوها، همه غفلت از اين نكنند. كه يك افرادى كه بايد سرنوشت يك شهر را شما مى‏خواهيد به يك عده بدهيد، سرنوشت همه چيز شهر را به يك عدّه مى‏خواهيد بدهيد، بايد يك كسى باشد كه هم سررشته داشته باشد از امور؛ و هم امين و معتقد به نهضت باشد. اين يكى از مسائل بزرگ است كه ما الآن مواجه با آن هستيم فعلًا، و بعدش هم مسائل ديگرى پيش مى‏آيد، و ما بين راه هستيم الآن. ما الآن مسائلى پيش داريم كه يكى يكى بايد درست بشود، و تا اين مسائل درست نشود، ما نرسيديم به آن مطلبى كه جمهورى اسلامى است.

الآن شما ملاحظه كنيد كه در همين مجلس خبرگان، كه آقايان اهل علم و علما و عدّه ديگرى هستند، بعض افراد هستند كه فكرشان فكر اسلامى نيست. يا اگر فكر اسلامى باشد، اسلام را درست نمى‏دانند چيست. اينها الآن در مسائلى اشكالتراشى مى‏كنند، و لو مواجه با اين است كه اكثريت مخالف با آنها هستند؛ لكن در عين حالى كه اكثريت مسْلم و طرفدار اسلام و اسلام را مى‏دانند چى است، مع ذلك، يكى دو نفر وقتى كه در يك محلى باشد كه همه‏شان هم چه هستند، الّا يكى دو نفر، اشكالتراشى مى‏كنند و چوب لاى چرخ مى‏گذارند. و لهذا من بايد به آقايان، هم به آقايان اهل خبره، مجلس خبره، عرض كنم كه تحت تأثير قلمها و قدمهايى كه بر خلاف اسلام دارد برداشته مى‏شود واقع نشويد. شما مسائل را آن طورى كه فهميديد كه براى اسلام است، اسلام را تقويت كنيد. خدا ناصر شماست. خداوند يارى مى‏كند: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُركُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ نصرت خدا را بدهيد، خدا ناصر شماست.

اهميّت ويژه ولايت فقيه‏

به گزارش صراط نیوز ایشان در ادامه بیان داشتند: به حرفهاى آنهايى كه بر خلاف مسير اسلام هستند و خودشان را روشنفكر حساب مى‏كنند و مى‏خواهند ولايت فقيه را قبول نكنند [اعتنا نكنيد] اگر چنانچه فقيه در كار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است. يا خدا، يا طاغوت، يا خداست، يا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد، غير مشروع است. وقتى غير مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بين مى‏رود كه به امر خداى تبارك و تعالى يك كسى نصب بشود. شما نترسيد از اين چهار نفر آدمى كه نمى‏فهمند اسلام چه است؛ نمى‏فهمند فقيه چه است؛ نمى‏فهمند كه ولايت فقيه يعنى چه. آنها خيال مى‏كنند كه يك فاجعه به جامعه است! اينها اسلام را فاجعه مى‏دانند، نه ولايت فقيه را. اينها اسلام را فاجعه مى‏دانند، ولايت فقيه فاجعه نيست. ولايت فقيه، تَبَع اسلام است.

بطلان وكالت نماينده مخالف با جمهورى اسلامى‏

چشم‏هايتان را باز كنيد! اهل خبره چشمشان را باز كنند. كسانى كه با ولايت فقيه مخالفت مى‏كنند بر خلاف اين چيزى كه ملت آنها را تعيين كرده است عمل مى‏كنند، وكالت ندارند در اين امر. من اولى كه مجلس بنا بود تأسيس بشود، و پيش‏بينى اين امور را مى‏كردم. اعلام كردم كه مردم جمهورى اسلامى مى‏خواهند، جمهورى غربى را [نمى‏خواهند] جمهورى كمونيستى نمى‏خواهند مردم. مردم، جمهورى اسلامى مى‏خواهند. مردم شما را وكيل كردند كه جمهورى اسلامى درست كنيد. كسى كه مخالفت كند با احكام اسلام، مخالف با جمهورى اسلامى است؛ مخالف با رأى موكّلين هست، آنها شما را وكيل نكردند براى اين امر. همه‏تان هم اگر چنانچه يك چيزى بگوييد كه بر خلاف مصالح اسلام باشد، وكيل نيستيد؛ حرفتان قبول نيست، مقبول نيست. ما به ديوار مى‏زنيم آن حرفى را كه بر خلاف مصالح اسلام باشد. آن قدرى كه شما اختيار داريد در اين مجلس، اين است كه جمهورى اسلامى را بر طبق موازين اسلامى پياده كنيد. البته راجع به امور ادارى‏اش و اينها نظر دادن هيچ مانعى ندارد. نظر دادن مانعى ندارد؛ اما اشكالتراشى و اين حرفها را به مردم القا كردن كه اگر چنانچه فقاهت در كار بيايد و فقيه باشد، اگر چنانچه ولايت فقيه باشد، يك بساطى لازم مى‏آيد و يك بساط ديگرى.

مخالفت دشمنان با اسلام و نهضت اسلامى‏

آقا ما مدتها زير بار طاغوت بوديم، بس است! ملت ما مدتها- پنجاه سال، بلكه دو هزار و پانصد سال- زير بار طاغوت بود، بس است! آقايان بگذاريد يك چند وقتى هم مردم الهى بشوند، تجربه كنيد. لا اقل بفهميد اين معنا را، كه با تجربه بفهميد، كه يك ملتى كه تا حالا تحت بار طاغوت بوده است، حالا هم تحت بار اللَّه باشد، اين را تجربه كنيد. اگر از اسلام بدى ديديد، بگوييد چه بدى از اسلام تا حالا ديديد؟ تا حالا كه اسلامى در كار نبوده در مملكت ما نمى‏گذاشتند، حالا هم شماها نمى‏گذاريد. آن وقت دشمنها [نمى‏گذاشتند] حالا بعضى دوستهايى كه ملتفت نيستند، نمى‏گذارند. يا شايد بعضيشان هم دشمن باشند. چرا بايد شما بترسيد از اينكه يك نفر آدم در مثلًا تو اتاق‏اش [نشسته‏] و يك چيزى مى‏نويسد، در روزنامه هم درج مى‏كند. اينها نمى‏دانند اصلًا معناى اسلام چه است. اينها مخالف نهضت اسلام هستند. اينها اگر مخالف با رژيم هم باشند، مخالف با اسلام هم هستند. اينها يك چيز ديگرى مى‏خواهند، نه رژيم باشد و نه اسلام باشد؛ يك جمهورى دمكراتيك. دمكراتيك آن هم به آن معنايى كه غرب وارد كرده اينجا؛ نه به آن معنايى كه حتى كه در غرب است. آن جمهورى كه در آن دمكراتيك كه در غرب هست حتى در ايران نيامده تا حالا، آن وارداتى است. اين دمكراتيك كه در ايران آمده، آن آزادى و آن نمى‏دانم استقلال و آن مسائلى كه تا حالا آمده، همانهايى بوده است كه آريامهر فرياد مى‏كرد «تمدن بزرگ»؛ و همان بود كه همه ديديد اين «تمدن بزرگ» پدر اين ملت را درآورد! بس است! كافى است! آريامهر كافى‏ است براى ما تا قيامت. اين قدر تبعيت نكنيد از اين رژيم، اين قدر تبعيت نكنيد از اين غربيها، از اين شرقيها. كافى است ظلمى كه به ما تا كنون شده است. باز هم بايد ما زير بار ظلم برويم؟ باز هم از زير بار اسلام مى‏خواهند خارج شوند؟ يك مسئله «تشريفاتى!» بله، آقايان بعضيشان مى‏گويند مسئله ولايت فقيه يك مسئله «تشريفاتى» باشد، مضايقه نداريم. اما اگر بخواهد ولىّ، دخالت بكند در امور، نه، ما آن را قبول نداريم- حتماً بايد يك كسى از غرب بيايد دخالت بكند؟!- ما قبول نداريم كه يك كسى اسلام تعيين كرده او دخالت بكند. اگر متوجه به لوازم اين معنا باشند، مرتد مى‏شوند! لكن متوجه نيستند.

گرفتارى‏هاى دوستان جاهل و دشمنان عاقل‏

ما اين گرفتاريها را داريم. ما بين راه هستيم. ما بعد از اين هم گرفتارى راجع به رئيس جمهورش داريم: يكى مى‏گويد لازم نيست مسلمان باشد. يكى مى‏گويد لازم نيست شيعه باشد. يكى مى‏گويد لازم نيست نمى‏دانم چه باشد، طرفدار اسلام باشد. ما بعد از اين گرفتارى داريم، آقا. گرفتار همين يا دوستهاى جاهل، يا دشمنان عاقلِ متوجه. ما گرفتاريم باز، ما بين راهيم. آقا، سستى نكند ملت ما. اگر وكلاشان خواستند بر خلاف اسلام عمل بكنند، مردم مختارند كه وكلا را عَزْلِشان بكنند، بريزندشان دور. آنها خيال مى‏كنند كه نه، اين خلاف آزادى است. شما داريد ديكتاتورى مى‏كنيد! شما داريد در مقابل ملت مى‏ايستيد. ملت اسلام را مى‏خواهد، شما مى‏گوييد لازم نيست! ملت ولايت فقيه را مى‏خواهد، كه خدا فرموده است، شما مى‏گوييد خير، لازم نيست! و شما مى‏خواهيد چند نفر آدم را بر سايرين تحميل بكنيد. اين ديكتاتورى است؛ نه اينكه اكثريت در آنجا كه با آنهايى است كه اسلام را مى‏دانند چه است و تبعيت اسلام را هم دارند. شما چند نفر ايستاده‏ايد در مقابل اسلام.

ولايت فقيه، خواسته ملت‏

من از خداى تبارك و تعالى مى‏خواهم كه ما را از شرّ دوستهاى جاهل و دشمنهاى شيطان نجات بدهد. و در اين مراحلى كه داريم كه بعد آن پيش مى‏آيد، مجلس شورا، آن شوراها، كه نصيحت را عرض كردم كه بايد چه بكنيد- آنجا هم ان شاء اللَّه در هر موقعش عرض مى‏كنم ان شاء اللَّه اين راه را با قدرت و با قوّه و با بينش كامل اين راه را طى بكنيد. و طى مى‏كند، اين ملت است، ملت مى‏خواهد، ما چه بكنيم. شما فرض بكنيد كه خير، فاجعه است، ما فرض مى‏كنيم كه فاجعه است، اين فاجعه را ملت ما مى‏خواهد، شما چه مى‏گوييد اين ولايت فقيه را شما مى‏گوييد اين «فاجعه» است! اين فاجعه را ملت ما مى‏خواهد. بياييد، سؤال مى‏كنيم، به رفراندم مى‏گذاريم، كه آقا ولايت فقيه را كه آقايان مى‏فرمايند «فاجعه» است، شما مى‏خواهيد؟ ببينيد «آرى» اش چه قدر است «نه» اش چه قدر است. خدا همه‏تان را توفيق بدهد؛ مؤيد بكند

 

 

 

 

 

ماجرای تقلب در رای اعتماد به موسوی در سال 1364

 

اين روزها به دليل شرايط روز، گروه‌هاي مختلف سياسي به ماجراي چگونگي رفتار در برابر نظر امام براي نخست وزيري دوره دوم ميرحسين موسوي ارجاع مي‌دهند. اين ارجاع‌ها گاه همراه با بيان بخشي از واقعيت است. متن زير و مصاحبه‌هايي كه همراه با آن در رجانيوز منتشر گرديده است؛ مدتي پيشتر و قبل از حوادث اخير تنظيم شده بود تا در فرصت مناسب منتشر گردد. اميد مي‌رود با اين وصف، اين تورق تاريخي مصون از اعمال نظر در تاريخ نگاري بر اساس مناسبت‌هاي روز باشد.


پس از راي قاطع آيت‌الله خامنه‌اي در چهارمين دوره انتخابات رياست جمهوري براي تشكيل مجدد دولت، در روز 18 مهر ماه 64، مراسم تحليف رياست جمهوري برگزار شد. آيت‌الله خامنه‌اي هنگام مراسم تحليف در حضور نمايندگان مجلس اظهار داشتند: «قانون اساسي ابزارهاي لازم براي عمل به اين سوگند را مشخص كرده است. در صورتي كه رئيس‌جمهور اين ابزارها را در اختيار داشته باشد، خواهد توانست به اين سوگند عمل كند وگرنه اين سوگند، حكم فقهي‌اش براي فقها روشن است.»

دو اصل ياد شده، ناظر به معرفي نخست‌وزير از سوي رئيس‌جمهور و تصويب وزراي پيشنهادي نخست‌وزير بود.
اما معرفي نخست‌وزير بيش از يك ماه ونيم به‌طول انجاميد. گويا پس از اختلاف‌نظرهاي رييس‌جمهور و نخست‌وزير در دولت سوم و كناره‌گيري وزراي داراي افكار نزديك‌تر به رئیس‌جمهور، شرط ايشان براي نامزدي مجدد اين بوده است كه نخست‌وزير را خود انتخاب نمايند. ناطق نوري در خاطرات خود از آن روزها مي‌گويد: «وقتي براي بار دوم مقام معظم رهبري به رياست جمهوري برگزيده شدند، بين ايشان و امام يك بحثي در مورد انتخاب نخست‌وزير بود، ايشان مي‌گفت اگر من رييس‌جمهور بشوم، در انتخاب نخست وزير هر كسي را كه بخواهم، خودم بايد تصميم بگيرم و اين علامت را هم امام ظاهراً داده بودند كه خود شما تصميم بگير، لذا ايشان كانديدا شدند.»

پس از انتخابات، ايشان به مشهد رفته و سخناني ايراد فرمودند كه حاكي از تمايل به تغيير نخست‌وزير بود. از سخنراني ايشان در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري در جماران نيز اين موضوع استنباط مي‌شد.
اما پس از آن، 135 نفر از نمايندگان مجلس در نامه‌اي به امام با بيان اينكه "جريانى خاص و گسترده و طيفى معلوم و مشخص، تغيير دولت را حمايت و همراهى مى‌كند" تهديد كردند كه "چون دولت جديد تجربه و تلاش و امكانات فراوان‌ترى ندارد و از داشتن اكثريتى قاطع در مجلس و بين مردم برخوردار نيست، به موفقيت‌هاى لازم دست نخواهد يافت و در نتيجه كشور دچار بحران مى شود."

امام خميني در 5 مهرماه 1364 در پاسخ به اين نامه فرمودند: «با تشكر از حضرات آقايان، اينجانب چون خود را موظف به اظهار نظر مى‌دانم، به آقايانى كه نظر خواسته‌اند، از آن جمله جناب حجت‌الاسلام آقاى مهدوى و بعضى آقايان ديگر، عرض كردم آقاى مهندس موسوى را شخص متدين و متعهد، و در وضع بسيار پيچيده كشور، دولت ايشان را موفق مى‌دانم، و در حال حاضر، تغيير آن را صلاح نمى‌دانم. ولى حق انتخاب با جناب آقاى رئيس‌جمهور و مجلس شوراى اسلامى محترم است.»

ناطق نوري در خصوص معرفي دوباره موسوی مي‌گويد: «چند روزي كه گذشت، نظر امام عوض شد. علتش اين بود كه گويا آقاي "محسن رضايي" به عنوان فرمانده سپاه خدمت امام رسيده و گفته بود كه موقعيت آقاي موسوي در جنگ و بين جوان‌ها به‌گونه‌اي است كه اگر ايشان نخست‌وزير نشوند، جنگ لطمه مي‌خورد. طبيعي است كه براي امام در آن روزها هيچ چيز حياتي‌تر از مسئله‌ي جنگ نبود، لذا بعد از گزارش محسن رضايي، لحن امام عوض شد... كم‌كم به حاج احمد آقا و ديگران فرمودند كه آقاي مهندس موسوي معرفي شود. مقام معظم رهبري در مقام رييس‌جمهوري در يك محذوريت عجيبي قرار گرفته بودند. از يك طرف احساس مي‌كرد از نظر شرعي و وظيفه به مصلحت كشور نيست مهندس موسوي را معرفي كند و از طرف ديگر نظر امام آقاي موسوي بود. بنابراين براي حضرت امام نامه‌اي نوشتند كه "اگر حضرت عالي تشخيص مي‌دهيد كه بايد مهندس موسوي را معرفي كنم، حكم كنيد، شما رهبر هستيد. شما روز قيامت جواب داريد، ولي من جواب ندارم كسي را كه مصلحت نمي‌دانم، نخست وزير كنم، مگر اين كه حكم ولي فقيه بالاي سر او باشد. حضرت عالي حكم كنيد تا من ايشان را بگذارم"، امام هم مي‌فرمودند: "من حكم نمي‌كنم. من حرف خودم را مي‌زنم" بن بست عجيبي پيش آمده بود.»
حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني نيز در خاطرات خود در اين خصوص مي‌نويسد: «آيت‌الله خامنه‌اي تمايلي به نامزد شدن مجدد نداشتند و با اصرار ماها و نيز خواست امام پذيرفتند و همان موقع نظرشان را راجع به كابينه گفته‌اند و اكنون حجت دارند، ولي نمي‌خواهند از نظر امام تخلف كنند... نظر آقاي خامنه‌اي اين است كه اينها خوب كار نكرده‌اند و جايز نيست دوباره مأمور تشكيل كابينه شوند. زمان طولاني بحث كرديم، ولي به نتيجه نرسيديم. مشكل عمده ايشان، اظهارنظر امام است...»

وي ذيل تاريخ 25 شهريور نيز از مراجعه بهزاد نبوي و محسن نوربخش به او و اظهار نگراني آنها از احتمال تعويض دولت ياد کرده و مي‌نويسد: «از من خواستند دخالت كنم و مانع شوم.»
حجت‌الاسلام ناطق نوري در ادامه خاطراتش با بيان اينكه به اتفاق حضرات آيات مهدوي كني، جنتي و يزدي براي گشودن گره از اين مشكل به خدمت امام رسيدیم، می‌افزاید: امام(ره) در پاسخ به ضرورت حكم كردن ايشان مي‌فرمايند: «من حكم نمي‌كنم، اما من به عنوان يك شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم يا خير؟ من به عنوان يك شهروند، اعلام مي‌كنم كه انتخاب غير از ايشان، خيانت به اسلام است.»

وي در ادامه مي‌گويد: «اين جمله را كه ايشان فرمودند، همه چيز روشن شد و واقعاً معلوم شد كه موضوع چقدر عمق دارد. پس از اين كه فهميديم نظر قطعي امام، مهندس موسوي است، در محل دفتر رياست جمهوري خدمت آقاي خامنه‌اي رفتيم و ماجرا را خدمت ايشان شرح داده و گفتيم اين ديگر حكم است. امام فقط لفظ حكم را نگفتند. امام تا آخر ايستاده است. اين كه ايشان مي‌فرمايند جز موسوي خيانت به اسلام است، حكم است. آقاي خامنه‌اي فرمودند براي من اتمام حجت شد؛ لذا تصميم گرفتند و مهندس موسوي را براي نخست‌وزيري مجدد معرفي كردند.»
در روز راي گيري، هاشمي رفسنجاني سخنان كوتاهي پيش از نواختن زنگ رسمي شدن مجلس ايراد نمود كه در صورت مذاكرات رسمي نيامده است. اما اعتراض آيت الله فهيم كرماني و آيت الله سيد محمد خامنه‌اي (برادر رييس جمهور وقت) به اين سخنان و اعلام خروج رييس مجلس از بي‌طرفي بر خلاف آيين نامه مضبوط است؛ آيات انتخابي براي ابتداي جلسه مجلس نيز كه بر ضرورت اطاعت از رهبري تاكيد داشت، مورد اعتراض قرار گرفت كه القا كننده حكم امام بوده است. سرانجام پس از حمله يكي دو نماينده به منتقدين موسوي به عنوان "خط امام جديد" كه بدتر از سكولارها هستند و از خارج خط مي‌گيرند، راي گيري از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جلسه‌ی علني ۱۷۹ مورخ 21/7/ ۱۳۶۴ آغاز مي‌شود. رييس مجلس تعداد حضار و برگه آراي توزيع شده را 235 نفر اعلام مي‌نمايد و راي گيري به صورت غير علني انجام مي‌گردد. دقايقي بعد اعلا مي‌گردد كه 261 راي به گلدان ريخته شده است كه با ۱۶۲ رأي موافق مجلس به نخست‌وزيري مجدد مهندس ميرحسين موسوي رأي تمايل داده است و نمايندگان تكبير مي‌فرستند. ۷۳ نفر نيز رأي مخالف و ۲۶ نفر هم رأي ممتنع (كه درحقيقت مخالف محسوب مي‌شد) دادند که اين ماجرا خود سرآغاز بحث‌هاي مفصل بعدي گرديد.

اين رخداد حاصل فضايي جديد در عرصه سياسي بود كه به تازگي و با انتشار روزنامه رسالت علني‌تر شده بود. روزنامه‌اي كه با فاصله‌اي اندك از انتخابات رياست جمهوري چهارم منتشر شد. آيت‌الله احمد آذري قمي که مديرمسئولي اين نشريه را برعهده داشت از اعضاي مؤسس و دبير جامعه مدرسين حوزه علمیه قم بود. آيت‌الله آذري قمي براي انتشار روزنامه خود از افرادي چون حبيب‌الله عسگراولادي، پرورش، احمد توكلي و مرتضي نبوي بهره گرفت كه همگي از منتقدين سفت‌وسخت نخست‌وزير بودند.

ادعاي مخالفت اين 99 نفر با خط امام، به شدت تبليغ گرديد؛ حتي نام برخي نمايندگاني كه در آن جلسه مجلس شوراي اسلامي غايب بودند، به عنوان جمع 99 نفره اعلام گرديد و مورد برخورد شديد سياسي و گاه فيزيكي واقع شدند. به عنوان نمونه  جلال‌الدين فارسي اصولاً آن روز در مجلس نبوده است، اما نام وي در بولتن‌ها به عنوان يكي از آن 99 نفر آورده مي‌شود. يا نماينده‌اي كه آن روز در سفر بوده است نامش در اين فهرست آورده مي‌شود و اين "99 نفر" فهرست سياهي مي‌شود كه با برخورد با آن عملا مجال حذف يك گروه سياسي از دولت و مجلس فراهم مي‌گردد و مجلس سوم به صورت كاملا تك جناحي شكل مي‌يابد.

گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین حسین ابراهیمی


در شرايط پس از انقلاب كه عموما به سوابق انقلابي افراد نگاه مي‌شد، مهندس میر حسین موسوی چگونه بدون سابقه انقلابی نخست وزیر شد؟

ایشان وزیر خارجه دولت شهید رجایی بود و از آنجا به سمت نخست وزیری رسید. البته در آن زمان هنوز خطوط افراد مشخص نشده بود و بیشتر سعی شد تا لیبرال ها و ملی گراها وارد دولت نشوند، اما در دوره دوم مواضع به طور ریزتر معلوم شد و بر سر ماندن موسوی در حزب جمهوری اسلامی اختلاف پیش آمد.

با توجه به آشكار شدن عملكرد موسوي در دوره نخست، علت آنکه موسوی برای بار دوم در سال 64 حکم نخست وزیری گرفت چه بود؟

در آن سال مقام معظم رهبری در انتخابات ریاست جمهوری به شرط عدم انتخاب موسوی برای نخست وزیری، کاندیدا شد و پس از کسب رأی ملت پیش امام رفت تا با عرض مطالب و دلایلی مخالفت خود را راجع به معرفی میرحسین به مجلس بگوید. امام دلایل را پذیرفتند ولی به خاطر آنکه فرمانده جنگ خواستار حضور مجدد مهندس موسوی در سمت نخست وزیری شد بنیانگذار جمهوری اسلامی از رئیس جمهور وقت خواست تا دوباره میرحسین برای اخذ رأی به مجلس معرفی شود. رضایی معتقد بود در صورت عدم این کار پشتیبانی جبهه دچار مشکل می شود. در روز معرفی نخست وزیر به مجلس هم وقتی آقا پشت تریبون رفت مخالفت خود را نسبت به انتخاب وی اعلام کرد و گفت موسوی برای این سمت کارایی ندارد ولی چون امام می گویند ایشان را جهت احراز پست نخست وزیری پیشنهاد می کنم.

قضیه 99 نمايندگان مجلس مخالف موسوي يكي از مسائلي است كه پيرامون آن حاشيه‌هاي بسيار گفته شده است. لطفا ابعادي از آن ماجرا را بيان فرماييد؟

نمایندگان اصولگرای آن روز که من هم جزء آنها بودم نامه ای خطاب به امام امضا کردند تا نسبت به نحوه رأی دادن به نخست وزیر پیشنهادی استمزاج بطلبند امام فرمودند نظر من تأیید موسوی است ولی نمایندگان به تکلیف عمل کنند. لذا در روز رأی گیری 99 نماینده رأی مخالف به مهندس موسوی دادند چون ایشان را لایق مقام نخست وزیری نمی دانستند. بعداز مشخص شدن آرای موافق، مخالف و ممتنع، یک جو بدی در مجلس بوجود آمد و این طیف از نمایندگان محکوم به ضد ولایت فقیه شدند. البته در جلسه دیگری نیز نسبت به اقدام این افراد اعتراض شد که آقا فرمود اینها 99 نفر نیستند بلکه صد نفرند و من هم یکی از آنها هستم.

کابینه دولت موسوی از چه طیف هایی تشکیل شده بود؟

در دولت اول وی 6 الی 8 نفر از وزراء از نیروهای اصولگرا (يا به تعبير آن روزها راست) بودند، عده ای از افراد چپ و برخی نیز گرایش سیاسی خاصی نداشتند. اما در دولت دوم به جزء یکی دو نفر نظیر ولایتی و سرهنگ سلیمی تقریباً افراد یکدستی به عنوان وزیر انتخاب شدند.

آیا وزراء در حوزه اجرایی عملکرد مناسبی داشتند؟

موسوی در اداره نخست وزیری مشکل چندانی نداشت و طبق روال کارها انجام می شد. گرایش دولت به سمت دولتی کردن همه امور بود و همین نقطه مقابله جناح راست با وی به حساب می آمد. زیرا معمولاً به مردم اجازه فعالیت اقتصادی داده نمی شد و حتی صندوق قرض الحسنه مساجد را هم می خواستند ببندند یعنی سخت گیری تا این حد بود.

گفتمان غالب دولت موسوی چه بود؟

تفکر دولت در آن زمان حاکم کردن اقتصاد سوسیالیستی بود و به لحاظ سیاسی مشی رادیکالی داشت و موسوی بیشتر با افرادی نظیر بهزاد نبوی کار می کرد که امروز اکثراً جزء سازمان مجاهدین انقلاب هستند و نسبت به تحولات داخلی و خارجی موضع مشخصی دارند.بزرگترین نقطه ضعف آن بود که فعالیت های اقتصادی بسیار کند انجام می گرفت، وضعیت معیشتی مردم نامطلوب بود و سهمیه بندی و کوپنی شدن اقلام غذایی سخت گیرانه اجرا می شد. تعزیرات حکومتی بسیار بد عمل می کرد به طوری که مغازه دار را در جلوی دکانش شلاق می زدند.

از زماني‌كه فرماندهی جنگ به آقاي هاشمی رفسنجانی محول شد، رابطه دولت با وی چگونه بود؟

معتقدم در آن زمان دولت، مجلس و جبهه در اختیار هاشمی بود و ایشان بر همه امور تسلط کامل داشت. به طوری که می توان گفت میدان دار واقعی اداره کشور هاشمی بود.

استعفای میرحسین در بحبوحه جنگ چه علتی داشت؟

ایشان یکبار به صورت محرمانه خدمت امام استعفا کردند ولی علت واقعی آن را من نمی دانم.

مقبولیت اجتماعی دولت موسوی چقدر بود؟

بالاخره اختلاف سلیقه وجود داشت و طبقاتی از جامعه موافق و طبقاتی نیز مخالف مشی دولت بودند. وقتی از 270 نماینده، 99 نفر رأی به نخست وزیری ایشان نمی دهند به معنای آنست که مشی دولت حداقل مورد تأیید یک سوم جامعه نیست چون آن نمایندگان وکلای بخشی از مردم بودند.

چه اتفاق مهمی در این دولت رخ داد؟

مدیریت جنگ و اتمام آن، فشارهای اقتصادی، تفکیک اندیشه ها و تشکیل مجلس دوم مهمترین رخداد های آن زمان بود. در مورد مجلس دوم باید بگویم که این دوره پر سر و صداترین مجلس بود، تضاد افکار اعصاب نمایندگان را به شدت خورد کرده بود چرا که همه خودی تلقی می شدند و تشخیص حق از باطل سخت شده بود.

آیا خود رأیی مهندس موسوی یکی از مسائلی نبود که مخالفان ایشان به آن انتقاد می کردند؟

موسوی از همان اول فردی مستبد به رأی بود که اتفاقاً مواضع اش در بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم این واقعیت را نشان داد.

اگر حرف دیگری راجع به نخست وزیری میر حسین موسوی دارید بفرمایید؟

معتقدم از همان ابتدا در این جریان انحراف وجود داشت. هرچه زمان بیشتر گذشت زاویه انحرافات بیشتر شد. از طرفی در دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری ظلم بسیاری در مورد تخصیص اعتبار و امکانات از سوی نخست وزیری به نهاد ریاست جمهوری شد. در آن دوران دفتر من در نهاد ریاست جمهوری بود و به عینه سختی ها را مشاهده می کردم. در ثانی برخی نامه ها به رغم مخالفت رئیس جمهور به رادیو های بیگانه داده می شد که اصلاً انتشار آن به صلاح نظام نبود ولی نخست وزیر و همراهانش در تصمیم گیری و انجام کارها بی باکانه مثل الآن دل را به دریا می زدند.

 

 

 

 

 

 

فتنه سال 88 جنگ فقر و غناي داخلي بود

فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: جنگ هشت ساله بين فقر و غناي خارجي و فتنه سال 88 جنگ فقر و غناي داخلي بوده است.

سردار جعفري چهارشنبه‌شب در مراسم اجلاسيه سرداران و 14 هزار و 600 شهيد استان فارس اظهار داشت: جنگ ايمان و رذالت كه با حيات انقلاب اسلامي رخ داد، از آدم تا خاتم و در طول تاريخ ادامه داشته است.
جعفري خاطرنشان كرد: ارزش شهادت و شهيد، باهنر، شعر و هيچ حماسه‌اي در دنيا قابل مقايسه نيست، چراكه ارزش شهدا را با عشق به خداوند مي‌توان جستجو كرد.
وي با اشاره به اينكه برخي از دولت‌ها به دنبال به انحراف كشاندن مسير انقلاب اسلامي هستند و توجه خود را به توسعه سياسي و مسائل داخلي معطوف كرده‌اند، گفت: بعضي در درون نظام اسلامي، ارزش‌هاي انقلاب را به وادي فراموشي سپرده و به دنبال توقف و برهم زدن معنا و جوهره اسلام هستند.
فرمانده كل سپاه پاسداران خاطرنشان كرد: مردم هيچ‌گونه انحرافي را تحمل نمي‌كنند و به دنبال شيطان داخلي و جن و انس نيستند.
جعفري انحراف در بخش‌هاي مختلف سياست خارجي و حمله به محور اصلي جمهوري اسلامي ايران را حمله به ولايت برشمرد.
وي با تاكيد بر اينكه دعواي ما در فتنه 88 با كساني بود كه نمي‌خواستند موضع و حرف ولايت فقيه را فصل‌الخطاب قرار دهند، گفت: بايد بر اين باور بود كه انقلابي بودن و همراه انقلاب ماندن اثرش بسيار سخت‌تر از انقلابي شدن است.
فرمانده كل سپاه پاسداران تصريح كرد: در مسير انقلاب ماندن يعني اطاعت محض از ولايت فقيه است و هر كس در هر طبقه و مقام و مسئوليتي كه باشد بايد در مقابل امر ولايت سر تعظيم فرو آورد، در غيراين صورت معنا و مفهوم انقلاب اسلامي و ولايت فقيه را درك نكرده است.
جعفري اظهار داشت: نظام جمهوري اسلامي كه با آبياري خون شهيدان پربار شده است، حاصل تلاش‌هاي چند نفر نبوده و خانواده‌هاي شاهد و ايثارگر به دنبال استمرار حكومت اسلامي هستند.
فرمانده كل سپاه پاسداران اضافه كرد: مردم مومن، انقلابي و ايثارگر در كمال هوشياري و بصيرت از خون‌هاي ريخته شده شهدا با تمام توان حراست و حفاظت ميكنند.
جعفري افزود: انقلاب اسلامي اثرگذارترين حركت ضد استعماري بوده و شياطين با تمام توان مادي درصدد حذف و جايگزين كردن فرهنگ منحط خود هستند كه با تلاش‌هاي جوانان ولايتمدار بار ديگر توطئه‌هاي آنان شكست مي‌خورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگرانی یک مرجع از برخی رفتارهای سیاسی

 

اين مرجع تقليد در ادامه سخنان خود، از بروز برخي رفتارهاي سياسي در کشور ابراز نگراني کرد و افزود: کساني پول‌هاي هنگفتي خرج مي‌کنند که مجلس را در دست بگيرند اما مردم بکوشند نقشه کش‌ها و نقشه‌ها را بشناسند و آنها را مانند هميشه ناامید کنند.

آيت‌الله مکارم شيرازي گفت: براي حفظ ثمره خون شهدا نگذاريم بيگانگان در مقام‌هاي حساس کشور نفوذ کنند. اجازه ندهيم چهره اسلامي شيراز و فارس را عوض کرده و مفاسد اخلاقي آشکار کنند.

 آيت‌الله ناصر مکارم شيرازي، از مراجع عظام تقليد در نخستين برنامه متمرکز اجلاسيه سرداران و چهارده هزار و ششصد شهيد استان فارس در جمع هزاران نفر از مردم اين استان در پادگان امام حسين(ع) شيراز، گفت: در قرآن کريم، دو آيه 154 سوره بقره و 169 سوره آل عمران در مورد حيات شهيدان وجود دارد که مخاطب آيه اول، مردم هستند اما آيه 169 سوره آل عمران خطاب به رسول خداست و پنج امتياز براي شهدا در آن ذکر شده است.

به گفته اين مرجع تقليد، زنده بودن در برزخ، جاودانگي، قرار گرفتن در جوار رحمت الهي و بهره مندي از پذيرايي الهي، مهمترين امتيازاتي است که قرآن کريم براي شهدا قایل شده است.

وي با بيان اينکه خانواده شهدا بايد به خود افتخار کنند، اظهار کرد: عشق به شهادت در اسلام موضوع عجيبي است و به فرموده پيامبر شهادت حتما نصيب منتظران آن خواهد شد.

استاد عالي حوزه علميه قم ابراز کرد: خيال نکنيم توطئه‌هاي دشمنان تمام شده بلکه هميشه بايد براي دفاع و پيروي از ولايت فقيه آماده باشيم.

وي با بيان اينکه شهادت در منطق اسلام دو گونه خاص و عام است، اضافه کرد: شهادت خاص مثل هم آناني است که در جبهه‌هاي جنگ شربت شهادت نوشيدند؛ اما شهادت به معناي عام نصيب کساني مي‌شود که در راه انجام وظيفه کشته شوند.

مکارم شيرازي خاطرنشان کرد: کساني که کشته نشده از دنيا بروند به شرط آنکه با عشق و محبت به شهادت و اهل‌بيت بميرند، صواب شهيد مي‌برند اما جايگاه شهدا همچنان براي شهداي خاص محفوظ است.

وي با بيان اينکه شهادت در اسلام مفهوم وسيعي دارد، از وجود 14 هزار و 600 شهيد در استان فارس تجليل کرد و گفت: همين تعداد شهداي فارس نشان مي‌دهد که انقلاب را ارزان به دست نياورده‌ايم؛ بنابراين، بايد براي حفظ ميراث شهدا بکوشيم.

استاد خارج فقه و اصول حوزه علميه قم ادامه داد: نبايد بگذاريم افراد مزدور براي اهداف پوشالي فعاليت کنند و سرمايه داراني به صورت خزنده در مراکز مهم شهر نفوذ کرده و ثروت مردم استان را به خارج ببرند.

مکارم شيرازي خاطرنشان کرد: بدانيد و مي‌دانيم فارس و شيراز هميشه مرکز بزرگان و دانشمندان و فلاسفه و اديبان و شاعران برجسته بوده است؛ الان هم بايد بکوشيم همان نمونه‌ها از ميان کودکان و جوانان اين شهر تکرار شوند.

اين مرجع تقليد درادامه سخنان از بروز برخي رفتارهاي سياسي در کشور ابراز نگراني کرد و افزود: کساني پول‌هاي هنگفتي خرج مي‌کنند که مجلس را در دست بگيرند اما مردم سعي کنند نقشه کش‌ها و نقشه‌ها را بشناسند و آنها را مانند هميشه مايوس کنند.

 

 

 

 

 

 

 

اينجا آلونك «ننه علي» است

 

اينجا پُست و پارتي و پول، واژه هايي غريب و بي مصرف و از سكه افتاده است. ايتجا آلونك « ننه علي» دروازه بهشت و سرپُل جاودانگي است.

شهيد قربانعلي رخشاني مهماندوست كه در دوران ستم شاهي در هواپيمايي كشوري مشغول به خدمت بود، در حين حمل و پخش اعلاميه هاي امام خميني(ره) در شهر اهواز شناسايي و توسط ساواك دستگير و پس از تحمل شكنجه هاي بسيار به شهادت رسيد و در قبرستان اهواز دفن شد.

 

  اين مادر بزرگوار پس از با خبر شدن از شهادت فرزندش عازم اهواز مي شود و به مدت يك سال در كنار مزار تنها فرزند پسرش بيتوته مي كند.

 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي به اطلاع امام خميني(ره) مي رسانند كه در اهواز مادري به مدت يكسال در كنار مزار فرزند در حال زندگي است در حالي كه اين مادر ساكن تهران است.

به دستور امام(ره) پيكر اين شهيد به تهران منتقل مي‌شود و اين مادر شهيد از سال1357 تا 1378 در بهشت زهرا(س) بر روي مزار فرزندش خانه اي بنا و شبانه روز در آنجا زندگي مي‌كند.
ننه علي در حال حاضر به‌دليل بيماري در منزل دخترش زندگي مي كند و در اثر بيماري آلزايمر قدرت تكلم خود را از دست داده است.

 مطلب زیر را «سياوش اميري» يكي از بینندگان خبرگزاری فارس درباره زندگی مادر این شهید نوشته و برای آن خبرگزاری فرستاده که منتشر شده است:

اينجا گوشه اي از قطعه 24 شهداي گلزار بهشت زهرا (س) در شهر 424 هكتاري خيل لب فروبستگان تهران است. اينجا مامن « ننه علي » (مادر شهيد قربانعلي درخشاني مهماندوست) است كه بيش از بيست و نه سال قدمت دارد. خيلي قديمي نيست، اما بدون شك يكي از اماكن تاريخي فراموش شده نسلي است كه دو جنگ (داخلي و خارجي ) را يا ديده و در آن حضور داشته يا اينكه برايش روايت كرده اند.

اينجا خانه و زندگي « ننه علي » با همه سادگي اش، قد برافراشته و خودنمايي مي كند.

اينجا كاخي است كه ستون هايش با ايثار استوار شده، هر چند مصالح ظاهري اش چوب و حلب و تسمه است.

اينجا قرارگاه عشق و دلدادگي، سرسراي عاشق و معشوق و پناهگاه طالب و مطلوب است.

اينجا پايگاه ايمان و قرب الي الله است، اينجا معبد فرشتگان الهي است كه صف در صف به طواف « ننه علي » و قلب چون آيينه اش مامورند.

اينجا دِيري است كه خدا در آن تجلي دارد و صومعه دارش پيرزني 90 - 80 ساله است و بر خلاف تصور دور افتادگان وادي هجران ؛ حافظه اي شگفت انگيز دارد و در عين بيسوادي، كتاب خدا را از حفظ است.

اينجا كعبه دلدادگان محضر عشق است. اينجا خانه « ننه علي » است.... اينجا مراد مي دهد اگر بطلبي و شفا مي بخشد اگر التماس دعا داشته باشي.

اينجا زيارتگاه دلسوختگاني است كه تحفه شان باراني از اشك است و كالاي شان، دلي شكسته كه به رايگان مي بخشند.

اينجا قطعه اي از خاك است كه با ملكوت پيوند خورده، مسافرانش ملايكه و مراجعانش خون دل خوردگاني هستند كه شب شكني كرده اند و روز را و آفتاب را انتظار مي كشند.

اينجا ستاد حفاظت از حاكميت ملي و اقتدار نظام است. اينجا مركز ثقل وفاداري و خدمت به مردم است؛ بي تظاهر و نيرنگ، مردم فريبي و تزوير.

اينجا خدايگان ريز و درشت به زانو در مي آيند، مي شكنند و فرو مي ريزند.

اينجا بيت الله است. اينجا دعا مستجاب مي شود و حاجت روا. اينجا دريا - دريا صفا موج مي زند و دشت اندر دشت مخمل سبز و زيباي محبت و مهرورزي گسترده است، طاقه - طاقه تا امتداد بي نهايت مهرباني و رحمت.

ايتجا گلزار كرامت است، گلستان معرفت.اينجا سبد - سبد بركت موجود است و زنبيل - زنبيل سخاوت بي منّت. اينجا كولاك عاطفه است و قربانگاه هوي و هوس ها و تمنا هاي خاكي پَست و پَلَشت.

اينجا پُست و پارتي و پول، واژه هايي غريب و بي مصرف و از سكه افتاده است. ايتجا آلونك « ننه علي » دروازه بهشت و سرپُل جاودانگي است.

اينجا بهانه ها رنگ باخته و پوچ وبي معني است. اينجا ديار دلباختگان حق و حقيقت است و مملكت آرزومندان شهد شهادت.

اينجا خدا - خدايي مي كند و فرشتگان پر و بال مي شويند در زمزم جاري كوثر. اينجا نشانگاه آدميت و خلوتگاه بشريت و دانشگاه انسانيت محض است.

اينجا خاك خداست، پر از بوي عطر ياس فاطمه (س) و خط خون پاك حسين (ع). اينجا منزلگاه غروب عاشوراي زينب (س) است و خيمه گاه تجلي آزادگي.

اينجا خودِ خودِ « عرش الهي » است، گسترده و بي انتها. اينجا آلونك « ننه علي » است !

 

 

 

 

 

 

شاید جامعه آبستن فتنه‌ای دیگر باشد

 

رئیس موسسه امام خمینی(ره) با بیان اینکه شاید جامعه امروز نیز آبستن فتنه‌ای دیگر باشد و برخی از کسانیکه به برکت نظام، انقلاب و مردم به پست و مقام رسیدند در روزگاری دیگر جور دیگری باشند تاکید کرد: چیزی که موجب حفظ جامعه و پیروزی آن در برابر دشمنان می‌شود تمسک به ولایت فقیه است.

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در دیدار جمعی از سپاهیان لشکر 17 علی بن ابیطالب قم با تاکید بر اینکه ولایت فقیه در زمان غیبت ما را از بلا‌ها حفظ می‌کند اظهار داشت: تنها چیزی که نجات دهنده ما است تمسک به قرآن و عترت و در زمان دسترسی نداشتن به عترت ولایت فقیه است.

رئیس موسسه امام خمینی (ره) در ادامه با اشاره به حوادث صدر اسلام و آزار و اذیت پیامبر، با بیان اینکه بیشترین ظلم را قبیله پیامبر به وی روا داشتند گفت: جنایاتی که مسلمانان نمازخوان، روزه گیر و جهاد رفته بر پیامبر و فرزندان وی کردند در عالم نظیر ندارد.

وی با اشاره به ظلم‌ها و مشقت‌هایی که ائمه در طول زندگی خود با آن مواجهه شدند و همچنین حوادث عاشورا گفت: این سوال در ذهن برخی افراد پیش می‌آید که چرا خداوند کاری نکرد که ائمه راحت باشند و در سختی و مشقت به سر نبرند و ظلمی به آن‌ها نشود و یا اینکه حوادث عاشورا اینگونه رقم نخورد.

رئیس موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه یک جواب اجمالی که می‌توان به این پرسش داد این است که این‌ها همه مصلحت خداوند است که ما آن را متوجه نمی‌شویم ادامه داد: اما اگر ما بخواهیم تفسیر بیشتری نسبت به این مصلحت داشته باشیم باید برخی از عوامل را مدنظر قرار دهیم.

عبرت آموزی از حوادث تاریخ

وی در ادامه اظهارداشت: برخی از حوادثی که طی 1400 ساله گذشته ظهور اسلام تاکنون رخ داده است باعث عبرت‌ها و عدم تکرار برخی اشتباهات از سوی برخی افراد شده است که ما نمونه آن را در نحوه برخورد و احترام و اطاعت مردم از امام خمینی (ره) دیدیم.

استاد حوزه افزود: با وجوداین کسانی نیز از فتنه‌ها درس نگرفتند و ما دیدیم که کسانی در نظام که به دست امام خمینی (ره) به پست و مقام رسیدند از پشت به ایشان خنجر زده و با دشمنان انقلاب برای از بین بردن نظام اسلامی همراه شدند.

شاید جامعه آبستن فتنه‌ای دیگر باشد

وی با اشاره به اینکه شاید جامعه امروز نیز آبستن فتنه‌ای دیگر باشد عنوان کرد: شاید در روز دیگر برخی از کسانیکه به برکت نظام، انقلاب و مردم به پست و مقام رسیدند در روزگاری دیگر جور دیگری باشند.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با طرح مجدد این سوال که چرا خداوند برای از بین بردن فتنه‌ها و نابودی ظلم کاری نمی‌کند گفت: هدف خداوند برای آفرینش انسان این بوده است که انسان‌ها خوب زندکی کرده و اعمال نیک انجام داده و به بهشت بروند اما برای خوب زندگی کردن و لایق بهشت شدن انسان باید از امتحانات و آزمایش‌هایی عبورکند که این فتنه‌ها و ظلم‌ها همگی امتحانات الهی است.

وی با بیان اینکه اگر ما به بهشت برویم خواهیم دید که خداوند چه مقامی به مقام معظم رهبر در بهشت می‌دهد بیان کرد: ایشان در طوی 50 سال هر روز در معرض امتحانات طاقت فرسا بودند که از همه آن‌ها سرفراز بیرون آمده‌اند.
وی در ادامه بیان کرد: اگر حوادث و جریانات عاشورا نبود اصحاب سید الشهداء (ع) شناخته نمی‌شدند و در زمان ما نیز اگر جنگ تحملی رخ نمی‌داد نیز بسیاری از شهداء ما شناخته نمی‌شدند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به فتنه سال 1388 عنوان کرد: حوادث آن سال یک امتحان بود که مشخص کند چه کسانی پیروز و چا کسانی مردود شده‌اند.

چه کسی چنین سرنوشتی رابرای سران فتنه تصور می‌کرد؟

وی تأکید کرد: اگر فتنه سال 88 که یک امتحان الهی بود رخ نمی‌داد چه کسی در آن زمان که سران فتنه پست و مقامی داشتند احتمال می‌داد که آن‌ها روزی به این سرنوشت دچار شوند.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به شهادت استاد مطهری بیان کرد: قاتل وی نیز طلبه بود که ساله‌ها در قم و تهران در س خوانده بود و به بهانه حفظ اسلام و عدالت اسلامی تحت تاثیر افکار مارکسیستی و التقاطی قرار گرفته و به بهانه اینکه مطهری مانع تحقق عدالت اجتماعی است وی را به شهادت رساند و این تفکر را داشت که آخوند‌ها نباید در حکومت نقش داشته باشند.

وی در ادامه با اشاره به برخی از حوادث دوران مشروطیت بیان کرد: درمبارزات آن زمان برخی از افراد به شکل علنی با اسلام مخالف بودند و برخی نیز به شکل ظاهری دیندار اما در باطن با دین مخالفت می‌کردند و با دنبال این بودند که روحانیت را از صحنه مبارزات دور کنند.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه تفکر عدم حضور رو حانیت در جامعه هنوز هم وجوددارد اظهار داشت: اگر چنین تفکری در در نسل سوم ما نیز وجود داشته باش بدانید که نطفه فتنه دیگری وجود دارد.

 

 

 

 

 

دستگیری یک آقازاده بخاطرCDانحرافی

 

وی تصریح كرد: افرادی همچون پناهیان كه بر همین باورند و در این سی دی خط داده اند چرا كنار كشیده و خود را به بی اطلاعی می‌زنند، مگر در شروع كار، كارشناس این مستند نبودند. چرا همه كاسه كوزه‌ها را بر سر سیجانی می‌شكنند

 

پس از دستگیری كارگردان مستند ظهور نزدیك است، حجت الاسلام محسن آشتیانی نیز دستگیر شد.

به گزارش 19 دی، محسن آشتیانی فرزند حجت الاسلام و المسلمین آشتیانی نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه، توسط دادگاه ویژه روحانیت اوایل هفته در قم دستگیر و به تهران منتقل شد.

وی كه رییس دانشگاه پیام نور كهك است نقش اساسی در تهیه و توزیع مستند ظهور داشته و مشخصا در برخی ادارات و نهادها اقدام به توزیع سی دی می‌نموده است. وی كه انتشار آثار بروجردی رمال و فال گیر كه در سال‌های گذشته دستگیر شد را در كارنامه دارد، مدیر مسئول هفته نامه وثوق قم نیز می‌باشد كه پس از چند شماره انتشار، دیگر منتشر نشد.

گفتنی است بروجردی در متنی كه در یكی از كتاب‌های خود منتشر كرده است اجازه انتشار آثار خود را به آقای آشتیانی واگذار كرده بود.

خبرنگار ما كسب اطلاع كرد، در پی تأكید مراجع به ویژه آیت‌ا... العظمی مكارم شیرازی مبنی بر برخورد با عوامل تهیه و توزیع مستند ظهور و سخنان دادستانی كل كشور مبنی بر مجرمانه بودن تهیه این سی دی، مقامات قضایی تصمیم گرفته‌اند كه با همه عوامل تهیه كننده این مستند با توجه به نقشی كه داشته‌اند، برخورد كنند.

محسن آشتیانی علاوه بر نقشی كه در تهیه و توزیع این سی دی داشته بدنبال اعتراض علما و مراجع نسبت به مطالب آن، در مقالاتی كه در وبلاگ خود و سایت مستند ظهور نوشت از مطالب آن دفاع كرد. از سوی دیگر برادر همسر سیجانی كارگردان مستند ظهور نزدیك است كه از مداحان اهل بیت (ع) می‌باشد در تماسی كه با 19 دی داشت گفت: مقصران اصلی تهیه این سی دی آزادند و كسانی كه از نظر علما و مراجع خبر نداشته و تحت تأثیر آنها اقدامی كرده اند، قربانی شده‌اند.

فیض ا... زاده تصریح كرد: سیجانی سال‌ها پای صحبت آقای پناهیان می‌نشست و تحت تاثیر افكار ایشان بود.

وی تصریح كرد: افرادی همچون پناهیان كه بر همین باورند و در این سی دی خط داده اند چرا كنار كشیده و خود را به بی اطلاعی می‌زنند، مگر در شروع كار، كارشناس این مستند نبودند. چرا همه كاسه كوزه‌ها را بر سر سیجانی می‌شكنند

 

 

 

 

 

CNN: عکس بن لادن جعلی است

واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی سی ان ان اعلام کرد: عکس منتشر شده از جسد بن لادن جعلی است.  

 
شبکه تلویزیونی سی ان ان اعلام کرده كه: تصویری که از جسد بن لادن در سراسر جهان منتشر شده واقعی نیست بلکه جعلی است. یک روزنامه عراقی در مقاله ای با تیتر quotation mark سرانجام قصاب و قاتل کشته شد quotation mark این عکس جعلی را منتشر کرده است. یک روزنامه سنگالی نیز این عکس را منتشر کرد. 

روزنامه های پاکستانی و تلویزیون این کشور نیز هم این عکس را منتشر کرد. در روزنامه های افغانی نیز این عکس جعلی منتشر شده است.

 

 

 

 

 

 

حکایت‏های ساده ‏زیستی میرحسین!

 

موسوی در جریان انتخابات دهم با تمجید از روال زندگی بدون تجمل مردم در اوایل انقلاب، از فراگیر شدن هژمونی طبقات فرا دست‌تر در جامعه‌ و تسری آن به سمت اقشار انقلابی انتقاد می‏کرد، مروری بر زندگی وی در سال‏ها‏ی قبل، میزان پای‏بندی به این باور را نشان دهد…

آیا موسوی ساده زیست است؟
در طول ۲۰ سال سکوت موسوی و در جریان انتخابات دهم، طرف‌دارانش او را شخصیتی ساده زیست و مردمی معرفی می‌کردند. در حالی که ساده زیست بودن باید تمامی ابعاد شخصیت و زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فرد را در بر بگیرد. به عبارت دیگر کسی که با کانون‌های قدرت و ثروت پیوند دارد و در روز نیاز، همانند تبلیغات انتخاباتی اخیر از جیب گشاد این جماعت بهره می‌برد؛ نمی‌تواند خود را در دایره‌ی افراد ساده زیست جای دهد.

موسوی خود نیز ادعای ساده زیستی دارد. وی در جایی با اشاره به روال زندگی بدون تجمل مردم در اوایل انقلاب، با تمجید از این شیوه می‌گوید: «در سال‌های نخست پیروزی انقلاب یک نوع رجوع به ساده‌زیستی، هم‌نشینی با فقرا، به درد مردم رسیدن و فرار از دنیازدگی در میان تمامی نیروهای اسلامی پیدا شد و گسترش یافت. کم‌کم افتخاری شد که افراد، اندیشمندان و مردم به سمت قشرهای پایین‌دست‌تر رجوع کنند. گاهی ممکن است به نظر بیاید که این کار منّتی بر گردن مستضعفان بود درحالی‌که اگر به مجموعه‌ی دفاع مقدس و دهه‌ی اول انقلاب نگاه شود و اگر درست باشد که حیات معنوی یک ملت در حال بیداری و خیزش به اخلاقیات است، مشاهده می‌شود که سرچشمه‌ی این اخلاق، ایثارگری و فداکاری در میان اقشار پایین ‌دست و فرو دست است. اگر آمار کسانی که به جبهه‌ها شتافتند و خود و خانواده‌های آن‌ها از همه چیز خود گذشتند را نگاه کنید خواهید دید که اکثریت قریب به اتفاق این عزیزان از اقشار پایین جامعه هستند. اگر درست باشد که این ارزش‌های اخلاقی بزرگ‌ترین سرمایه‌ی این ملت باشند، باید گفت که در کشور شرایطی ایجاد شد و معنویتی در حال شکوفایی بود که این اقشار را باز به این زایندگی اخلاقی، ایده‌ها و آرمان‌ها رساند. به همین دلیل این نخبگان انقلاب، مدیون مستضعفان هستند.»

وی با انتقاد از روند قدرت‌گیری طبقات فرا دست در جامعه می‌افزاید: «امروز در جامعه اتفاقاتی افتاده است که مشاهده می‌شود هژمونی طبقات فرا دست‌تر در جامعه‌ی ما در حال فراگیر شدن است و به سمت اقشاری تسری پیدا کرده است که اخلاقیات انقلابی ما نشأت گرفته از آن‌هاست. یعنی همان پوششی که در طبقه‌ی اعیان مشاهده می‌شود که به‌طور کاریکاتور و مضحکش در طبقات پایین نیز دیده می‌شود و در مورد رفتارها نیز چنین اتفاقی را مشهود است و این یعنی آن هژمونی برعکس شده که فضا را آلوده کرده است؛ البته این مسأله مطلق نیست و حمایت مردم از انقلاب نشان ‌دهنده‌ی‌همین مسأله است ولی به هرحال به عنوان یک خطر در جامعه بروز و ظهور دارد. تشبیه به مرفهین بی‌درد و خلقیات آن یک ضایعه برای انقلاب است.»

اما باید دید این نظرات چه اندازه با زندگی سیاسی ـ اجتماعی موسوی سازگار است. شاید مروری بر زندگی وی در سال‌های قبل به خوبی میزان پای‌بندی وی به این شعار را نشان دهد. «نقاشیان» از چهره‌های سرشناس سیاسی در دهه‌ی اول انقلاب معتقد است: «با کناره‌گیری موسوی و شناخت بیش‌تر از بعضی از اطرافیان ایشان، شک و شبهه‌هایی به وجود آمد. موقعی که او کناره‌گیری کرده بود، ‌شنیده می‌شد که برای یک دندان ‌درد ساده به خارج از کشور می‌رود. یا برای بیماری‌های بسیار ساده‌ای به انگلستان سفر می‌‌کند. برای یک چک آپ پزشکی ساده قلب به انگلستان سفر می‌کند. البته خیلی‌ها به انگلستان سفر می‌کنند، ولی در مورد او که ادعاهای ویژه‌ای در مورد ساده‌زیستی و حمایت از مستضعفان می‌کرد و می‌کند، این رفت و آمدها با علامت سؤال همراه است.»

مورد دیگر که در ساده زیستی موسوی تردید ایجاد می‌کند، این است که رقم نجومی صد میلیارد تومان هزینه‌ی انتخابات موسوی از کجا آمده است؟ ‌چه کسانی این پول را داده‌اند؟ موسوی که معتقد است جزو مستضعفین است! جریانی که از این فرد حمایت و تحت عنوان جنبش سبز فعالیت می‌کند چه کسانی هستند؟

واقعیت امر این است که در طول دولت‌های سازندگی و اصلاحات، فضایی را ایجاد کردند تا عده‌ای به قیمت تضعیف طبقات فرو دست جامعه، ارکان کلان اقتصاد کشور را به دست بگیرند و این‌ها بودند که در جریان انتخابات با تمام قوا از این جریان حمایت کردند.

در خصوص این رویه، موسوی و گرایش مراکز ثروت و قدرت به وی، شاید دور از واقعیت نباشد که مدعی شویم توجه بیش‌تر دولت نهم به طبقه‌ی پایین دست و روستایی و نیز جملات شدید و غیرمنصفانه‌ی موسوی به دولت، توانست موج خواسته‌های طبقه‌ی متوسط و اقشار مدرن شهری را سوار بر حرکت انتخاباتی میرحسین موسوی کند. در نتیجه میرحسین که با گفتمان مستضعفین وارد شده بود با ندای بازگشت به ارزش‌های اول انقلاب قصد داشت عموم توده‌ها و به خصوص طبقات پایین شهری را همراه خود سازد، طبقه‌ی متوسط و بالای شهری را همراه خود می‌دید و البته برای عقب ماندن از موج حامیان جوان، مدرن و خواهان تغییر خود، ناگزیر بود تغییرات جدی را در گفتمان دهه‌ی شصتی خود وارد کند و یا حداقل مفاهیم مدرن جدیدی را به آن تزریق کند. به عبارتی موسوی در وضعیتی گرفتار آمده بود که ناگزیر به تغییرگشت. از یک سو جدیدترین رقیب او، یعنی احمدی نژاد با برخورداری از گفتمان خاص و سابقه‌ی عملکردش در سفرهای استانی می‌توانست به راحتی رأی اقشار پایین جامعه را همراه خود سازد و این شانس موسوی را برای پیروزی در طبقات پایین و شهرهای کوچک کم کرده بود و از سوی دیگر، حامیان جدی او از طبقات متوسط به بالا بودند.

چگونه آمیزه‌ی توهم و دروغ موسوی را در برگرفت؟
یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های تبلیغات انتخاباتی موسوی، خرافی، رمال‌گونه و دروغ‌گو خواندن رییس دولت نهم بود. هنوز تصویر اتومبیل‌های تبلیغاتی موسوی که تزیین شده با علامت دروغ ممنوع در خیابان‌ها مانور می‌دادند از یادها نرفته است. وی این خط تبلیغی را در گفت‌وگوها و مناظره‌های تلویزیونی و سخنرانی‌های عمومی خود نیز دنبال می‌نمود. تا جایی که رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه‌ی تاریخی ۲۹ خرداد از این هجمه‌های بی‌سابقه به رییس جمهور قانونی کشور به شدت گلایه کرد. این شعارها و اتهام زنی‌ها در حالی بود که مروری بر برخی اقدام‌های موسوی در حین و بعد از انتخابات، از توهم و دروغ‌گویی وی پرده بر می‌دارد. یکی از دلایل موسوی و تیم همراهش برای تقلب اعلام زود هنگام نتایج شمارش آرا توسط وزارت کشور بود، این در حالی است که شخص وی در آخرین ساعات روز ۲۲ خرداد و در کنفرانس خبری در جمع خبرنگاران خارجی در حالی که شمارش آرا به تازگی آغاز شده بود، با قاطعیت از پیروزی خود در انتخابات سخن گفت و بعد از آن نیز خواستار شمارش دقیق آرای خود از سوی وزارت کشور شد!

موسوی که برای دروغ بزرگ خود نتوانست سند متقنی ارایه دهد، به اقدام‌هایی تأمل برانگیز دیگری دست زد؛ شرکت در مجلس ختم «سعیده پورآقایی» یکی از قربانیان زنده‌ی آشوب‌های پس از انتخابات در مسجد جامع قلهک تهران که پس از چندی مشخص شد اساساً این فرد در قید حیات است. برخی از چهره‌های سیاسی این‌گونه اقدام‌های وی را ناشی از توهم زدگی وی می‌دانند.

«محمدعلی ابطحی»، عضو مجمع روحانیون مبارز و از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، طی دفاعیات خود در دادگاه نیز بر غلبه‌ی توهم بر تصمیمات موسوی صحه گذاشته و با بیان این‌که «ما اصلاح‌طلبان در بسیاری از موارد صداهایی را که باید می‌شنیدیم، نمی‌شنیدیم و در واقع صداهای جامعه‌ی متوسط به بالا را می‌شنیدیم.»، تصریح کرد: «در واقع این توهم، ‌توهم بزرگی بود که موسوی پیدا کرده و احساس می‌کرد که تقلب ۱۱ میلیونی، امکان پذیر است.»

با این وجود، موضع‌گیری عجیب موسوی بعد از حوادث تلخ روز عاشورا نیز به خوبی نشان داد که وی تا چه اندازه حاضر است برای اثبات خود به دروغ و توهم در جامعه دامن بزند.

«خداجو» خواندن آشوب‌گران روز عاشورا که از قضا تعداد بسیاری از آن‌ها پس از دستگیری به ارتباطات تشکیلاتی با منافقین و فرقه‌ی بهاییت اعتراف کرده‌اند، فهرست این نوع مواضع موسوی را کامل‌تر نمود. وی پس از اعدام ۲ نفر از متهمان به بمب‌گذاری در محفل ره‌پویان وصال شیراز که حتی با انجمن پادشاهی ایران نیز در ارتباط بودند و جمع زیادی از مردم بی‌گناه را به شهادت رسانده بودند، طی اقدامی عجیب اعدام این ۲ نفر را محکوم نمود و آن را وسیله‌ای برای «ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن» دانست!
«محمدرضا تاجیک»، مشاور میرحسین موسوی در انتخابات، یک شب قبل از راه‌پیمایی ۲۲ بهمن ۸۸ با حضور در گفت‌وگوی ویژه‌ی خبری، درباره‌ی روند مواضع و اقدام‌های به دور از منطق موسوی طی حوادث پس از انتخابات، بدون نام آوردن از وی اعلام کرد: «طبیعی بود که توهم پیروزی، توهم تقلب می‌آورد.»

موسوی که احمدی نژاد را به خیال پردازی و توهم در عرصه‌ی تصمیم‌گیری متهم می‌کرد، روحیه‌ی ویژه‌ای دارد که از چگونگی نگرش وی به عرصه‌ی زندگی حکایت دارد. شاید طنز آمیز به نظر برسد اگر گفته شود که وی تحت تأثیر تولیدات مجموعه‌ی تحت مدیریتش در فرهنگستان هنر قرار گرفته که خیال نقش ویژه‌ای در آن‌ها دارد. بنابر اسناد موجود از آثار منتشر شده در این فرهنگستان طی دوره‌ی ۱۱ ساله‌ی ریاست موسوی، می‌توان به فصل‌نامه‌ی خیال، ویژه‌نامه‌های نقش خیال، طرح خیال، نوای خیال،‌سایه‌ی خیال، تصویر خیال، تندیس خیال، معراج خیال، اقلیم خیال، جوانه‌ی خیال، آوای خیال، صور خیال، فصل‌نامه‌ی خیال شرقی، ماه‌نامه‌ی آیینه‌ی خیال و … اشاره داشت.

 

 

 

 

 

حزب مشاركت يا حزب برانداز !

 

محمدرضا خاتمی دبیرکل سابق حزب مشارکت در این باره می گوید: "وضع فعلی به هیچ وجه پایدار نیست. جامعه ما سه راه بیشتر ندارد راه اول- پیروزی جمهوری اسلامی با قرائت اصلاحات است که تنها راه سعادت ملت نیز به شمار می رود. راه دوم دیکتاتوری در پوشش جمهوری است ... و راه سوم- هرج و مرج انقلاب است....

  از جمله تشکل های فعال و تاثیر گذار در عرصه سیاسی کشور که یک سال و اندی بعد از دوم خرداد ١٣٧۶با تشویش رییس جمهور خاتمی پا به عرصه وجود گذاشت "جبهه مشارکت ایران اسلامی" است. این حزب در دوره های هفتم و هشتم ریاست جمهوری ضمن حمایت از دولت آقای خاتمی در مقابل نیز از حمایت های سیاسی و مالی و تشکیلاتی دولت تحت مدیریت ایشان برخوردار بود و همواره با عناصر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اکثریت مناصب دولتی را در اختیار داشتند. حزب مشارکت در دوره موسوم به اصلاحات در ميان گروه های هجده گانه جبهه دوم خرداد به عنوان تشکل "پیشرو" به ایفای نقش پرداخت و با ارائه قرائت های جدید از پدیده های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مدل های نظری و الگوهای رفتاری خاصی را به ثبت رساند. همچنین بعد از کنار رفتن از قدرت رفتاری را از خود بروز داد که بعد از انقلاب نادر بود و تنها بین رفتار گروه های معارض اول انقلاب با رفتارهای این حزب شباهت هایی می توان یافت. به هر حال نقش حزب مشارکت در کشمکش ها و حتی آشوب های سیاسی آنقدر بارز است که نمی توان از بررسی نقش آن در تحولات ١۴ سال اخیر چشم پوشی کرد لذا سعی بر این است طی این شماره و شماره های بعدی به معرفی اجمالی این حزب بپردازیم.

عنوان دقیق و رسمی

بر طبق ماده یک اساسنامه نام دقیق و رسمی آن "حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی" است که به اختصار "حزب مشارکت" نامیده می شود. نام انتخابی این تشکل برای اخذ مجوز "جبهه مشارکت ایران اسلامی" بود اما کمیسیون ماده ١٠ احزاب به دلیل عدم اشاره قانون احزاب به عنوان "جبهه" به این نام ایراد قانونی گرفت. لذا لفظ "حزب" نیز به "جبهه مشارکت ایران اسلامی" اضافه گردید. این حزب به نام های "حزب مشارکت" و " جبهه مشارکت" شهرت دارد.

زمان و مکان تاسیس

این حزب در تاریخ ١۴ آذر ماه ١٣٧٧ در شهر تهران به طور رسمی مجوز خود را از کمیسیون ماده ١٠ احزاب اخذ و اعلام موجودیت کرد اما شروع فعالیت بنیانگذاران آن به قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٧۶ بر می گشت.

نحوه تاسیس

پس از انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری برخی از افراد فعال در ستادهای انتخاباتی سید محمد خاتمی در تهران و شهرستان ها درصدد ایجاد روابط نزدیک با همدیگر و تلاش برای حصول اهداف مشترک از طریق پایه ریزی یک تشکل سیاسی سراسری فراگیر برآمدند. هدف آنها این بود که از رهگذر تبلیغات و فعالیت های سیاسی- یک گروه و سازمان فکری و سیاسی در کشور تاسیس شود که بتواند ایده های آقای خاتمی را پیگیری کند. زیرا معتقد بودند که بدون ایجاد تشکیلات منسجم برنامه های آقای خاتمی به نتیجه نخواهد رسید. بر این اساس پس از بحث و تبادل نظرهای مختلف به این نتیجه رسیدند که بر مبنای شعارهای انتخاباتی آقای خاتمی که در سه شعار " آزادی در بیان و منطق در گفتگو و قانون در عمل" خلاصه می شد- تشکل سیاسی خود را پی ریزی نمایند. به این ترتیب ١٠۵ نفر از اعضای فعال در ستادهای انتخاباتی سید محمد خاتمی گرد هم آمده و به عنوان بنیانگذاران " حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی" این تشکل سیاسی را تاسیس کردند.

 

مکان های فعالیت

مهمترین مکان فعالیت حزب مشارکت دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و در میان اساتید و دانشجویان بوده است. به نحوی که فعالترین شاخه حزب مشارکت جوانان و کمیته دانشجویی آن بود. برگزاری همایش ها و نشست های مختلف سیاسی در محیط های دانشجویی- اعزام سخنران به دانشگاه ها - طراحی میتینگ های دانشجویی و خط دهی به جنبش های دانشجویی در اغتشاشاتی مانند غائله کوی دانشگاه تهران در هجدهم تیر ماه ١٣٧٨- بخشی از فعالیت های حزب در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی است. عملکرد حزب مشارکت گویای این واقعیت است که فعالیت در عرصه مطبوعات و رسانه ها با جدیت مورد توجه قرار گرفته است. راه اندازی روزنامه های متعدد بعد از دوم خرداد و موضع گیری های پی در پی در روزنامه های موسوم به "مطبوعات زنجیره ای" گواهی بر این مدعاست.

ارگان رسمی و نشریات وابسته

ارگان رسمی حزب مشارکت در ابتدا روزنامه توقیف شده " مشارکت" بود و پس از آن روزنامه نوروز جایگزین آن شد که این روزنامه هم به دلیل تخلفات عدیده تعطیل گردید. علاوه بر ارگان رسمی نشریان و روزنامه های مکتوب و الکترونیکی نشریات دیگری نیز به تبلیغ و انتشار دیدگاه های این حز پرداخته و یا می پردازند که تعدادی از آن ها عبارتند از :

١) "ماهنامه آیین" که به مباحث تئوریک مورد نظر حزب می پردازد و افرادی مانند عبدالکریم سروش- عباس عبدی- سعید حجاریان- مصطفی تاج زاده- جلایی پور- مصطفی ملکیان و محمد مجتهد شبستری در آن قلم می زدند.

٢) خبرنامه داخلی حزب نیز یکی از نشریاتی است که به صورت هفتگی منتشر می شد که ویژه اعضا و هواداران آن بود و در آن به اخبار داخلی - خارجی - تحلیل های درون گروهی و اعلام نقطه نظرات شخصیت های طراز اول حزب پیرامون رخدادها و وقایع سیاسی پرداخته می شد.

٣) کتاب ها- نشریات و انتشار جزوات مختلف برای پیشبرد اهداف حزب که از طریق انتشارات آن صورت می گرفت.

4) نشریات و روزنامه های دیگری همچون صبح امروز- دو هفته نامه عصرما ( ارگان رسمی مجاهدین انقلاب اسلامی)- روزنامه همشهری- تا قبل از انتخابات دوره دوم شوراها- روزنامه ایران تا زمان برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری- روزنامه آفتاب یزد- روزنامه الکترونیکی صبح امروز و ... از جمله نشریاتی بوده اند که در انعکاس منویات حزب مشارکت نقش بارزی را ایفا کردند. در حال حاضر سایت اینترنتی نوروز به نشر دیدگاه ها و مواضع حزب می پردازد.

بنیانگذاران

غالب بنیانگذاران حزب مشارکت از مسئولان اجرایی دولت برآمده پس از دوم خرداد ١٣٧۶ بودند که پیش از انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری در ستادهای انتخاباتی سید محمد خاتمی فعالیت می کردند. موسسان ١٠۵ نفر بودند که با صدور بیانیه ای موجودیت حزب را اعلام نمودند.

 

اسامی بنیانگذاران

١) محمدرضا خاتمی ( نماینده و نائب رییس دوره ششم مجلس شورای اسلامی)

٢) محسن امین زاده ( معاون وزارت امور خارجه)

٣) مصطفی تاج زاده ( معاون سیاسی و اجتماعی وزارت کشور)

۴) سعید حجاریان ( مشاور سیاسی رییس جمهور)

۵) هادی خانیکی ( معاون وزیر علوم و مشاور فرهنگی رییس جمهور)

۶) عباس عبدی ( مشاور رییس جمهور)

٧) سعید پور عزیزی ( مدیر مسئول روزنامه بهار)

٨) مرتضی حاجی ( وزیر تعاون)

٩) محمدرضا عارف ( وزیر پست و تلگراف و تلفن)

١٠) حبیب الله بی طرف ( وزیر نیرو در دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی)

١١) نجف قلی حبیبی ( رییس دانشگاه علامه طباطبایی)

١٢) معصومه ابتکار ( معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست)

١٣) داوود کشاورزیان ( استاندار مازندران)

١۴) سید محمود میرلوحی ( استاندار آذربایجان غربی)

١۵) رجبعلی مزروعی ( مشاور فرهنگی رییس جمهور)

١۶) محسن میردامادی ( نماینده مجلس ششم و رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی)

١٧) علی شکوری راد ( نماینده مجلس ششم)

١٨) سید علی خاتمی ( رییس سازمان بازرسی ریاست جمهوری)

١٩) رحمان دادمان ( معاون وزیر راه و ترابری)

٢٠) احمد ستاری

 

اعضای شورای مرکزی

در کنگره یازدهم (١۵/٩/١٣٨٧) اعضای شورای مرکزی این حزب به مدت دو سال انتخاب شدند. اسامی کامل ٣٠ منتخب شورای مرکزی و پنج منتخب علی البدل این شورا که از بین بیش از ۶٠ نامزد برگزیدا شدند به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است:

١) زهرا آقاجاری ٢) کریم ارغنده پور ٣) سید مصطفی تاج زاده ۴) حمیدرضا جلایی پور ۵) جلال جلالی زاده ۶) سعید حجاریان ٧) سید صفدر حسینی ٨) محمود حجتی ٩) سید محمدرضا خاتمی ١٠) هادی خانیکی ١١) مصطفی درایتی ١٢) عبدالله رمضان زاده ١٣) فاطمه راکعی ١۴) داوود سلیمانی ١۵) مصطفی سبطی ١۶) علی شیرکوند ١٧) علی شکوری راد ١٨) سعید شریعتی ١٩) محسن صفایی فراهانی ٢٠) هادی قابل ٢١) حسین کاشفی ٢٢) الهه کولایی ٢٣) علی کیانوش راد ٢۴) محسن میردامادی ٢۵) آذر منصوری ٢۶) فخرالسادات محتشمی پور ٢٧) فریده ماشینی ٢٨) اوروجعلی محمدی ٢٩) محمد نعیمی پور ٣٠) شمس الدین وهابی

 

دبیرکل

در کنگره یازدهم جبهه مشارکت پس از تعیین اعضای شورای مرکزی بر اساس اساسنامه حزب شورای مرکزی- آقای دکتر محسن میردامادی که از زمان کنگره هشتم (١٣٨۴) در سمت دبیرکلی بود را با اتفاق آراء تا دو سال دیگر به عنوان دبیرکل این حزب ابقاء کردند.

 

مشی اصلاح طلبانه التقاطی-مخالفان و موافقان

خط و مشی کلی

خط و مشی حزب مشارکت اصلاح طلبانه می باشد که از بدو تشکیل ضمن انتقاد از سیاسی و اجتماعی حاکم- خواهان تغییر وضع موجود بوده است. این خط و مشی در اظهار نظر اعضای برجسته و مرامنامه حزب آشکار است. محمدرضا خاتمی دبیرکل سابق حزب مشارکت در این باره می گوید: "وضع فعلی به هیچ وجه پایدار نیست. جامعه ما سه راه بیشتر ندارد راه اول- پیروزی جمهوری اسلامی با قرائت اصلاحات است که تنها راه سعادت ملت نیز به شمار می رود. راه دوم دیکتاتوری در پوشش جمهوری است ... و راه سوم- هرج و مرج انقلاب است. نگرانی اصلاح طلبان این است که نکند به بدترین وضع دچار شویم...". حجاریان عضو برجسته حزب نیز بر این امر تاکید دارد که : " این جبهه یک برنامه اصلاحات آماده و حاضر دارد {و} چه برنامه ای قانونی و مشروع تر از مرامنامه جبهه مشارکت...".

 

نوع رفتار

در بیانیه های رسمی و اظهارات اعضای شورای مرکزی بر رفتارهای مسالمت آمیز و نفی خشونت تاکید شده است. به عنوان نمونه می توان به نامه حزب مشارکت در سالگرد دوم خرداد به آقای سید محمد خاتمی اشاره نمود که در بخشی از آن آمده است: جبهه مشارکت ضمن شریک دانستن خود در نگرانی های شما و همه دلسوزان کشور وظیفه خود می داند برای دفاع از جمهوری اسلامی چه در مرزهای سرزمینی و چه در مرزهای هویتی با هر آن چه به خدشه دار شدن این مرزها منجر می شود با ابزارهای مناسب و با سلاح تدبیر و منطق و به شیوه های آرام و بدون تنش به مقابله برخیزد.

اما با نگاهی به عملکرد حزب و برخی از اعضا در دامن زدن به وقایعی مانند حادثه کوی دانشگاه در ١٨ تیر ماه ١٣٧٨- غائله خرم آباد- تحریک احساسات دانشجویان و اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری ١٣٨٨- سطحی از خشونت در رفتار آنها مشاهده می شود. تحریک احساسات و جهت دهی های خشونت زا در افعال و سخنان افرادی مانند تاج زاده- خانم فاطمه حقیقت جو- اکبر گنجی- علیرضا علوی تبار- محمدرضا خاتمی- محسن میردامادی و دیگر اعضلی حزب در جمع دانشجویان و اغتشاشات داخلی پیش گفته قابل رویت است. عملکردهای دیگر حزب مانند تحصن- استعفا- خروج از حاکمیت- آبستراکسیون- جنگ روانی پردامنه و حضور در پازل جنگ نرم دشمن- هر چند به زعم برخی از آنها در ظاهر اقداماتی سیاسی و مسالمت آمیز محسوب می شود اما در عمل شالوده و زمینه خشونت هایی را در عرصه سیاسی و اجتماعی فراهم آورده و به خشونت های سیاسی در برخی از مقاطع انجامیده است.

 

حمایت های داخلی

در عرصه داخلی حامیان مشارکت در دو دسته زیر قرار دارند:

١) سید محمد خاتمی: همانگونه که قبلا نیز اشاره شد بنیانگذاران جبهه مشارکت از اعضای فعال ستادهای انتخاباتی سید محمد خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بودند و اصلی ترین تشکل سیاسی صحنه گردان و نقش که در سطوح مختلف مدیریتی کابینه آقای خاتمی حضور داشت- حزب مشارکت بود. با این اوصاف ارتباط متقابل و صمیمی میان سید محمد خاتمی و شخصیت های طراز اول حزب مدت ها پیش از انتخابات برقرار بود و همین امر آقای خاتمی را در صدر حامیان داخلی حزب مشارکت قرار داد. شایان ذکر است که در مقطعی از زمان اعضای حزب مشارکت در تندروی سیاسی تا بدانجا پیش رفتند که بحث " عبور از خاتمی" را به عنوان تاکتیکی مقطعی برای پیشبرد اصلاحات مورد نظر خود طرح کردند که در بخش های بعدی به آن اشاره خواهد شد.

٢)تشکل های سیاسی همفکر: تشکل های سیاسی داخلی حامی حزب به دو دسته بیرون از حاکمیت و درون حاکمیت تقسیم می شوند:

الف)تشکل های سیاسی داخلی بیرون از حاکمیت : علاوه بر ملی مذهبی ها- نهضت آزادی مهمترین تشکل سیاسی همسو با حزب مشارکت است که به عنوان اپوزیسیون داخلی بیرون از حاکمیت در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار دارد. نهضت آزادی در مناسبت های مختلف از سوی حزب مشارکت مورد حمایت قرار گرفته و در مقابل در مناسبت های مختلف نیز این تشکل از حزب مشارکت حمایت کرده است. به عنوان نمونه نهضت آزادی در پیامی به کنگره سوم جبهه مشارکت با تاکید بر رسالت روشنفکران و پیشگامان جامعه در تشکیل احزاب اعلام کرد: " در شرایط کنونی که جنبش اصلاح طلبی در آستانه یک چرخش سرنوشت ساز تاریخی قرار دارد- برگزاری سومین کنگره جبهه مشارکت ایران اسلامی- گامی مثبت در راستای تحقق پیش نیازهای توسعه سیاسی محسوب می شود". این حمایت ها در مناسبت های مختلف تکرار گردید- مانند پشتیبانی نهضت آزادی از نامزدهای حزب مشارکت در انتخابات های مختلف و حضور مکرر آنها در کنگره های حزب به عنوان میهمان.

ب) تشکل های سیاسی دالی درون حاکمیت : پس از برگزاری انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری در دوم خرداد ١٣٧۶ حزب مشارکت به همراه ١٧ تشکل دیگر- جبهه دوم خرداد را ساماندهی کردند. این تشکل ها به عنوان حامیان داخلی درون حاکمیت حزب مشارکت محسوب می شوند. از قبیل: دفتر تحکیم وحدت- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی- حزب کارگزاران سازندگی- مجمع روحانیون مبارز- مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم- مجمع نمایندگان ادواری مجلس شورا و ... . در میان تشکل های اصلاح طلب (دوم خرداد) به لحاظ ارتباط سازمانی- هم اندیشی و وحدت فکری و عملکردی- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نزدیکترین تشکل به حزب مشارکت است. زیرا افرادی مانند سعید حجاریان- مصطفی تاج زاده و محسن میردامادی که از اعضای اصلی و موثر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هستند- عضو شورای مرکزی حزب مشارکت نیز می باشند.

 

مخالفت های داخلی

از زمان شکل گیری تا کنون موضع گیری و عملکرد سیاسی حزب مشارکت مورد انتقاد و مخالفت جدی تشکل های سیاسی تحت اردوگاه اصولگرایان بوده است. از منظر اصولگرایان- اصلاح طلبی مورد ادعای حزب مشارکت- تجدید نظر طلبی در آرمان ها و اصول انقلاب با رویکرد لیبرالیسمی و بر اساس ایدئولوژی التقاطی بوده است که نتیجه قهری آن حذف دین از عرصه سیاسیت و حکومت خواهد بود. در حال حاضر تشکل های اصولگرای زیر به عنوان رقیب و مخالفان داخلی حزب مشارکت محسوب می شوند: جامعه روحانیت مبارز _ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم _ حزب موتلفه اسلامی _ جامعه اسلامی مهندسین _ جامعه زینب _ جامعه اسلامی پزشکان _ جامعه اسلامی کارگران _ جامعه انجمن های اسلامی بازار و اصناف تهران _ جامعه اسلامی دانشگاهیان _ جامعه اسلامی دانشجویان _ جامعه اسلامی فرهنگیان _ جامعه اسلامی وعاظ تهران _ انجمن روزنامه نگاران مسلمان _ جمعیت زنان انقلاب اسلامی _ آبادگران انقلاب اسلامی _ حزب جمعیت ایثارگران _ رایحه خوش خدمت.

در داخل کشور روزنامه هایی مانند کیهان _ رسالت _ جوان و هفته نامه های پرتو سخن _ صبح صادق و ... از منتقدین حزب مشارکت می باشند. علاوه بر این در درون جبهه اصلاح طلب در مقاطعی تشکل های اصلاح طلبی مانند حزب اعتماد ملی _ مجمع روحانیون مبارز و مجمع اسلامی بانوان به انتقاد و یا مخالفت با حزب مشارکت پرداختند تا جایی که حجت الاسلام محمد مقدم دبیر نخستین کنگره سراسری مجمع روحانیون مبارز- در پایبندی حزب مشارکت به آرمان های امام خمینی (ره) و قانون اساسی جمهوری اسلامی تشکیک جدی وارد کرد که این موضوع در سخنان قدرت الله علیخانی عضو فراکسیون مجمع روحانیون در مجلس ششم و تقابل وی با مشارکتی های مجلس نیز مورد تاکید مداوم بوده است. هر چند با جدا شدن کروبی از مجمع روحانیون مبارز و حضور خاتمی در راس کادر رهبری آن- این تقابل تقلیل یافته است.

 

 

 

 

 

 

خشم آمریکایی ها از دور زدن ها تحریم ها توسط ایران

 

ناکامی دولت آمریکا در زمینه فشار به ایران سبب شده که مسئولین این کشور دست به دامن کشورهایی شوند که ارتباط بسیار تنگاتنگ اقتصادی با ایران داشته و بر ادامه این روابط تاکید دارند در همین راستا دیوید کوهن، هفته پیش سفری به ترکیه داشته و با مسئولان آن کشور پیرامون جدی گرفتن سیاست‌های تحریمی علیه ایران گفت‌وگو کرده است.

  به دنبال دستور و تاکید رهبر انقلاب بر تلاش نهاد ها و دستگاه های مختلف کشور برای عبور از سد تحریم های یکجانبه و غیرقانونی سران غرب به خصوص آمریکا، موفقیت های ایران در دور زدن تحریم ها سبب عصبانیت سناتور های آمریکایی و دولتمردان این کشور شده است.

 این عصبانیت و خشم مسئولین آمریکایی از عدم تاثیر تحریم های یکجانبه به حدی بوده که سناتور های آمریکایی با احضار دولتمردان خواستار ارائه توضیح آنان در خصوص موفقیت ایران در عبور از تحریم ها و محدودیت ها شده اند.

بنابر این گزارش، ادامه همکاری‌های مالی و اقتصادی کشوهای مختلف با جمهوری اسلامی ایران و حتی با بانک‌هایی، که در لیست تحریم‌های یکجانبه قطعنامه های سازمان ملل متحد قرار دارند، از گستره و تاثیر سیاست ‌تحریم اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران کاسته است.

در همین راستا، سناتور رابرت منندز، سناتور دموکرات نیوجرسی سیاست تحریم‌های مالی خزانه‌داری آمریکا علیه ایران را مورد انتقاد قرار داده و عنوان کرده است که سیاست تحریم‌‌های مالی نتوانسته موجب ترس و واهمه مسئولین ایرانی شود.

از سوی دیگر شمار دیگری از نمایندگان دموکرات و جمهوریخواه آمریکا نیز از شیوه اعمال تحریم‌های مالی علیه ایران ابراز ناخرسندی کرده‌ و از ناکامی این کشور در تحت فشار قرار دادن ایران ابراز نارضایتی کرده اند.

یکی از بخش‌هایی که مستقیما مورد انتقاد سیاستمداران آمریکایی واقع شده، مرکزی است در خزانه‌داری آمریکا که هدایت آن را فردی به نام دیوید کوهن برعهده دارد.

خبرگزاری رویترز گزارشی پیرامون نشست کمیته بانکی سنای آمریکا درباره سیاست تحریم‌های اقتصادی علیه ایران منتشر کرده است.

دیوید کوهن، در واکنش به انتقادهای مطرح شده از سوی سناتورها اعلام کرده که این نهاد لیستی از بانک‌های خاطی تهیه کرده و خزانه‌داری آمریکا تصمیم دارد در صورت لزوم با اعمال فشار بر این بانک‌ها و موسسات مالی، مانع  از ادامه همکاری‌آن‌ها با سیستم بانکی ایران شود، اقدام و تلاشی که تاکنون علی رغم فشارهای متعدد نتایج ناگواری برای مسئولین آمریکایی رقم زده است.

بنابر این گزارش، ناکامی دولت آمریکا در زمینه فشار به ایران سبب شده که مسئولین این کشور دست به دامن کشورهایی شوند که ارتباط بسیار تنگاتنگ اقتصادی با ایران داشته و بر ادامه این روابط تاکید دارند در همین راستا دیوید کوهن، هفته پیش سفری به ترکیه داشته و با مسئولان آن کشور پیرامون جدی گرفتن سیاست‌های تحریمی علیه ایران گفت‌وگو کرده است.

اخبار منتشره در رسانه های محلی ترکیه حاکیست که مقامات آمریکایی با توجه به اینکه نتوانسته با ارائه پیشنهادات اغوا کننده مسئولین ترکیه ای را به قطع ارتباط با ایران ترغیب کنند، مقامات ترکیه را تهدید نیز کرده اند که شواهد حاکیست حتی تهدید های کوهن بر تصمیم مسئولین ترکیه ای برای قطع ارتباط با ایران بی تاثیر بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:33  توسط علی  | 

نظر هاشمی درباره بیداری ملتهای منطقه

مراسم عزاداری حضرت زهرا(س) ظهر چهارشنبه با حضور جمعی از شخصیت‌های سیاسی دانشگاهی و روحانیون از قم، قزوین و کرج در مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد.

 

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در این مراسم طی سخنانی با اشاره به مسائل خارجی و داخلی، وحدت را مهمترین نیاز جامعه در شرایط کنونی عنوان کرد و گفت: نغمه‌های وحدت‌شکن و هر سخنی که موجب تفرقه و جدایی شود، مذموم است و باید از آن پرهیز شود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با توصیه به کلیه نیروهای سیاسی جامعه به همدلی، تأکید کرد: رد و طرد یکدیگر می‌تواند رخنه‌ای جهت نفوذ دشمنان اسلام و ایران باشد که همواره مترصد فرصت بوده‌اند.

هاشمی رفسنجانی با اشاره به مظلومیت شیعه در تاریخ، تأکید کرد: مهمترین نشانه این مظلومیت امروز در بحرین قابل مشاهده است.

وی افزود: در حالی که کلیه قیام‌های مردمی در کشورهای منطقه با پشتیبانی برخی کشورها و سازمان‌های بین‌المللی همراه است، مردم بحرین از این حمایت‌ها بی‌بهره‌اند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام قیام‌های مردمی در برخی کشورها را ناشی از رشد آگاهی و بیداری عمومی ملت‌های جهان عنوان کرد و گفت: ابزارهای مدرن اطلاع‌رسانی و شکسته شدن دیوار سانسور و همچنین توجه به علم و آگاهی میان عامه مردم، جایی برای حکومت‌های استکباری و استبدادی در آینده نخواهد گذاشت، هرچند این مسیر طولانی و پرمخاطره است.

وی‌افزود: با توجه به تجربه انقلاب اسلامی در ایران، پس از پیروزی انقلاب مرحله استقرار سخت‌تر از دوران مبارزه است و ما این دوره را با مدیریت صحیح امام راحل توانستیم به خوبی طی نماییم، هرچند هزینه سنگینی برای آن پرداختیم.

هاشمی رفسنجانی: حمایت و پشتیبانی مردم از انقلاب را در کنار مدیریت امام از مهمترین دلایل موفقیت نظام جمهوری اسلامی عنوان کرد و گفت: حفظ این نظام با توجه به اهداف والایی که دارد و همچنین هزینه‌ای که مردم برای پیروزی آن پرداخت کرده‌اند، مهمترین موضوع است که هیچ کس نباید از آن غفلت کند.

وی همچنین با اشاره به مصیبت‌هایی که بر اهل بیت رسول‌الله وارد شد، تأکید کرد: تاریخ اسلام نکات بسیاری برای آگاهی و عبرت دارد که با تدبر و تعقل در آن می‌توان نظام اسلامی را در مقابل خطرات بیمه کرد.

در ابتدای این مراسم که با مداحی و ذکر مصیبت همراه بود، حجت‌الاسلام والمسلمین رستگاری در سخنانی به تشریح مناقب و ویژگی‌های حضرت زهرا(س) پرداخت.

 

 

 

 

 

 

 

جریان انحرافی با "اخلاص‌گرایی" می‌آید!

 

این جریان جدید که عنوان "اخلاص گرایی" بر خود نهاده طی هفته های گذشته دیدارهایی با برخی جریانهای اصولگرایی در استانها انجام داده است.

 

این جریان جدید که عنوان "اخلاص گرایی" بر خود نهاده طی هفته های گذشته دیدارهایی با برخی جریانهای اصولگرایی در استانها انجام داده است.

بنابراین گزارش و در همین راستا مهندس(ظ) از مسئولین نزدیک به جریان انحرافی در سفری به استان لرستان و با هماهنگی های صورت گرفته از طریق (ر.الف) که از چهره های نزدیک به جریان انحرافی در استان می باشد دیدارهایی با برخی طیفهای اصولگرای شهر خرم آباد انجام داده است و مباحثی پیرامون انتخابات آتی مجلس و برخی چهره ها که قابلیت کاندیداتوری دراستان دارند صورت گرفته است.

لازم به ذکر است جریان انحرافی با برنامه ریزی گسترده در استانها و شناسایی افراد خاص و نزدیک به این جریان که به اصطلاح دارای وضعیت "سفید" هستند در صدد حضور پررنگ در انتخابات مجلس می باشند.

 

 

 

 

 

بهزاد نبوي به زندان بازگشت


بهزاد نبوي از همزمان با شب ميلاد رسول اكرم (ص)به مرخصي آمده بود، امروز پس از پايان دوره مرخصي به زندان بازگشت.

وي كه از سوي دادگاه انقلاب مجموعاً به شش سال حبس تعزيري محكوم شده است، پيش از اين هم يك بار اوايل آذر ماه با سپردن وثيقه هشتصد ميليون توماني براي ده روز به مرخصي آمده بود

 

 

 

 

 

ببخشيد! چاره‌اي جز اعتراف نداريم

 

شبكه ضد انقلابي فعال در فيس بوك گزارش جالبي درباره تحرك كور فتنه گران در 25 بهمن سال گذشته و پس از آن منتشر كرد.

 
گروه نقابدار موسوم به فيس بوك 25 بهمن در تحليلي مي نويسد: دستگيري موسوي و كروبي و قطع ارتباط با آنها پس از 25 بهمن ما را با يك خلأ جدي مواجه كرد، خلأيي كه تا به حال پر نشده است. بعد از روز 25 بهمن تشخيص ما اين بود كه ماندن در بيرون در شب بسيار خطرناك است. دراين باره اختلاف وجود داشت. در نهايت تصميم به انتشار يك نامه به صورت پيشنهاد براي روزهاي ديگر گرفتيم. اما در كسري از ثانيه و در سپيده دم 26 بهمن، صفحه ما از دسترس خارج شد. بعد از پيگيري ها معلوم شد كه گروهي از سبزها و از خودمان اين كار را كرده اند.

اين گزارش مي افزايد: با واسطه، نامه اي به يكي از افرادي كه مي دانستيم امكان ارتباطشان با مهندس موسوي زياد است ارسال و اتفاق را توضيح داديم. پاسخ ايشان چنين بود كه متاسفانه فرصت آشنايي با شما را نداشته ايم. هرگونه تماسي با آقاي موسوي نيز از ديشب قطع شده است و در فرصتي كوتاه امكان مشاوره با نزديكان ايشان وجود ندارد. اگر نظر شخصي من را مي خواهيد بايد بگويم، اتفاقي كه براي شما افتاده با هر منظوري كه بوده باشد در تضاد با انديشه هاي آقاي موسوي است.

گردانندگان اين صفحه فيس بوكي كه در خارج كشور به سر مي برند، نوشته اند: ياد گرفته ايم ديگر به هيچ كس اعتماد نكنيم. اسم نداريم زيرا يكي از شما هستيم[!!] تا جايي كه در كلاس يا خيابان اگر ما را ببينيد از كنارمان رد شده، هيچ چيزي نظر شما را جلب نخواهد كرد. ما بيشماريم و پيروزيم چون همه با هم هستيم[!]

اين گروه با بيان اينكه سه شنبه هاي اعتراضي (افتضاح) را ما مطرح كرديم و شوراي هماهنگي نيز آن را پذيرفت، مي نويسد: پس از دستگيري موسوي و كروبي نه تنها در اصطلاح ترمز تظاهرات كشيده شد بلكه با تكرار برخي اشتباهات ضربات ديگري نيز به آن وارد آمد. اگر به خاطر بياوريد شعار «براي خريد عيد به بيرون مي رويم» شعار طرح شده براي آن روزها بود. دليل طراح اين شعار جلوگيري از به خشونت كشيده شدن راهپيمايي اعلام شد. اين مساله براي ما جاي سوال داشت. خالي از هدف و در اصطلاح غيرفعال شديم. نتيجه 1 اسفند قابل پيش بيني بود. نيروهاي رژيم چند برابر شدند و ما نيز كه براي خريد رفته بوديم، خريد نكرده بازگشتيم مشكل اساسي ديگر اول اسفند اعلام نكردن آدرس بود. نيروهاي براي خريد رفته بي هدف در شهر پراكنده شدند جنبش از نفس افتاد. پس از آن دستگيري موسوي رسماً تاييد شد اما براي بسياري از تصميم گيرها، 1 اسفند به طور غيررسمي پايان فاز تظاهرات اعلام شده بود. ما مي خواستيم دخالت نكنيم اما به وضوح ديديم عدم دخالت و ساكت ماندن پذيرش سنگين سكوتي است كه برخي فعالان سياسي وابسته به بهاي از دست ندادن موقعيت به جان خريده اند. اگرچه با بي برنامه گي پس از 25 بهمن، عملا شانس پيروزي كاهش يافته.

اين گروه تاكيد مي كند: ما هنوز اهداف مشخصي از رفتن به خيابان نداريم. هنوز نمي دانيم بازده خيابان چه مي تواند باشد. تظاهرات سه شنبه ها به هدف نرسيد اما به نظر ما موفق بود اما به طرز عجيبي هيچ كس در جنبش سبز نگفت اين يك موفقيت است پس بياييد چهارشنبه سوري را باشكوه تر برگزار كنيم بلكه از تهران تا استوديوي صداي آمريكا همه يك جمله را تكرار مي كردند؛ چون كلمه خبر دستگيري موسوي را تصحيح كرده پس خائن است و نيروهاي اطلاعاتي در آن نفوذ كرده اند! عده اي از آقايان در تهران گفتند آنهايي كه 25 بهمن آمدند بيرون فتنه گرند وعده اي ديگر در لندن دم از سلامت اقتصادي رژيم زدند موسوي و كروبي در زندان ماندند، با مراسم پدر موسوي آنگونه برخورد شد، حتي يك نفر از دوستان در خارج يك مراسم سمبوليك ترحيم (از مراسمي كه براي زندانيان عزيز به طور همزمان در 30-40 شهر گرفته مي شود) هم برگزار نشد و همزمان اولين نشانه هاي تصميم براي شركت در انتخابات به گوش رسيد.
اين حلقه سرخورده ضد انقلاب در پايان نوشته است: تا زماني كه از پتانسيل تظاهرات مطمئن نباشيم، اعلام موضع نخواهيم كرد.

 

 

 

 

 

 

بازتاب خارجی حوادث ورزشگاه آزادی

وقایع روز گذشته ورزشگاه آزادی تهران که طی آن بین جوانان حامی ملت بحرین و نیروی انتظامی درگیری‌هایی ایجاد شد، در رسانه‌های جهان بازتاب گسترده‌ای داشت.

وقایع ورزشگاه آزادی تهران که طی آن بین جوانان حامی ملت بحرین و نیروی انتظامی درگیری‌هایی ایجاد شد، در رسانه‌های جهان بازتاب گسترده‌ای داشت.
خبرگزاری اسوشیتدپرس نوشت: پلیس ایران روز سه‌شنبه با افرادی که در جریان مسابقه دو تیم پیروزی ایران و الاتحاد عربستان به عربستان سعودی اعتراض کردند، درگیر شد.

اسوشیتدپرس تعداد شعاردهندگان را ۲۰۰ نفر ذکر کرده و نوشته است: این افراد در اعتراض به نقش عربستان سعودی در سرکوب ملت بحرین شعار "مرگ بر سعودی" سر دادند. برخی منابع داخلی تعداد معترضین را تا ۱۰۰۰ نفر ذکر کرده‌اند.
اسوشیتدپرس به نقل از یک شاهد عینی نوشت که ۲ نفر از معترضین به رژیم آل‌سعود در ورزشگاه آزادی به‌سختی مجروح شدند و پلیس ایران در میانه نیمه دوم معترضیت را از استادیوم اخراج کرد.
شبکه خبری فاکس نیوز آمریکا نیز تقریبا همان گزارش اسوشیتدپرس از مسابقه دیروز را ارائه کرده و به برخورد نیروی انتظامی با برخی معترضین به رژیم آل‌سعود پرداخته است.

علاوه بر این شبکه تلویزونی، شبکه خبری ای‌بی‌سی‌نیوز، روزنامه سیاتل‌تایمز، دیزرت‌نیوز، دیلی‌بولتن، آیلندپکت، هرالد آنلاین، ایونینگ‌سان، سی‌بی‌اس‌نیوز، تایمز آنلاین و بسیاری از رسانه‌های دیگر نیز بازتابی گسترده داشته و تمامی این رسانه‌ها به درگیری بین تماشاگران فوتبال ایران و نیروی انتظامی پرداخته‌اند.
با جستجوی عبارت "Iranian police clash with anti-Saudi fans at game"، بیش از۷۰۰ هزار صفحه در گوگل معرفی می‌شوند که این آمار نشانگر بازتاب گسترده اقدام گذشته نیروی انتظامی در برخورد با دانشجویان و جوانان معترض به رژیم آل‌سعود در استادیوم آزادی است.

گفتنی است، روز گذشته در جریان دیدار تیم‌های فوتبال پیروزی تهران و الاتحاد سعودی که با برتری تیم پیروزی به پایان رسید، تعدادی از تماشاگران که غالبا از جوانان و دانشجویان معترض به اشغال بحرین به دست رژیم آل‌سعود بودند، علیه این رژیم شعارهایی را سر دادند که با دخالت نیروی انتظامی عده‌ای از آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و حتی بعضا بازداشت شدند.

 

 

 

 

 

 

افشاي اسناد همکاری منافقین و القاعده

 

اسنادی از نیروهای مشترک هماهنگی عراق و آمریکا در استان دیالی عراق (استان محل استقرار منافقین) توسط خانواده های قربانی منافقین در عراق به دست انجمن دفاع از قربانیان تروریسم خاورمیانه رسید که ارتباطات القاعده عراق و نیروهای منافقین را افشا کرد.

 

از انجمن دفاع از قربانیان تروریسم خاورمیانه، در این اسناد به نقل از مدیر مرکز هماهنگی مشترک 'الخالص'، آمده است: اطلاعات وارده از منابع خاص ما حاکی از آن است که از جمله مهمترین دلایل ناامنی و بی ثباتی در استان دیالی، نقش مخفیانه سازمان ایرانی مجاهدین خلق، مستقر در پادگان اشرف در شمال 'خالص' است.

بر اساس این گزارش در این اسناد اشاره شده است، فعالیت های فوق العاده سیاسی، نظامی و اجتماعی در قالب کنفرانس ها و تجمعات منظم در پادگان اشرف برگزار می شود.

این دیدارها اثر منفی بر ثبات امنیتی در کل استان گذاشته است، دلایل روشنی مبنی بر دست داشتن عوامل فرماندهی و شاخه های سازمان القاعده در این کنفرانس ها وجود دارد. حضور آنها در همه این جلسات که در شهر اشرف برگزار می شود، پررنگ است، به علاوه جلسات ماهیانه ای نیز برگزار می شود که فرماندهان القاعده لباس هایشان را با لباس کمیته های مردمی تعویض کرده اند.

در بخش دیگری از این اسناد اشاره شده است، این دیدارها برای دکتر حسین الزبیدی رئیس کمیته امنیتی استان دیالی نقش فعالی داشته است. در همین حال اطلاعاتی مبنی بر سوار کردن تیربارهای سنگین بر روی ماشین های (خودروهای نظامی) سازمان القاعده توسط کارگاه فنی پادگان اشرف گزارش شده است.

بر اساس گزارش، صرف نظر از کمکهای مالی هنگفتی که به این فرماندهی ها در استان دیالی می شود، در یک اتاق عملیات، تمامی اطلاعاتی که از منابع اطلاعاتی شان در سازمان القاعده و کمیته های مردمی می رسد یکسان سازی می شود.

 

 

 

 

 

 

همکاری مهرجویی با بازیگر حامي فتنه

 داریوش مهرجویی برای ساخت یک پروژه سینمایی دست به کار شده و قرار است از گلشیفته فراهانی در این فیلم استفاده کند.


کافه سینما با درج این خبر نوشت: سرگذشت پر رمز و راز مولانا و شمس از نگاه یک دختر نوجوان. فیلمی که نوشتن و ترجمه فیلمنامه اش به پایان رسیده و در حال گذراندن یک پیش تولید طولانی برای آغاز فیلمبرداری در سال ۲۰۱۲ است. 

بنابر این گزارش جدیدترین اخبار از این پروژه از این قرار است که با توجه به مشکلات ساخت فیلم در ترکیه احتمالا لوکیشن این فیلم از قونیه به بمبئی در هند منتقل خواهد شد. امکانات مناسب و حمایت ها جهت فیلمسازی در هند از دلایل این تصمیم است.

مهرجویی برای عوامل تولید این فیلم در فکر یک تیم به اصطلاح بین المللی است. تا این لحظه از داریوش خنجی فیلمبردار شناخته شده جهانی به عنوان فیلمبردار این فیلم نامبرده می شود.

همچنین گلشیفته فراهانی در سومین همکاری اش با داریوش مهرجویی برای بازی در این فیلم قرار داد بسته. اما شگفتی بزرگ این فیلم تلاش برای قرار داد با یک بازیگر بین المللی برای نقش شمس است. جرمی آیرونز گزینه نخست مهرجویی برای بازی در این نقش است.

سازندگان فیلم تبلیغات آن را قبل از تولید آغاز کرده اند. داریوش مهرجویی کارگردان کیمیای رومی در جدیدترین مصاحبه اش درباره این فیلم گفته است:
"نقاط جذابیت این فیلم برای من به عنوان یک نویسنده و کارگردان چیست؟ رویارویی با عشق در ابعاد مختلف. پنج یا شش لایه از عشق در این فیلم معرفی، آنالیز و نشان داده خواهد شد. 
گفتنی است در حالی مهرجویی قرار است از فراهانی در فیلم خود استفاده کند که او ضمن خروج از ایران و کشف حجاب، نیمه عریان جلوی دوربین سینمای هالیوود حاضر شده و مصاحبه‌های زیادی با رسانه‌های ضد انقلاب علیه نظام جمهوری اسلامی ایران داشته است.

 

 

 

 

 

 

ادعای جالب محمد خاتمی درباره انقلاب‌های منطقه

محمد خاتمي در ملاقاتي محفلي ادعا كرد ملت هاي انقلابي منطقه دنبال حاكميت اسلام نيستند چرا كه از ديكتاتوري مقدس مي ترسند!

 رئيس دولت اصلاحات كه در فتنه سال ۸۸، همانند سران رژيم هاي مرتجع منطقه، در جبهه مورد حمايت آمريكا و اسرائيل قرار داشت، در ملاقات اخير خود گفته است «باعث تاثر است اين موج مباركي كه در خاورميانه و در دنياي عرب ايجاد شده، موج آزاديخواهي، موج ضديت با ديكتاتوري و مي گويند كه بايد اين حالت فوق العاده از بين برود، انتخابات آزاد باشد. اينها خيلي مبارك است ولي در جنبه ايجابي مساله چگونه است؟ اين موج مبارك در كشورهاي اسلامي رخ مي دهد، جاهايي كه اكثريت آنها مسلمان اند. ما خيلي علاقمند بوديم كه در مقابلش بگويند ما مي خواهيم نظام ديني و اسلامي هم حاكم باشد و اگر در ذهن اين جوامع بود كه اسلام با آزادي مي تواند سازگار باشد، با انتخابات آزاد و انتخاب مردم مي تواند سازگار باشد و نه تنها براي مسلمانان اين آزادي براي همه كساني كه در ذيل و ظل حكومت و جامعه اسلامي زندگي مي كنند اين آزادي و حرمت وجود دارد ولو دين ديگري داشته باشند همه شهروند اند و حقوق شهروندي دارند آن وقت مي ديديد امروز موجي كه بود جنبه ايجابي آن هم جنبه اسلامي بود. [اما] در گذشته نگاه مي كنند به نام اسلام چه جباريت هايي صورت گرفته، در زمان ما هم در همسايگي ما يك حكومت هاي جباري كه با ابتدايي ترين حقوق بشر سازگار نبودند امتحان خود را دادند؛ در افغانستان و در جاهاي ديگر و به نام خدا مي كشتند، زنان را اسير مي كردند، ظلم مي كردند، ترور و سركوب مي كردند و آزادي هاي مردم را مي گرفتند و اين ها را به نام اسلام انجام مي دادند خوب مردم مي گويند اگر بناست ديكتاتوري باشد باز اين ديكتاتورهايي كه هست نامقدس است اگر يك ديكتاتوري مقدس بخواهد بيايد بهتر است كه نيايد ترس از آنهاست.

وي همچنين مي گويد: آنچه ما اصلاحات مي ناميم، تداوم انقلاب اسلامي است.

درباره اين مغالطه چند لايه بايد يادآور شد كه اولا برخلاف ادعاي خاتمي، ملت هاي مسلمان منطقه در پي حاكميت اسلام هستند همچنان كه نظرسنجي چند ماه پيش موسسه آمريكايي پيو در مصر نشان داد. ثانيا القاي اسلام هراسي ملت ها، پروژه اي اصالتاً آمريكايي-صهيونيستي است وگرنه ملت هاي مسلمان مصر و بحرين و يمن و... مبدأ حركت خود را نمازجمعه و مساجد قرار نمي دادند. ثالثا اسلام قلابي طالباني نسخه اي آمريكايي و صهيونيستي براي كنار زدن اسلام اصيل بوده است و اتفاقاً دست بر قضا اسلام ليبرالي جريان هاي سكولار مدعي اصلاح طلبي نيز از اين حيث از همان آبشخور آمريكايي و صهيونيستي ترويج مي شود و در واقع بنابراين بوده كه طالبان و القاعده بترسانند و سكولارهاي مسلمان نما به دام بيندازند و ملت ها را از اسلام ناب دور كنند. رابعا آقاي خاتمي توضيح دهد چه نسبتي ميان وي و ملك عبدالله سعودي(پمپاژكننده مالي-اعتقادي جريان هاي خشن طالبان و القاعده، و سركوبگر فعلي ملت هاي مسلمان بحرين و يمن) وجود دارد كه باعث شد خاتمي ارديبهشت ۸۸ به ديدار شاه جلاد سعودي در رياض شرفياب شود؟! خامساً رئيس دولت اصلاحات با آن همه خيانتي كه تحت حمايت اركان دولت وي براي اسلام زدايي، ولايت زدايي و ساختارشكني صورت گرفت، چگونه جرئت مي كند ادعا كند كه «ما خيلي علاقمند بوديم مسلمان هاي منطقه بگويند مي خواهند نظام اسلامي و ديني حاكم باشد»؟! معلق بازي پيش قاضي؟ دروغ به اين بزرگي در انظار ملتي كه خيانت هاي علني روزگار اصلاحات را به چشم ديده اند؟

سخنان اخير خاتمي اگر هيچ ارزشي نداشته باشد، از يك نظر واجد اهميت است و آن اينكه غلبه فضاي اسلام خواهي و مطالبه حكومت ديني در ايران و منطقه، وي را وادار كرده تا به رغم سوابق خيانت آلود پيشين، خود را طرفدار حكومت اسلامي جا بزند.

 

 

 

 

 

 

 

سارا شورد: نمی‌آیم!

سارا شورد، یکی از سه آمریکایی که حدود دو سال پیش در مرز ایران و عراق دستگیر شدند، در گفتگویی اختصاصی به بی‌بی‌سی فارسی گفت حاضر نیست برای محاکمه‌اش به ایران برگردد.

پیشتر قوه قضاییه از خانم شورد خواسته بود در دادگاهی که قرار است یک هفته دیگر برای بررسی اتهامات این سه آمریکایی برگزار شود، شرکت کند.

 

 

 

 

 

بی‌بی‌سی باز هم گاف داد

سايت خبري بي‎بي‎سي فارسي در يك گاف خبري نام و عنوان جديدي براي محمود بهمني رئيس‎كل بانك مركزي ايران درج كرد.

 سايت خبري بي‎بي‎سي در صفحه ايران و در قسمت "نوبت شما " يك نظرسنجي درباره حذف سه صفر پول ملي گذاشته است كه نام و عنوان محمود بهمني رئيس‎كل بانك مركزي در اشتباه فاحشي محمدعلي بهمني مديرعامل بانك مركزي درج شده است.

در متن اين نظرسنجي آمده است: "محمدعلي بهمني، مديرعامل بانك مركزي، اجراي طرح حذف سه صفر پول ملي را منوط به تأييد "افكار عمومي " دانسته است. شما با حذف سه صفر از پول ملي و برگزاري رفراندوم براي اجراي آن، موافق هستيد يا مخالف؟ چه علتي براي موافقت يا مخالفت خود با اجراي اين طرح داريد؟ "
صرف‎نظر از اينكه محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي پيش از اين بر نظرخواهي از كارشناسان درمورد حذف صفرها تاكيد كرده بود و برگزاري رفراندوم مد نظر وي نبوده است، بنابراين اصل اين نظرسنجي نيز اشتباه است، درج غلط نام و عنوان يك مسئول ارشد اقتصادي ايران در سايت بي‎بي‎سي با ادعاي سابقه طولاني فعاليت حرفه‌اي، بيش از پيش اين مسئله را گوشزد مي‌كند كه مسئولان و خبرنگاران اين بنگاه خبرپراكني دولت انگليس در جريان ابتدايي ترين مسائل و اخبار ايران نيستند چه برسد به اينكه بخواهند مسائل مربوط به ايران را تحليل و تفسير كنند و يا از تحولات واقعي ايران خبر بدهند.
لازم به ذكر است، محمدعلي بهمني متولد فروردين 1321 در شهر دزفول شاعر و غزل‎سراي ايراني است كه احتمالاً بي‎بي‎سي وي را با محمود بهمني رئيس‎كل بانك مركزي ايران اشتباه گرفته است.

 

 

 

 

 

"کمیته نجات" یا اسب تروای "نفاقگاه اشرف"

با بالاگرفتن مناقشه دولت عراق با اشغالگران برای اخراج منافقان پادگان اشرف و عدم پذیرش آنان در اروپا و آمریکا پخش مجدد برنامه گروه مشکوکی به نام « کمیته نجات » از سیمای جمهوری اسلامی که تأکید دارند منافقان محارب اشرف را زندانیان مریم و مسعود بخوانند جای تأمل دارد .


منافقی جدا شده از اشرف که گویا از موسسان «کمیته نجات » است در برنامه ای که از شبکه یک سیما در جمعه دوهفته گذشته پخش می شد با تقدیر از خاتمی که در زمان ریاستش در سال 82 شرایط عفو وپذیرش عده زیادی از اهالی اشرف را تدارک دید بار دیگر از مسئولان نظام خواستار پذیرش منافقان شد و بارها آنانرا که در عملیات تروریستی گوناگونی برعلیه نظام اسلامیمان و مردم عراق شرکت کرده اند را زندانیان اردوگاه اشرف خواند که با نمایش گریه وضجه والتماس خانواده آنان مقابل پادگان نفاق چاشنی مناسب عاطفی نیز در این برنامه به کار گرفته شده بود .

چگونه آنان حال که جایی برای فرار ندارند زندانیند ؟! آیا قدرت شورش هم ندارند ؟ و آیا وقتی که همراه با بعثیون و نیروهای امنیتی اشغالگر برای مردم عراق ناامنی ایجاد می کنند نیز اقتضای زندانی بودنشان است؟!

بنابرآنچه که نیروهای امنیتی وانتظامی گزارش دادند در فتنه 88 شمارزیادی از این منافقان ِ به اصطلاح تواب که محمد خاتمی آغوش خود را برای آنان در دولت گفتگویش گشوده بود لیدری اغتشاشات را به عهده داشتند و در هتک حرمت عاشورا نقش اصلی را بازی کردند حال چگونه آقای ضرغامی که خود را دیده‌بان فرهنگی کشور می داند اجازه پخش این برنامه را ازشبکه سراسری و جام جم داده خود بررسی دقیقی می طلبد .

ولی با اظهارات اخیر یکی از مسئولان سفارت ایران در عراق که در خبرگزاری ها منعکس شد مبنی بر اینکه ؛ « از نظر ایران به جز صد نفر تمام ساکنان اشرف شامل عفو و بخشودگی جمهوری اسلامی ایران هستند. » نگرانی ها را از تکرار حماقت دوران دولت مدعی اصلاحات در وارد کردن خبیث ترین عناصر منطقه که در خیانت وجنایت گوی سبقت را از بعثیان هم ربوده اند را در حواس پرتی های روزهای گذشته بالا برده است .

اگر چه آن زمان تشکیلات امنیتی دولت خاتمی از مراقبت دقیق آنها خبر داده بودند ولی تشت این ادعا هم در فتنه 88 از بام خیانتشان افتاد.

یادمان نرفته که حضرت امام خمینی (سلام الله علیه ) منافقانی را که برخی از آنها ادعای توبه هم داشتند و ندامت نامه های خود را در سیمای آن وقت نیز خواندند وقتی که با عملیات فروغ جاویدان تاریکان دنیا که در مرصاد رزمندگان اسلام صید شدند همراهی کرده و در زندان اوین دست به شورش زدند تمام آنان را محارب خواند و نظام جامعه را از خطر آنها با اعدامشان حفظ کرد.

حال باید مسئولان قوه قضائیه توجه داشته باشند که این اتفاق اگر بار دیگر بیافتد وبا ترحم بی جا به جانیانی خطرناک که حتّی حامیان سنتی آمریکایی واروپایی آنان ٰ، آنها را پذیرا نیستند فرصت داده شود ورود آنان از قتل میدان کاج سعادت آباد تهران و زورگیری ها وحتّی دنبال گیری اهانت به آقازادگان مهمتر و حساس تر است ولی ما واکنشی نسبت به این مهم تا به حال ندیده ونشنیده ایم .
بجاست که کارگروهی برای بررسی حقوقی جنایات ساکنان اشرف و پیگری بین المللی آن در قوه قضاییه شکل بگیرد و وضعیت این حزب محارب توسط مقامات امنیتی و دیپلماتیک وقضایی کشور به دقّت بررسی شود چرا که چنانچه در شرق کشور در برخی از مقاطع اخیر مشاهده کرده ایم ورود کمتر از این تعداد به کشور با توجه به اینکه اشرار شرق به مراتب تبحر نظامی و تروریستیشان از سازمان نفاق رجوی کمتر است ولی ناامنی های اجتماعی پر هزینه ای را بر کشور ونظاممان تحمیل کردند و مسئله منافقانی که بیش از سه دهه ضدیت با مردم ونظام کشورمان را داشته اند با یک برنامه تبلیغی مشکوک با عنوان « کمیته نجات » و امثال آن حل نمی شود بلکه موضوعی است که باید در شورای عالی امنیت ملّی کشور نیز مطرح شود وچه بسا ترفند جدید نفاق برای نفوذ پیاده نظام فتنه های آینده در کشور بکارگیری تاکتیک «اسب تروا » با کمک مظلوم نمایی و زندانی نامیدن عناصر نفاق باشد.

 

 

 

 

 

 

بازداشت پیش گوی آقای «میم» و 25 نفر از نزدیکان عامل اختلاف

همزمان با اظهارات برخی اصولگرایان كه درباره "ارتباط جریان انحرافی با اجنه و رمالان" مطرح می شود، برخی اخبار حكایت از آن دارد كه دستگیری یكی از افراد دارای قدرتهای متافیزیكی در برخی رخدادهای دو هفته اخیر موثر است.

چندی پیش فردی به نام عباس .غ كه مهارت خاصی در امور متافیزیكی از جمله ارتباط با عوالم دیگر و انجام برخی اقدامات توسط نیروهای متافیزیكی دارد و رابطه نزدیكی با آقای م داشته، توسط ضابطین یكی از نهادها دستگیر می گردد.

گفته می شود پس از دستگیری او، یكی از مقامات پیگیری و درخواستهای مكرر و كم سابقه ای برای آزاد كردن وی داشته، اما هنوز این فرد آزاد نشده است.


در این حال برخی رسانه ها ادعا كرده اند كه در جریان تحقیقات از این فرد، برای بازجویان وی مشكلاتی بوجود آمده است!

طی روزهای اخیر تاكنون آیت الله مصباح یزدی، دكتر حدادعادل، مهندس مرتضی نبوی و حاج حسین فدایی در اظهاراتی نسبت به استفاده از اجنه، طلسم، غیب گویی و رمالی توسط جریان انحرافی موضع گیری كرده اند كه به نظر می رسد ناظر به همین موضوع است.

حسین فدایی با بیان این كه جریان انحرافی یك جریان قدرت‌طلب است، گفته بود: این عقاید شیطانی است زیرا مجموعه آنچه مطرح شد در فضایی از توجیهات دینی، توجیهات غیبی، به كارگیری طلسم و تسخیر اجنه و ... سامان پیدا می‌كند.

حدادعادل گفته بود: رمال وغیب‌گو مشكل نظام را حل نمی كند.

مرتضی نبوی هم صریحتر از همه گفت: به نظر می‌رسد این جریان انحرافی با توسل به یك سری مسائل شیطانی كه دور از واقعیت هم نیست و طبق آیات قرآنی جزو اعتقادات مسلمانان هم هست، سعی می كنند افراد را تحت تأثیر قرار دهند.اجنه طبق آیات قرآن علیه انبیا توطئه می‌كردند، لذا شاید این جریان انحرافی با توسل به بعضی از افرادی كه از طریق راه باطل، فسادانگیز و انحرافی به برخی توانمندی‌های ماورائی رسیدند، سوء استفاده می‌كنند و جاذبه‌های این گروه توانسته تأثیری روی برخی افراد بگذارد و حمایت ایشان را جلب كند.

پیش از این داستانهای باور نكردنی درباره اقدامات این فرد و عمق اعتماد برخی مسئولان به وی گفته می شد كه گویا اكنون جدی تر گرفته شده است.


بازداشت 25 نفره!

شب گذشته 25 نفر از کسانی که با اسفندیار رحیم مشایی ارتباط دارند، دستگیر شده‌اند.

بنابر اخبار رسیده، حسین.ن، همسر مرحوم دکتر حسین فاطمی و خانم آزاده. الف که حامل منشور کوروش در روز رونمایی از این اثر تاریخی بود، در میان دستگیرشدگان قرار دارند.

این گزارش حاکی است که در بین دستگیرشدگان برخی مدعیان! علوم غریبه نیز وجود دارند.

دستگیری‌های اخیر در حالیست که در طی روزهای گذشته، عباس امیری‌فر از نزدیکان مشایی به خاطر ارتباط با انتشار سی دی « ظهور نزدیک است»، بازداشت شده و از سوی دادگاه ویژه روحانیت تحت بازجویی قرار گرفته است.

عماریون به زودی ناگفته های بسیاری از عوامل اصلی این ماجرا به خصوص علی.ی را خصوص منتشر خواهد کرد.

 

 

 

 

 

 

انتشار تصویر همسر "اسامه بن لادن" توسط رسانه های غربی

برخی رسانه های غربی صبح امروز برای اولین بار عکس زن جوانی را منتشر کرده و او را خانم "أمل احمد عبدالفتاح السادة" 29 ساله معرفی کردند.

این رسانه های غربی این زن جوان را همسر پنجم "بن لادن" معرفی کرده و اعلام کردند که وی در درگیری دو روز پیش نیروهای امنیتی با بن لادن، زخمی شد.

گفتنی است تا به این لحظه درستی یا نادرستی این ادعا رسانه های غربی اثبات نشده است.

شیان ذکر است "أمل الساده" همسر یمنی "بن لادن" است. او پس از خروج از یمن، هیچ گاه به کشورش بازنگشت و همواره از همسران نزدیک رهبر شبکه تروریستی القاعده بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

سی ان ان: قتل بن لادن دروغ است

اما در همین حال، «عمادالدین شاهین»، استاد علوم الهیات دانشگاه «نوتردام» گفته است: دولت آمریکا در برابر فریب بسیار بزرگی است، زیرا نمی داند که چگونه مسلمانان را قانع سازد که آن که در اول می 2011 کشته شده، «بن لادن» است.

مقامات ارشد کاخ سفید و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، هنوز نمی توانند باور کنند، آن که کشته شده، بن لادن است.

«جان برینان»، مشاور ارشد «باراک اوباما» در مبارزه با تروریسم می گوید: تصاویر منتشره از «بن لادن» را به سختی می توانم باور کنم، زیرا سیا در برنامه های کاملا هدایت شده، این تصاویر را منتشر کرده است.

«برینان» تأکید می کند: انتظار داشتیم که القاعده نسبت به خبر و تصاویر آن واکنش نشان دهد؛ اما این گونه نشد و ما از سیا خواستیم که اصل نوار مربوط به عملیات حذف بن لادن را ارایه دهد و می کوشیم بدانیم آن که مقاومت می کرد و آن که کشته شده، «بن لادن» است یا نه، ولی تاکنون موفق نشده ایم که نوار اصلی را از سیا بگیریم.

این شبکه خبری افزود، «مایک راجرز»، رئیس کمیسیون امنیت ملی در مجلس نمایندگان آمریکا نیز گفت: نشان دادن یک تصویر و ادعای کشته شدن یک فرد بسیار مهم چون بن لادن، کار ساده ای نیست؛ افزون بر این که می توان با دستکاری یک عکس و شبیه سازی چهره یک مرده، ادعا کرد که این جسد «بن لادن» است. این مشکلی را حل نمی کند و من می گویم، باید ثابت شود آن که کشته شده «بن لادن» بوده و تصویری که نمایش داده می شود، مربوط به رئیس القاعده است.

یک مقام دولت آمریکا نیز به «سی ان ان» گفت: اگر تصاویر منتشره را در کنار یکدیگر بگذاریم، به تفاوت های ماهوی دست پیدا می کنیم و معنای این فریب کارشناسی را همه می دانند.

اما در همین حال، «عمادالدین شاهین»، استاد علوم الهیات دانشگاه «نوتردام» گفته است: دولت آمریکا در برابر فریب بسیار بزرگی است، زیرا نمی داند که چگونه مسلمانان را قانع سازد که آن که در اول می 2011 کشته شده، «بن لادن» است.

همچنین سناتور «سوزان کولینز»، از اعضای مجلس سنای آمریکا با موضعی انتقادی به این موضوع گفت: البته «بن لادن» کشته شده، ولی نمی توان تنها با نشان دادن یک تصویر این موضوع را گفت، زیرا این تصویر می تواند مربوط به یک یا چند سال گذشته باشد.

موضع خانم «کولینز» توسط بسیاری از چهره های سیاسی و امنیتی آمریکایی، از جمله «کالین پاول»، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا نیز گرفته شده و این خود، حکایت از افزایش تردید ها در این باره دارد!

«سی.ان.ان» در پایان می نویسد: این ادعاها درباره کشته شدن فرزندان صدام نیز منتشر شد، ولی تصاویر گریم شده اجساد «عدی» و «قصی» هم نتونست ابهام از اصل ماجرا بزداید، زیرا نوع اعلام خبر کشته شدن «عدی» و «قصی» و «بن لادن»، گمان های بسیاری را برمی انگیزد، به ویژه که گفته می شود، جسد «بن لادن» به دریا انداخته شده است!

 

 

 

 

 

 

اسناد همکاری منافقین و القاعده فاش شد

اسنادی از نیروهای مشترک هماهنگی عراق و آمریکا در استان دیالی عراق (استان محل استقرار منافقین) توسط خانواده های قربانی منافقین در عراق به دست انجمن دفاع از قربانیان تروریسم خاورمیانه رسید که ارتباطات القاعده عراق و نیروهای منافقین را افشا کرد.

از انجمن دفاع از قربانیان تروریسم خاورمیانه، در این اسناد به نقل از مدیر مرکز هماهنگی مشترک 'الخالص'، آمده است: اطلاعات وارده از منابع خاص ما حاکی از آن است که از جمله مهمترین دلایل ناامنی و بی ثباتی در استان دیالی، نقش مخفیانه سازمان ایرانی مجاهدین خلق، مستقر در پادگان اشرف در شمال 'خالص' است.

بر اساس این گزارش در این اسناد اشاره شده است، فعالیت های فوق العاده سیاسی، نظامی و اجتماعی در قالب کنفرانس ها و تجمعات منظم در پادگان اشرف برگزار می شود.

این دیدارها اثر منفی بر ثبات امنیتی در کل استان گذاشته است، دلایل روشنی مبنی بر دست داشتن عوامل فرماندهی و شاخه های سازمان القاعده در این کنفرانس ها وجود دارد. حضور آنها در همه این جلسات که در شهر اشرف برگزار می شود، پررنگ است، به علاوه جلسات ماهیانه ای نیز برگزار می شود که فرماندهان القاعده لباس هایشان را با لباس کمیته های مردمی تعویض کرده اند.

در بخش دیگری از این اسناد اشاره شده است، این دیدارها برای دکتر حسین الزبیدی رئیس کمیته امنیتی استان دیالی نقش فعالی داشته است. در همین حال اطلاعاتی مبنی بر سوار کردن تیربارهای سنگین بر روی ماشین های (خودروهای نظامی) سازمان القاعده توسط کارگاه فنی پادگان اشرف گزارش شده است.

بر اساس گزارش، صرف نظر از کمکهای مالی هنگفتی که به این فرماندهی ها در استان دیالی می شود، در یک اتاق عملیات، تمامی اطلاعاتی که از منابع اطلاعاتی شان در سازمان القاعده و کمیته های مردمی می رسد یکسان سازی می شود.

 

 

 

 

 

 

آهنگ جنگ نرم با حضور "شايانفر "

شايانفر همواره به دليل افشاي ماهيت واقعي پرده‌نشينان و دستان پنهان و پيداي افراد پشت‌پرده جريان‌هاي معاند با انقلاب اسلامي از جمله فراماسون‌ها مورد غضب‌ فتنه‌گران داخلي و خارج‌نشين بوده و هست...

صراط - حسن شايانفر از چهره‌هاي فرهنگي و يار ديرينه حسين شريعتمداري، روز گذشته بار ديگر ‌در محل كار خود در مؤسسه كيهان حضور يافت و دوستداران و همكارانش با اشك شوق از او استقبال كردند.

حسن شايانفر از چهره‌هاي برجسته فرهنگي كشور كه مشاور فرهنگي و يار ديرينه حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان محسوب مي‌شود، پس از 5 ماه تحمل يك بيماري سخت جسمي، روز گذشته بار ديگر ‌در محل كار خود در مؤسسه كيهان حضور يافت.

شايانفر همواره به دليل افشاي ماهيت واقعي پرده‌نشينان و دستان پنهان و پيداي افراد پشت‌پرده جريان‌هاي معاند با انقلاب اسلامي از جمله فراماسون‌ها مورد غضب‌ فتنه‌گران داخلي و خارج‌نشين بوده و هست، بنابراين تا آنجا كه توانستند وي را آماج ناسزا‌ها و فحاشي‌هاي خود قرار داده‌اند، هرچند جز اين نيز از آنان انتظار نيست.

حاج حسن شایانفر در دفتر پژوهشهای کیهان -  12 اردیبهشت 1390

تيزهوشي و درايت حسن شايانفر در شناخت حلقه‌هاي پنهان جريان‌هاي انحرافي سياسي و فرهنگي سبب شد تا سلسله كتب "نيمه پنهان " شكل گيرد و اكنون به‌عنوان يكي از مراجع و منابع مطالعاتي دانشجويان و پژوهشگران به‌شمار ‌آيد.

آنچه گفتني است، اينكه شايانفر هيچگاه تمايلي براي طرح نام خود در ذيل فعاليت‌هاي فرهنگي و سياسي كه با مديريت وي در روزنامه كيهان و محافل فكري، مطالعاتي و... انجام داده است، نبوده ‌و شايد اگر اين بيماري خطرناك گريبان‌گير وي نمي‌شد، همچنان به‌عنوان يك سردار گمنام در عرصه جنگ نرم فعاليت مي‌كرد.

شايانفر اگرچه از سال 1372 به جمع نويسندگان روزنامه كيهان پيوست و به عنوان مدير دفتر پژوهش‌هاي مؤسسه كيهان تا‌كنون مسئوليت‌هاي مختلفي از جمله انتشار پاورقي و كتاب‌هاي نيمه پنهان را برعهده داشته است، اما سابقه فرهنگي و مطالعاتي وي درباره محافل دگرانديش و فرهنگي وابسته به خارج‌نشينان بسيار طولاني است.

او ظهر روز 1 آذر 1389 در پي بروز علائم يك بيماري سخت ابتدا به اورژانس بيمارستان بقيه‌الله (عج) انتقال يافت و در نهايت با تشخيص پزشكان در بخش مراقبت‌هاي ويژه بستري شد.

‌پس از 83 روز با پايان روند معالجات پزشكي بيمارستاني و مصادف با سالگرد پيروزي انقلاي اسلامي (22 بهمن 1389)، مشاور مديرمسئول كيهان از بيمارستان ترخيص و به منزل آمد. در طول دوران بيماري وي، بسياري از شخصيت‌هاي سياسي و مديران مسئول روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها، اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مسئولان كشوري و لشكري به عيادت وي رفتند و با انتقال شايانفر به منزل، دور جديدي از معالجات پزشكي براي بهبود وي آغاز شد.

عليرغم بيماري سخت شايانفر نتيجه اين معالجات و فيزيوتراپي چنان بود كه وي نهايتاً سلامتي خود را بازيافت و ساعت 11 صبح روز گذشته در كنار فرزندش و پيام فضلي‌نژاد (نويسنده و پژوهشگر كيهان) و ابراهيم حاجي‌محمدزاده (از مقاله‌نويسان كيهان) وارد ساختمان مركزي مؤسسه كيهان شد.

شايانفر به محض ورود به كيهان در حالي كه جمع كثيري از پرسنل و مديران موسسه دور او حلقه زدند و از حضور وي غافلگير شده بودند، ابتدا به دفتر حسين شريعتمداري، نماينده مقام معظم رهبري و مديرمسئول روزنامه كيهان رفت و ضمن سپاسگذاري از پيگيري‌هاي مستمر وي در ايام بيماري گفت كه "شكر مي‌كنم كه به خانه خود برگشته‌ام. از من براي حضور در چند جلسه دعوت شده است، اما گفتم كه به نخستين جايي كه بايد بروم كيهان است ".

‌شريعتمداري كه از حضور يار قديمي‌اش بسيار خوشحال و شادمان بود و چند بار روي زمين سجده شكر به جا آورد، گفت "سلامتي و حضور شما براي كيهان و دوستداران انقلاب نعمتي است. خداوند را شاكريم كه شما را دوباره به ما بازگرداند. "

در اين ملاقات كه جمعي از اعضاي دفتر پژوهش‌ها، اعضاء شوراي سردبيري و مديران روزنامه حضور داشتند، پيام فضلي‌نژاد پژوهشگر كيهان گفت: "در اوج روزهاي ملتهب و بيماري حاج حسن شايانفر، وقتي گاهي از روند درمان نااميد مي‌شدم، من با حال آشفته‌اي خدمت آقاي شريعتمداري مي‌رسيدم، اما ايشان با خواندن آياتي از قرآن و ذكر ادعيه الهي مي‌فرمودند كه حاج حسن به كيهان بازمي‌گردد. امروز عليرغم آن دوران سخت، آقاي شايانفر را سالم و سلامت در مؤسسه مي‌بينيم و اين را مديون لطف الهي و دعاي پاكاني مانند آقاي شريعتمداري و ديگر بزرگواران هستيم‌ ".

در ساعت 12 ظهر و پس از ملاقات با مديرمسئول كيهان، شايانفر به اتاق مديريت دفتر پژوهش‌هاي موسسه كيهان رفت و اعضاء تحريريه، سرمقاله‌نويسان روزنامه و مديران به ديدار وي آمدند. پس از اين ملاقات‌ها كه ساعتي به طول انجاميد، شايانفر طبق سابق كارهاي خود را آغاز كرد و با پيگيري برخي از امور جاري دفتر پژوهش‌ها، دستورات لازم براي پيشرفت سريع‌تر كارها از جمله اتمام چند جلد از مجموعه كتاب‌هاي "نيمه پنهان " را صادر كرد.

مجموعه كتاب‌هاي "نيمه پنهان " از توليدات دفتر پژوهش‌هاي مؤسسه كيهان است كه از سال 1376 تاكنون 35 جلد از آن منتشر شده است. اين آثار، تا 5 سال آينده و جلد شصت، ادامه پيدا خواهد كرد؛ كتاب‌هايي مانند "شواليه‌هاي ناتوي فرهنگي "، "حزب خلق مسلمان "، "نيمه پنهان مصدق "، "سايه روشن بهائيت " و "سايه شوم " از جمله آنهاست.


همچنين دفتر پژوهش‌هاي مؤسسه كيهان انتشار كتاب "نقش رهبري در مديريت بحران‌ها " نوشته محمدتقي كرامتي را به مناسبت نمايشگاه روانه بازار كتاب خواهد كرد. كتاب "دادگاه حسين شريعتمداري " كه شامل دفاعيات مستدل و مستند وي در برابر شكايت‌هاي اسفنديار رحيم‌مشايي، شيرين عبادي، عمادالدين باقي و سياستمداران اصلاح‌طلب و فتنه‌گران است، يكي ديگر از توليدات در دست نشر دفتر پژوهش‌هاي مؤسسه كيهان است.

حسن شايانفر از اين پس با حضوري پررنگ در مؤسسه كيهان، با دقت حرفه‌اي خود به توليد و انتشار كتاب‌هاي تاريخي و جريان‌شناسي سياسي خواهد پرداخت.

 

 

 

 

 

 

 

ادعای جالب محمد خاتمی درباره انقلاب‌های منطقه

محمد خاتمي در ملاقاتي محفلي ادعا كرد ملت هاي انقلابي منطقه دنبال حاكميت اسلام نيستند چرا كه از ديكتاتوري مقدس مي ترسند!

رئيس دولت اصلاحات كه در فتنه سال ۸۸، همانند سران رژيم هاي مرتجع منطقه، در جبهه مورد حمايت آمريكا و اسرائيل قرار داشت، در ملاقات اخير خود گفته است «باعث تاثر است اين موج مباركي كه در خاورميانه و در دنياي عرب ايجاد شده، موج آزاديخواهي، موج ضديت با ديكتاتوري و مي گويند كه بايد اين حالت فوق العاده از بين برود، انتخابات آزاد باشد. اينها خيلي مبارك است ولي در جنبه ايجابي مساله چگونه است؟ اين موج مبارك در كشورهاي اسلامي رخ مي دهد، جاهايي كه اكثريت آنها مسلمان اند. ما خيلي علاقمند بوديم كه در مقابلش بگويند ما مي خواهيم نظام ديني و اسلامي هم حاكم باشد و اگر در ذهن اين جوامع بود كه اسلام با آزادي مي تواند سازگار باشد، با انتخابات آزاد و انتخاب مردم مي تواند سازگار باشد و نه تنها براي مسلمانان اين آزادي براي همه كساني كه در ذيل و ظل حكومت و جامعه اسلامي زندگي مي كنند اين آزادي و حرمت وجود دارد ولو دين ديگري داشته باشند همه شهروند اند و حقوق شهروندي دارند آن وقت مي ديديد امروز موجي كه بود جنبه ايجابي آن هم جنبه اسلامي بود. [اما] در گذشته نگاه مي كنند به نام اسلام چه جباريت هايي صورت گرفته، در زمان ما هم در همسايگي ما يك حكومت هاي جباري كه با ابتدايي ترين حقوق بشر سازگار نبودند امتحان خود را دادند؛ در افغانستان و در جاهاي ديگر و به نام خدا مي كشتند، زنان را اسير مي كردند، ظلم مي كردند، ترور و سركوب مي كردند و آزادي هاي مردم را مي گرفتند و اين ها را به نام اسلام انجام مي دادند خوب مردم مي گويند اگر بناست ديكتاتوري باشد باز اين ديكتاتورهايي كه هست نامقدس است اگر يك ديكتاتوري مقدس بخواهد بيايد بهتر است كه نيايد ترس از آنهاست.

وي همچنين مي گويد: آنچه ما اصلاحات مي ناميم، تداوم انقلاب اسلامي است.

درباره اين مغالطه چند لايه بايد يادآور شد كه اولا برخلاف ادعاي خاتمي، ملت هاي مسلمان منطقه در پي حاكميت اسلام هستند همچنان كه نظرسنجي چند ماه پيش موسسه آمريكايي پيو در مصر نشان داد. ثانيا القاي اسلام هراسي ملت ها، پروژه اي اصالتاً آمريكايي-صهيونيستي است وگرنه ملت هاي مسلمان مصر و بحرين و يمن و... مبدأ حركت خود را نمازجمعه و مساجد قرار نمي دادند. ثالثا اسلام قلابي طالباني نسخه اي آمريكايي و صهيونيستي براي كنار زدن اسلام اصيل بوده است و اتفاقاً دست بر قضا اسلام ليبرالي جريان هاي سكولار مدعي اصلاح طلبي نيز از اين حيث از همان آبشخور آمريكايي و صهيونيستي ترويج مي شود و در واقع بنابراين بوده كه طالبان و القاعده بترسانند و سكولارهاي مسلمان نما به دام بيندازند و ملت ها را از اسلام ناب دور كنند. رابعا آقاي خاتمي توضيح دهد چه نسبتي ميان وي و ملك عبدالله سعودي(پمپاژكننده مالي-اعتقادي جريان هاي خشن طالبان و القاعده، و سركوبگر فعلي ملت هاي مسلمان بحرين و يمن) وجود دارد كه باعث شد خاتمي ارديبهشت ۸۸ به ديدار شاه جلاد سعودي در رياض شرفياب شود؟! خامساً رئيس دولت اصلاحات با آن همه خيانتي كه تحت حمايت اركان دولت وي براي اسلام زدايي، ولايت زدايي و ساختارشكني صورت گرفت، چگونه جرئت مي كند ادعا كند كه «ما خيلي علاقمند بوديم مسلمان هاي منطقه بگويند مي خواهند نظام اسلامي و ديني حاكم باشد»؟! معلق بازي پيش قاضي؟ دروغ به اين بزرگي در انظار ملتي كه خيانت هاي علني روزگار اصلاحات را به چشم ديده اند؟

سخنان اخير خاتمي اگر هيچ ارزشي نداشته باشد، از يك نظر واجد اهميت است و آن اينكه غلبه فضاي اسلام خواهي و مطالبه حكومت ديني در ايران و منطقه، وي را وادار كرده تا به رغم سوابق خيانت آلود پيشين، خود را طرفدار حكومت اسلامي جا بزند.

 

 

 

 

 

 

بی‌بی‌سی باز هم گاف داد

سايت خبري بي‎بي‎سي فارسي در يك گاف خبري نام و عنوان جديدي براي محمود بهمني رئيس‎كل بانك مركزي ايران درج كرد.

سايت خبري بي‎بي‎سي در صفحه ايران و در قسمت "نوبت شما " يك نظرسنجي درباره حذف سه صفر پول ملي گذاشته است كه نام و عنوان محمود بهمني رئيس‎كل بانك مركزي در اشتباه فاحشي محمدعلي بهمني مديرعامل بانك مركزي درج شده است.

در متن اين نظرسنجي آمده است: "محمدعلي بهمني، مديرعامل بانك مركزي، اجراي طرح حذف سه صفر پول ملي را منوط به تأييد "افكار عمومي " دانسته است. شما با حذف سه صفر از پول ملي و برگزاري رفراندوم براي اجراي آن، موافق هستيد يا مخالف؟ چه علتي براي موافقت يا مخالفت خود با اجراي اين طرح داريد؟ "
صرف‎نظر از اينكه محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي پيش از اين بر نظرخواهي از كارشناسان درمورد حذف صفرها تاكيد كرده بود و برگزاري رفراندوم مد نظر وي نبوده است، بنابراين اصل اين نظرسنجي نيز اشتباه است، درج غلط نام و عنوان يك مسئول ارشد اقتصادي ايران در سايت بي‎بي‎سي با ادعاي سابقه طولاني فعاليت حرفه‌اي، بيش از پيش اين مسئله را گوشزد مي‌كند كه مسئولان و خبرنگاران اين بنگاه خبرپراكني دولت انگليس در جريان ابتدايي ترين مسائل و اخبار ايران نيستند چه برسد به اينكه بخواهند مسائل مربوط به ايران را تحليل و تفسير كنند و يا از تحولات واقعي ايران خبر بدهند.
لازم به ذكر است، محمدعلي بهمني متولد فروردين 1321 در شهر دزفول شاعر و غزل‎سراي ايراني است كه احتمالاً بي‎بي‎سي وي را با محمود بهمني رئيس‎كل بانك مركزي ايران اشتباه گرفته است.

 

 

 

 

 

 

نامه سرگشاده آیت‌الله مکارم به رئیس مفتیان عربستان سعودى

در نامه آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی آمده است: جنابعالى در اظهار نظر اخیر خود، با تعبیرات بسیار توهین‌آمیز و زشت و زننده‌اى که در شأن اهل علم نیست، شیعیان جهان را «صفویه مجوس» و دشمن مسلمانان خوانده‌اید و مسلمین را از آنها برحذر داشته‌اید.

این اوّلین بار نیست که این‌گونه تهمت‌هاى ناروا و دور از منطق را از علماى وهابى مى‌شنویم که با آن بذر اختلاف مى‌پاشند و دشمن را شاد مى‌کنند، اهانت زشت دیگر شما به پیشگاه مقدس حضرت مهدى (ارواحنا فداه) و توهین به شیعیان به سبب اعتقادشان به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کار ناپسند دیگرى است که تازگى ندارد، نشان مى‌دهد که مفتیان وهابى از بحث منطقى گریزانند و دائما به هتاکى و توهین پناه مى‌برید.

آیت الله مکارم در ادامه نامه خود آورده است: در اینجا چند نکته را خدمت شما یادآور مى‌شوم :

۱. عجیب است از شما که در چنین مقامى قرار دارید چرا تعلیمات قرآن مجید را فراموش کرده‌اید که دعوت به سوى راه خدا را از طرق مؤدبانه و «موعظه حسنه» توصیه مى‌کند، ولى شما به جاى آن، به توهین و تهمت و دروغ متوسل شده‌اید که اسلام از آن بیزار است.

۲. شما از تاریخ اسلام و کتب حدیث خودتان متأسفانه اطلاع کافى ندارید که انتخاب نام شیعه براى پیروان و علاقه‌مندان على (علیه السلام) از سوى پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است و از همان زمان رواج داشته، خوب است نگاهى به تاریخ اسلام کنید. صدها سال قبل از صفویه، شیعیان على (علیه السلام) در مکه و مدینه و عراق و شام و مصر و ایران و نقاط دیگر بوده‌اند و حتى حکومت‌هایى را اداره مى‌کرده‌اند.

۳. شما مفتى بزرگ وهابى فراموش کرده‌اید که اگر شیعیان ایران و لبنان نبودند، اسرائیل و آمریکا بر تمام منطقه خاورمیانه مسلط شده بود و معلوم نیست در آن زمان مفتیان شما چه مى‌کردند و کجا بودند؟!

۴. هنگامى که اسرائیل مسلمانان غزّه را که عموما اهل سنت بودند قتل عام مى‌کرد، شیعیان ایران و نقاط دیگر بیش از همه از آنها حمایت کردند که اگر این حمایت‌ها نبود اسرائیل به جنایات خود ادامه مى‌داد.

۵. خوب است علماى وهابى، تاریخ پیدایش علوم اسلامى را مطالعه کنند تا ببینند پدیدآورندگان علوم اسلام غالبا شیعیان اهل‌بیت (علیهم السلام) بوده‌اند و آثار علمى آنها از آن زمان در تمام کتابخانه‌هاى معتبر جهان وجود دارد، جز در کتابخانه‌هاى شما!

۶. از این حقیقت غافل نشوید که این تهمت‌هاى ناروا و بى‌اساس و تکفیر شیعیان، خدمت بزرگى به دشمنان اسلام مخصوصا آمریکا و اسرائیل مى‌کند زیرا عکس‌العمل آن، تنفر شدید شیعیان جهان از وهابى‌هاست و نتیجه آن همان چیزى است که دشمنان اسلام مى‌خواهند که نزاع و جنگ مذهبى در میان مسلمین پیدا شود و آنها به راحتى ثروت‌هاى عظیم منطقه را به غارت برند.

۷. جنابعالى نباید فراموش کنید که بارها از سوى بعضى علماى وهابى حکم تکفیر شیعیان صادر شده این حربه کهنه و زنگ‌زده کمترین اثرى در تضعیف آنها نداشته، بلکه روز به روز در حال پیشرفت فرهنگى در جهان اسلامند.

در پایان این نامه بیان شده است: بارها گفته‌ایم اگر جلسه‌اى از ما و شما تشکیل مى‌شد ما اشتباهات شما را در این زمینه از کتاب‌هاى خودتان به اثبات مى‌رساندیم تا بیش از این ضربه به وحدت جامعه اسلامى که مایه شادى دشمنان است وارد نکنید.

بیایید منطق پوسیده تهمت و توهین و تکفیر را رها کرده، دست دوستى به سوى هم دراز کنیم و به فکر پیشرفت و عظمت اسلام و مسلمین باشیم.

 

 

 

 

 

منشور کوروش برای آقای"م" اهمیت دارد، نه راهیان نور

دبير ستاد مركزي راهيان نور گفت: نماينده تام الاختيار رئيس جمهور در راهيان نور بيش از اينكه به مقوله راهيان نور و خانواده معظم شهدا اهميت دهد، به منشور كوروش علاقه دارد و علاقه به منشور كوروش نماينده تام الاختيار رئيس جمهور را از راهيان نور غافل كرد.

جواد تاجيك با ارزيابي كلي از اعزام كاروان‌هاي راهيان نور، اظهارداشت: ستاد مركزي راهيان نور به عنوان دستگاه هماهنگ كننده توانست كلياتي را با مجموعه‌هاي دولتي و نيروهاي مسلح و مردمي هماهنگ كند و پايه‌ريزي‌ يك سري كارهاي اثرگذار را انجام دهد.

وي يادآور شد: ستادكل نيروهاي مسلح در اواخر دولت هشتم به اين جمع‌بندي ‌رسيد كه رياست جمهوري بايد براي حمايت و پشتيباني جدي از اين جريان فرهنگي، نماينده‌اي در راهيان نور داشته باشد؛ بر همين اساس با درخواست سردار باقرزاده، از ابتداي دولت نهم فردي انتخاب شد كه انصافاً تا آخر دولت نهم نقش مؤثري در پشيبرد امور راهيان نور و حمايت دولت ايفا كرد اما از ابتداي دولت دهم، با رفتن وي از دولت و انتخاب آقاي مشايي شرايط تغيير كرد.

دبير ستاد مركزي راهيان نور اظهار داشت: اگر فلسفه وجود نماينده تام‌الاختيار رئيس جمهور در ستاد مركزي راهيان نور را بررسي كنيم، مي‌بينيم كسي كه براي اين مسئله انتخاب مي‌‌شود بايد با جريان راهيان نور هماهنگ باشد و وقت و مسئوليتش به او اجازه بدهد در اين عرصه خدمت كند از طرف ديگر اين شخص بايد از سوي مردم، رزمندگان و خانواده‌هاي معظم شهدا كه به راهيان نور مي‌آيند و متوليان امر راهيان‌نور نيز پذيرفته شود اما برخي از اين شاخصه‌هايي كه ما ذكر كرديم، در مورد شخص نماينده فعلي رئيس جمهور در ستاد مركزي راهيان نور وجود ندارد.

نماينده رئيس جمهور در راهيان نور حتي در هيچ جلسه‌اي حضور نيافت

وي بيان كرد: از 6 ماه گذشته تا به امروز آقاي مشايي در هيچ‌يك از جلسات راهيان نور حضور پيدا نكرده و حتي پيگيري مشكلات اساسي در راهيان نور از سوي وي صورت نگرفته است اگر چه جانشين وي در راهيان نور مواردي را پيگيري كرده اما حقيقت اين است كه كار اين جريان عظيم با اين نگاه و به اين شكل پيش نمي‌رود.

تاجيك افزود: مشاغل متعدد نماينده رئيس جمهور در ستاد مركزي راهيان نور مانع از رسيدگي مناسب به مسائل فرهنگي راهيان نور شده است.

منشور كوروش نبايد نماينده رئيس جمهور را از راهيان نور غافل مي‌كرد

وي بيان داشت: نماينده رئيس جمهور در راهيان نور بيش از اينكه به مقوله راهيان نور و خانواده معظم شهدا و نقاطي كه خون شهداي اين مملكت در آنجا ريخته شده‌ است و مردم نيز براي كسب معرفت و عبرت‌گيري به اين مناطق مي‌آيند، اهميت بدهد، به منشور كوروش و حضور در جشنواره‌هاي متعدد علاقه دارد و علاقه به منشور كوروش نماينده رئيس جمهور را از راهيان نور غافل كرد.

 

 

 

 

 

متن و حاشيه روز اول نمايشگاه كتاب تهران

استقبال چشمگير قبل از شروع رسمي نمايشگاه، قطع اينترنت و برق و پرداخت تسهيلات خريد به دانشجويان توسط نهاد مقام‌معظم‌رهبري در دانشگاه‌ها و نيز عدم انتشار خبرنامه روزانه نمايشگاه در روز نخست را از جمله وقايع اولين روز برگزاري نمايشگاه كتاب تهران مي‌توان برشمرد.

امروز 14 ارديبهشت 90 به قول بهمن دري تهران و به طور اخص نمايشگاه كتاب شاهد تحويل و گشايش بود.

در اين رويداد بزرگ و مانور عظيم فرهنگي از هر سوي كشور علاقمندان گرد هم آمده و به ديدار كتاب اين نام آشنا مي‌آيند. از ساعت هاي اوليه روز و حتي پيش از آغاز و گشايش در‌هاي شبستان اقشار مختلف در پشت درها در انتظار گشودن بودن تا نخستين نفراتي باشند كه از نمايشگاه بيست و چهارم ديدن كرده و كتاب خريداري مي‌كنند. مصلي در اين رويدادها اخبار مهمي را در تاريخچه نمايشگاه كتاب ثبت كرد كه برخي از آنها در ذيل مي آيد؛

* برگزاري مراسم بزرگداشت استاد مطهري و رونمايي از كتاب "اجتناب‌ناپذيري جنگ " از آن جمله مهمترين عناوين برنامه‌ها بود. همچنين در طول برپايي نمايشگاه مسئولين، از وزير ارشاد گرفته تا رئيس نمايشگاه ديدارهاي گوناگوني را داشتند ؛ ديدار وزير ارشاد با دو هيات چيني و قطري در نمايشگاه كتاب يكي از آنهاست.

گويا نمايشگاه بيست و چهارم از اقبال ويژه‌اي برخوردار است چرا كه شاهد اتفاقاتي خوبي است، از جهتي "تفسير نهج‌البلاغه " علامه جعفري براي نخستين‌بار در نمايشگاه كتاب عرضه و "اسناد انجمن ايالتي و ولايتي " به زودي از سوي كتابخانه مجلس منتشر مي‌شود.

* ارائه تسهيلات خريد كتاب توسط نهاد مقام‌معظم‌رهبري در دانشگاه‌ها به زوج‌هاي دانشجو و انتشار "ديدگاه‌هاي رهبري درباره انقلاب اسلامي " در دو چاپ از ديگر ثمرات نمايشگاه كتاب شمرده مي‌شود.

*‌محمد الهياري در گفت‌وگو با فارس عنوان كرد كه آغاز ثبت‌نام مجدد بن‌كارت دانشجويي منوط به تصميم رييس نمايشگاه است اما در ادامه بهمن دري در پاسخ به فارس گفت: عرضه بن‌كارت دانشجويي پايان يافت چرا كه با عرضه دو ميليارد اعتبار به يكصد هزار دانشجو براي ارائه بن كارت دانشجويي سقف مورد نظر پر شده و عرضه اين بن كارت‌ها به پايان رسيد.

اما اين قصه بن دانشجويي ادامه داشت تا اينكه خبرنگار فارس گزارشي از سطح نمايشگاه ارائه كرد كه مسئول بانك مستقر در نمايشگاه اعلام كرد: كتاب‌هاي داخلي يارانه ندارد؛ بودجه ارشاد تمام شد

* بهمن دري نيز در جمع خبرنگاران حاضر شد و از محل دائمي نمايشگاه گفت وي ابراز داشت: با تأمين اعتبار از سوي رئيس‌جمهور "چيتگر " محل دائمي نمايشگاه كتاب مي‌‌شود.
معاون فرهنگي وزير ارشاد درباره هماهنگي‌ها و برخي عدم هماهنگي و نظارت‌ها خاطرنشان كرد: تا به اين لحظه كتابي از سطح نمايشگاه كتاب جمع‌آوري نشده، وظيفه ما نظارت و برخورد است اما تا اين لحظه موردي مشاهده نشد.

*‌ ديدارهاي وزير با مسئولين ادامه داشت تا اينكه حسيني در ديداري كه با رئيس نمايشگاه كتاب دوحه داشت، از سوي وي براي بازديد از نمايشگاه كتاب دوحه دعوت كرد.
حسيني همچنين از برگزاري اجلاس گفت‌وگوي فرهنگي آسيا هفته آينده خبر داد و اينكه انتظار داشت چيني‌ها مشاركت گسترده‌تري در برنامه‌هاي فرهنگي ايران داشته باشند.


* به گزارش خبرگزاري‌ها دبير انجمن نويسندگان كودك و نوجوان از ارسال نامه‌اي به وزارت ارشاد براي شارژ كارت خريد كتاب اعضاي اين انجمن در ايام برگزاري نمايشگاه كتاب خبر داد.

دبير انجمن نويسندگان كودك و نوجوان درباره نامه‌نگاري خود اظهار داشت: چون گمان مي‌كرديم كه معاونت فرهنگي وزارت ارشاد، اين قضيه را فراموش كرده است، در آستانه بيست و چهارمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران، طي نامه‌اي از سوي انجمن، موضوع را به وزارت ارشاد يادآوري كرده‌ايم و انتظار داريم اين كارت‌ها به زودي از سوي معاونت فرهنگي شارژ شود.

*‌ از نكات مهم روز اول نمايشگاه عدم اتنشار خبرنامه يا نشريه روزانه نمايشگاه بود كه علي‌رغم وعده‌هاي اوليه منتشر نشد و گويا علت اين امر را در بايد در اظهارت رئيس نمايشگاه دانست كه گفته بود: در چهار دوره گذشته ما نشريه نداشتيم از اين رو پيشنهاد كردم در نمايشگاه بيست و چهارم بولتني داشته باشيم اما برخي براي ده روز يك بولتن را پيشنهاد دادند كه با مخالفت بنده مواجه شد چرا كه بهتر است روزانه يا با فاصله يك‌روزه بولتن و يا نشريه‌اي داشته باشيم.

دري افزود: بنا شد خبرنامه منتشر كنيم اما ساز و كار آن فراهم نشد ولي همچنان معتقدم مي‌تواند با كمك رسانه‌ها و خبرنگاران بولتن يا خبرنامه‌اي كه جنبه تبليغي نداشته باشد عرضه كرد.

* قطع برق و اينترنت نيز از جمله مسائلي بود كه در روز اول كمي مشكل ساز شد و حتي برخي از ناشران را به گله‌گزاري وادار كرد و يكي از آنها به فارس گفت: وزارت ارشاد سعي داشته تا امسال نمايشگاه بين‌المللي كتاب را با رعايت اصول صرفه‌جويي برگزار كند و به همين دليل ناشران نمي‌توانند از برق و وسايل خنك كننده و آب‌سرد كن استفاده كنند كه اين امر حاكي از صرفه جويي در مصرف برق است.

*‌ همچنين به گفته رئيس نمايشگاه كتاب هيچ كتابي در روز اول نمايشگاه جمع‌آوري نشد.

گفتني است، نخستين روز نمايشگاه كتاب درحالي رو به پايان رفت كه علاقمندان همچنان در جستجو كتاب بوده و مشتاقانه عناوين را مشاهده مي‌كردند.

 

 

 

 

 

منو بابام فدای آقام

 

 

 

 

 

 

خیانت یعنی اينكه به‎جاي اسلام، ايران را مطرح كنيم

 

عضو مجلس خبرگان رهبري مطرح كردن مفاهيمي را كه برخاسته از اسلام نيست يا احياناً مخالف اسلام هم باشد، با هر نيتي از سوي گوينده آن خيانت دانست و گفت: خيانت يعني تغيير در برخي اصول؛ مثلاً اينكه به‎جاي اسلام، ايران را مطرح كنيم.



آيت‌الله محمدتقي مصباح يزدي صبح امروز در همايش تجليل از مربيان و اساتيد حوزه آموزش سپاه پاسداران كه به مناسبت 12 ارديبهشت سالروز شهادت شهيد مطهري در محل نمايندگي ولي فقيه در سپاه برگزار شد، با اشاره به ماهيت برخي واژه‌ها و اصطلاحات در ادبيات پيش و پس از انقلاب گفت: براي مثال ما در پيش از انقلاب با دو واژه عرصه سياسي و عرصه ديني مواجه بوديم كه همين كلمات به نوعي القا كننده دين از سياست بود و براي مثال در جامعه اگر يك روحاني را سياسي مي‌دانستند، اين يك ضد ارزش محسوب مي‌شد.

آيت‌الله مصباح يزدي ادامه داد:‌ اما به بركت امام و تربيت شدگان مكتب او مانند شهيد مطهري اين ادبيات بعد از انقلاب تغيير كرد و امروز ديگر آن فرمايش مرحوم مدرس كه فرمود سياست ما عين ديانت ماست، كمابيش در جامعه پذيرفته شده است.

وي ادامه داد: يكي ديگر از اين واژه‌ها كه در ادبيات ما رايج است، كلمه اصولگرا است كه يك مفهوم ديني و يا سياسي دارد و ما شاهد بوديم اين اواخر حتي برخي به همين واژه اصولگرايي هم حمله كردند و به آن انتقاد داشتند و اين يعني اصولگرايي يك شعار سياسي است چرا كه خاصيت شعارها و ادبيات سياست تحول و تغيير است. اما ما در مفهوم ديني اين موارد را نداريم.

آيت‌الله مصباح يزدي ادامه داد: وقتي دين و سياست ما يكي شد، گاهي شعارهاي ديني و سياسي نيز با هم قاطي شده و مشكل‌زا مي‌شوند و برخي فكر مي‌كنند همانطور كه مي‌شود شعارهاي سياسي را تغيير داد و يا به آن انتقاد كرد، پس اين امر در خصوص شعارهاي ديني هم قابل تأمين خواهد بود.

عضو مجلس خبرگان رهبري افزود: از ابتداي تشكيل حكومت اسلامي در ايران واژه ولايت فقيه به عنوان يك مهر و آرم اين حكومت شناخته شد اما بايد ببينيم كه آيا ولايت فقيه هم مانند ديگر شعار احزاب و گروه‌ها يك شعار سياسي است يا يك مفهوم ديني احيا شده.

وي خاطرنشان كرد: ولايت فقيه در اصل دين ما بود و يك شعار سياسي نيست و مفهومي است كه معارف ديني ما آن‌را پرورانده‌اند و از آنجا كه نظام ما يك نظام ديني است بنابراين مفهوم ولايت فقيه را محترم مي‌شمارند‌ اما متاسفانه بسياري از اشخاص با ولايت فقيه مانند يك شعار سياسي معامله مي‌كنند كه گويي توسط مردم خواسته شده و در قانون آمده و مي‌توان آن را عوض كرد.

اين استاد برجسته حوزه افزود: در ولايت فقيه يك مفهوم ديني است و مثلا با يك شعار سياسي مثل مرگ بر آمريكا تفاوت دارد و اعتبار آن نيز به پذيرفتن مردم نيست بلكه اعتباري است كه دين آن‌را ايجاب مي‌كند كه در اين جا منظور مذهب تشيع است.

آيت‌الله مصباح يزدي با تاكيد بر اينكه اطاعت و تبعيت محض بايد از خداوند متعال باشد، گفت اما خداوند ما را به تبعيت از برخي افراد ديگر مانند پدر و مادر و يا پيامبر امر كرده كه البته اينها در عرض خدا قرار نمي‌گيرند بلكه اين اطاعت‌ها در طول اطاعت خداوند است و اطاعت از آنها از آن جهت واجب است كه خدا ما را به آن امر كرده است.

وي با بيان اينكه بعد از پيامبر و ائمه طاهرين اطاعت از ولي فقيه واجب مي‌شود، گفت: اين اطاعت از ولي فقيه نيز در طول اطاعت از امام و پيغمبري است كه از خدا اطاعت مي‌كنند.

عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه منبع اعتبار حكم،‌قانون و تشريع فقط خداوند متعال است، گفت: اطاعت از ولي فقيه نيز به خاطر حكم خداست نه اينكه مردم آن را خواسته باشند كه احيانا در زماني بخواهند آن را عوض كنند.

آيت‌الله مصباح يزدي افزود: اين اطاعت از ولي فقيه تنها به دوران غيبت محدود نمي‌شود چراكه اصل ولايت فقيه مربوط به زمان امام صادق است كه ايشان فرمودند اگر ما به شما دسترسي نداشته باشيم چه بكنيم كه امام فرمود از ولي فقيه اطاعت كنيد.

وي ادامه داد: اين به آن معناست كه حتي در زمان امام معصوم نيز اگر مردم به واسطه مكاني كه در آن حضور دارند به امام دسترسي ندارند بايد از فقيه عادل كه حكم او حكم امام است، تبعيت كنند و اين ربطي به مسائل سياسي ندارد كه مثلا با راي مردم اين امر صورت بگيرد و يا در قانون اساسي بيايد. مگر اطاعت از خدا بايد در قانون اساسي باشد؟

اين استاد حوزه با تاكيد بر اينكه اگر خداي ناكرده روزي ولايت فقيه از قانون حذف شد، باز هم اعتبار خود را از دست نخواهد داد، يادآوري كرد: متاسفانه در دوران گذشته و رياست جمهوري‌هاي سابق برخي گفتند كه ما چون ولايت فقيه در قانون اساسي است، آن را قبول داريم و اين يعني اينكه ما ناچاريم ولي فقيه را قبول داشته باشيم. و متاسفانه برخي مسئولين درجه يك كشور در گذشته اين حرف‌ها را مي‌زدند.

آيت‌الله مصباح يزدي تصريح كرد: البته امروز هم خيلي‌ها در دلشان همين است هر چند مي‌گويند ما ولايت فقيه را قبول داريم اما ته موضوع را كه نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم چيز ديگري است.

وي ادامه داد: آن ولايت فقيه كه ما مي‌گوييم، اعتبار قانون اساسي از آن است، همانطور كه حضرت امام فرمودند؛ رئيس جمهور منتخب مردم اگر از طرف ولي فقيه منصوب نشود طاغوت بوده واطاعت از او حرام است.

اين استاد حوزه به ذكر يك مثال پرداخت و گفت: ‌مثلا مردم يك محلي قرارداد مي‌كنند و يك نفر را برمي‌گزينند تا مثلا رئيس آن جمع باشد كه البته اين عيبي هم ندارد اما اين مسئله وجود شرعي ندارد در حكومت اسلامي نيز بايد بدانيم كه اعتبار حكومت اسلامي با بقيه حكومت‌ها متفاوت است و اينجا بود كه امام فرمود حكم دولت اسلامي و اطاعت از آن شرعا واجب است و منظور امام اين نبود كه اين وجود و شرعي بودن به خاطر راي مردم باشد. بلكه مشروعيت آن به واسطه انتسابش از طرف ولي فقيهي است كه خود او منسوب امام زمان است.

آيت‌الله مصباح يزدي با بيان اينكه در كشور ما اطاعت از حكم حكومتي و مقررات مجلس شوراي اسلامي مثل واجبات شرعي واجب است، افزود: اگر اين فرهنگ ترويج شد بسياري از اقدامات نيروي انتظامي و يا دادگاه‌ها خود به خود حل مي‌شود اما متاسفانه ما هنوز به اين عينيت نرسيده‌ايم كه قوانين حكومت اسلامي را واجب بدانيم.

عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه شعار ولايت فقيه يك شعار ديني است نه يك شعار سياسي، ولايت فقيه را عمود خيمه انقلاب دانست وافزود: اين انقلاب براي اطاعت از خدا و احياي ارزش‌هاي ديني و احكام خدا برپا شد البته نه اينكه همه كساني كه در اين انقلاب نقش داشتند، اين طور باشد. اما در همه دنيا سبقه انقلاب ما را اسلامي مي‌دانند.

اين استاد حوزه با بيان اينكه اسلاميت اين انقلاب در بعد قانونگذاري با شوراي نگهبان و در بعد اجرايي با ولي فقيه تعيين مي‌شود، افزود: اگر اينها را يك شعار سياسي تلقي كنيم، در حقيقت آن را ضعيف كرده‌ايم و زمينه‌اي فراهم مي‌شود كه كم كم كساني تصور كنند كه در ايران دو رقيب وجود دارد يكي ولي فقيه و يكي فرد ديگري.

آيت‌الله مصباح يزدي با تاكيد بر اينكه ما بايد اين فرهنگ را كه ولايت فقيه يك شعار ديني است نه سياسي، در جامعه ترويج كنيم، گفت: ما در گذشته يكي از اقمار دست چندم و نوكر آمريكا در منطقه بوديم اما اين استقلال امروز مديون انقلاب اسلامي است و در وصيت‌نامه شهدا هم به غير از اهميت اسلام و انقلاب چيز ديگري نمي‌بينيم.

وي با بيان اينكه روح انقلاب به اسلام و قوام اجراييش به ولايت فقيه است، گفت: بنابر اين هر قدم براي تقويت ولايت فقيه برداشته شود، يا براي پايبندي مردم به ارزش‌ها تلاش شود اين انقلاب را شكوفاتر كرده و بزرگترين خدمت به انقلاب خواهد بود و بزرگترين خيانت نيز عمل كردن در عكس اين مسير است.

اين استاد حوزه با بيان اينكه بايد امروز بر اساس همين محك خدمت و خيانت را بشناسيم، گفت: خيانت يعني تغيير در برخي اصول. مثلا اينكه به جاي اسلام ايران را مطرح كنيم. اينها مسائل ريشه‌اي است و مطرح كردن اين مسائل جريان انقلاب را تضعيف مي‌كند؛ آنهم زماني كه كشورهاي منطقه به بيداري اسلامي رسيده و مي‌خواهند از انقلاب ما الگوگيري كنند و حالا ما بياييم بگوييم انقلاب ما يك انقلاب ايراني بود.

آيت‌الله مصباح يزدي با تاكيد بر اينكه گوينده اين حرف با هر نيت و از هر كجا الهام گرفته باشد، خيانت كرده و ما بايد خدمت وخيانت را از هم تشخيص دهيم و اينها ربطي به نيت افراد ندارد و بدانيد هر سخني اگر در جهت تضعيف ارزش‌ها باشد، خيانت است.

وي همچنين مطرح كردن مفاهيمي كه برخاسته از اسلام نيست و يا احيانا مخالف اسلام هم باشد، را با هر نيتي از سوي گوينده آن خيانت دانست و گفت: ‌اگر امروز شهيد مطهري زنده بود بزرگترين هم و غمش مبارزه با اين سهل‌انگاري‌ها و تساهل و تسامح‌ها در رفتارها و شعارها بود.

اين استاد برجسته حوزه همچينن با اشاره به ويژگي‌هاي برجسته شهيد مطهري گفت: كسي كه بيشترين سهم را براي تقويت باورها و ارزش‌هاي جامعه ايفا كرد، همين علامه شهيد مرتضي مطهري بود، افزود: امروز هم با گذشت بيش از 30 سال از شهادت ايشان هنوز ما به نص كتاب‌هاي او احتياج مبرم داريم.

در پايان اين مراسم حجت‌الاسلام و المسلمين علي سعيدي نماينده ولي فقيه در سپاه با اهداي لوح از مقام علمي و فقهي آيت‌الله مصباح يزدي تقدير به عمل آورد.

 

 

 

 

 

 

از ماجرای فدک چه می دانیم؟+ تصاویر

 

فدک دهکده ای در شمال مدینه بود که تا آن شهر دو یا سه روز راه فاصله داشت. این دهکده در شرق خیبر و در حدود هشت فرسنگی آن واقع بود و ساکنانش همگی یهودی شمرده می شدند. امروزه فاصله خیبر تا مدینه را حدود 120 یا 160 کیلومتر ذکر می کنند.

 

** فدک و رسول خدا (ص)
درسال هفتم هجرت، پیامبر خدا (ص) برای سرکوبی یهودیان خیبر که علاوه بر پناه دادن به یهودیان توطئه گر رانده شده، از مدینه به توطئه و تحریک قبایل مختلف علیه اسلام مشغول بودند، سپاهی به آن سمت گسیل داشت و پس از چند روز محاصره، دژهای آن راتصرف کرد.

پس از پیروزی کامل سپاه اسلام - با آن که اختیار اموال و جان های شکست خوردگان همگی در دست پیامبر (ص) قرار داشت، رسول خدا (ص) با بزرگواری تمام، پیشنهاد آنان را پذیرفت و به آن ها اجازه داد نصف خیبر را در اختیار داشته باشند و نصف دیگر از آن مسلمانان باشد. بدین ترتیب، یهودیان در سرزمین خود باقی ماندند تا هر ساله نصف درآمد خیبر را به مدینه ارسال دارند.


با شنیدن خبر پیروزی سپاه اسلام، فدکیان که خود را همدست خیبریان می دیدند، به هراس افتادند اما وقتی خبر برخورد بزرگوارانه پیامبر (ص) با خیبریان را شنیدند، شادمان شدند و از رسول خدا (ص) خواستند با آنان همانند خیبریان رفتار کند که پیامبر خدا (ص) این درخواست را پذیرفت.

** تفاوت فقهی حکم خیبر و فدک
ظاهرا رفتار رسول خدا درباره فدک و خیبر یکسان است ولی در واقع حکم فقهی این دو سرزمین متفاوت است چون مناطقی که به دست مسلمانان تسخیر می شود، دو گونه است:

اول مکان های که با جنگ و نیروی نظامی گشوده می شود: این سرزمین ها که در اصطلاح 'مفتوح العنوة ' (گشوده شده با قهر و سلطه) خوانده می شود، به منظور تقدیر از تلاش جنگجویان مسلمان در اختیار مسلمانان قرار می گیرد و رهبر جامعه اسلامی چگونگی تقسیم یا بهره برداری از آن را مشخص می سازد که منطقه خیبر، جز دو دژ آن به نام های 'وطیح ' و 'سلالم' ،این گونه بود.

دوم مکان هایی که با صلح گشوده می شود. یعنی مردم منطقه ای با امضای پیمان صلح، خود را تسلیم می کنند و دروازه های شهر خود را به روی مسلمانان می گشایند.

قرآن کریم اختیار این نوع سرزمین ها را تنها به شخص رسول خدا (ص) سپرده است و سایر مسلمانان در آن هیچ حقی ندارند. فدک و دو دژ پیش گفته خیبر این گونه فتح شد. بنابراین، مالکیت آن در اختیار شخص رسول خدا (ص) قرار گرفت.
طبری مورخ بزرگ می گوید: فدک ملک خالص پیامبر خدا (ص) بود. زیرا مسلمانان آن را با سواره نظام و پیاده نظام نگشودند.

** ارزش اقتصادی فدک
درباره ارزش اقتصادی فدک بسیار سخن گفته اند. برخی از منابع شیعی درآمد سالیانه آن را بین 24 هزار تا 70 هزار دینار نوشته اند و برخی دیگر، نصف در آمد سالیانه آن را 24 هزار دینار نگاشته اند.

ابن ابی الحدید معتزلی نقل می کند که ارزش درختان خرمای این ناحیه برابر با ارزش درختان خرمای شهر کوفه در قرن هفتم بود.

به نظر می رسد می توان تا حدودی ارزش واقعی اقتصادی فدک را از یک گزارش تاریخی زمان خلافت عمربن خطاب فهمید. یعنی وقتی خلیفه دوم تصمیم گرفت فدکیان یهودی را از شبه جزیره عربستان اخراج کند، دستور داد نصف فدک را که سهم آنان بود، از نظر زمین و درختان و میوه ها قیمت گذاری کنند. کارشناسان ارزش آن را 50 هزار درهم تعیین کردند و عمر با پرداخت این مبلغ به یهودیان فدک، آن ها را از عربستان بیرون راند.

** اعطای فدک به حضرت زهرا (س)
چنانکه در روایات فراوان شیعه و اهل سنت آمده است، رسول خدا (ص) در زمان حیات خود فدک را به فاطمه زهرا(س) واگذار کردند و این سه سال قبل از رحلت پیامبر بود؛ یعنی همان ایامی که فدک به تصرف آن حضرت درآمد.
طبرسی در مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه: ' وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ وَالْمِسْکِین وَابْن السَّبِیلِ' از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) و نیز ابوسعید خدری چنین روایت می کند: ' همینکه آیه کریمه به پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور داد حقّ ذوی القربی؛ یعنی خویشاوندان پیامبر و مسکین و در راه مانده را بدهد، آن حضرت فدک را به فاطمه(سلام الله علیها)داد و سه سال قبل از وفات حضرتش در دست فاطمه بود.
همین مطلب را سیوطی در درّالمنثور از ابی سعید خدری نقل کرده است: 'چون آیه شریفه نازل شد پیامبر(صلی الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را فراخواند و فدک را به او داد.'

** غصب فدک
حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در نامه ای به والی بصره می نویسند :' آری از آن چه آسمان بر آن سایه افکنده است، فدک در دست ما بود. مردمی بر آن بخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن چشم‌ پوشی کردند.'
به نظر می رسد اقدام دستگاه حاکمه نیز در غصب فدک همان هدف را تعقیب می کرد که اشاره شد و آن تهی دست نمودن خاندان پیامبر از بنیه مالی بود.

** اختلاف حضرت زهرا (س) با حکومت بر سر فدک چگونه بود؟

گزارش های منابع شیعی و سنی نشان می دهد حضرت زهرا (س) و حکومت هر یک دو ادعا درباره فدک داشتند :

الف) نظر حضرت زهرا (س)
چنان که نزد شیعیان مشهور است، حضرت زهرا (س) فدک را ملک خود می دانست و برای اثبات مالکیت خود دو راه بخشش و ارث را به پیگیری کرد.
ابتدا آن حضرت اعطای فدک از طرف رسول خدا به خود را یاد آور و خواستار باز پس گرفتن این سرزمین از حکومت وقت شد اما وقتی از این راه به نتیجه ای نرسید و حکومت شهادت گواهان حضرت زهرا (س) را نپذیرفت، ایشان از راه دیگر وارد شد و از حکومت خواست میراث پدرش را که فدک نیز بخشی از آن است، به او واگذار کند و در این مورد به نص آیه قرآن درباره ارث متمسک شد که می فرماید : خداوند به شمار درباره [ارث] فرزندانتان سفارش می کند که سهم پسر دو برابر دختر است . . . '

ابوبکر در برابر این آیه چنان استدلال کرد که انبیا از خود ارث باقی نمی گذارند. حضرت زهرا (س) فرمود: چگونه است که هر گاه تو درگذشتی فرزندانت از تو ارث می برند اما ما از رسول خدا (ص) ارث نمی بریم؟ ! آن گاه به آیات دیگر قرآن که در موارد مختلف از ارث پیامبران گذشته سخن به میان آورده است،مانند آیه ششم سوره مریم و آیه شانزدهم سوره نمل تمسک جست.

در آیه ششم سوره مریم، حضرت زکریا بیان می دارد که 'خداوندا، من از خویشانم که پس از من وارثانم خواهند شد، بیمناکم . . . پس فرزندی به من عطا کن که از من و آل یعقوب ارث برد .' در آیه شانزدهم سوره نمل از ارث بردن سلیمان پیامبر، از پدرش داوود پیامبر سخن به میان آمده است.

ب) ادعاهای حکومت!

حکومت در مقابل حضرت (س) عمدتا دو ادعا مطرح کرد:

1- صدقه بودن فدک
معنای این عبارت آن است که پیامبر اکرم (ص) فدک را به کسی نبخشید و با آن به گونه صدقه جاریه برخورد کرد .یعنی رسول خدا (ص) از درآمد فدک زندگانی شخصی حضرت فاطمه زهرا (س) و دیگر بنی هاشم را تامین می کرد و مازاد آن را در راه خدا به مصرف می رساند.

از آن جا که ابوبکر خود را جانشین مشروع پیامبر اکرم (ص) می دانست، می خواست با در اختیار گرفتن فدک، این مشروعیت ادعایی را برای همگان به اثبات برساند و چنان اعتقاد داشت که چشم پوشی از این زمین نوعی خلل در مشروعیت حکومتش پدید می آورد .

2 - حدیث نفی ارث پیامبران
منظور از این حدیث، روایتی است که ابوبکر آن را از پیامبر اکرم (ص) چنین نقل کرد: 'ما جماعت پیامبران از خود ارث باقی نمی گذاریم . هر چه از ما ماند، صدقه است '.

درباره این حدیث باید یادآور شد:
1- تا آن زمان این حدیث را جز ابوبکر هیچ کس نشنیده بود. بسیاری از محدثان نیز بر این نکته اتفاق نظر دارند که راوی این حدیث تنها ابوبکر بود . البته بعدها پشتیبانانی چون مالک بن اوس یافت و در دهه های بعد عمر، زبیر، طلحه و عایشه نیز در شمار مؤیدان آن جای گرفتند.

2 - ابوبکر با نقل این حدیث ناقل سخن پیامبر اکرم (ص) بود و در طرف مقابل، حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) و ام ایمن ناقل سخن و کردار پیامبر اکرم (ص) مبنی بر بخشش فدک بودند . بدیهی است باتوجه به فزونی شمار ناقلان در این سمت و نیز شخصیت آن ها که بیش ترین تاییدات را از سوی پیامبر اکرم (ص) دارایند، باید قول آن ها بر قول ابوبکر مقدم شود.

3 - این حدیث با آیات متعددی از قرآن که در آن میراث انبیا مطرح شده است، منافات دارد و بدیهی است نمی توان تنها با یک حدیث در مقابل این آیات صریح ایستادگی کرد.

4 - اگر طبق این حدیث معتقد شویم پیامبر اکرم (ص) هیچ گونه مالی به ارث نگذاشت، چگونه است که طبق نقل اهل سنت بعضی از اموال آن حضرت (ص) مانند وسایل شخصی و نیز حجره های آن حضرت (ص) به ارث می رسید.































 

 

 

 

 

 

پخش انیمیشن کشته شدن بن لادن در رسانه های دنیا + فیلم

  در پی ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر کشته شدن اسامه بن لادن رهبر گروه تروریستی القاعده توسط نیروهای امنیتی، و تحلیهای گسترده کارشناسان عرصه سیاسی مبنی بر نقاط مبهم و مشکوک در این ماجرا،  مردم منطقه ابوت آباد پاکستان گفتند: که این یک نمایش جدید آمریکایی برای اشغال پاکستان است.


خبرگزاری "فرانس پرس" گزارش داد: مردم این منطقه باور نمی کنند که یک مرد قدبلند عرب مدتها در کنارشان زندگی می کرده و آنها از این ماجرا خبر نداشتند.

ساکنان ابوت آباد پاکستان گفتند: آمریکا برای اینکه پاکستان را هم به بهانه مبارزه با تروریسم اشغال کند این نمایش مسخره را انجام داد.

یکی از مسئولان پاکستانی به "فرانس پرس" گفت: ماجرای کشته شدن بن لادن حقیقت ندارد و خود آمریکایی ها هم این را باور ندارند این صد در صد یک بازی سیاسی می باشد.

این در حالی است که هنوز چند ساعتی از انتشار خبر کشته شدن " بن لادن" نگذشته است که انیمیشن این حمله ادعایی تولید شده و به صورت گسترده در رسانه های بین اللملی به نمایش گذاشته شد!
                                          
                                          

لینک دانلود

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:25  توسط علی  | 

موسوی خوئینی ها مطهری را مزاحم انقلاب می دانست

موضوع اين گفت و شنود بازكاوي رويكرد مبارزاتي شهيد مطهري بود كه البته از آن نيز سخن رفت، اما دانسته‌هاي آقاي شجوني از ريشه‌هاي شهادت آيت‌الله مطهري و تحريك برخي چهره‌ها نسبت به «متنسكان ترورپيشه فرقاني» حاوي نكات بديع و ارزشمندي است كه در تحليل اين رويداد بسيار به كار مي‌آيد. او در خاطرات خود از كساني گفت كه در ايجاد فضاي سوءظن و بدبيني نسبت به استاد، فراوان نقش داشتند. اما از آن تاريخ تاكنون كماكان «جنت مكان» باقي مانده‌اند.

بديهي است كه براي ما امكان ارائه تمام نكاتي كه شجوني با ما در ميان گذارد وجود ندارد، با اين همه آنچه فراروي شماست در ريشه‌يابي انديشه فرقاني و پاره‌اي خط‌دهندگان به آن بي‌تأثير نخواهد بود.

* آشنايي شما با شهيد مطهري را از چه زماني شناختيد؟

در سال 1337 براي طلبگي به قم رفتم. سه چهار سال گذشت كه آقاي مطهري را شناختم. پدر من در سال 1324 فوت كردند و چون ايشان روحاني بودند، من هم علاقه پيدا كردم كه راه او را دنبال كنم. مادرم، هم پدرم بودند و هم مادرم. به ايشان گفتم كه مي‌خواهم درس طلبگي بخوانم و با دوستي كه او هم اهل فومن بود و هر دو در كلاس ششم درس مي‌خوانديم، راه افتاديم و به قم آمديم. از آنجا كه با آيت‌الله بهجت فاميل بوديم، به ايشان هم معرفي شديم و شروع كرديم به درس خواندن. گاهي فيضيه و گاهي دارالشفا و خلاصه كم‌كم پيش رفتيم و به تدريج با مراجع و علما بزرگ شديم. يكي از شخصيت‌هايي كه خيلي بالاتر از سطح حوزه تلقي شده بود، آقاي مطهري بودند. اصلاً فاز ايشان با بقيه فرق داشت.

* چه فرقي؟

ايشان به قول امروزي‌ها فرازماني و به تعبيري فراحوزوي بود. افكار بلند اسلامي داشت و جلوتر از زمان خود بود. به نظرم آمد مثل سيدجمال‌الدين اسدآبادي بود كه در خانه خودش محصور نماند و افكارش را به سراسر عالم برد و در مقابل حرف ناصرالدين‌شاه كه گفت چيزي از من بخواه و گمان كرد كه سيد حالا باغي در ونك از او مي‌خواهد، گفت من از شاه دو گوش شنوا مي‌خواهم. شاه اوقاتش تلخ شد و او را تبعيد كرد. آقاي مطهري يك عالم برجسته مصلح بود، آن روزها ما گمان مي‌كرديم كه ايشان مثل سيدجمال است. بعدها كه نفس شهيد نواب صفوي به ما خورد، حس مي‌كردم كه شهيد مطهري چنين شخصيتي است.

* جايگاه شهيد مطهري در حوزه چگونه بود؟

من تا آمدم بفهمم كه آقاي مطهري كيست و كجاست، به من گفتند كه ايشان قم را رها كردند و به تهران رفتند. سال‌ها گذشت، من هم با سفارش آيت‌الله بهجت قم را رها كردم و به تهران آمدم. در حوزه علميه مروي، پاي درس آيت‌الله ميرزاباقر آشتياني، آيت‌الله كني و آيت‌الله محلاتي مي‌رفتم. آيت‌الله مطهري به آنجا مي‌آمد و براي هفت و هشت نفر درس اسفار مي‌گفت، ولي ما اين طرف زكات حاج آقا رضاي همداني و صلوه حاج آقا دهقاني را مي‌خوانديم به هر حال آقاي مطهري پيش ما بسيار عزيز و محترم بود و ايشان را روزها در همان حجره‌هاي مدرسه مروي مي‌ديديم. بعدها كه جرقه‌اي زد و منبر ما در تهران گرفت، آيت‌الله مطهري را بيشتر زيارت مي‌كرديم. مدتي بعد هم كه بالاتر از خانه ايشان در چهارراه قنات خانه‌اي تهيه كرديم، ديدار با ايشان بيشتر شد. در جلسات عصر پنجشنبه روحانيت مبارز تهران هم به زيارت ايشان نائل مي‌شديم. آغاز اين جلسات به سال‌هاي قبل از 42 مربوط مي‌شود. اين جلسات شش سال به صورت مخفيانه تشكيل مي‌شد كه آقايان منتظري و هاشمي هم مي‌آمدند.

* شهيد بهشتي چطور؟

ايشان آن موقع آلمان بودند. از آنجا كه مي‌آمد، در مدرسه مروي، مرا بسيار تشويق مي‌كرد كه از محضر آيت‌الله مطهري استفاده كنم و مي‌گفت كه ايشان در جريان مسائل ايران است، در حالي كه ما گرفتار شده‌ايم. بعدها هم آيت‌الله مطهري را همچنان در فاز بالايي مي‌ديديم و ايشان در دانشگاه‌ها درس مي‌داد و در همه محافل علمي شهرها از جمله آبادان و اهواز هم سخنراني مي‌كرد. ما مي‌ديديم كه او روحاني برجسته‌اي است كه با روشنفكرها سروكار دارد. يك بار هم روي منبر به اصطلاح به سيم آخر زدم و عليه آريان‌پور فرياد زدم و گفتم چه مملكتي است كه رئيس دانشكده الهياتش اصلاً با خدا كاري ندارد. اين ضد خداست. با اين حرف‌هايي كه زديم ما را گرفتند و به ساواك بردند، بازجوي من به نام بهمني از من پرسيد كه اين حرف‌ها چيست كه مي‌زني و به نظر تو مثلاً چه كسي بايد رئيس دانشكده الهيات باشد؟ گفتم به نظر من آقاي مرتضي مطهري! يك مرتبه دود از كله‌اش بلند شد و گفت، «روز قيامت در جهنم مارهايي هستند كه آدم از دست آنها به افعي پناه مي‌برد.» اين حرفي كه بهمني زد، ناگهان در مغز من جرقه‌اي فكري را پديد آورد، وگرنه چه مي‌دانستيم كه رژيم چقدر از گستردگي دانش و علم آقاي مطهري مي‌ترسد. البته من آخوند تند و تيزي بودم كه دائماً سروكارم به زندان مي‌افتاد، ولي توقع نداشتم بقيه آخوندها سر از زندان در بياورند، اگر كارهاي فرهنگي مي‌كردند، خوشم مي‌آمد. آقاي بهشتي و باهنر و سيدرضا برقعي به آموزش و پرورش رفتند و من واقعاً لذت مي‌بردم، در حالي كه شلاقي كه من مي‌خوردم، اگر ديوار مي‌خورد، خراب مي‌شد ولي هيچ توقعي نداشتم ديگران هم به اين شيوه عمل كنند در حالي كه بعضي‌ها انتظار دارند كه اگر گرفتار مي‌شوند، ديگران هم بشوند، در حالي كه من به ديگران كاري نداشتم و براي خودم مبارزه مي‌كردم و با اين همه خدا شاهد است خوشحال بودم و مي‌گفتم راهي كه اينها انتخاب كرده‌اند، درست است. آنها در آموزش و پرورش كتاب‌هاي درسي مي‌نويسند و در سطح ايران پخش مي‌شود. آقاي مفتح و آقاي مطهري به دانشگاه رفتند، ولي متأسفانه در آستانه پيروزي انقلاب، آقايي در مسجد «جوستان» منبر مي‌رفت و عليه آقاي مطهري بد و بيراه مي‌گفت. ما در آستانه تحول بوديم، ولي ايشان بالاي منبر پرت و پلا مي‌گفت. مسجد جوستان فعال بود و ايشان هم منبر مي‌رفت و بعداً گرفتار شد. بعد هم بازاري‌ها مي‌خواستند برايش خانه بسازند، پيغام داد حالا كه مي‌سازيد يك كمي بزرگتر بسازيد! به هر حال اين شخص در مسجد جوستان كارش گرفته بود و فكر مي‌كرد تا ابد ادامه دارد. روزي ايشان منبر بود. آقاي كروبي پائين نشسته بود. شيخ قاسمي نامي هم پهلوي او نشسته بود، ولي دو سه تا از اين جوان‌ها محو سخنراني او بودند. يكي از آنها اكبر گودرزي بود كه بعدها رئيس گروه فرقان شد، يكي محمود كشاني بود كه شهيد مفتح را او كشت. محمود كشاني را من خودم شخصاً ديده بودم، چون هشت ماه در مسجد المتقين كنار بولينگ عبده پيش‌نماز بودم. قبل از من آخوندي آنجا بود كه مي‌گفتند ساواكي است و وقتي او را بيرون بردند، مرا بردند كه آنجا تطهير شود! هر روز پليس از كلانتري قلهك به آنجا مي‌آمد و مزاحمت ايجاد مي‌كرد و مي‌گفت كه من ممنوع‌المنبر هستم.

*حرف‌هايي را كه آقاي موسوي خوئيني‌ها عليه آقاي مطهري زد به ياد داريد؟

بله. آن آيه «يصدون عن سبيل‌الله» را اين‌طور معني مي‌كرد كه يك عده‌اي سد راه انقلاب هستند، با دولت‌ها سازش مي‌كنند، بعد هم بهشتي و باهنر را جزو آموزش و پرورش و معاونين فرخ‌رو پارسا معرفي مي‌كردند. آقاي مطهري را هم علناً اسم مي‌برد و مي‌گفت با دولت سازش كرده است و اينها را مزاحم انقلاب مي‌دانست.

* شنيدم كه آقاي مطهري به آقاي موسوي خوئيني‌ها پيغام داده بود كه اين‌قدر تفسيرهاي ماركسيستي نكن.

بله. در اين باره هم حرف‌هايي دارم و مي‌گويم. خلاصه مي‌گفت كه اينها مزاحم و سد راه انقلاب هستند و نمي‌گذارند انقلاب خميني پيروز شود. اين شيخ قاسمي به آقاي كروبي مي‌گويد: «ببين! اين جوانها چه جوري او را نگاه مي‌كنند؟ من گمان مي‌كنم انقلاب كه پيروز شود اينها آن سه چهار نفر را بكشند.» يك مرتبه آقاي كروبي دستش را بلند كرد و محكم روي پاي قاسمي زد و گفت: «نه بابا!» نشان به اين نشان كه وقتي انقلاب پيروز شد همين‌ها اين بزرگواران را كشتند. آقاي آقارضي شيرازي به اتفاق آقاي مطهري به ديدن آيت‌الله انواري كه از زندان آزاد شده بود، رفت. ديدند آقاي موسوي خوئيني‌ها آنجا نشسته است. آقاي رضي مي‌گويد تا من و آقاي مطهري وارد خانه انواري شديم، ... از جا بلند شد و رفت و مطهري به انواري گفت: «آقاي انواري! اين را مي‌شناسي؟» گفت: «نه!» گفت: «از كساني است كه مسائل اسلامي را به شيوه ماركسيستي و كمونيستي تفسير مي‌كند.» واقعاً اين مرد چه افكار بلندي داشت و چطور همه چيز را خوب تشخيص مي‌داد.

* شما گودرزي را مي‌شناختيد، چه جور آدمي بود؟

آدم بي‌سوادي بود. بعدها همين آقاي موسوي خوئيني‌ها او را به مسجد خمسه فرستاد.

* قبل از انقلاب؟

بله. اين حرف‌هايي كه مي‌زنم مال قبل از پيروزي انقلاب است. امام (ره) هنوز در نجف بودند. خلاصه ما به اين شكل آقاي مطهري را بيشتر مي‌شناختيم و حرف‌هاي بهمني بازجو هم خيلي براي من روشنگر بود. به اعتقاد من آقاي مطهري مثل وقتي كه ما خانه تكاني مي‌كنيم و اضافات را بيرون مي‌ريزيم، به تعبيري «دين تكاني» مي‌كردند.

* علل اين كه آقاي مطهري قم را ترك كردند، چه بود؟

ما بسيار به اين توانايي «دين‌تكاني» آقاي مطهري دل بسته بوديم و از اين كه ايشان قم را ترك كرد، خيلي اوقاتمان از دست كساني كه موجب اين امر شدند، تلخ شد. در مورد علل، براي اين كه به كسي برنخورد مي‌‌گويند به خاطر مسائل اقتصادي بوده است. ما هيچ وقت به فكر اين نبوديم كه از نبوغ چنين آدم‌هايي استفاده كنيم و دستگاه روحانيت ما واقعاً بي‌در و پيكر و بي‌حساب و كتاب است. تشكيلات دقيقي نداريم. اطرافيان ناباب آيت‌الله بروجردي هم موجب شدند كه دو نفر دفتر ايشان را ترك كنند يكي شيخ محمد تقي اشراقي، پدر آقاي اشراقي داماد امام (ره) و يكي هم حاج آقا روح‌الله خميني (ره) كه در نظر ما جوانها ابهت و عظمتي داشتند، چون ما كم و بيش در ارتباط با بيت آقاي بروجردي، در اطرافيان ايشان زشتي‌هايي مي‌ديدم. البته آقاي بروجردي مشخصاً از هر عيب و نقصي مبرا بودند ولي اطرافيان به درد بخور و دلسوزي نداشتند و لذا علاقه ما به حاج‌آقا روح‌الله هر روز افزوده مي‌شد و نيز به آقاي مطهري هم كه به تهران رفته بودند.

* از نقش آقاي مطهري در جامعه روحانيت خاطره‌اي داريد؟

در جلسات روزهاي شنبه كه ما شركت مي‌كرديم، آقاي مطهري كم مي‌آمد ولي بعدها كه بنا شد اعلاميه‌ها منتشر و امضاها جمع شوند ايشان حضور نافذي داشتند. مخصوصاً جلسه بسيار مهمي در سال 1356 ـ 1355 در خانه ما تشكيل شد. آقاي بهشتي به من زنگ زدند و آن روز، آن اعلاميه‌اي كه امضاي 160 نفر از روحانيون پاي آن بود، تثبيت شد كه حدود 90 ـ 80 نفر به خانه ما آمدند. آقاي بهشتي به من گفتند: «حالا كه جلسه در خانه شماست سه تا مبل تهيه و اين سه نفر را دعوت كن: آقاي بازرگان، آقاي صدر حاج سيدجوادي و آقاي سحابي».

* مگر روي زمين نمي‌توانستند بنشينند؟

آنها تيپشان طوري بود كه لابد نمي‌توانستند كه آقاي بهشتي اين را گفت. ما هم از قضا از همسايه‌مان سه تا مبل تهيه كرديم. خدا شاهد است كه جلسه آن روز خانه ما انگار كه امروز است. فقط آن سه نفر روي مبل نشسته بودند و بقيه از خود آقاي بهشتي و آقايان مطهري و انواري و مرواريد و موسوي اردبيلي و مهدوي كني و شاه‌آبادي و محلاتي و كل جامعه روحانيت مبارز روي زمين نشسته بودند. همه ما از نظر افكار با هم بوديم و هر چند در روزهاي شنبه همگي شركت نمي‌كرديم ولي اطمينان داشتيم كه مثل هم فكر مي‌كنيم.

* گروه فرقان ادعا مي‌كردند كه تحت تأثير افكار شريعتي و به خاطر مخالفت آقاي مطهري با او، ايشان را ترور كردند. شما چقدر اين ادعا را قبول داريد؟

از روي نفاق اين حرف‌ها را زده‌اند. اينها براي نجات خودشان، حتماً از اين جور طناب‌هاي پوسيده زياد داشتند. اين بدبخت‌ها در دام‌هاي ديگران بودند نقش بسياري از خودي‌ها بدتر از شريعتي بود. گناهان اينها و اين جور سخن گفتن‌هايشان از هر آدم فاسدي مؤثرتر است. كسي كه آيه «يصدون...» را آن جور تفسير كند. بعد همان گروه فرقان مي‌آيد و آقاي مطهري را ترور مي‌كند و سر كوچه دكتر سحابي اعلاميه‌اي را پخش مي‌كند كه در آن نوشته‌اند «فقاتلو ائمه الكفر انهم...» را پخش مي‌كند.

* شما كه از جمله افرادي هستيد كه بسيار زندان رفته و شكنجه شده‌اند، اين تحليل برخي از افراد كه «مرحوم مطهري انقلابي نبوده» را چگونه ارزيابي مي‌كنيد و انقلابي‌گري ايشان چه فرقي با انقلابي‌گري شما داشت؟

انقلابي‌گري آقاي مطهري را با اصلاحات و تعقل بيشتر مي‌دانستيم. من خودم احساس مي‌كردم كه او كار اساسي‌تري مي‌كند و ريشه رژيم را مي‌زند. ما در يك مسجدي مي‌رفتيم و شلوغ مي‌كرديم و ما را مي‌گرفتند و به زندان مي‌بردند، ولي مرحوم مطهري زيربناساز بود. شالوده را مي‌ريخت. گاهي انسان دكوراسيوني سخن مي‌گويد، گاهي زيربنايي حرف مي‌زند. دكوراسيوني منبرهاي انقلابي ما بود. داد و فرياد و برو و بيا. هر وقت كه آقاي مطهري مرا مي‌ديد خوشحال مي‌شد، بغلم مي‌كرد و مي‌بوسيد و معلوم بود كه با ما همراه است. منتهي او به شيوه ديگري مي‌خواست پايه‌هاي حكومت را سست كند. آدم اصلاحگر بزرگواري بود.

* از روزهاي اوجگيري انقلاب و حضور آقاي مطهري در رويدادهاي شاخص آن چه خاطراتي داريد؟

در راهپيمايي روز عاشورا، من در چهارراه كالج ديدم كه ميني‌بوس هست و چند تا از دوستان مؤتلفه در آن نشسته‌اند و آقاي ميرمحمدي بلندگو دستش گرفته و مي‌گويد مرگ بر شاه، همه مردم مات مانده بودند و هنوز گفتن اين شعار شروع نشده بود. گفتم بندگان خدا غريب هستند و بروم كمك! رفتم در ميني‌بوس را زدم. باز كردند و خوشحال شدند. نشستم و از چهارراه كالج تا ميدان انقلاب رفتيم. اولين بار بود كه شعار مي‌دادم. بلندگو را گرفتم و شروع كردم به گفتن مرگ بر شاه. در اين گير و دار يك نفر آمد و پنجره ميني‌بوس را باز كرد و به ميرمحمدي گفت كه از چهارراه پائين چهار هزار نفر چماقدار راه افتاده‌اند و دارند مي‌آيند كه مردم را بزنند. آقاي ميرمحمدي زود بلندگو را برداشت و گفت: «آي مردم! مبارزان! به هوش باشيد! چهار هزار نفر چماقدار دارند مي‌آيند.» و خلاصه روحيه مردم را به كلي خراب كردند. بلندگو را گرفتم و فرياد زدم، «مبارزان تكذيب مي‌شود. دروغ است.» حالا دلم دارد تند تند مي‌زند كه چهار هزار چماقدار در راه هستند. خلاصه اين ميني‌بوس را مرگ بر شاه گويان به سلامت رسانديم تا ميدان انقلاب. در آنجا من پياده شدم و يك مرتبه ديدم يك نفر از پشت سر مي‌گويد: «آقاي شجوني، آقاي شجوني! اوضاع خراب است. مرگ بر شاه شروع شد. بيا با هم برويم!» برگشتم ديدم آقاي مطهري است. مرا بغل كرد و بوسيد. با او به طرف ميدان آزادي راه افتاديم. در طرف راست خودمان ديدم هفت نفر از توده‌اي‌هاي هم زندان من ايستاده‌اند و تماشا مي‌كنند. آمدند ودست دادند و من به آقاي مطهري گفتم كه اينها هم زنداني من بودند. البته آنها با همه آخوندها بد بودند و با من يكي خوب. وقتي مي‌پرسيدم قضيه چيست؟ مي‌گفتند مي‌ترسيم اين حرف درز كند و تو بروي زير هشت. پيش خودمان باشد، چون نيم رخ تو مثل لنين است، تو را دوست داريم! خلاصه آنها هم كنار من و آقاي مطهري راه افتادند. شعار مردم شده بود استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي. من به دهن آنها نگاه مي‌كردم و مي‌ديدم كه دو تاي اول را مي‌گويند، جمهوري اسلامي را نمي‌گويند. گفتم چرا نمي‌گوييد؟ گفتند چون دوتاي اول را قبول داريم سومي را نداريم. گفتم «شماها آدم بشو نيستيد.» [مي‌خندد] خلاصه آنها رفتند و من، آقاي مطهري تا پايان رفتيم. يكي از دوستان ما هم آمد و گفت بگذاريد از شما عكس بگيريم كه آن عكس حالا هم هست.

* آيا از روز ورود امام(ره) خاطره‌اي داريد؟

آقاي مطهري در مسئله خيلي نقش داشت، ولي من نوفل لوشاتو بودم و از آنجا اخبار فعاليت‌هاي ايشان را مي‌شنيدم.

 

* آيا در آنجا آقاي مطهري را ديديد؟

نه. آنها در اينجا تحصن داشتند. ايشان آمدند و زود برگشتند، من در پاريس ايشان را زيارت نكردم. من و محمد منتظري با هم خيلي رفيق بوديم. روز آمدن امام(ره) از نوفل لوشاتو من و محمد منتظري رفتيم فرودگاه. شهيد مهدي عراقي، صداقت‌نژاد، سيدحميد زيارتي هم بودند كه اينها پرونده داشتند و ساواك قرار بود آنها را بگيرد. ما هم افكارمان داغ بود. ديديم اين جبهه ملي و نهضت آزادي خيلي حرص مي‌زنند كه همراه امام(ره) وارد هواپيما بشوند. قطب‌زاده و صباغيان و يزدي و بقيه. گفتيم ما از لج اينها در هواپيماي امام(ره) نمي‌نشينيم. همه آنها حرص زدند و رفتند و بالاخره يكي‌شان آمد و گفت: «آقايان! چهار تا جاي خالي داريم.» ما روي لجي كه اينها مي‌خواهند از حضور امام(ره) بهره‌برداري كنند، نرفتيم. از اينها گذشته من فكري هم داشتم كه اين چريك‌ها و سياسي‌هاي فراري را كه مي‌خواهند برگردند، ما بايد در فرودگاه دعوا و بزن بزن راه بيندازيم كه بتوانيم آنها را از فرودگاه خودمان وارد كنيم، وگرنه اداره گذرنامه آنها را دستگير مي‌كرد. در هواپيماي دومي كه سوار شديم كاغذي دستمان دادند كه بالاي آن نوشته شده بود شاهنشاهي و ما اين را خط زديم و اسم خودمان را نوشتيم. بعد هم بلند شديم و به مردم گفتيم كه جمهوري اسلامي شده و شاهنشاهي را خط بزنند. آنها هم با تعجب نگاهمان مي‌كردند و پشيمان شده بودند كه چرا با اين هواپيما آمدند.

* به ايران كه رسيديد چه اتفاقي روي داد؟

به گذرنامه فرودگاه كه رسيديم، گذرنامه مرا مهر زدند و گذرنامه محمد منتظري و بقيه را نگه داشتند. يقه او را گرفتم و به زور وادارش كردم گذرنامه همه را مهر بزند. آمديم سوار هيلمني كه دنبالمان آمده بود، بشويم كه روشن نشد و آن را هول داديم.

* شهيد مطهري را بار ديگر در كجا ملاقات كرديد؟

بعدها در جامعه روحانيت مبارز تهران چند بار آقاي مطهري را زيارت كردم. در آنجا بني‌صدر، رجايي و دكتر بهشتي را هم مي‌ديدم. بعد هم كه گرفتار مسائل اجرايي و مسئوليت كميته كرج شدم و كمتر ايشان را زيارت مي‌كردم

 

 

 

 

 

نظرات جالب کدیور در مورد آراء منتظری

تاریخ انقلاب اسلامی و تصمیمات بزرگی که برای آن گرفته شده است از آن دست مقولاتی است که باید نسل به نسل منتقل تا نقش هر کس و میزان خدمت و یا خیانت او ثبت شود. برخی در طول تاریخ‌سازی یک کشور ممکن است تصمیمات متضاد و حتی متناقض اتخاذ کنند و با تحریف تاریخ، گذشته خویش را تطهیر سازند. 

این همان نکته‌ای است که حضرت امام خطاب به حسینعلی منتظری با صراحت عنوان می‌کنند:
من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام... 

در همین رابطه محسن کدیور، ضد انقلاب لندن نشین که از شاگردان و مدافعان سرسخت آقای منتظری محسوب می‌شود در گفت‌وگویی، ناخواسته مطالبی را فاش می‌کند که برای نسل امروز قابل تامل است. 

او در ابتدا سخن از تلرانس فکری و اندیشه‌ای استادش به میان می‌آورد و می‌گوید:
تجدید نظر در آراء علمی ایشان بسیار دیده می‌شود چرا که معتقد به نقد و بررسی و تجدیدنظر بود! به عنوان نمونه ایشان در آن زمان همانند آیت الله بروجردی و آیت الله خمینی به "ولایت انتصابی عامه فقها" قائل بودند. با پیگیری و پافشاری ایشان نظریه ولایت فقیه به متن قانون اساسی راه یافت، با آن که در پیش نویس قانون اساسی چنین اصلی پیش بینی نشده بود اما در حین تدریس ولایت فقیه در سال ۱۳۶۴ از نظریه نصب به نظریه انتخاب تغییر نظر داد! 

کدیور به عنوان شاگرد آقای منتظری در مقام توجیه این رفتار استادش می‌گوید: ایشان هرگز به ولایت مطلقه فقیه باور نداشته است! نه در کتابش کلمه ای در تایید این مبنا نوشته نه در زمان اعلام آن از سوی مرحوم آیت الله خمینی کلمه ای در تایید آن گفت. ایشان از نظریه تمرکز قوا زیر نظر فقیه منتخب به نظریه تفکیک قوا تغییر عقیده می دهند. 

"رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی که روزی داخل کردن ولایت فقیه را در قانون اساسی وظیفه شرعی خود می دانست، در حالی از دنیا رفت که به ولایت اجرائی فقیه اعتقادی نداشت و عملا به آن رسید که امثال آخوند خراسانی و میرزای نائینی در نهضت مشروطه پذیرفته بودند: نوعی نظارت تقنینی فقیه یا فقهای منتخب ملت. آیت الله منتظری در نهایت، بی اعتباری ولایت سیاسی فقیه به عنوان نظریه انحصاری فقه شیعه را اعلام کرد و از دنیا رفت." 

گفتنی است امام راحل در پایان عمر بابرکت خویش فرموده بودند: منتظری هم خودش فاسد است و هم شاگردانش.

 

 

 

 

 

 

حکایت‏های ساده‏زیستی میرحسین!

موسوی در جریان انتخابات دهم با تمجید از روال زندگی بدون تجمل مردم در اوایل انقلاب، از فراگیر شدن هژمونی طبقات فرا دست‌تر در جامعه‌ و تسری آن به سمت اقشار انقلابی انتقاد می‏کرد، مروری بر زندگی وی در سال‏ها‏ی قبل، میزان پای‏بندی به این باور را نشان دهد...


آیا موسوی ساده زیست است؟
در طول ۲۰ سال سکوت موسوی و در جریان انتخابات دهم، طرف‌دارانش او را شخصیتی ساده زیست و مردمی معرفی می‌کردند. در حالی که ساده زیست بودن باید تمامی ابعاد شخصیت و زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فرد را در بر بگیرد. به عبارت دیگر کسی که با کانون‌های قدرت و ثروت پیوند دارد و در روز نیاز، همانند تبلیغات انتخاباتی اخیر از جیب گشاد این جماعت بهره می‌برد؛ نمی‌تواند خود را در دایره‌ی افراد ساده زیست جای دهد.

موسوی خود نیز ادعای ساده زیستی دارد. وی در جایی با اشاره به روال زندگی بدون تجمل مردم در اوایل انقلاب، با تمجید از این شیوه می‌گوید: «در سال‌های نخست پیروزی انقلاب یک نوع رجوع به ساده‌زیستی، هم‌نشینی با فقرا، به درد مردم رسیدن و فرار از دنیازدگی در میان تمامی نیروهای اسلامی پیدا شد و گسترش یافت. کم‌کم افتخاری شد که افراد، اندیشمندان و مردم به سمت قشرهای پایین‌دست‌تر رجوع کنند. گاهی ممکن است به نظر بیاید که این کار منّتی بر گردن مستضعفان بود درحالی‌که اگر به مجموعه‌ی دفاع مقدس و دهه‌ی اول انقلاب نگاه شود و اگر درست باشد که حیات معنوی یک ملت در حال بیداری و خیزش به اخلاقیات است، مشاهده می‌شود که سرچشمه‌ی این اخلاق، ایثارگری و فداکاری در میان اقشار پایین ‌دست و فرو دست است. اگر آمار کسانی که به جبهه‌ها شتافتند و خود و خانواده‌های آن‌ها از همه چیز خود گذشتند را نگاه کنید خواهید دید که اکثریت قریب به اتفاق این عزیزان از اقشار پایین جامعه هستند. اگر درست باشد که این ارزش‌های اخلاقی بزرگ‌ترین سرمایه‌ی این ملت باشند، باید گفت که در کشور شرایطی ایجاد شد و معنویتی در حال شکوفایی بود که این اقشار را باز به این زایندگی اخلاقی، ایده‌ها و آرمان‌ها رساند. به همین دلیل این نخبگان انقلاب، مدیون مستضعفان هستند.»

وی با انتقاد از روند قدرت‌گیری طبقات فرا دست در جامعه می‌افزاید: «امروز در جامعه اتفاقاتی افتاده است که مشاهده می‌شود هژمونی طبقات فرا دست‌تر در جامعه‌ی ما در حال فراگیر شدن است و به سمت اقشاری تسری پیدا کرده است که اخلاقیات انقلابی ما نشأت گرفته از آن‌هاست. یعنی همان پوششی که در طبقه‌ی اعیان مشاهده می‌شود که به‌طور کاریکاتور و مضحکش در طبقات پایین نیز دیده می‌شود و در مورد رفتارها نیز چنین اتفاقی را مشهود است و این یعنی آن هژمونی برعکس شده که فضا را آلوده کرده است؛ البته این مسأله مطلق نیست و حمایت مردم از انقلاب نشان ‌دهنده‌ی‌همین مسأله است ولی به هرحال به عنوان یک خطر در جامعه بروز و ظهور دارد. تشبیه به مرفهین بی‌درد و خلقیات آن یک ضایعه برای انقلاب است.»

اما باید دید این نظرات چه اندازه با زندگی سیاسی ـ اجتماعی موسوی سازگار است. شاید مروری بر زندگی وی در سال‌های قبل به خوبی میزان پای‌بندی وی به این شعار را نشان دهد. «نقاشیان» از چهره‌های سرشناس سیاسی در دهه‌ی اول انقلاب معتقد است: «با کناره‌گیری موسوی و شناخت بیش‌تر از بعضی از اطرافیان ایشان، شک و شبهه‌هایی به وجود آمد. موقعی که او کناره‌گیری کرده بود، ‌شنیده می‌شد که برای یک دندان ‌درد ساده به خارج از کشور می‌رود. یا برای بیماری‌های بسیار ساده‌ای به انگلستان سفر می‌‌کند. برای یک چک آپ پزشکی ساده قلب به انگلستان سفر می‌کند. البته خیلی‌ها به انگلستان سفر می‌کنند، ولی در مورد او که ادعاهای ویژه‌ای در مورد ساده‌زیستی و حمایت از مستضعفان می‌کرد و می‌کند، این رفت و آمدها با علامت سؤال همراه است.»

مورد دیگر که در ساده زیستی موسوی تردید ایجاد می‌کند، این است که رقم نجومی صد میلیارد تومان هزینه‌ی انتخابات موسوی از کجا آمده است؟ ‌چه کسانی این پول را داده‌اند؟ موسوی که معتقد است جزو مستضعفین است! جریانی که از این فرد حمایت و تحت عنوان جنبش سبز فعالیت می‌کند چه کسانی هستند؟

واقعیت امر این است که در طول دولت‌های سازندگی و اصلاحات، فضایی را ایجاد کردند تا عده‌ای به قیمت تضعیف طبقات فرو دست جامعه، ارکان کلان اقتصاد کشور را به دست بگیرند و این‌ها بودند که در جریان انتخابات با تمام قوا از این جریان حمایت کردند.

در خصوص این رویه، موسوی و گرایش مراکز ثروت و قدرت به وی، شاید دور از واقعیت نباشد که مدعی شویم توجه بیش‌تر دولت نهم به طبقه‌ی پایین دست و روستایی و نیز جملات شدید و غیرمنصفانه‌ی موسوی به دولت، توانست موج خواسته‌های طبقه‌ی متوسط و اقشار مدرن شهری را سوار بر حرکت انتخاباتی میرحسین موسوی کند. در نتیجه میرحسین که با گفتمان مستضعفین وارد شده بود با ندای بازگشت به ارزش‌های اول انقلاب قصد داشت عموم توده‌ها و به خصوص طبقات پایین شهری را همراه خود سازد، طبقه‌ی متوسط و بالای شهری را همراه خود می‌دید و البته برای عقب ماندن از موج حامیان جوان، مدرن و خواهان تغییر خود، ناگزیر بود تغییرات جدی را در گفتمان دهه‌ی شصتی خود وارد کند و یا حداقل مفاهیم مدرن جدیدی را به آن تزریق کند. به عبارتی موسوی در وضعیتی گرفتار آمده بود که ناگزیر به تغییرگشت. از یک سو جدیدترین رقیب او، یعنی احمدی نژاد با برخورداری از گفتمان خاص و سابقه‌ی عملکردش در سفرهای استانی می‌توانست به راحتی رأی اقشار پایین جامعه را همراه خود سازد و این شانس موسوی را برای پیروزی در طبقات پایین و شهرهای کوچک کم کرده بود و از سوی دیگر، حامیان جدی او از طبقات متوسط به بالا بودند.

چگونه آمیزه‌ی توهم و دروغ موسوی را در برگرفت؟
یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های تبلیغات انتخاباتی موسوی، خرافی، رمال‌گونه و دروغ‌گو خواندن رییس دولت نهم بود. هنوز تصویر اتومبیل‌های تبلیغاتی موسوی که تزیین شده با علامت دروغ ممنوع در خیابان‌ها مانور می‌دادند از یادها نرفته است. وی این خط تبلیغی را در گفت‌وگوها و مناظره‌های تلویزیونی و سخنرانی‌های عمومی خود نیز دنبال می‌نمود. تا جایی که رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه‌ی تاریخی ۲۹ خرداد از این هجمه‌های بی‌سابقه به رییس جمهور قانونی کشور به شدت گلایه کرد. این شعارها و اتهام زنی‌ها در حالی بود که مروری بر برخی اقدام‌های موسوی در حین و بعد از انتخابات، از توهم و دروغ‌گویی وی پرده بر می‌دارد. یکی از دلایل موسوی و تیم همراهش برای تقلب اعلام زود هنگام نتایج شمارش آرا توسط وزارت کشور بود، این در حالی است که شخص وی در آخرین ساعات روز ۲۲ خرداد و در کنفرانس خبری در جمع خبرنگاران خارجی در حالی که شمارش آرا به تازگی آغاز شده بود، با قاطعیت از پیروزی خود در انتخابات سخن گفت و بعد از آن نیز خواستار شمارش دقیق آرای خود از سوی وزارت کشور شد!

موسوی که برای دروغ بزرگ خود نتوانست سند متقنی ارایه دهد، به اقدام‌هایی تأمل برانگیز دیگری دست زد؛ شرکت در مجلس ختم «سعیده پورآقایی» یکی از قربانیان زنده‌ی آشوب‌های پس از انتخابات در مسجد جامع قلهک تهران که پس از چندی مشخص شد اساساً این فرد در قید حیات است. برخی از چهره‌های سیاسی این‌گونه اقدام‌های وی را ناشی از توهم زدگی وی می‌دانند.

«محمدعلی ابطحی»، عضو مجمع روحانیون مبارز و از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، طی دفاعیات خود در دادگاه نیز بر غلبه‌ی توهم بر تصمیمات موسوی صحه گذاشته و با بیان این‌که «ما اصلاح‌طلبان در بسیاری از موارد صداهایی را که باید می‌شنیدیم، نمی‌شنیدیم و در واقع صداهای جامعه‌ی متوسط به بالا را می‌شنیدیم.»، تصریح کرد: «در واقع این توهم، ‌توهم بزرگی بود که موسوی پیدا کرده و احساس می‌کرد که تقلب ۱۱ میلیونی، امکان پذیر است.»

با این وجود، موضع‌گیری عجیب موسوی بعد از حوادث تلخ روز عاشورا نیز به خوبی نشان داد که وی تا چه اندازه حاضر است برای اثبات خود به دروغ و توهم در جامعه دامن بزند.

«خداجو» خواندن آشوب‌گران روز عاشورا که از قضا تعداد بسیاری از آن‌ها پس از دستگیری به ارتباطات تشکیلاتی با منافقین و فرقه‌ی بهاییت اعتراف کرده‌اند، فهرست این نوع مواضع موسوی را کامل‌تر نمود. وی پس از اعدام ۲ نفر از متهمان به بمب‌گذاری در محفل ره‌پویان وصال شیراز که حتی با انجمن پادشاهی ایران نیز در ارتباط بودند و جمع زیادی از مردم بی‌گناه را به شهادت رسانده بودند، طی اقدامی عجیب اعدام این ۲ نفر را محکوم نمود و آن را وسیله‌ای برای «ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن» دانست!
«محمدرضا تاجیک»، مشاور میرحسین موسوی در انتخابات، یک شب قبل از راه‌پیمایی ۲۲ بهمن ۸۸ با حضور در گفت‌وگوی ویژه‌ی خبری، درباره‌ی روند مواضع و اقدام‌های به دور از منطق موسوی طی حوادث پس از انتخابات، بدون نام آوردن از وی اعلام کرد: «طبیعی بود که توهم پیروزی، توهم تقلب می‌آورد.»

موسوی که احمدی نژاد را به خیال پردازی و توهم در عرصه‌ی تصمیم‌گیری متهم می‌کرد، روحیه‌ی ویژه‌ای دارد که از چگونگی نگرش وی به عرصه‌ی زندگی حکایت دارد. شاید طنز آمیز به نظر برسد اگر گفته شود که وی تحت تأثیر تولیدات مجموعه‌ی تحت مدیریتش در فرهنگستان هنر قرار گرفته که خیال نقش ویژه‌ای در آن‌ها دارد. بنابر اسناد موجود از آثار منتشر شده در این فرهنگستان طی دوره‌ی ۱۱ ساله‌ی ریاست موسوی، می‌توان به فصل‌نامه‌ی خیال، ویژه‌نامه‌های نقش خیال، طرح خیال، نوای خیال،‌سایه‌ی خیال، تصویر خیال، تندیس خیال، معراج خیال، اقلیم خیال، جوانه‌ی خیال، آوای خیال، صور خیال، فصل‌نامه‌ی خیال شرقی، ماه‌نامه‌ی آیینه‌ی خیال و ... اشاره داشت.

 

 

 

 

 

 

برپایی دوره مطالعاتی ـ پژوهشی اصل مترقی ولایت فقیه در مسجد کیهانی

نخستین دوره مطالعاتی ـ پژوهشی ولایت فقیه با عنوان " حکمت حکومت ولایی " در جهت تبیین جایگاه والای این اصل در مسجد کیهانی برگزار می گردد.

به گزارش خبرنگار ما ، اين دوره از روز پنج شنبه هشتم ارديبهشت ماه با همت بسيج مسجد کيهاني و جمعي از جوانان ولايت مدار شهرري در شبستان مسجد کيهاني واقع در شهرري ، ميدان نارنج آغاز شد.
اين گزارش حاکي است نشست هاي دوره اي مذکور روزهاي پنجشنبه هر هفته از ساعت 17 الي 20 با حضور اساتيد حوزه علميه قم ، طلاب و دانشجويان علاقه‌مند به مدت سه ماه منعقد مي‌شود.
شرکت در اين جلسات براي عموم آزاد بوده و شرکت کنندگان در اين دوره ها با عضويت در حلقه‌هاي‌ پژوهشي و استفاده از منابع معرفي شده اقدام به ارائه مقالات نموده که در پايان اين دوره به‌صورت مجموعه مقالات منتشر خواهد شد.
همچنين تلاش مي‌شود با برگزار‌ي حاشيه هنري و توليد آثار هنري توسط جمعي از هنرمندان دررشته هاي گرافيک، عکاسي، فيلم کوتاه، داستان نويسي و غيره گام موثري در انتقال مباحث انجام شده برداشته شود.
مجري اين طرح با بيان اينکه سير مذکور در بسياري از دانشگاه‌ها نظير دانشگاه تهران و علم و صنعت و برخي از استانهاي کشور اجرا شده، اعلام کرد: پتانسيل علمي و فرهنگي جوانان شهرري و نيروي بهره وري بالاي آنان ما را بر آن داشت تا با ياري خداوند متعال زمينه تحقق فرمايشات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري در خصوص افزايش بصيرت جامعه و رهايي از بسياري از فتنه ها را فراهم آوريم.
شايان ذکر است در پايان هر نشست که به‌صورت کرسي‌هاي آزاد انديشي اجرا مي‌شود به سوالات و شبهات مربوط به بحث ولايت فقيه از سوي اساتيد پاسخ داده مي‌شود.

 

 

 

 

 

 

"کمیته نجات" یا اسب تروای "نفاقگاه اشرف"

 

با بالاگرفتن مناقشه دولت عراق با اشغالگران برای اخراج منافقان پادگان اشرف و عدم پذیرش آنان در اروپا و آمریکا پخش مجدد برنامه گروه مشکوکی به نام « کمیته نجات » از سیمای جمهوری اسلامی که تأکید دارند منافقان محارب اشرف را زندانیان مریم و مسعود بخوانند جای تأمل دارد .

 

مسعود شفیعی کیا: با بالاگرفتن مناقشه دولت عراق با اشغالگران برای اخراج منافقان پادگان اشرف و عدم پذیرش آنان در اروپا و آمریکا پخش مجدد برنامه گروه مشکوکی به نام « کمیته نجات » از سیمای جمهوری اسلامی که تأکید دارند منافقان محارب اشرف را زندانیان مریم و مسعود بخوانند جای تأمل دارد .


منافقی جدا شده از اشرف که گویا از موسسان «کمیته نجات » است در برنامه ای که از شبکه یک سیما در جمعه دوهفته گذشته پخش می شد با تقدیر از خاتمی که در زمان ریاستش در سال 82 شرایط عفو وپذیرش عده زیادی از اهالی اشرف را تدارک دید بار دیگر از مسئولان نظام خواستار پذیرش منافقان شد و بارها آنانرا که در عملیات تروریستی گوناگونی برعلیه نظام اسلامیمان و مردم عراق شرکت کرده اند را زندانیان اردوگاه اشرف خواند که با نمایش گریه وضجه والتماس خانواده آنان مقابل پادگان نفاق چاشنی مناسب عاطفی نیز در این برنامه به کار گرفته شده بود .

چگونه آنان حال که جایی برای فرار ندارند زندانیند ؟! آیا قدرت شورش هم ندارند ؟ و آیا وقتی که همراه با بعثیون و نیروهای امنیتی اشغالگر برای مردم عراق ناامنی ایجاد می کنند نیز اقتضای زندانی بودنشان است؟!

بنابرآنچه که نیروهای امنیتی وانتظامی گزارش دادند در فتنه 88 شمارزیادی از این منافقان ِ به اصطلاح تواب که محمد خاتمی آغوش خود را برای آنان در دولت گفتگویش گشوده بود لیدری اغتشاشات را به عهده داشتند و در هتک حرمت عاشورا نقش اصلی را بازی کردند حال چگونه آقای ضرغامی که خود را دیده‌بان فرهنگی کشور می داند اجازه پخش این برنامه را ازشبکه سراسری و جام جم داده خود بررسی دقیقی می طلبد .

ولی با اظهارات اخیر یکی از مسئولان سفارت ایران در عراق که در خبرگزاری ها منعکس شد مبنی بر اینکه ؛ « از نظر ایران به جز صد نفر تمام ساکنان اشرف شامل عفو و بخشودگی جمهوری اسلامی ایران هستند. » نگرانی ها را از تکرار حماقت دوران دولت مدعی اصلاحات در وارد کردن خبیث ترین عناصر منطقه که در خیانت وجنایت گوی سبقت را از بعثیان هم ربوده اند را در حواس پرتی های روزهای گذشته بالا برده است .

اگر چه آن زمان تشکیلات امنیتی دولت خاتمی از مراقبت دقیق آنها خبر داده بودند ولی تشت این ادعا هم در فتنه 88 از بام خیانتشان افتاد.

یادمان نرفته که حضرت امام خمینی (سلام الله علیه ) منافقانی را که برخی از آنها ادعای توبه هم داشتند و ندامت نامه های خود را در سیمای آن وقت نیز خواندند وقتی که با عملیات فروغ جاویدان تاریکان دنیا که در مرصاد رزمندگان اسلام صید شدند همراهی کرده و در زندان اوین دست به شورش زدند تمام آنان را محارب خواند و نظام جامعه را از خطر آنها با اعدامشان حفظ کرد.

حال باید مسئولان قوه قضائیه توجه داشته باشند که این اتفاق اگر بار دیگر بیافتد وبا ترحم بی جا به جانیانی خطرناک که حتّی حامیان سنتی آمریکایی واروپایی آنان ٰ، آنها را پذیرا نیستند فرصت داده شود ورود آنان از قتل میدان کاج سعادت آباد تهران و زورگیری ها وحتّی دنبال گیری اهانت به آقازادگان مهمتر و حساس تر است ولی ما واکنشی نسبت به این مهم تا به حال ندیده ونشنیده ایم .
بجاست که کارگروهی برای بررسی حقوقی جنایات ساکنان اشرف و پیگری بین المللی آن در قوه قضاییه شکل بگیرد و وضعیت این حزب محارب توسط مقامات امنیتی و دیپلماتیک وقضایی کشور به دقّت بررسی شود چرا که چنانچه در شرق کشور در برخی از مقاطع اخیر مشاهده کرده ایم ورود کمتر از این تعداد به کشور با توجه به اینکه اشرار شرق به مراتب تبحر نظامی و تروریستیشان از سازمان نفاق رجوی کمتر است ولی ناامنی های اجتماعی پر هزینه ای را بر کشور ونظاممان تحمیل کردند و مسئله منافقانی که بیش از سه دهه ضدیت با مردم ونظام کشورمان را داشته اند با یک برنامه تبلیغی مشکوک با عنوان « کمیته نجات » و امثال آن حل نمی شود بلکه موضوعی است که باید در شورای عالی امنیت ملّی کشور نیز مطرح شود وچه بسا ترفند جدید نفاق برای نفوذ پیاده نظام فتنه های آینده در کشور بکارگیری تاکتیک «اسب تروا » با کمک مظلوم نمایی و زندانی نامیدن عناصر نفاق باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

سابقه قهر رییس دولت در خاطرات رفسنجانی

 

هاشمی رفسنجانی در کتاب جدید خاطرات خود با نام «پایان دفاع، آغاز بازسازی» که روزنوشت های شخصی وی در سال ۱۳۶۷ در آن به چاپ رسیده است، در خاطره روز ۱۵ شهریور چنین نوشته است:

«سه شنبه ۱۵ شهریور ۲۳ محرم ۱۴۰۹

اول وقت خواستم با نخست وزیر تماس بگیرم، گفتند از منزل بیرون رفته و به جای نامعلومی رفته که کسی از ایشان خبر ندارد. از آقای حمید میرزاده معاون اجرایی (نخست وزیر) پرسیدم. ایشان هم اظهار بی‌اطلاعی کرد. احمد آقا و آقایان خامنه‌ای و موسوی اردبیلی صحبت کردم که به نحوی مانع انتشار خبر شویم، ولی خبر رسید که روزنامه جمهوری اسلامی خبر استعفا را با حروف درشت منتشر کرده است.

کم کم به وقت شروع مجلس نزدیک می‌شدیم، چون از این جهت موفق نشدیم، به فکر چاره دیگری افتادیم. گفته شد نخست وزیر دیگری را با همین کابینه به مجلس ببریم و با پیام امام از نمایندگان بخواهیم که به طور موقت کابینه را تایید کنند، تا دولت مستقر تنظیم شود.

همراه با احمدآقا به دفتر آقای خامنه ‌ای رفتیم. آقای موسوی اردبیلی هم بودند. درباره این پیشنهاد و راه حل های دیگر بحث شد. مدتی بحث طول کشید، مجلس هم جلسه را شروع کرد. اما پس از نطق های قبل از دستور، به خاطر نداشتن دستور کار تعطیل شد. قرار شد برای تصمیم نهایی خدمت امام برویم.

من قبل از رفتن به جماران به مجلس رفتم. با چند نفر از اعضای هیات رئیسه مذاکره کردم. آنها دو نظر داشتند: جمعی اصرار داشتند که استعفاء پذیرفته نشود و امام خودشان مسئله را حل کند. ناهار منزل احمد آقا ماندیم.

ساعت چهار همراه اتومبیل آقای خامنه‌ای به مجلس رفتم. اعضای کمیسیون برنامه آمدند. پیش نویس شور اول برنامه پنج ساله را برای مشورت و گرفتن نظر سران سه قوه آوردند که از طرف امام مرجع نهایی سیاست گذاری معین شده‌اند. مطالب خوبی دارد و درباره استعفاء نخست وزیر و عواقب آن و راه حل بحث شد. گفتم باید منتظر اقدام امام باشیم.

آقای حمید میرزاده اطلاع داد که نخست وزیر تلفنی تماس گرفته و گفته در استعفاء جدی است، ولی برای انجام وظایف تا تعیین دولت جدید، فردا به نخست وزیری می‌آید . احمدآقا اطلاع داد امام نامه تندی به مهندس موسوی نوشته‌اند که به رسانه‌ها داده شده است. ساعت هشت شب نامه امام پخش شد، خیلی تند است و بعید است که آقای موسوی با این نامه بتواند نخست وزیر نیرومندی بماند. اجازه تعزیرات حکومتی را هم از نخست وزیر گرفته اند.

به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفتم. احمدآقا نامه امام به مجمع را آورده بود که اجازه تعزیرات حکومتی را از دولت گرفته و به مجمع داده‌اند و آقای موسوی که برای گرفتن اختیارات بیشتر اقدام به استعفاء کرده بود، با گرفته شدن اختیارات مواجه شده است. اصلاحاتی در قانون اراضی کشت موقت برای سهولت اجرا انجام شد. بعد از شام جلسه سران قوا داشتیم . در این جلسه درباره امور جاری مذاکره شد. دیر وقت به خانه رسیدم.»

 

 

 

 

 

 

چه شعارهایی هنگام ورود احمدی نژاد به نمایشگاه داده شد؟

بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران روز گذشته که با حضور رییس جمهور در مصلی امام خمینی (ره) افتتاح شد با حاشیه های جالبی همراه بود که در ذیل آمده است.

*ورودی درب مصلی را به دلیل حضور رییس جمهور و ممانعت از ورد ماشین های غرفه داران با نیسان های جمع آوری بازیافت بسته شده بود.

*دورتادور مصلی امام خمینی (ره) را بنرهای تبلیغاتی یکی از بانک دولتی پر کرده بود.

*نمایشگاه کتاب با سرود جمهوری اسلامی ایران و قرائت آیاتی چنداز کلام الله مجید با حضور احمدی نژاد، حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بختیاری وزیر دادگستری و چمران رییس شورای شهر تهران و برخی از مسئولان وزارت ارشاد افتتاح شد.

*در هنگام ورود رییس جمهور حضار سالن با مشت های گره کرده و سردادن شعارهای "صلی علی محمد عزیز رهبر آمد"، " خامنه ای وارث پیغمبر است" و " خامنه ای زنده باد احمدی پاینده باد"  از وی استقبال کردند.

*وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ابتدای کار به آمارهای مهمی از نمایشگاه کتاب سال گذشته اشاره کرد و گفت: در نمایشگاه سال گذشته 66 درصد افراد بازدید کننده مجرد بودند که امسال دعا می کنم با بحث مسکن و اشتغال که برای آنها فراهم می شود ازدواج کنند.

*وزیر فرهنگ با بیان اینکه مطالعه کتاب شهرستانی ها  از تهرانی ها بیشتر است با شعر زیر سخنان خود را پایان داد.

هرکی به حرف دل ما گوش کند/هر چه از هر که شنیده فراموش کند

*اجرای تواشیح به زبان فارسی، انگلیسی، هندی و عربی از دیگر برنامه های بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب تهران بود که به دلیل اجرای مناسب برخی از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تکان دادن سر خود این گروه را همراهی می کردند.

* وقتی مجری از احمدی نژاد خواست تا در صحنه حاضر شود رییس جمهور برای رفتن به روی سن و سخنرانی اجازه گرفت.

*در ابتدای سخنرانی رییس جمهور یک از حضار با صدای رسا به رییس جمهور گفت: ای بازوی توانمد رهبری از سوی تمام حضار در سالن به خاطر دولت خدمتگذار به شما یک جلد کلام الله مجید هدیه می دهم.

 

 

 

 

 

 

تازه‌ترين اظهارات دادستان تهران درباه پرونده‌هاي جوانفكر، هاشمي، غفاري و اميري‌فر

دادستان تهران در جمع خبرنگاران از سير رسيدگي به پرونده‌هاي جوانفكر، هاشمي، غفاري ، اميري‌فر و رها سازي بيماران سخن گفت.

 عباس جعفري دولت‌آبادي دادستان تهران صبح امروز در حاشيه مراسم معارفه معاون دادستان در امور زندانيان زن در پاسخ به سؤال خبرنگار خبرگزاري فارس، مبني بر اينكه هفته گذشته عنوان شده بود علي‌اكبر جوانفكر به دادسرا فراخوانده شده است و براي پاسخگويي وي به اتهاماتش مهلت زمان يك هفته‌اي در نظر گرفته شده است گفت: پس از عنوان اين موضوع آقاي جوانفكر در نوشته‌اي كه در يكي از وبلاگ‌ها منتشر شد عنوان كرده بود كه از دادستاني مهلت يك هفته‌اي نخواسته است به همين دليل وي را به دادسرا احضار كرديم و از او آخرين دفاعياتش را اخذ كرديم.

وي ادامه داد: پرونده وي تكميل شده و به زودي با قرار كيفر خواست به دادگاه ارسال مي‌شود.

* مسئولان بهزيستي براي پاسخگويي درباره پرونده هانيه به دادسرا احضار شدند

دادستان تهران در پاسخ به سؤال يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه شما عنوان كرده‌ بوديد برخي مسئولان در جريان رسيدگي به پرونده هانيه به دادسرا فراخوانده شده‌اند اين افراد چه كساني بودند؟ گفت: براساس يكي از بندهاي قانون كودك‌آزاري به برخي از دستگاه‌ها نسبت به وقوع كودك‌آزاري مسئول هستند اگر اين مسئوليت را انجام ندهند در مضان اتهام مي‌گيرند.

وي ادامه داد: در اين پرونده هم برخي از مسئولين سازمان بهزيستي به دادستاني فراخوانده شده‌اند تا پاسخگوي برخي ابهامات اين پرونده باشند.

وي تصريح كرد: تا روز دوشنبه هفته آينده آخرين تحقيقات لازم درباره پرونده هانيه انجام خواهد شد و پرونده با صدور كيفر خواست به دادگاه مي‌رود.

عالي‌ترين مقام دادستاني تهران در پاسخ به اين سؤال كه تخطي مسئولان عنوان شده در اين پرونده چه بوده است گفت: عدم پيگيري به موقع موضوع كودك‌آزاري جزء اتهامات اين افراد است.

* مسئولان از اظهار‌نظر درباره پرونده رها سازي بيماران خودداري كنند

جعفري دولت‌آبادي در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه با توجه به دستگيري چندين متهم در رابطه با پرونده رها‌سازي چند بيمار برخي مسئولان عنوان كرده‌اند كه اين موضوع از اساس صحت ندارد، گفت: يكي از فرض‌هايي كه در ابتداي مطرح شدن اين پرونده از سوي مسئولان عنوان شد مبني بر اين بود كه عده‌اي با بزرگ‌نمايي اين پرونده قصد ضربه‌زدن به يك سازمان خاص را دارند.

وي ادامه داد: دادستاني تهران اين فرض را نيز مانند ساير فرض‌ها مورد بررسي قرار داد اما تا اين لحظه در اينباره به سرنخي نرسيده است به جز انتشار يك عكس در يكي از سايت‌ها.

وي ادامه داد: عكاسي كه اين عكس را تهيه كرده بود شناسايي شده و با احضار به دادسرا توضيحاتي را ارائه كرد و عنوان داشت به عنوان خبرنگار افتخاري اقدام به تهيه اين عكس كرده است.

دادستان تهران با اشاره به دستگيري 10 متهم در پرونده رهاسازي سه بيمار گفت: همگي اين افراد به اقدامات انجام گرفته از سوي خود در اين پرونده اعتراف كرده‌اند و اقدامات خود را به افراد بالادستي خود منتسب كرده‌اند.

وي با اشاره به اينكه تحقيقات ما همچنان درباره اين پرونده ادامه خواهد يافت گفت: از مسئولان مي‌خواهم با توجه به شرايط پرونده از اظهار‌نظر بي‌اساس خودداري كنند زيرا ما با صراحت مسائل لازم در اين پرونده را عنوان كرده‌ايم.


* شكايت مسئولان به عنوان شاكي خصوصي رافع مسئوليتشان نيست

دادستان تهران در پاسخ به سؤال يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه مسئولان وزارت بهداشت عنوان كرده‌اند كه در پرونده رهاسازي سه بيمار شكايت خصوصي كرده‌اند گفت: بله از روز اول شكايت خصوصي از سوي اين افراد ارائه شد و اين افراد از كساني كه خودسر ناميده بودند شكايت كرده بودند اما شكايت آنها رافع مسئوليتشان در قبال وقوع اين حادثه نيست.

وي ادامه داد: برخي از اين مسئولين عنوان كرده‌اند كه اين حادثه در جهت تخريب وجهه يك دستگاه رخ داده در حالي كه تاكنون هيچ سرنخي در اين رابطه به دست نيامده و اگر مسئولان وزارت بهداشت ادله‌اي دارند بهتر است آن را به دادستاني تهران ارائه دهند.

* براي فائزه هاشمي پرونده قضايي تكميل شده است

دادستان در پاسخ به سؤال يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه شنيده شده براي فائزه هاشمي پرونده قضايي تشكيل شده است گفت: اين موضوع صحت دارد و براي ايشان پرونده‌اي تكميل شده است.

وي درباره نوع اتهام فائزه هاشمي گفت: نمي‌توانم اتهام ايشان را ذكر كنم اما مصاحبه‌اي كه وي با برخي رسانه‌ها داشته در تشكيل اين پرونده نقش داشته است.

* امير و صادق قرايي فراري هستند

دادستان تهران درباره موضوع پرونده قتلي كه عنوان مي‌شود يك ورزشكار پرورش اندام در آن نقش داشته است گفت: اين موضوع صحت دارد و در حال حاضر دو متهم در اين پرونده دستگير شده‌اند.

وي ادامه داد: در تماسي كه بازپرس پرونده داشتم مشخص شد متهمان اصلي پرونده امير و صادق قرايي هستند كه قتل متوجه امير است و اين افراد همچنان فراري هستند.

وي تاكيد كرد: پدر اين افراد نيز به اتهام نگهداري مواد مخدر در بازداشت بسر مي‌برد و برخلاف اطلاع رساني برخي از رسانه‌ها مبني بر معرفي كردن امير قرايي به دادگاه بايد عنوان كرد اين فرد همچنان فراري است و خود را معرفي نكرده است.

* در پرونده قتل دكتر سودبخش هنوز به نتيجه‌اي نرسيده‌ايم

دادستان تهران در پاسخ به اين سؤال كه نتيجه اخرين وضعيت پرونده قتل پزشكان تهراني به كجا رسيده است گفت: همانطور كه اطلاع داريد پرونده قتل دكتر سرابي پس از صدور راي به ديوان عالي كشور رفته اما درباره پرونده دكتر سودبخش هنوز هيچ سرنخي در پرونده به دست نيامده است.

* پرونده قتل پسر و عروس شهيد هاشمي به دادگاه رفته است

جعفري دولت‌آبادي درباره آخرين وضعيت پرونده قتلي كه در آن يكي از فرزندان شهيد هاشمي برادر و عروس خانواده خود را به قتل رسانده بود گفت: اين پرونده با قرار كيفر خواست به دادگاه رفته است.

* متهمان قتل پيرمردي در غرب تهران در قزوين دستگير شد

دادستان تهران در پاسخ به اين سوال كه چند روز گذشته جسد مرد ميانسالي در غرب تهران و داخل يك چاه متروكه كشف شده است گفت: پس از مشخص شدن هويت اين فرد پليس آگاهي شهر قزوين سرنخ‌هايي را به دست آورد كه با تلاش فراوان مأموران سرانجام زني كه با همدستي يك فرد بيگانه مقتول را به قتل رسانده بود در اين شهر شناسايي و دستگير شد.

وي همچنين درباره پرونده كشف جسد مثله گفت: اين جسد متعلق به يك فرد افغاني است كه هنوز هويت وي مشخص نشده و به همين دليل پيشرفتي در پرونده حاصل نشده است اما تحقيقات درباره آن همچنان ادامه دارد.

* در حوزه تفكرات و عقيده‌هاي افراد كمتر ورود پيدا مي‌كنيم

جعفري دولت‌ابادي در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه دو مداحي كه از سوي دادستاني احضار شده‌اند از سوي كساني تحت پيگرد قرار گرفته‌اند كه خودشان پيش از اين درباره پيامبران اظهار‌نظرهاي تندي داشته‌اند آيا اين افراد خودشان جرمي مرتكب نشده‌اند؟ گفت: ما را با دستگاه‌هاي دولتي به دعوا نيندازيد اگر جايي احساس كنيم كه جرمي واقع شده است حتما ورود پيدا خواهيم كرد.

وي ادامه داد: اجازه دهيد تا دادستاني در حوزه‌هاي فكري، ايده‌ها و عقيده‌هايي كه افراد مطرح مي‌كنند كمتر ورود پيدا كند مگر اينكه آنها چيز بزرگي را عنوان كرده باشند.

وي همچنين در پاسخ به اينكه عنوان مي‌شود دادستاني خودش به عنوان مدعي‌العموم براي مداحان پرونده تشكيل داده است؟ گفت: دادستاني سخنگو ندارد و درباره اين پرونده نيز اين مداحان با شكايت شاكي خصوصي احضار شده‌اند.


* پرونده مأموران متخلف در حادثه ميدان كاج در دادسراي نظامي

جعفري دولت آبادي در پاسخ به اين سؤال كه سرنوشت پرونده مأموران متخلفي كه در حادثه ميدان كاج نقش داشتند به كجا رسيد گفت: اين پرونده در دادسراي نظامي مطرح شده است.

وي ادامه داد: از آنجا كه پرونده‌هاي مطرح شده در دادسراي نظامي به ما ربطي ندارد نمي‌توانم درباره آن اظهارنظري داشته باشم.

دادستان تهران همچنين درباره اعتصاب غذا در زندان رجايي شهر و قزل‌حصار گفت: ادعاي رسانه‌هاي بيگانه صحت ندارد و در تماسي كه با رئيس زندان داشتم مشخص شد هيچ گونه اعتصاب غذايي وجود ندارد.

* اتهامات اميري‌فرد روشن است

عالي‌ترين مقام دادستاني تهران در پاسخ به اين سؤال كه عنوان مي‌شود اميري‌فر به جز انتشار سي‌دي ظهور نزديك است اتهامات ديگري نيز دارد گفت: من مطالب خود را در اين باره صراحتا گفته‌ام و اتهامات اميري‌فر همان چيز‌هايي است كه دادستاني مطرح كرده است.

* رسانه‌ها موضوع مجسمه‌ها را از پليس جويا شوند

جعفري دولت‌آبادي در پاسخ به اين سؤال كه سرنوشت مجسمه‌هاي ربوده شده به كجا رسيد؟ گفت: متأسفانه هنوز از سوي پليس گزارش قانع‌كننده‌اي به دادستاني ارسال نشده است.

وي ادامه داد: براي پليس خوب نيست كه چنين پرونده‌اي مجهول بماند و بهتر است رسانه‌ها از پليس سؤال كنند كه نتيجه اين پرونده چه شد.


* هفته آينده افزايش زورگيري و موضوع بد‌حجابي را بررسي مي‌كنيم

دادستان تهران در پاسخ به سؤال يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه پليس معتقد است زورگيري در تهران افزايش پيدا كرده است گفت: دادستاني تهران خود را مكلف مي‌داند با چنين جرائمي برخورد كند و به همين دليل در جلسات ستاد مبارزه با جرايم خاص به اين موضوعات رسيدگي مي‌كند.

وي ادامه داد: اولين جلسه اين ستاد هفته آينده در سال جديد برگزار خواهد شد و موضوعاتي مانند زورگيري و بدحجابي كه باعث شده شهروندان نگران باشد تحت بررسي قرار خواهد گرفت.

*موضوع همسر دكتر فاطمي در دست بررسي است

وي در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه عنوان شده همسر دكتر حسين فاطمي بازداشت شده است گفت: گزارش‌هايي در اين زمينه رسيده است اما موضوع همچنان در دست بررسي قرار خواهد دارد.

وي همچنين درباره سرنوشت فردي به نام غفاري كه بيش از اين خبر دستگيري وي به اتهام نشر اكاذيب منتشر شوده بود گفت: اين فرد از متهماني است كه تحت تعقيب قضايي گرفته است و اتهام وي نشر اكاذيب است و برخي مسائل مربوط به آن.

جعفري دولت‌ابادي افزود: از موضوع اينكه اين افراد مدعي عرفان‌هاي دروغين بوده بگذريد زيرا نمي‌توانم پرونده را بيشتر از اينها باز كنم البته بدانيد برخي دارند به اين پرونده دامن مي‌زنند.

* تا آخر ارديبهشت نتيجه پرونده تخلف در تعاوني مسكن اداره برق مشخص مي‌شود

دادستان تهران در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه سرنوشت رسيدگي به پرونده تخلف مالي تعاون مسكن اداره برق با 30 هزار شاكي به كجا رسيده است گفت: بازپرس پرونده وعده داده تا آخر ماه جاري براي اين پرونده كيفر خواست صادر شود و به گونه‌اي عمل شود تا شاكيان اين پرونده ضرر مالي‌شان تا حدودي جبران شود.

وي همچنين درباره سرنوشت پرونده سرقت از عابربانك‌هاي بانك ملي، گفت: در اين باره هنوز اطلاعي ندارم.

جعفري دولت‌آبادي همچنين درباره حضور قاليباف و بازديد وي از زندان اوين و اين موضوع كه عنوان مي‌شود قرار است زندان اوين به پارك و فرهنگسرا تبديل شود، گفت: اين موضوع شايعه است.

 

 

 

 

 

 

 

توضیح دادستان درباره پرونده فائزه هاشمی

جعفري دولت‌آبادي در خصوص آخرين نتيجه تشكيل پرونده براي فائزه هاشمي گفت: براي فائزه هاشمي پرونده قضايي تشكيل شده و اتهام را نمي‌توانم بگويم اما مصاحبه‌اي كه وي با برخي از رسانه‌ها كرده موجب تشكيل اين پرونده شده است.

دادستان تهران درباره آخرين وضعيت پرونده‌ي فائزه هاشمي، دكتر سرابي، دكتر سودبخش، رها شدن سه بيمار در اطراف تهران و ورزشكاري كه متهم به قتل است، اظهارنظر كرد و هم‌چنين درباره‌ي شكايت از مداحان نيز گفت: اجازه دهيد دادستاني در حوزه‌هاي فكري و عقيده‌اي افراد ورود پيدا نكند مگر موضوع بزرگ باشد.

 عباس جعفري دولت‌آبادي در حاشيه معارفه معاون امور زنان و اطفال دادسراي تهران در جمع خبرنگاران در خصوص آخرين نتيجه پرونده كودك‌آزاري اظهار كرد: در يكي از بندهاي مربوط به قانون كودك‌آزاري آمده كه يك‌سري از مراكز وظايفي برعهده دارند كه اگر اين وظايف را انجام ندهند متهم هستند و تحت پيگرد قرار مي‌گيرند. طبق پيگيري‌هاي انجام‌شده از مسوولان بهزيستي سوال كرديم و برخي از آنها را فرا خوانديم. البته اين بخش از پرونده به همراه ساير بخش‌ها به دادگاه ارسال خواهد شد.

وي يادآور شد: تا دوشنبه آخرين تحقيقات در اين زمينه انجام مي‌شود و با صدور كيفرخواست پرونده به دادگاه ارسال مي‌شود.

وي در پاسخ به اين سوال كه تخطي مسوولاني كه در اين رابطه به دادسرا فرا خوانده شده بودند، چيست؟ گفت: عدم پيگيري و اطلاع‌رساني در مورد وقوع كودك‌آزاري.

خبرنگاري با بيان اينكه يكي از مسوولان مدعي شده كه رهاكردن سه بيمار در اطراف تهران صحت ندارد كه دادستان پاسخ داد: يكي از فرض‌هاي اوليه اين بود كه عده‌اي آمده‌اند و بزرگ‌نمايي كرده‌اند اما تا اين لحظه در اين خصوص به سرنخي نرسيديم. درباره اين ادعا تنها يك عكس وجود داشت كه البته فيلم‌بردار و عكاس نيز شناسايي شده‌اند و تحقيقات از آنها آغاز شده است.

وي اضافه كرد: آنها مدعي شده‌اند كه در مقام خبرنگار افتخاري اقدام به تهيه اين عكس كرده‌اند. تاكنون در اين خصوص 10 نفر دستگير شده كه همگي اقرار و اعتراف كرده كه اين كار را انجام داده‌اند و اقدامات خود را به مسوولان بالا منتسب كرده‌اند.

دادستان تهران گفت: ما به مسوولان بار ديگر تأكيد مي‌كنيم كه از اظهارنظرهاي بيهوده خودداري كنند. تحقيقات ما ادامه خواهد داشت و اگر درباره فردي كه آنها اعلام كردند به نتيجه برسيم افراد را تحت تعقيب قرار خواهيم داد.

خبرنگاري با اشاره به اينكه مسوولان وزارت بهداشت اعلام كردند كه در اين خصوص خود شاكي خصوصي هستند، سوال كرد كه آيا شكايتي از ناحيه آنها مطرح شده يا خير؟ كه جعفري دولت‌آبادي گفت: روزهاي اول آنها طرح شكايت كردند اما شكايت آنها رافع مسووليت‌شان نيست. اينها از عواملي كه خودسر ناميده‌اند اعلام شكايت كرده‌اند و بازهم تأكيد مي‌كنم شكايت آنها رافع مسووليت‌شان نيست. البته سرنخ‌هاي ما درباره اينكه اين اقدام براي تخريب دستگاهي رخ داده كافي نيست و اگر مسوولان در اين رابطه ادله‌اي دارند به ما ارايه كنند تا ما درباره آن اقدامات بيشتري انجام دهيم.

جعفري دولت‌آبادي در خصوص آخرين نتيجه تشكيل پرونده براي فائزه هاشمي گفت: براي فائزه هاشمي پرونده قضايي تشكيل شده و اتهام را نمي‌توانم بگويم اما مصاحبه‌اي كه وي با برخي از رسانه‌ها كرده موجب تشكيل اين پرونده شده است.

جعفري دولت‌آبادي در خصوص ورزشكاري كه مرتكب قتل شده، توضيح داد: شب گذشته با بازپرس پرونده تماس داشتم كه وي گفت دو نفري كه درحال حاضر در بازداشتگاه به سر مي‌برند قاتلان واقعي پرونده نيستند، متهمان اصلي به نام‌هاي امير و صادق هستند، البته پدر اين افراد نيز به اتهام مواد مخدر دستگير شده است.

وي افزود: تحقيقات انجام‌شده حاكي از آن است كه قاتل اصلي متواري است. قتل متوجه يكي از برادران است كه اين فرد تا شب گذشته هنوز خود را معرفي نكرده است.

وي درباره علت بازداشت دو برادر فرد قاتل گفت: براي انجام اقدام تأميني صرف بازگشت متهم اصلي اين افراد در بازداشت به سر مي‌برند.

به گزارش ايسنا، دادستان تهران در مورد آخرين وضعيت پرونده قتل پسر و عروس شهيد هاشمي گفت: اين پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه ارسال شده است.

وي همچنين گفت كه پرونده دكتر سرابي نيز به ديوان عالي ارسال شده است.

جعفري دولت‌آبادي يادآور شد: اما در مورد پرونده دكتر سودبخش هنوز سرنخي به دست نيامده است.

جعفري دولت‌آبادي با ارايه توضيحاتي در خصوص كشف جسد در اعماق يك چاه در شهرك ژاندارمري بيان كرد: خانمي به همراه يك فرد بيگانه اين فرد را به داخل چاه مي‌اندازد كه البته پليس آگاهي قزوين پرونده را پيگيري كرد، سرنخ‌هايي به دست آورد و اين افراد دستگير شدند.

وي در مورد كشف جسد مثله شده در سطل زباله در يكي از محله‌هاي تهران نيز گفت: اين فرد افغاني بوده اما هنوز هويت وي مشخص نشده و تحقيقات همچنان ادامه دارد.

در ادامه خبرنگاري با بيان اينكه افرادي كه از دو مداح شكايت كرده‌اند، خود پيش از اين اظهارنظرهايي در مورد پيامبران داشته‌اند، آيا براي اين افراد پرونده‌اي تشكيل شده يا خير؟ كه دادستان تهران پاسخ داد: بارها گفته‌ام كه ما را با دستگاه‌هاي دولتي به دعوا نيندازيد ما اگر جايي احساس كنيم جرمي واقع شده ورود پيدا مي‌كنيم. درخصوص اين مداحان نيز واحدهاي دولتي طرح شكايت كرده‌اند كه پرونده ارجاع نيز شده است. اما مدعي‌العموم شكايتي نكرده، اجازه دهيد دادستاني در حوزه‌هاي فكري و عقيده‌اي افراد ورود پيدا نكند مگر اينكه اين مورد خيلي بزرگ باشد.

خبرنگار ديگري با بيان اينكه معاون حقوقي رييس‌جمهور در رابطه با شكايت از اين مداحان اعلام كرده بود كه مدعي‌العموم در اين خصوص وارد شده و پس از آن رياست‌جمهوري طرح شكايت كرده است از دادستان تهران خواستار توضيح شد كه وي گفت: دادستاني سخنگو ندارد، ما به هيچ عنوان در اين مورد وارد نشديم و صرفا با همان شكايتي كه مطرح شد تشكيل پرونده صورت گرفت.

 

 

 

 

 

 

خانم كارگردان، اين‏جا غرب نيست!

در چند روز گذشته شبكه من و تو 1 اعلام كرد از اين پس فيلم‏هاي تهمينه ميلاني را نمايش خواهد داد.دليل اين‏كه «من و تو 1» فيلم‏هاي ميلاني را نشان مي‏‌دهد به هم‏خواني تفكرات سكولار اين فيلم‏ساز با سياست‌هاي آن‏ها برمي‏‌گردد.

 

اباحه گري، سياه نمايي از وضعيت كشور، مفلوك نماياندن زنان، فقير و معتاد نشان دادن چادري ها، لذت جويي، پول پرستي، اشرافيگري و از اين قبيل به ارزش هاي سينماي ايران تبديل شده است. چرا اينگونه است؟ چون سينماگران ما به جاي آنكه قصه اي بومي براي مردم خود تعريف كنند كپي دست چندم قصه هاي هاليوود را از نگاه شيفته خود تصوير مي نمايند و انتظار دارند، مردم فيلم آنها را بپسندند. سينماي ايران با اينكه گاه ظاهري سالم دارد اما هيچگاه نتوانسته از درونيات سكولار خود فاصله بگيرد.

در چند روز گذشته شبكه من و تو 1 اعلام كرد از اين پس فيلم هاي تهمينه ميلاني را نمايش خواهد داد. حدود 20 كامنت كه اكثراً در تاييد اين فيلم ساز بود هم زير سايت اين شبكه وجود داشت كه از حد يك وبلاگ كمتر است. اما چرا «من و تو 1» مي خواهد فيلم هاي ميلاني را نشان دهد. چون با سياست هاي اين شبكه و فارسي وان همخوان است. سالها قبل از اينكه فارسي وان و من و تو 1 راه اندازي شود ميلاني از فضاي سياه جامعه براي زنان و ظلم مردان نسبت به آنان فيلم ساخته است.
«دو زن» كه از طرف جشنواره فيلم فجر در دوران اصلاحات، تحسين شد ابتدا انقلاب فرهنگي را زير سوال برد و آنرا موجب نگون بخت شدن دختران دانست و سپس تحجر و هوسبازي دو مرد را موجب تباهي «فرشته» روياهاي ميلاني نماياند. در نيمه پنهان كه با شكست تجاري وحشتناك مواجه شد، فضايي سياه از جامعه ترسيم شد البته همان كسي كه موجب اخراج دختران دانشگاه بود سالها بعد به رفيق همسر اصلاح طلب و سابقاً بازجوي زن بدل شد. او در واقع در اين فيلم، انقلاب اسلامي و اصلاح طلبان را با هم مورد هجمه قرار داد و به نوعي نسخه همه را پيچيد. با اين حال دليل اصلي من و تو براي نشان دادن فيلم هاي ميلاني، «اباحه گري» آنهاست.

در فيلم «زن زيادي» بازيگر نقش اول مرد (امين حيايي) به صراحت از اينكه زود زنش داده اند و بايد مي گذاشتند در دوران تجرد روابط عاشقانه خارج از ازدواج را تجربه مي كرد سخن مي گويد و همه ناهنجاري هاي اخلاقي و روحي خود را به آن مرتبط مي كند. در واقع خود را براي چند همسري محق جلوه مي دهد. در «آتش بس» تمسخر غيرت مردانه را مي بينيم آنجا كه مرد با هم كلام شدن زنش با سه مرد نامحرم در گالري مخالفت مي كند. در «يكي از ما دو نفر» اين مسئله كامل مي شود و زن هم زمان با سه مرد رابطه دارد. اين همان تم اصلي سريال هاي فارسي وان و من و تو است.

در سريال «لاست» يا «زنان عاجز» چند همسري هم زمان براي زنان تبليغ مي شود يا اينكه مي گويد چه اشكالي دارد زن و مرد در عين اينكه با هم زندگي مي كنند هر يك دوستاني از جنس مخالف داشته باشند. آيا اين گذاره در «يكي از ما دو نفر» به وضوح ديده نمي شود؟! ميلاني ايران را با كشورهاي غربي اشتباه گرفته است. چون عده اي كه نوعاً از طبقات متوسط به بالا هستند اهل اباحه گري اند آيا دليل مي شود كه همه مردم ايران به دنبال چنين چيزي باشند كه اگر به آن نرسيدند عقده اي باشند؟! در دين مبين اسلام چند همسري براي زنان ممنوع است كه آن‏‏‏‏‏‏‏‏‏هم متناسب با نياز دو جنس متفاوت طراحي شده. زن هاي ايراني هم اكثراً فداكار و مادراني دلسوزند نه كساني كه دائماً در حال انتقام از مردان يا ارتباط با جنس مخالف براي اثبات امروزي بودنشان باشند.
بايد بدانيم فمنيسم ريشه‏ اي اقتصادي و فرهنگي دارد كه اكنون در خدمت اهداف سياسي قرار گرفته. آنها كه چنين جرياني را براه انداختند مي دانستند كه اگر زنان در بازار نباشند، اقتصاد سودجو متضرر مي شود. همچنين اگر اخلاقيات بماند، زورمداران هوسباز به مقاصد خود نمي رسند. پس نيت پليد خود را در زرورق دفاع از حقوق زن و برابري زن و مرد بدون در نظر گرفتن تفاوت ها، پيچيدند و كار به آنجا رسيد كه اكنون بالاترين جرم و جنايت عليه زنان در كشورهاي توسعه يافته ديده مي شود. به گواهي آمارهايي كه سازمان ملل متحد و ديگر سازمان هاي بين المللي مي دهند اروپا، آمريكا و كشورهاي استقلال يافته از شوروي سابق، طعمه اصلي غيراخلاقيات شده اند و حاصل آن، از هم پاشيدگي خانواده، كودكان بي والدين كه يا قربانيان طلاق هستند يا روابط نامشروع و خودكشي.

با اين حال چرا به فيلم سازان فمنيست كه اكثراً اباحه گرا هستند در كشور بها داده مي شود، داستان غم انگيزي دارد. جرياني كه مشكلات سينماي ايران را نه در ساختار و بن مايه بلكه در كمبود ابزار مي داند، مدافع امثال ميلاني است و به او تريبون هم مي دهد. اين جريان به يك عقبه سياسي هم متصل است. همان جرياني كه فتنه 88 را برپا كرد و اساساً با اسلام و انقلاب اسلامي ميانه اي ندارد بلكه دشمن است.
بها دادن به امثال ميلاني، موجب نابودي سينماي ايران و بازشدن آثار هاليوود به صحنه تهران خواهد شد و اين دقيقاً همان چيزي است كه يك جريان خاص دنبال مي كند. در واقع هم خودش به دنبال سكولاريزه كردن جامعه و حتي حاكمان است و هم مي خواهد پاي منبع اصلي را به كشور باز كند.

پيچيدن نسخه نمايش فيلم هاي هاليوودي، آن‏‏‏ هم در حاليكه امكان رقابت با آن در داخل، به دليل بها ندادن به فيلم هايي با قصه بومي وجود ندارد، به معناي هضم در فرهنگ آمريكايي است همان چيزي كه ديپلماسي عمومي آمريكا، به شدت آن را دنبال مي كند. حرف واضح و صريح ميلاني در برنامه هفت هم اين بود كه اگر مردم ايران، غربي زندگي كنند عقده اي نخواهند شد و كساني چون بابك وجود نخواهند داشت حال آنكه مي بينيم در كشورهايي كه آزادي ولنگارانه وجود دارد، آمار تجاوز و جرم و جنايت عليه زنان بسيار بيشتر است، و افسردگي بيداد مي كند.
آيا مسلمان ايراني بايد در حسرت غرب باشد؟! بايد براي اين سينما فكري اساسي كرد. چرا كه اگر قرار است انقلاب اسلامي الگويي براي جهانيان باشد و حكومت جهاني اسلام برپا كند بايد در عرصه هاي فرهنگي، حرفش را بزند نه اينكه عرصه را به غرب زدگان و شرق زدگان واگذارد. بايد نهضتي از سوي متدينين براي ورود به حوزه هايي چون سينما و تئاتر آغاز شود تا آثاري چون طلا و مس، به رنگ خدا، خيلي دور خيلي نزديك، آژانس شيشه اي و ديده بان بيشتر شود. حتي اگر قرار است تم آن مانند سه گانه اخراجي ها باشد. اين هدف چندان دور از دسترس نيست چرا كه در همين بدنه غرب زده سينما، سينماگران مومن و انقلابي كم نيستند و مي توانند به ورود جوانان حزب اللهي به اين عرصه كمك كنند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:19  توسط علی  | 

ناکامی اپوزیسیون برای آب کردن یخ فتنه

تعدادی از این مزدوران در هنگام اجرای این حرکتهای مذبوحانه توسط مردم دستگیر وتحویل مامورین شده اند.

 

با توجه به خطوط ترسیمی اپوزیسیون برای عوامل داخلی ، تحرکات برنامه ریزی شده ای برای خالی نبودن فضای کشنده انتظار در نزد هواداران اندک فتنه تدارک دیده شده است که توسط عده معدودی از عناد پیشگان وترکش خوردگان از جمهوری اسلامی اجرا خواهد شد .به گزارش  کلمه  حلقه های فکری اپوزیسیون که عمدتا گوش به رهنمودهای موسسه های آمریکایی ، صهیونیستی دارند برای خروج از بن بست ، به این جمع بندی رسیده اند که ، فواصل تحرکات در قالب فعلی بسیار مضحک وخنده دار شده است وانتقادات اخیر نیز از همین رو ومحفل گرم کن شده است ورسانه های در خط بجای همراهی به نقادی ،طعنه زنی واستهزای برنامه ریزان روی آورده اند و این رویه ای شده برای جذب مخاطب بیشتر و مصیبت بار تر اینکه اظهار نظرهای مخاطبین هم اگر جلوتر از سایتها ورسانه های جمعی نبوده باشد  کمتر نیست وبعضا نیشدارتر وهتاکانه هم هست .این جریان براساس آنچه که به آنها دیکته شده ، برای اینکه بتوانند فضای مناسبتی را زنده نمایند وپیش ذهنی لازم را بوجود آورند واز پتانسیل مزدوران داخلی هم بهره مند شوند دریک عقب گرد کاملا محسوس ازعوامل خواسته اند تا از امکانات تبلیغی وفضا پر کن برای اعلام حضور وآمادگی برای اجراهای بعدی استفاده نمایند .
این خطوط که بعضا موارد بسیار ضعیف وپراکنده ای از آن دیده شده عبارتست از :
1- ارسال پیامک های مفهومی واشاره ای در قالب جمعی .
2- شعارنویسی های شکلی و اشاره ای .
3-  نصب بنر های تبلیغاتی با قابلیت نصب فوری
4- تکثیر وتوزیع پیام صفحه ها(منظور این مزدوران ، مطالب تک صفحه ای از سایتهای ..... )
5- شعار نویسی درجا (منظور این مزدوران شعارنویسی در مکان های اجتماعی است)
گفته می شود این شکل کار بیشتر الگوگیری از آموزه های منافقین می باشد و مجریان طرح نیز از وابستگان وخانواده های معدومین وفراریان منافقین می باشند .
براساس اخبار دریافتی تعدادی از این مزدوران در هنگام اجرای این حرکتهای مذبوحانه توسط مردم دستگیر وتحویل مامورین شده اند وتاکنون اپوزیسیون توفیقی در این زمینه نداشته است .

 

 

 

 

 

 

نوشيدن الكل باعث مي‌شد ندانم چه مي‌گويم و چه شوخي‌هايي مي‌كنم

ضرب‌المثلي در تگزاس داريم به اين معني كه "ديشب فلاني فكر مي‌كرد عقل كل است در حالي كه آدم كودني بيش نبود ". اين عبارتي بود كه بارها درباره من مصداق پيدا كرده بود. من دوست داشتم لطيفه‌گويي كنم اما مستي موجب مي‌شد يك شوخي ساده يا نيش زبان به اهانت و توهين جدي بدل شود.

 

 جورج واكر بوش، رييس جمهور پيشين آمريكا از جمله شخصيت هايي است كه در زمان وي و بعضاً به‎واسطه خودش اتفاقات بسيار مهمي در عرصه جهان به‎وقوع پيوست. شايد حوادث 11 سپتامبر مهمترين اين اتفاقات باشد كه خود بعدا منشأ تحولات بسيار مهمي در عرصه بين المللي از جمله دو جنگ در منطقه خاورميانه شد.
اين تحولات و شخصيت خود بوش كه عده بسيار زيادي او را مستحق رياست جمهوري آمريكا نمي دانستند و به‏علاوه نفرت زيادي كه در افكار عمومي جهان در زمان وي از آمريكا به‎وجود آمد، سبب شد تا خبرگزاري فارس دست به ترجمه و انتشار خاطرات او بزند.

به‎هرحال اين كتاب، بيان مسايل از نگاه بوش است و طبعاً تمام آن مورد قبول نخواهد بود ولي شخصيت بوش و خاطرات وي مي تواند از جمله اسنادي باشد كه به محققان و مخاطبان علاقمند به اين حوزه كمك فراواني كند.
قسمت دهم از متن كامل خاطرات جورج واكر بوش به خوانندگان محترم تقديم مي شود:

* در ابتدا مفاهيم مذهبي را شوخي مي‌گرفتم

هر هفته، فصلي از انجيل "عهد جديد " را مطالعه مي‌كرديم. درابتداي كار اندكي شك و ترديد به من دست داده بود. برايم سخت بود جلوي وسوسه متلك‌گويي خود را بگيرم. مثلا، روزي رهبر گروه اين سوال را مطرح كرد كه معني prophet [به معني پيامبر] چيست؟ من به شوخي معني كلمه هم‌آواي آن يعني profit [به معني سود] را در نظر گرفته و گفتم: يعني وقتي كه دخل از خرج بيشتر مي‌شود و كسي از زمان الياس پيامبر سودي كسب نكرده است.
خيلي زود درس‌هاي مذهبي را جدي‌تر گرفتم. همانگونه كه انجيل مي‌خواندم داستان‌ها و حكايت‌هاي آن از مهرباني عيسي مسيح تا مصائب ناشي از غريبه‌ها، شفاي نابينا و افليج و ايثار عيسي مسيح در زماني كه او را به صليب كشيدند، بر من اثر گذاشت. در كريسمس آن سال، دن اوانز يك انجيل روزانه به من داد. اين انجيل به 365 قسمت براي مطالعه در هر روز سال تقسيم شده بود. من بخش مربوط به هر روز را هر صبح مي‌خواندم و دعا مي‌كردم اين بخش‌هاي انجيل را به خوبي درك كنم. ايمان من به مرور زمان تقويت گشت.

* اثبات وجود خدا برايم سخت بود

در ابتدا درگير شك‌هايم بودم. نظريه وجود خدا مسئله مشكلي بود. بخصوص براي آدم‌هايي كه به دنبال منطق براي هر چه بودند. آدم‌هايي مثل من. تسليم شدن به خداوند متعال چالشي براي ضمير و نفس انساني است. دريافتم كه اين تنازعات و ترديدها بخشي طبيعي از ايمان هستند. اگر به شك نرسيديد، مي‌توان گفت درباره آن چه كه به آن ايمان داريد، چندان خوب نينديشيده‌ايد.
در نهايت، ايمان و اعتقاد مثل هجرت است. سفري به سوي معرفت بهتر. اثبات وجود خداوند تقريبا غيرممكن است اما اين مسئله معيار و الگوي اعتقاد نيست. از طرفي هم اثبات اين كه خدايي وجود ندارد، غيرممكن است. نهايت اين كه چه مومن باشيد چه نباشيد، مرتبه شما بسته به ايمان شما است.
اين ادراك مرا از قيد و بند رها كرد تا نشانه‌هاي وجود خدا را درك كنم. من زيبايي طبيعت را مشاهده كردم، شگفتي تولد دخترانم، عشق پايدار لورا و والدينم و آزادي كه با بخشايش به دست مي‌آيد. خلاصه همه چيزي كه به گفته "تيموتي كلر " واعظ "نشانه‌هاي خدا " بودند را مشاهده كردم. من با اطمينان قلبي بيشتر هجرت خود را ادامه دادم. دعا، غذايي بود كه مرا حفظ كرد. همانگونه كه معرفتم را نسبت به خدا افزايش مي‌دادم، به هدف اصلي خود يعني تبديل شدن به يك آدم خوب نزديك‌تر مي‌شدم. نه به اين خاطر كه از اين ستون آسماني پله پله بالا مي‌رفتم، بلكه به اين خاطر كه بخاطر لطف الهي متحول شده بودم.

* نوشيدن الكل باعث مي‌شد ندانم چه مي‌گويم و چه شوخي‌هايي مي‌كنم

موضوع ديگري نيز بود كه من درك كردم. وقتي كه بيلي در آن شبي كه در ايالت مين بوديم، مشغول پاسخ به سوالات مذهبي خانواده بود،‌ من سومين ليوان شرابم را مي‌نوشيدم، قبل از شام هم دو ليوان آبجو خورده بودم. موعظه‌هاي بيلي بر حالت مستي‌ام غلبه كرده بود. البته هميشه اين حالت صدق نمي‌كرد. من عادت داشتم در جمع مشروب بنوشم. دوست داشتم با دوستانم بنوشم، هنگام غذا، در رخدادهاي ورزشي و در ميهماني‌هاي خانوادگي. من كه در ميانه سي‌سالگيم بودم. بطور مرتب مشروب مي‌نوشيدم و فقط گاهي اوقات در آن وقفه مي‌افتاد.
ضرب‌المثلي در تگزاس داريم به اين معني كه "ديشب فلاني فكر مي‌كرد عقل كل است در حالي كه آدم كودني بيش نبود ". اين عبارتي بود كه بارها درباره من مصداق پيدا كرده بود. من دوست داشتم لطيفه‌گويي كنم اما مستي موجب مي‌شد يك شوخي ساده يا نيش زبان به اهانت و توهين جدي بدل شود. چيزي كه در زمان مستي جالب جلوه مي‌كند در حالت عادي كار احمقانه‌اي به نظر مي‌رسد.

* سوال زشتي كه در حالت مستي از دوست مادرم پرسيدم

يكي از شب‌هاي تابستان و بعد از يك روز بازي و ماهيگيري در خانه خود در ايالت مين مشغول صرف شام بوديم. من با مشروب زياد دلي از عزا در آورده و با چندين شيشه ويسكي عطشم را فرو نشانده بودم. مشغول صرف شام بوديم كه رو به دوست مادرم كه خانم زيبايي بود كردم و از روي مستي سوالي از وي كردم و گفتم: خانم! رابطه جنسي بعد از پنجاه سالگي شبيه چيست؟
همه كساني كه بر سر ميز نشسته بودند سر خود را پايين انداخته و فقط به بشقاب‌ غذاي خود چشم دوختند. بجز پدر و مادرم و لورا كه از روي ناباوري به من خيره شدند. آن خانم ناگهان خنده بلندي سر داد تا حرف و سخن ما ادامه پيدا كند. روز بعد، وقتي بيدار شدم آنچه را كه گفته بودم به من يادآوري شد. بلافاصله از گفته خويش احساس شرم كردم. بعد از آن به آن خانم تماس تلفني برقرار كرده و عذرخواهي كردم. آن موقع اين سوال را از خود پرسيدم كه آيا بايد اينگونه به زندگي‌ام ادامه بدهم. سال‌ها بعد كه خود من پنجاه ساله شدم همان زن خوش برخورد نامه‌اي برايم نوشت و از من همان سوالي را پرسيد كه من در ميز شام از او پرسيده بودم.

* معتاد به الكل نبودم اما به آن عادت كرده بودم

لورا نيز شاهد تغييراتي در خصوصيات فردي‌اش بود. مسايلي كه براي من و دوستانم زيركانه يا خنده‌دار مي‌نمود، برايش بچه‌گانه بود و جنبه تكراري داشت. او ترسي نداشت بگويد چه فكري مي‌كند. بايد خودم كاري مي‌كردم. در سن چهل سالگي بود كه بالاخره قدرت عمل يافتم. قدرتي كه از عشقي سرچشمه گرفته بود كه از روزهاي اول حس كرده بودم و ايماني كه سال‌ها آن را كشف نكرده بودم.
از سال 1986 و از آن شبي كه در "برادمور " بودم تاكنون حتي يك قطره مشروب هم نخورده‌ام. معلوم نبود زندگي‌ من به چه سمتي مي‌رفت اگر من تصميم به ترك مشروب نمي‌گرفتم. اما حتم دارم اگر اين تصميم را نمي‌گرفتم الان خاطراتي به عنوان فرماندار سابق ايالت تگزاس يا رئيس جمهور پيشين آمريكا به رشته تحرير در نمي‌آوردم.
تاكنون از من سوال شده كه آيا خود را يك دائم‌الخمر مي‌دانم. نمي‌توانم با اطمينان به اين سوال پاسخ مثبت بدهم. فقط مي‌دانم كه شخصيتاً آدمي هستم كه به كاري عادت مي‌كند. من خيلي مشروب مي‌خوردم و اين امر برايم مشكل‌ساز شده بود. اين كه توانستم ناگهان مشروب‌خواري را ترك كنم اين اعتقاد را در من زنده كرد كه اعتياد نداشتم. بعضي از اين آدم‌هاي دائم‌الخمر به خوش‌شانسي من نيستند. من همچنين به كساني كه از روش‌هاي ديگر براي ترك مشروب استفاده مي‌كنند، احترام مي‌گذارم مثل كساني كه براي ترك الكل در كلاس‌هاي مشاوره شركت مي‌كنند.
بدون ايمان و اعتقاد نمي‌توانستم مشروب را كنار بگذارم. البته گمان نمي‌كنم اگر مشروب‌خواري را كنار نمي‌گذاشتم اصلا ايمان و اعتقاد من به اين اندازه قوي مي‌شد. به اعتقاد من خدا كمكم كرد تا چشمانم را بگشايم. چشماني كه بخاطر مستي‌هاي مداوم همواره بسته بودند. به همين دليل است كه همواره احساس مي‌كنم ارتباط خاصي با معني عبارت "فرصت جبران " پيدا كرده‌ام. قطعه‌اي از سرود روحاني‌اي كه دوست دارم اين است: زماني گم بودم. اما اكنون پيدا گشته‌ام، زماني كور بودم اما اكنون بينا گشته‌ام.

* در آستانه جهشي بلند در زندگي‌ام

صبح روز 12 ژوئن سال 1999، صبح زيبايي در تگزاس بود. تيم "رنجرز " در رده اول ليگ منطقه غرب آمريكا قرار داشت و ميانگين شاخص صنعتي بورس "داوجونز " در عدد 10490 ايستاده بود. پدرم به تازگي جشن هفتاد و پنج سالگي‌اش را با فرود موفق با چتر از يك هواپيما جشن گرفته بود، من هم در آستانه جهشي بلند در زندگي‌ام قرار داشتم.
بعد از ماه‌ها خودكاوي و ساعت‌ها انديشه و تفكر درباره اظهارات موافق و مخالف، آن روز به سمت ايالت آيووا در حركت بودم. محلي كه نخستين مجمع حزبي براي انتخابات سال 2000 آمريكا برگزار مي‌شد. من خود را از هيجانات مربوط به تصميم‌گيري رهانيده بودم و آماده بودم تا سفرم را آغاز كنم. لورا و من دخترها را بوسيده و با آنها خداحافظي كرديم و به سمت فرودگاه حركت كرديم. سوار هواپيماي يك‌سره خطوط هوايي TWA شديم و به سمت شهر "سيدر رپيدز " در شرق ايالت آيووا حركت كرديم.

* شوخي با خبرنگاران در هواپيما

هواپيما پر از مسافر بود. بيشتر آنها خبرنگار بودند. آنها با سوال كردن، بحث كردن، مصاحبه‌ها و تفاسير خود ساعت‌ها برنامه تلويزيوني و راديويي تهيه مي‌كردند تا به اين سوال پاسخ دهند كه آيا من در انتخابات شركت خواهم كرد؟ حالا داشتند به پاسخ سوالات خويش نزديك مي‌شدند. تصميم گرفتم كمي سر به سرشان بگذارم. هواپيمايي كه بر آن سوار بوديم را "توقعات بزرگ " نامگذاري كرده بودم. اندكي بعد از اين كه هواپيما از زمين بلند شد،‌ ميكروفون را برداشتم و گفتم: كانديداي شما با شما صحبت مي‌كند. لطفا توقعات خود را در محفظه بالاي سر خود محكم كنيد، چرا كه ممكن است در طول سفر توقعات شما تغيير كرده و روي سر كسي بيفتد. مخصوصاً سر من ".

* پدرم همواره در معرض ديد و نگاه مشكوك رسانه‌ها قرار داشت

من معمولا از مزاح براي از بين بردن تنش‌ها استفاده مي‌كنم اما در آن لحظه مي‌دانستم چه وظيفه و تعهدي جدي به دوش مي‌گيرم،‌ تعهدي بيش از هر نامزد ديگر در تاريخ انتخابات آمريكا. درك مي‌كردم نامزدي براي انتخابات رياست جمهوري چه مسايلي به همراه دارد. من پيش از آن شاهد بودم پدرم ماه‌ها در كوران رقابت‌هاي انتخاباتي بود و همواره در معرض ديد و نگاه مشكوك رسانه‌ها قرار داشت. شاهد بودم چگونه سوابق پدرم تحريف شد، شخصيتش مورد حمله قرار گرفت و چهره‌اش مورد تمسخر قرار گرفت. من شاهد دوستاني بودم كه عليه او شدند و معاوناني كه او را تنها گذاشتند. مي‌دانستم پيروز شدن در آن انتخابات چقدر دشوار است و مي‌دانستم كه باخت در اين ميدان چقدربه آدم صدمه مي‌زند.

* حس نگراني‌اي كه هنگام روشن كردن تلويزيون به من دست مي‌داد

من بيشتر نگران دخترانم يعني باربارا و جنا بودم كه آن زمان هفده ساله بودند. خود من ياد گرفته بودم كه فرزند يك آدم سياستمدار بودن بسيار سخت‌تر از خود سياستمدار بودن است. من درد و خشمي از ان لحظه‌اي را كه به پدر عناوين نامناسب نسبت ‌مي‌دهند، درك مي‌كردم. حس نگراني‌اي را درك مي‌كردم كه در هنگام روشن كردن تلويزيون به آدم دست مي‌داد و همچنين مي‌دانستم زندگي چه معنايي مي‌دهد اگر فكر كني هر لغزشي مي‌تواند رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا را به دردسر اندازد. وقتي كه رياست جمهوري آمريكا را برعهده مي‌گرفتم، دخترانم وقت دانشگاه رفتنشان بود و درك مي‌كردم محيط دانشگاه مي‌تواند تا چه اندازه برايشان دشوار باشد.

 

 

 

 

 

ماجراي حضور جوانفكر در دانشگاه امام صادق چه بود؟

هيأت دانشگاه امام صادق(ع) درباره ماجراي حضور جوانفكر در اين دانشگاه و اتفاقات پيرامون آن توضيحاتي ارائه كرد.

 

 هيأت دانشگاه امام صادق(ع) با ارسال نامه‌اي به اين خبرگزاري با اشاره به برخي اخبار منتشره در رسانه‌هاي ديگر درباره حضور جوانفكر در دانشگاه امام صادق(ع) توضيحاتي ارسال و اصل ماجرا را تشريح كرد كه متن آن به شرح ذيل است:
در شرايطي كه مقام معظم رهبري براي دامن نزدن برخي افراد و رسانه‌ها به پاره‌اي از مسائل داخلي امر به سكوت و حفظ آرامش كرده‌اند، متأسفانه برخورد ناصواب برخي رسانه‌ها در انعكاس خبر حضور جريان منتسب به آقاي مشايي در هيأت دانشگاه امام صادق عليه‌السلام ما را بر آن داشت تا حقيقت ماجرا را منعكس كنيم: هرچند حضور آقاي جوانفكر در جمع بسيجيان دانشگاه امام صادق عليه السلام در اولين دقايق آغاز مراسم، با نارضايتي و اعتراض دانشجويان روبرو شده بود، اما سر دادن هرگونه شعار و يا اعتراض شديد مداح محترم مراسم، و مطالبي از اين دست از جمله اقدمات ژورناليستي عاري از حقيقتي بوده كه به هيچ وجه صحّت نداشته و توسط برخي از رسانه‌ها به آن پرداخته شده است. آنچه در خلال اين مراسم توسط مداح هيأت ميثاق با شهدا بر آن تاكيد شد، پيروي مطلق از خط ولايت فقيه و تأكيد بر بصيرت به عنوان شاخصه دانشجوي انقلابي بود.
سؤالات و اعتراضات دانشجويان نسبت به اقدامات آقاي جوانفكر در جاي خود مورد مطالبه و نقد جدي دوستداران نظام و انقلاب مي‏باشد كه فعلاً مجال پرداخت به آن نيست.
هيات ميثاق با شهداي بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق عليه السلام

گفتني است، در حال حاضر هيات ميثاق با شهداي بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق عليه السلام با رعايت مطالبات مقام معظم رهبري در زمينه برپايي مجالس اهل بيت، به الگوي موفقي در عرصه عزاداري مبدل شده و به عنوان محوري‌ترين و منسجم‌ترين هيات دانشجويي كشور شناخته مي‏شود. تاكيد بر پيروي از ولايت فقيه، لزوم پيروي از راه امام امت و شهيدان، تاكيد بر مقتل خواني و ارائه مطالب مستند، شعر فاخر و انتخاب سبكهاي متناسب با مجالس اهل بيت از ويژگي‌هاي اين هيات دانشجويي است.

 

 

 

 

 

 

درس‌هایی كه زهرا(س) به ما می‌آموزد

 
وقتی رهبر معظم انقلاب امسال را سال «جهاد اقتصادی» نامیدند، برخی گمان كردند منظور ایشان «شدت بخشیدن به تلاش‌های اقتصادی» است. اگرچه افزایش تلاش‌های اقتصادی، یكی از اركان جهاد اقتصادی است، اما این تمام ماجرا نیست. اگر مسئله فقط همین بود، بسیاری از اقشار مردم مانند معلمان، دانش‌آموزان، اصحاب قلم، زنان خانه‌دار، پزشكان و پرستاران و ... از دایره خطاب ایشان خارج می‌شدند. در حالی كه ایشان رهبر كل جامعه هستند و از آن‌جا كه نامگذاری‌های ایشان برای جهت‌دهی به سمت و سوی كارهای عموم جامعه است، طبیعتاً نامی را برنمی‌گزینند كه فقط به گروه خاصی مربوط شود.

برخی نیز تصور كردند كه منظور ایشان در درجه اول، اقشاری مانند كشاورزان و كارگران و صاحبان صنایع است و با توجه به عمومیت مخاطبان ایشان، بقیه نیز باید تا حدی كه می‌توانند وارد كارهای اقتصادی شوند. این نیز تلقی نادرستی است. در یك نظام مطلوب، هر كسی باید كار خود را انجام دهد و این‌كه مثلاً معلمان و پزشكان و ... بخواهند وارد كارهای اقتصادی شوند، توصیه عاقلانه‌ای نیست.

پس مقصود چیست؟
به نظر می‌رسد ریشه بسیاری از این‌گونه تلقی‌ها این است كه واژه «جهاد» در این عبارت، درست مورد توجه قرار نگرفته است. این كلمه اگرچه در لغت به معنای «تلاش فراوان» است، اما در ادبیات دینی بار معنایی خاصی دارد و با اموری همچون استقامت، ایثارگری، اخلاص و ... گره خورده است. در واقع به نظر می‌رسد كه مقصود ایشان آن است كه همه اقشار جامعه با «روحیه جهادی» به مسائل اقتصادی مربوط به زندگیشان توجه كنند.

این‌جاست كه ناصواب بودن اعتراض عده‌ای كه می‌گویند چرا مهمترین دغدغه رهبر دینی جامعه باید این‌گونه مطالب باشد، معلوم می‌شود: در قرآن كریم، یكی از مهمترین راه‌هایی كه منافقان برای ضربه زدن به حكومت دینی مطرح می‌كنند، ایجاد بحران‌های اقتصادی است. قرآن كریم از قول منافقان نقل می‌كند كه «آن‌ها می‌گویند اطرافیان پیامبر(ص) را در تنگنای اقتصادی قرار دهید تا پراكنده شوند» (سوره منافقون، آیه ۷) طبیعتاً یك اقدام مهم مؤمنان برای خنثی كردن این اقدام منافقان در جامعه دینی آن است كه با روحیه جهادی، عرصه اقتصاد جامعه دینی را حفظ كنند.

مسئله جهاد اقتصادی از زاویه دیگری نیز در ادبیات دینی مطرح شده است. بی‌تردید یكی از مهمترین واجبات دینی كه پشتوانه به ثمر نشستن سایر واجبات است، «جهاد» است. قرآن كریم، در اكثر مواردی كه سخن از جهاد به میان آورده، جهاد اقتصادی (جاهدوا باموالهم) را در كنار حضور در جبهه جنگ (جاهدوا بأنفسهم) و بلكه مقدم بر آن ذكر كرده است. (نساء/۹۵؛ انفال/۷۲؛ توبه/۲۰ و ۴۴ و ۸۱ و ۸۸؛ حجرات/۱۵) ضمناً می‌دانیم كه گرداندن امور جبهه‌های جنگ فقط وظیفه و كار افراد نظامی نیست، بلكه در اسلام، جهاد به ویژه اگر شرایط دفاع از نظام و جامعه اسلامی مطرح باشد، بر همگان واجب است؛ چنان‌كه در دوره دفاع مقدس نیز جبهه‌ها را عمدتاً همین بسیجیان (نیروهای مردمی) پر كرده بودند.

عرصه جهاد، عرصه حضور همگانی
بدین ترتیب، اگر اسلام جهاد اقتصادی را هم‌رتبه با حضور در جبهه‌های جنگ معرفی می‌كند و با توجه به این‌كه حضور در جبهه‌های جنگ برای دفاع از جامعه و نظام اسلامی بر همگان واجب است، بنابراین عرصه جهاد اقتصادی نیز عرصه حضور همگان است. البته باید توجه داشت كه در جنگ این‌گونه نبود كه همگی افراد اسلحه بردارند و در متن عملیات شركت كنند، بلكه عده‌ای مشغول برنامه‌ریزی و هدایت بودند، عده‌ای در قسمت تداركات مشغول بودند، عده‌ای به مجروحان رسیدگی می‌كردند، عده‌ای سنگر یا پل می‌ساختند و... اما آنچه كه در همه مشترك بود، آن روحیه جهادی و اخلاص و ایثار بود، نه اسلحه به دست گرفتن. در عرصه جهاد اقتصادی نیز نباید گمان شود تنها كار ممكن، انجام فعالیت‌های اقتصادی است.

در این جهاد وظایف كسانی كه در متن فعالیت‌های اقتصادی هستند، معلوم است اما كسانی كه اصلاً ماهیت شغل و برنامه زندگی‌شان، اقتصادی نیست، چه كارهایی می‌توانند انجام دهند؟ این‌جاست كه سیره حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها كه به لحاظ مشاغل موجود در ادبیات امروزی، او را یك «زن خانه‌دار» باید به حساب آورد، می‌تواند راه‌گشای ما باشد. در این‌جا از باب نمونه با نقل چهار حكایت از زندگی ایشان، به چهار عرصه از مصادیق جهاد اقتصادی ایشان اشاره می‌شود:

۱. در اسلام، نفقه زن (یعنی تأمین مسائل اقتصادی زن) برعهده شوهر اوست. بنابراین یكی از محل‌های بروز جهاد اقتصادی حضرت، نحوه مطالبه وی از شوهر است كه سعی می‌كند با سخت گرفتن بر خود كوچك‌ترین فشاری بر همسرش نیاید. از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است كه: «حضرت فاطمه(س) كارهای خانه و آرد كردن گندم و نان پختن و جارو كردن را عهده‌دار شد و حضرت علی(ع) آنچه به بیرون خانه مربوط بود، مانند جابه‌جا كردن هیزم و آوردن گندم. روزی به حضرت زهرا(س) گفت: آیا در خانه چیزی [برای خوردن] داریم؟ حضرت فرمود: قسم به خدایی كه حق تو را عظیم داشت، سه روز است كه چیزی نداریم تا برایت بیاورم. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: پس چرا مرا خبر نكردی؟ فرمود: پیامبر(ص) از این‌كه از تو چیزی بخواهم مرا برحذر داشت و فرمود: از پسرعمویت چیزی نخواه مگر این‌كه خودش برایت بیاورد...» (بحار‌الانوار، ج۴۳، ص۳۱)

۲. یكی از مصادیق جهاد اقتصادی كه كاملاً عمومیت دارد، برداشتن بار مشكلات اقتصادی از دوش ناتوانان جامعه است. همگان حكایت سه روز، روزه گرفتن حضرت زهرا(س) و بقیه اهل خانه ایشان را خبر دارند كه در همان زمان یتیم و مسكین و اسیری به ایشان مراجعه كردند و هرسه شب، افطار خود را به آن‌ها بخشیدند بدون این‌كه چشم‌داشت هیچ گونه تشكر و پاداشی از آن‌ها یا از جامعه داشته باشند و آیات سوره انسان در شان آن‌ها نازل گردید.(سوره انسان، آیات۸-۹)

۳. یكی دیگر از مصادیق جهاد اقتصادی در سیره حضرت زهرا(س) پشتوانه قرار دادن دارایی خود برای رفع مشكلات حكومت دینی است و این امری است كه قبل از ایشان مادرش خدیجه(س) انجام داده بود. حضرت زهرا(س) چنان برای رفع نیاز حكومت پیامبر(ص) با تمام وجود آماده بود كه در موارد متعددی كه كسی برای مشكل اقتصادی خود به پیامبر، یعنی به حاكم جامعه دینی مراجعه می‌كرد و پیامبر(ص) خود نمی‌توانست مشكل او را حل كند، او را به حضرت زهرا(س) ارجاع می‌داد. از باب نمونه، می‌توان به حكایت مفصلی اشاره كرد كه امام باقر(ع)، از قول جابر بن عبدالله انصاری برای فرزند خویش امام صادق(ع) نقل كرده‌اند كه جابر گفت:

«روزی نماز عصر را همراه پیامبر خواندیم و هنوز متفرق نشده بودیم كه پیرمردی از مهاجران كه از شدت پیری و ضعف به زحمت راه می‌رفت به سمت ما آمد و پیامبر احوالش را جویا شد. او گفت ای پیامبر خدا گرسنه‌ام سیرم كن، برهنه‌ام مرا لباسی بپوشان، فقیرم دستم را بگیر. حضرت فرمود من چیزی ندارم كه به تو بدهم اما این مقدار هست كه بتوانم تو را به كسی كه اهل خیر باشد راهنمایی كنم. پس به خانه كسی برو كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند. كسی كه خدا را بر خویش مقدم می‌دارد، به خانه فاطمه برو. آن فرد با راهنمایی عمار به خانه حضرت زهرا می‌رود و عرض حال می‌كند و حضرت تنها گردنبند خود را كه آن هم هدیه دختر عمویش (دختر حضرت حمزه) بوده به او می بخشد و...» (بحار‌الانوار، ج۴۳، ص۵۶-۵۸)

۴. مصادیق جهاد اقتصادی حضرت زهرا(س)، تنها در سخت گرفتن بر خود و انفاق اموال خلاصه نمی‌شود، بلكه ایشان از دارایی‌های اقتصادی خود در مسیر مبارزات سیاسی نیز استفاده می‌كرد. نمونه بارز آن را پس از رحلت پیامبر(ص) در جریان فدك می‌توان مشاهده كرد. پیامبر اكرم(ص) با توجه به روحیه‌ای كه از حضرت زهرا سراغ داشت، باغات فدك را كه طبق آیه انفال (سوره انفال، آیه۱) به حضرت زهرا بخشیده بود و حضرت هم آن را صرفاً در راه رفع نیاز مستنمدان جامعه مصرف می‌كرد. پس از رحلت پیامبر و جریاناتی كه پیش آمد، خلیفه اول فدك را به عنوان اموال حكومتی تصاحب كرد. حضرت در دو خطبه مفصل، فدك را بهانه‌ای برای نقد مشروعیت حكومت خلیفه اول قرار داد و با این اقدام خود نشان داد كه چگونه می‌توان دارایی‌های اقتصادی خویش را در مسیر اصلاح سیاسی جامعه و روشنگری قرار داد.

همه این‌ها شواهدی است كه جهاد اقتصادی امری نیست كه مخاطب آن صرفاً سرمایه‌داران یا تولیدكنندگان و امثال آن‌ها باشند، بلكه هر شخصی، حتی یك زن خانه‌دار هم آن مقدار كه زندگیش با اقتصاد ارتباط برقرار می‌كند، می‌تواند در عرصه این جهاد مشاركت جدی داشته باشد و نقش‌آفرین گردد. اگر به تعبیر قرآن كریم، منافقان می‌پندارند كه با ایجاد مشكلات اقتصادی می‌توانند نظام دینی را زمین بزنند، ما هم باید با جهاد اقتصادی خویش، پندار آن‌ها را نقش بر آب كنیم

 

 

 

 

 

 

ادعای منافقین درباره روز معلم

این گروهک مدعی شده است که روز معلم نه پس از انقلاب، بلکه پیش از انقلاب نامگذاری شده است، اما اینکه چگونه و بر چه اساسی این روز از سوی رژیم شاهنشاهی به عنوان روز معلم نامگذاری شده است، از اکتشافات کم نظیر این سایت است.

 

سایت خبری گروهک تروریستی منافقین در تقویم خود، تطبیق‌های جالب و نادری در خصوص روزهای خاص سال دارد که روز معلم یکی از آنها است.در این تقویم، روز دوازدهم اردیبهشت ماه که از سال 58، پس از شهادت مظلومانه معلم شهید، آیت‌الله مرتضی مطهری به دست گروهک انحرافی فرقان، «روز معلم» نامگذاری شد، جلوه‌ای بدیع یافته است.

این گروهک مدعی شده است که روز معلم نه پس از انقلاب، بلکه پیش از انقلاب نامگذاری شده است، اما اینکه چگونه و بر چه اساسی این روز از سوی رژیم شاهنشاهی به عنوان روز معلم نامگذاری شده است، از اکتشافات کم نظیر این سایت است.

جالب آن‌که در این تقویم، در خصوص روز معلم آورده شده است: «روز دوازدهم اردیبهشت سال1340، تظاهرات فرهنگیان و معلمان کشور که دراعتراض به‌حقوق ناچیز خود از چند روز قبل دست به‌اعتصاب زده بودند با سرکوب حکومت شاه مواجه شد.

این تظاهرات که در برابر مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تهران برپا شده بود با به‌رگبار بستن صفوف معلمین توسط پلیس شاه به‌خاک‌وخون کشیده شد و دکترخانعلی دبیر دبیرستان‌های تهران به‌شهادت رسید و از آن‌ پس این‌ روز به‌ عنوان روز معلم شناخته شد.»

 

 

 

 

 

 

عرفان کیهانی" در همدان متلاشی شد

فرقه نوظهور، منحرف و غیرقانونی عرفان کیهانی که با پوشش فرادرمانی و طب مکمل در همدان فعالیت می‌کرد شناسایی و متلاشی شد.

این فرقه توسط محمدعلی طاهری پایه‌گذاری و با سوءاستفاده از روحیه معنویت گرای جامعه اقدام به جذب نیرو به خصوص قشر جوان و ایجاد تشکیلات مخفی کرده است.

 

به گفته یک مقام امنیتی رهبر این فرقه همچون دیگر فرق خود انتصابی است وهیچگونه واکنش و انتقادی را برنمی‌تابد و با سوء استفاده از آموزه‌های فرقه‌ای به خصوص بهره‌گیری از تکنیک فریب، استیلای مطلق بر وابستگان و سرسپردگان پیدا کرده و با مشابه سازی از شرکتهای هرمی موفق به سوءاستفاده مالی شده است.

 

این مقام آگاه امنیتی اعلام کرد: با توجه به ماهیت شریعت ستیزی، مصلحت اندیشی، همراهی با دشمن، اعتقاد غلط در توحید، شرک دانستن توسل به ائمه اطهار(ع)، اعتقاد به حلول و تناسخ، سیر وسلوک از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی و سوء استفاده‌های کلان و دیگر اهداف مسموم و آسیب زای فعالان فرقه از ادامه فعالیت آن جلوگیری و تشکیلات مربوطه در استان همدان متلاشی شد.

 

اداره کل ارشاد اسلامی استان همدان از مردم استان همدان خواست تا درصورت مواجهه با مدعیان فرقه مذکور تحت عناوین عرفان کیهانی، فرادرمانی یا طب مکمل تشکیل جلسات آموزشی ازهرگونه همراهی با آنها به خصوص در ثبت نام فرزندان خود در مهدکودکهای در اختیار فعالان فرقه با احتیاط عمل کرده و موضوع را به مراجع گزارش کنند.

 

 

 

 

 

اولین تصاویر منتشرشده از کربلا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جهنم توهمات هنری در تالار وحدت!

 

در بروشور نمایش، قطعه‌ای ادبی با عنوان (ستایش یاس) درج شده است. در قسمت‌هایی از این نوشته می‌خوانیم: 'آن جلاد (منظور یزید است) بر فراز سر بریده‌ حسین گفت: شادمانم که انتقام پدرانم را گرفتم. می‌خواست انتقام پدرانش را در نبرد با ابابیل بگیرد'. . . این قسمت را همان‌طور که در بروشور نوشته شده، آورده‌ام.

 

حال اگر به لحاظ ادبی احیاناً اشکالاتی دارد به گردن نویسنده آن است. بگذریم. باید گفت ابرهه و سپاهش قبل از اسلام به مکه حمله کردند. آنان اجداد یزید نبودند. یزید نمی‌خواست انتقام ابرهه را در نبرد با ابابیل بگیرد. او در پی انتقام بدر، حنین، جنگ‌های حضرت علی(ع) و . . . بود. از همین جا دادن اطلاعات اشتباه به تماشاگران شروع می‌شود و این تا بدانجا پیش می‌رود که پس از گذشت 20 دقیقه از اجرا در تاریخ7 اردیبهشت 1390 تماشاگری با عصبانیت بلند شده و لب به اعتراض می‌گشاید که: این است حضرت زهرا(س)، این است نشان دادن عصمت کبری؟ ادامه خبر چنین است؛ در پی اعتراض این فرد و با توجه به نمایش ضعیف تئاتر، سایر مردم نیز ضمن اعتراض به این نمایش، آن را موجب وهن به مقام حضرت فاطمه(س) دانسته و ضمن اعتراض به این تئاتر، سالن نمایش را ترک کردند. در همین حین یکی از تماشاگران فریاد زد: آیا کسی نیست به این تئاترها نظارت کند؟ آیا این تئاترها که با حمایت‌های مالی برخی ساخته می‌شوند تحت هیچ نظارتی از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار نمی‌گیرند؟ (به نقل از جهان‌نیوز)

خدا را شکر پس از اینکه سال‌هاست در مقالات و نقدهایمان از این گونه نمایش‌ها فریاد برمی‌آوریم که این چه نمایش‌های مذهبی است؟ چرا کسی به باندبازی‌ها و گروه‌بازی‌هایی که در پس این نمایش‌ها به بهانه نمایش مذهبی فقط در پی پر کردن جیب خود هستند رسیدگی نمی‌کند؟
و ...هیچ گاه هم هیچ اتفاقی نیفتاد. این بار این تماشاگران هستند که لب به اعتراض می‌گشایند. یادمان باشد این تماشاگران همان خانواده‌های شریفی هستند که مسئولان تئاتر با باندبازی‌ها و روابطشان آنها را با اتوبوس و . . . به دیدن تئاتر می‌آورند.

در این میان پول هنگفتی نهفته است. اولاً بودجه‌ای که برای این نمایش‌ها داده می‌شود بودجه خاص و حمایت‌های خاص نمایش‌های مذهبی است که البته بعضی‌ها در اولویت هستند! دوماً مسئولان تئاتر که هماره دست در دست یکدیگر دارند و به اصطلاح نان به هم قرض می‌دهند با هماهنگی و استفاده از ارتباطات آنچنانی با ارگان‌ها و. . . یکجا بلیت‌هایشان را به ارگان‌های مذکور می‌فروشند و آنها هم به مرور این بلیت‌ها را به خانواده‌های کارمندانشان داده و آنها به راحتی با در اختیار داشتن وسیله ایاب و ذهاب به دیدن این نمایش‌ها می‌آیند و بعد مسئولین تئاتر در انتها آمارهای آنچنانی می‌دهند و جیبشان را نیز پُر می‌کنند!

اما این بار همین خانواده‌ها اعتقادات و باورهایشان به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) خونشان را به جوش آورد و لب به اعتراض گشودند.

شما نگاه کنید به بروشور، زمانی که مثلاً کارگردان و عوامل از یک گروه و دوستان نزدیک و گاهی فامیل مسئولین هستند، دیگر چه انتظاری می‌توان داشت؟

نمایش می‌خواهد به‌گونه‌ای دیگر به حضرت فاطمه زهرا(س) و مصائبش بپردازد اما اصولاً متن و اجرا نمی‌تواند از پس این مهم برآید.

اینجا نیز چون بارهای قبل هشدار می‌دهم دست‌ها و افکاری در کار است که ائمه هدی(ع) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) را چون انسان‌های معمولی نشان دهند و آرام آرام معصومیت آنها و اتصال به منبع وحی را از ایشان بگیرند و حریم‌شکنی کنند و بعد بگویند آنها مانند همه مردم بوده‌اند، در این صورت دیگر نمی‌توانند الگو و اسوه باشند. زمانی که حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) را العیاذ‌بالله چون لیلی و مجنون و یا رمئو و ژولیت نشان می‌دهیم که در لابه‌لای نخل‌ها با هم حرف‌های عاشقانه ردوبدل می‌کنند، دیگر آیا از کوثر نشانی می‌‌ماند؟

آقای میلاد اکبرنژاد در مقام نویسنده و سیدمحمدجواد طاهری در مقام کارگردان، قیاس به نفس کرده‌‌اند! باید گفت اطلاع و دانش و بینش ما در خصوص یک موضوع به اندازه داشته‌ها و بضاعت ماست. نه خود آن موضوع و نه آن طور که باید و نه آن طور که هست.

به قول ‌آن بزرگ: "کار نیکان را قیاس از خود مگیر." این یک قیاس مع‌الفارق است. اصلاً سالبه به انتفاع موضوع است. عشق در نزد مولا علی(ع) و حضرت فاطمه(س) با عشق در نزد عامه و من و شما تفاوت دارد. زمانی که حضرت فاطمه(س) ازدواج کردند 9 ساله و یا 11 سال داشتند. اینجا یک دختر حداقل بیست و چند ساله را می‌بینیم که لابه‌لای نخل‌ها می‌چرخد و مولا علی(ع) نیز دارد برایش حرف‌های عاشقانه می‌زند، از چشم‌هایش می‌گوید و . . . شما اصلاً به چه اجازه‌ای از اندک دانسته‌های ناقص خود بدین نتیجه رسیده‌اید که می‌توان اینان را معمولی دید و عشقشان را مجازی و زمینی همانند همه دانست؟ اگر پول می‌خواهید بروید کارهای دیگری کنید. شما که الحمدلله پارتی‌تان در حد اعلاست. چرا حرمت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) را می‌شکنید؟ چرا نمایش مذهبی، محملی شده است برای پول درآوردن و بودجه گرفتن و هزینه کردن و معروف شدن و هزار و یک مسئله مادی دیگر. چرا مذهب را سکوی پرتاب خود قرار می‌دهید؟ آن تماشاگران حق داشتند که اعتراض کنند و تالار را ترک نمایند. الحمدلله مسئولان هم هیچ اظهارنظری نکردند و آب از آب هم تکان نخورد و کماکان اجرا ادامه دارد! باید گفت هیچ اظهارنظری نمی‌توانستند بکنند. گذشته از اینها این نمایش پر از تناقض است. در جایی از نمایش، حضرت عزرائیل می‌آید و به مولا(ع) می‌گوید آمده‌ام اجازه بگیرم برای قبض روح حضرت زهرا(س). مولا می‌گوید: "تو کارت چیست؟" یعنی چه؟ اگر مولا عزرائیل را می‌بیند و با او حرف می‌زند و اگر نمی‌بیند دیگر چرا از او سئوال می‌کند و . . . پس می‌داند کارش چیست. یا در جایی حضرت ام‌البنین(س) با حضرت فاطمه زهرا(س) روبه‌رو می‌شود شاید بتوان در درام این کار را انجام داد یعنی فاصله‌های تاریخی را برداشت اما باز همان حرف‌ها زده می‌شود. نویسنده و کارگردان به اصطلاح می‌زنند به صحرای کربلا. حضرت زهرا(س) می‌گوید از بچه‌های من و حسینم مراقبت کن. ام‌البنین(س) می‌گوید عباس دلش می‌خواست تو مادرش باشی و حضرت فاطمه(س) می‌گوید عباس پسرم و در ادامه از مشک خالی و . . . می‌گویند. این دوستان حرف‌های تکراری و کلیشه‌ای را تنها با رنگ و لعاب امروزی نشان می‌دهند و ادعا دارند که نگاه نویی کرده‌اند. آیا هر کاری که نام ائمه(ع) را بر خود داشته باشد لاجرم نمایشی مذهبی و دینی است؟

کار نیکان را قیاس به خود گرفتن کار نویی است؟ آن هم چه نیکانی! معصومین علیهماالسلام! در جایی ابوبکر و عمر و . . . دارد با هم حرف می‌زنند. اگر با یکدیگر صحبت می‌کنند پس چرا تماشاگران را خطاب قرار می‌دهند انگار که بر سر منبر هستند. آن هم با صدای بلند منوتون.

دوستان بازیگر آخر چقدر تکرار؟ اولاً ابوبکر جزء یاران حضرت رسول(ص) بود. دوماً اگر کسی یا فردی می‌خواهد مردم را مجاب کند به قبول مسئله‌ای غیرمعمول پس باید به‌گونه‌ای نرم و در عین حال تأثیرگذار حرف بزند نه با تحکم و با عصبانیت. ثالثاً ای کاش کمی در خصوص شخصیت فکر می‌کردید. آنجا عربستان است، آنها عربند، حرکاتشان، رفتارشان و نگاهشان باید درست انتخاب شود. آقای سرچاهی با اینکه مدتی است روی صحنه‌های تئاتر تهران نبوده اما هیچ تغییری نکرده، همان بیان، همان صدا و همان رفتارها بدون تغییری در پرداخت شخصیت. ایشان معمولاً یکجور بازی می‌کنند. دیگران نیز به همین منوال. شاید تنها کسی که نسبتاً درست بازی کرد رحیم نوروزی بود و در ابتدای کار علی فرحناک!

کارگردان نشانه‌هایی برای ارتباط با امروز نیز در کار گنجانده است. ویلن سِل که دیگر در کارهای مذهبی جزء لاینفک اجراها شده است از زمان نمایش پل تا سال‌های شن تا نمایش اخیر دژاکام، یک دامن ستاره و . . . این ویلن سل جایگاه خاص دارد که دیگر کلیشه‌ای شده است. سئوال اینجاست اگر آن را حذف کنیم چه اتفاقی می‌افتد؟ تنها به خاطر زیبایی‌شناسی از آن استفاده می‌کنیم و یا ارتباط با امروز.

متن شعاری است و شاعرانه. آیا اگر حرف‌های مثلاً حضرت عزرائیل را شخصیت دیگری می‌گفت فرقی هم می‌کرد. این شاعرانگی که بدون ارتباط فی‌النفسه و دراماتیک با موضوع و ایضاً شخصیت‌هاست دیگر در کارهای مذهبی و دینی این چنینی تکراری و کلیشه‌ای شده است. مشتی شعر و قطعه ادبی همین. باید دانست به صرف زیبایی نمی‌شود از اشعار و . . . به جای دیالوگ استفاده کرد و یا هر وسیله‌ای را روی صحنه آورد. اینها باید ارتباطی ماهوی و دراماتیک با اجرا و اثر داشته باشند. از سویی در ابتدای کار نوشته‌ای روی پرده می‌آید بدین مضمون؛ (اینها یک گروه نمایشی هستند که برداشت خود را از فاطمه زهرا(س) و مسائل زمان ایشان ارائه می‌دهند). این نوشته کافی است تا ارتباط با امروز شکل بگیرد؟ البته این نوشته بیشتر، برای ایجاد مفر بود تا اگر اعتراض‌ها و ایرادهایی بر کار گرفته شود مانند اعتراض آن تماشاگران، گروه بگوید ما که از اول گفتیم برداشت خودمان را ارائه داده‌ایم. اما باید گفت چه کسی به شما اجازه داده است که برداشت‌های غلط و نادرست خود از ائمه(ع) را به صحنه بکشید و به ذهن تماشاچی القا کنید؟

حضرت فاطمه(س) آن قدر ابعاد شخصیتی گسترده‌ای دارند که می‌توان به آنها پرداخت، ابعادی که تاکنون به آن پرداخته نشده است. حالا از این همه، شما دوستان نویسنده و کارگردان خواسته‌اید نگاهی امروزی به ایشان بیندازید و رفتار و سکنات و کردار آنان را قیاس از خود گرفته‌اید! گفته‌اید چه اشکالی دارد آنان هم مثل ما بودند انسان‌های معمولی، پس عشقشان، زندگی‌شان و اعمالشان هم مانند ما بوده است! اما از این نکته غافل بوده‌اید که در حد دانایی خودتان از این بزرگواران حرف زده‌اید نه آن طور که هست و باید و این سطحی‌نگری به تنهایی به شما اجازه نمی‌دهد هر آنچه را که می‌خواهید و فکر می‌کنید به صحنه بکشید و هر آنچه را که خود انجام می‌دهید به خاندان عصمت و طهارت(ع) نسبت دهید. یکی از ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه(س) این است که هیچ گاه برای خود دعا نمی‌کردند و هماره برای مردم و همسایگان دعا می‌کردند، سه روز روزه‌شان را با آب افطار کردند و افطارشان را به فقیر دادند. در جنگ‌ها با حضرت رسول(ص) به تیمار و پرستاری مجروحان همت می‌گماشتند. ادیب و مفسر قرآن بودند و . . . باید گفت تا زمانی که کسانی در خصوص نمایش‌های دینی می‌توانند حرفی برای گفتن داشته باشند و به دلیل همین ارتباطات و گروه‌بازی‌ها کنار گذاشته شده‌اند، نمایش دینی و مذهبی ما به جایی نخواهد رسید و خدای ناکرده روزی را خواهیم دید که مقام ائمه هدی(ع) تا مرتبه آدم‌های امروزی و معمولی پایین آ‌ورده شده و این خواست دست‌های پنهان است که می‌خواهند ارتباط معنوی افراد جامعه را با بزرگان به سطح نازل برسانند. زمانی که این بزرگان تا حد آدم‌های معمولی پایین آورده شدند دیگر چه نیازی است به تمسک به ‌آنان و راه و روش و اندیشه‌ها و آرا و دیانت و عفت و عصمت و . . . آن بزرگواران. این گونه آنان زمینی شده و از جایگاه رفیع خود به سطح می‌آیند.

پس از این زمینه‌سازی‌ها برخی به سادگی خواهند گفت؛ می‌بینید! آنان هم مانند ما به دنیا آمده‌اند، زندگی کرده‌اند، عاشق شده‌اند، ازدواج کرده‌اند، بچه‌دار شده‌اند و بعد از دنیا رفته‌اند. چرا آن قدر آنان را بزرگ می‌کنید؟ چرا اصلاً باید در تمام شئون زندگی‌مان از افرادی که 1400 سال پیش زندگی کرده‌اند تبعیت کنیم و از این دست حرف‌ها! البته با ظاهر نمایش مذهبی و در این میان مسئولین تئاتر هم کاملاً منفعل هستند.حال می‌بینید که چگونه به همین سادگی و از طریق ظاهری دینی و ظاهرسازی‌های دینی و مذهبی در قالب نمایش‌های دینی تهاجم فرهنگی، فکری، مذهبی و . . . صورت می‌پذیرد و آب از آب هم تکان نمی‌خورد حتی زمانی که تمام تماشاگران یک نمایش لب به اعتراض می‌گشایند مسئولین تئاتر در همه رده‌ها و زمینه‌ها چون دستشان در دست یکدیگر است و به اصطلاح نان به هم قرض می‌دهند صدایشان که در نمی‌آید هیچ، سعی دارند یک طوری موضوع را ماست‌مالی کنند و از آن بگذرند.با این اوصاف باید حرکتی جدی و اساسی نموده و برای این مدعیان هنر تئاتر بالاخص نمایش‌های دینی و مذهبی، فکری بکنیم تا نسل جوان و جامعه تحت تأثیر این افکار مسموم قرار نگیرند.

افکاری که خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف دشمنان این مرز و بوم و دشمنان دین اسلام و مذهب تشیع و ایران اسلامی است. باید این فرمایش حضرت امام راحل را آویزه گوش قرار دهیم که هر چه داریم از اسلام است و اهل بیت عصمت و طهارت و ائمه هدی علیهماالسلام. پس تا دیر نشده باید فکری اصولی و اساسی و ریشه‌ای بکنیم چرا که اگر دیر بجنبیم خواهیم دید که چه زود دیر شده است! باید گفت اکنون هم خیلی دیر است. باید هر چه سریع‌تر روبه‌روی این جریانات فکری منحرف ایستاد.

پیشنهاد می‌کنم اجرای نمایش‌های دینی و مذهبی کلاً از نظارت و ید قدرت مرکز هنرهای نمایشی، معاونت هنری، بنیاد رودکی و انجمن هنرهای نمایشی، دفتر تئاتر دینی و . . . خارج شده و تحت نظارت مستقیم وزارت ارشاد درآید تا چه به لحاظ اجرایی و چه نظارتی، دیگر شاهد این گونه مسائل نباشیم. ان‌شاءالله.

 

 

 

 

 

 

 

تذکر آقا تهرانی به رسانه ها

 

حجت‌الاسلام آقاتهرانی گفت: راهکارهای درست را جایگزین شیوه تخریب دولت کنید.

 

مرتضی آقاتهرانی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی درباره نقد غیرمنصفانه و تخریب دولت توسط برخی رسانه ها اظهار داشت: باید مطیع مقام ولایت در جمیع جهات بود. اگر رهبر فرزانه انقلاب می خواهند آرامش حفظ شود، باید حتما اینگونه شود.

وی با تأکید بر این نکته که تخریب به هر صورت غلط است، افزود: باید راهکارهای درست را به جای تخریب کردن پیدا کرد. زیرا با راهکارهای درست هم اشکالات رفع می شود و هم وضع کشور به هم نخواهد ریخت.

رییس مجمع نمایندگان تهران خاطرنشان کرد: اختلاف نظرهای بین مسوولان و سران، نباید به مردم کشیده شود. این مطلب جزو تأکیدات رهبر فرزانه انقلاب است.

 

 

 

 

 

توهين هوشنگ امیراحمدی به ايراني‌ها

هوشنگ امیراحمدی در شبکه بی‌بی سی فارسی مدعی شد: "اصولاً فرهنگ ایران، فرهنگ عدم سازش و پس زدن چیزهای معقول است(!)".


هوشنگ امیراحمدی، ضدانقلاب مقیم آمریکا در گفتگو با شبکه بی‌بی سی فارسی به تحلیل فرهنگ سیاسی ملت ایران در قرن‌های اخیر پرداخت و مدعی شد: "مشخصات فرهنگ سیاسی ایران، علمی نبودن، بی‌منطقی و نداشتن تعقل است(!)".

وی افزود: "ملت ایران در تمام دعواهای تاریخی خود با یونانی‌ها، رومی‌ها، عرب‌ها، انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها، مغول‌ها و ترک‌های سلجوقی، به جز چند مورد، شکست خورده است و تاریخ ما تاریخ باخت است".

امیر احمدی که به عنوان دلال رابطه با آمریکا با ایران تلاش زیادی کرده است برای سخنرانی در همایش ایرانیان خارج از کشور دعوت شده بود که حضور او با واکنش‌های زیادی از سوی دلسوزان همراه شد. وی از مشوقان مطرح شدن تز مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلامی است

 

 

 

 

 

 

نفاق فکری مجاهدین خلق را شهید مطهری کشف کرد

 

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان داشت: مواجهه شهید مطهری با افکار خودی و غیر خودی با حریت تفکر همراه است. او با انصاف و شجاعت علمی به نقد افکار دکتر پیمان، بازرگان، و دکتر شریعتی می‌نشیند و در کنار ذکر نقاط قوت، ضعف ها را هم برمی‌شمرد.

حجت الاسلام محمد جواد رودگر، عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و دارای دکتری عرفان اسلامی چند سالی است که بر آثار استاد شهید مرتضی مطهری متمرکز شده است و با بررسی آثار استاد، تا به حال سه جلد از مجموعه کتاب مطهری شناسی را با عنوان‌های فیلسوف فطرت، آفتاب احیاگران و عرفان مطهر منتشر کرده است. دو جلد دیگر این مجموعه نیز به زودی تدوین و منتشر خواهد شد.

وی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به زندگی نامه استاد مطهری به ویژگی های علمی و رفتاری وی پرداخته است.

 

رسا - درباره زندگی استاد مطهری و مراحل شکل گیری شخصیت علمی و اثربخشی وی در جامعه توضیح دهید.

 

زندگی استاد مطهری را می توان در پنج شاکله مطرح کرد که عبارتند از تحصیل، تحقیق، تدریس، تدوین و تهذیب.

استاد مطهری با دو بال علم و عمل مراحل تحصیلی را طی کرد و در تحصیل تا مرحله اجتهاد پیش رفت و بار علمی خود را ناقص نگذاشت، در وسط راه متوقف نشد بلکه در حوزه علمیه مشهد و قم و در محضر اساتید گرانمایه به خوشه چینی علمی پرداخت.

 

وی در دوران تحصیل فقط به خواندن و «ان قلت» کردن و حاشیه زدن اکتفا نکرد بلکه مسیر مطالعه خود را به تحقیق و پرسشگری علمی وصل کرد. وی در مقدمه کتاب سیری در نهج البلاغه می گوید من نسبت به بسیاری از مسائل از جمله خداوند سوال داشتم و دنبال جواب بودم؛ البته باید توجه داشته باشیم که شک وی شکی سازنده بوده است و او را به سمت تحقیق و فهم مطلب رهنمون کرده است نه شک مخرب که انسان را سست و پایبند می‌کند.

 

مطالعات عمیق و دقیق او نسبت به آموزه‌های دین اسلام و سایر ادیان و فرقه ها و مسالک علمی مختلف از او انسانی فهیم ساخت که می توانست در چهره استادی تمام قد در کرسی تدریس حوزه و دانشگاه ظاهر شود.

روح بزرگ شهید مطهری او را در مرحله تدریس نگاه نداشت. وی تلاش می کرد تا با قلم زدن، اندیشه ناب اسلامی را به دیگران نیز منتقل کند و از این رو کتاب های بسیاری تالیف کرد، البته نباید از نظر دور داشت که امروز برخی کتاب‌هایی که از ایشان در دست داریم پیاده شده نوارهای استاد شهید است.

استاد مطهری دارای شجاعت فکری بود و این شجاعت را در ساحت های گوناگون همچون خطابه، کرسی تدریس و تالیف نشان داد.

مشغله‌های علمی و تحقیقی استاد زیاد شده بود اما هیچ گاه وی را از وظایف عبادی باز نداشت و او در کنار تربیت فکری دیگران به تربیت معنوی خود می پرداخت.

البته اساتید گرانمایه او همچون علامه سید محمد حسین طهرانی، شیخ حداد، امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی در مسیر رشد علمی و معنوی او بسیار نقش داشتند.

 

استاد مطهری دارای خصویت‌های بارز علمی است که شرح آن نیاز به مجال فروان دارد، خصیصه‌های بارز علمی استاد را بیان کنید.

 

استاد مطهری آزاد اندیش و دارای حریت فکری بود و آزاد اندیشی بدون عقل آزاد ممکن نیست؛ عقلی که از حجاب های پیرامونی همچون سنت زدگی، تاریخ زدگی، تقلید، ترس از اظهار نظر، هواهای نفسانی به دور باشد، زیرا هوای نفس در روایات اسلامی بسیار خطرناک معرفی شده است و انسان برای رسیدن به وارستگی باید از تمامی حجاب ها فاصله بگیرد.

عقل آزاد اندیش همراه با روح آزاداندیش است که استاد مطهری دارای این خصیصه بارز بود و به همین دلیل توانست با افکار گوناگون آزادانه برخورد کند، شهید مطهری به معنای واقعی دارای عقلانیت تفکری بود و در نقد و ارزیابی محک های قابل قبولی داشت.

مواجهه شهید مطهری با افکار خودی و غیر خودی با حریت تفکر همراه است و می بینیم او چقدر با انصاف و البته با شجاعت علمی به نقدافکار دکتر پیمان، بازرگان و دکتر شریعتی می نشیند و در کنار ذکر نقاط قوت، ضعف ها را هم برمی شمرد.

 

خصویت دیگر استاد مطهری زمان آگاهی است. او به زمان عالم بود و تاکید او به طلاب و عالمان دنیای اسلام این بود که باید به مقتضیات روز و پرسش های مردم آگاه باشند و نیازها را به درستی فهم کنند، از این رو وی در راستای نیازهای زمان، کلام جدید را مطرح و غنی کرد.

نقش استاد در کلام جدید یک تعارف نیست و می توان دغدغه های او را در احیا معرفت شناسی، و به سامان رساندن فلسفه تاریخ و فلسفه اخلاق در نامه اش به حوزه های علمیه به مطالعه نشست.

وی در نوع برخوردهای خود با جوانان به نیازهای فکری جوانان توجه داشت و با طرح اسلام و مقتضیات، فلسفه خاتمیت، اسلام را در دنیای جدید مطرح کرد.

 

استادمطهری نیاز شناس بود و در کنار شناخت نیازها، همت علمی خود را مصروف برآورده شدن نیازهای زمان می کرد و قاعده عرضه و تقاضا را در محیط علمی مدلی مناسب می دانست تا دانشمندان به مسائلی بپردازند که جامعه او را طلب می کند؛ وی در مقدمه کتاب عدل الهی به نیکویی به مساله تورم علمی و فکری اشاره کرده اند و به مساله توجه به نیازها تذکر داده است.

استاد مطهری رصدگر سوالات و شبهات عصر خود بود و حتی جلوتر از زمان خویش به تفکر می پرداخت و با نیاز سنجی آینده، به سوالات مطرح پاسخ می داد.

خطرشناسی دیگر خصوصیت استاد مطهری است که به خوبی نقاط حمله دشمنان فکری را تشخیص می‌داد و ضمن تحلیل موقعیت به مقابله مناسب می‌پرداخت، وی به خوبی توانست در مقابل خطرات واپسگرایی، تجددگرایی افراطی، التقاط، الحاداندیشی، نفاق فکری، از ساحت متعالی دین دفاع کند.

 

نفاق فکری بسیار پیچیده است و شناخت آن به بصیرت و دانشی همچون شهید مطهری نیاز دارد که وی توانست از لابلای ادبیات عرفانی، تفسیری و سیاسی حزب مجاهدین خلق، رگه های باطل را کشف و استخراج کند و در مرحله بعد به صورت منطقی رفتار کند و در مقابل التقاط فکری منافقین بایستد.

اجتهاد فکری و علمی استاد مرتضی مطهری از ویژگی های بارز وی است که در محضر اساتید بزرگی به درجه اجتهاد مسلم رسید و در عرصه اسلام شناسی یک اسلام شناس کم نظیر بود که توانست نقش خود را به خوبی ایفا کند.

دلبستگی های علمی و معنوی هرگز باعث نشد تا او از صحنه اجتماع دور باشدبلکه به عنوان یک مبارز سیاسی در میدان حاظر شد و بر ارزش های خود پافشاری کرد.

استاد مطهری نه تنها یک احیاگر در حوزه و سطح و سیع جامعه شمرده می شود بلکه به اعتقاد من وی یک مصلح است که البته در ذیل نهضت اصلاح گری امام خمینی(ره) نقش کلیدی باز می کند و به عنوان مغز تئوریک انقلاب اسلامی به نظام اسلامی خدمت می کند و اندیشه های امام خمینی(ره) را با تئوریزه سازی، حمایت می کرد.

استاد مطهری دارای روش مبارزاتی خاص به خود بودند که با برخی از چهره های سیاسی دوران انقلاب متفاوت بود اما به هر حال وی نیز زندان و مرارت ها را برای پیروزی انقلاب اسلامی به تن خرید.

استاد شهید را می توان جامع مثلت اجتماعیات،اخلاقیات و اعتقادیات عنوان کرد، زیرا وی به خوبی دریافته بود که اسلام دینی یک پارچه است نه بخشی و جزیره ای و گرفتن یک بخش و رها کردن سایر بخش ها همچون نداشتن است.

وی جامع علم معقول و منقول بود و به جامیعت علمی و اخلاقی خود بسیار حساس بود و به همین دلیل در کتاب تربیت اسلامی خود به رشد کاریکاتوری و ناموزون شخصیتی افراد اعتراض می کند.

استاد مطهری جامع تعبد و تعقل، عقل و عشق، برهان و عرفان و فکر و ذکر است، وی یک عالم ربانی بود، انسانی که در حوزه اخلاق مصداق (انما یخشی الله من عباده العلماء) بود و دغدغه دین داری و انتقال معارف اسلامی او را لحظه ای رها نکرد و در راه انتقال آموزه های اسلامی کوشید.

ادب برخوردی او در مقام شاگردی در برابر استادان زبانزد بود و در کمال ادب با اساتید خود برخورد می کرد و سوالات و اشکالات خود را به صورت معلل و مدلل بیان می کرد.

 

رسا - استاد شهید مطهری نسبت به انحرافات جامعه بسیار حساس بود و کژی های فکری را نمی‌پسندید و با افکار نادرست اعم از الحادی و افکار افراطی اسلامی به مبارزه می پرداخت که نمونه آن نوشتن کتاب حماسه حسینی در موزات نقد بر ماتریالیسم و کمونیسم است، لطفا این بعد علمی و تبلیغی استاد را بیشتر توضیح دهید.

 

استاد مطهری اعتقاد راسخ ‌داشت ‌که ‌جهان‌بینی‌اسلامی، توانمندی ‌لازم ‌را در تبیین ‌عقلانی‌ جهان دارد ‌و اثبات‌پذیر، تعهدآور، حرارت‌زا، تقدس‌بخش ‌و عشق‌آفرین ‌است‌ و تمام ‌همت ‌خویش‌ را در راستای ‌انحراف‌شناسی‌ فکری ‌و عملی‌ در دو جبهه‌ ‌بیرونی‌ که ‌در خارج ‌از محیط ‌و جامعه‌ ‌اسلامی و به ‌وسیله بیگانگان ‌شکل ‌گرفته بود ‌و دیگری جبهه ‌درونی ‌که ‌خطر آن ‌را به ‌مراتب ‌بیش‌تر از جبهه‌ بیرونی می‌دانست.

 

راه ‌مبارزه ‌را عرضه‌ صریح ‌مکتب ‌در همه‌ ‌زمینه‌ها با زبان ‌روز می دانست و تفکر اسلامی ‌را تفکری ‌آسیب‌دیده‌ ‌می‌دانست ‌که ‌باید به ‌آسیب‌شناسی ‌و آفت‌زدایی ‌آن ‌پرداخت.

او در بحث احیای تفکر اسلامی، آفات ‌را به ‌قدیم ‌و جدید تقسیم‌ می کند و عوامل‌ تصفیه‌ تفکر اسلامی ‌را در رجوع‌ به ‌قرآن، سنت، سیره ‌ناب ‌پیامبر و ائمه‌(ع) و عقل‌ می‌دانست و با دو مسیر انحرافی‌ افراط ‌و تفریط ‌در عرصه ‌معارف ‌دینی‌ به‌ شدت‌ مخالفت ‌کرد.

استاد مطهری برای حل مشکل تحجر در جامعه اسلامی اعتقاد راسخ به اجتهاد دارد و اجتهاد را راهکاری ‌زیربنایی‌ برای رهایی‌ از تحجر قدیم‌ و جدید عنوان می کند و سخت ‌معتقد به‌ ایفای ‌نقش‌ عقل ‌در فهم ‌و تحلیل ‌و به ‌کارگیری ‌معارف ‌اسلامی‌ در ابعاد مختلف ‌است‌.

 

 

 

 

 

 

نظر صالحی درباره عفو اعضای منافقین

 

علی‌اکبر صالحی" در پاسخ به سؤالی پیرامون اظهارات «ریچارد هاوس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا مبنی بر اینکه نقش ایران در تحولات اخیر منطقه خاورمیانه بسیار پررنگتر از آمریکا است، گفت: این یک موضوع بدیهی است چراکه هر حرکت مردمی در جهت منافع قدرت‌های استکباری نیست.

وی ادامه داد: شیوه کشورهای استکباری تا به امروز شیوه تسلط و حمایت‌ از دولت‌های دیکتاتوری بود و هم‌اکنون که مردم قیام کرده‌ و حکومت‌های آینده منشأ مردمی خواهند داشت، قطعا تسلط بر کشورهای منطقه پس از این تحولات امر بعیدی است، در جهت منافع غرب نخواهد بود و درست در همان جهت آرمان‌های انقلاب اسلامی است.

* ایران در قبال تحولات منطقه به خوبی نقش‌آفرینی کرده است

وزیر امور خارجه همچنین در واکنش به این موضوع که برخی معتقدند ترکیه نسبت به ایران نقش فعال‌تری در تحولات اخیر منطقه داشته است، یادآور شد: چنین نیست، به هر حال هر دو کشور وظیفه خود را به خوبی انجام داده‌اند.

صالحی در همین زمینه با بیان اینکه نباید زود قضاوت کرد و برای قضاوت در امور سیاسی باید صبر کنیم و نتایج را ببینیم، تأکید کرد: ترکیه در چارچوب منافع ملی و سیاست‌های خود عمل می‌کند و ما نیز در چارچوب منافع ملی و سیاست‌های خودمان عمل می‌کنیم و تا به امروز جمهوری اسلامی ایران به خوبی عمل کرده است.

  در خصوص اظهارات سفیر کشورمان در عراق مبنی بر عفو اعضای گروهک منافقین ساکن در پادگان اشرف جز صد نفر از آنها و ایجاد تسهیلات برای بازگشت آنها به ایران یا سایر کشورها اظهار داشت: آنهایی که گفته شده مرتکب جرم آْشکاری شده‌اند، نسبت به جرمی که مرتکب شده‌اند، باید طبق قواعد قضایی پاسخگو باشند و آنهایی که جرم روشن نداشته‌اند و از گذشته خود پشیمان هستند، نظام جمهوری اسلامی نشان داده که با رأفت برخورد می‌کند.

وزیر امور خارجه در پاسخ به سؤالی مبنی بر صحت آمار ارائه شده از سوی سفیر ایران در عراق درمورد منافقین گفت که اگر سفیر ما آماری را اعلام کرده باشد، حتما بر اساس آمار درست است.

 

 

 

 

 

 

مرده‌ها كه شعار پيروزي نمي‌دهند!

«بيانيه صادره به نام جبهه مشاركت وقتي نااميدكننده مي شود كه برخلاف واقعيت هاي موجود مي نويسد روز پيروزي نزديك است.»

شبكه ضدانقلابي بالاترين با انتشار مطلب فوق، به تخطئه بيانيه چندي پيش صادره به نام حزب مشاركت پرداخت. بالاترين هرچند تا ماهها، بلوف هاي سران حزب مشاركت را باور كرده و روي پيروزي آنها شرط بندي كرده بود، اكنون مي نويسد: حزب بدون دبيركل و ادعايي بزرگ. اين حزب مدتهاست وجود خارجي ندارد و سؤالي كه مطرح مي شود اين است؛ حزبي سياسي بدون دبيركل و اعضاي شوراي مركزي كه يا در زندان به سر مي برند و يا به خارج از كشور پناهنده شده اند و تعدادي نيز احكام سنگين قضايي را مانند شمشير داموكلس در جيب دارند، براساس كدام تحليل پيروزي جنبش سبز را نزديك اعلام كرده است؟ از طرف ديگر سازمان مجاهدين انقلاب نزديك به حزب مشاركت، مانند اين حزب منحل شده است. همچنين شخصيت هاي موثر ديني و علمي به جز تعدادي انگشت شمار، كي از جنبش سبز دفاع كرده اند. شايد نويسندگان بيانيه مشاركت فراموش كرده اند كه تبعات درخواست هاشمي رفسنجاني براي آزادي زندانيان و برخوردي نرمتر با مخالفان هنوز ادامه دارد و رسانه هاي اصولگرا و مدافعان اين طيف، وي را به خاطر اين «بي بصيرتي» نبخشيده اند. تحولات 2 سال گذشته نشان داده كه عملا افرادي مانند سيدمحمد خاتمي و يا سيدحسن خميني هم نمي توانند نقشي در اين ميان داشته باشند.

بالاترين مي افزايد: از نمايندگان اصلاح طلب مجلس هم كه اصطلاحا آبي گرم نمي شود و اصلا نمي توان و نبايد انتظار داشت كه در بهارستان نمايندگاني حضور داشته باشند كه از حقوق معترضان انتخاباتي دفاع كنند. البته نبايد بي انصافي كرد كه تعداد بسيار كمي از نمايندگان در اولين سال اين تحولات به دفاع تلويحي از سران جنبش پرداختند. دفاعي توام با محافظه كاري و تاكيد چند باره بر اين كه اساسا تقلبي در انتخابات صورت نگرفته بود و حرف رهبري فصل الخطاب است و رهبران جنبش دچار توهم بودند اما حاكميت بايد با دقت بيشتري پاي حرفهاي آنان مي نشست و...

 

 

 

 

 

 

ضدانقلاب:از سید حسن و خاتمی هم آبی گرم نمی شود

«بيانيه صادره به نام جبهه مشاركت وقتي نااميدكننده مي شود كه برخلاف واقعيت هاي موجود مي نويسد روز پيروزي نزديك است.»
  شبكه ضدانقلابي بالاترين با انتشار مطلب فوق، به تخطئه بيانيه چندي پيش صادره به نام حزب مشاركت پرداخت. بالاترين هرچند تا ماهها، بلوف هاي سران حزب مشاركت را باور كرده و روي پيروزي آنها شرط بندي كرده بود، اكنون مي نويسد: حزب بدون دبيركل و ادعايي بزرگ. اين حزب مدتهاست وجود خارجي ندارد و سؤالي كه مطرح مي شود اين است؛ حزبي سياسي بدون دبيركل و اعضاي شوراي مركزي كه يا در زندان به سر مي برند و يا به خارج از كشور پناهنده شده اند و تعدادي نيز احكام سنگين قضايي را مانند شمشير داموكلس در جيب دارند، براساس كدام تحليل پيروزي جنبش سبز را نزديك اعلام كرده است؟ از طرف ديگر سازمان مجاهدين انقلاب نزديك به حزب مشاركت، مانند اين حزب منحل شده است. همچنين شخصيت هاي موثر ديني و علمي به جز تعدادي انگشت شمار، كي از جنبش سبز دفاع كرده اند. شايد نويسندگان بيانيه مشاركت فراموش كرده اند كه تبعات درخواست هاشمي رفسنجاني براي آزادي زندانيان و برخوردي نرمتر با مخالفان هنوز ادامه دارد و رسانه هاي اصولگرا و مدافعان اين طيف، وي را به خاطر اين «بي بصيرتي» نبخشيده اند. تحولات ۲ سال گذشته نشان داده كه عملا افرادي مانند سيدمحمد خاتمي و يا سيدحسن خميني هم نمي توانند نقشي در اين ميان داشته باشند.
بالاترين مي افزايد: از نمايندگان اصلاح طلب مجلس هم كه اصطلاحا آبي گرم نمي شود و اصلا نمي توان و نبايد انتظار داشت كه در بهارستان نمايندگاني حضور داشته باشند كه از حقوق معترضان انتخاباتي دفاع كنند. البته نبايد بي انصافي كرد كه تعداد بسيار كمي از نمايندگان در اولين سال اين تحولات به دفاع تلويحي از سران جنبش پرداختند. دفاعي توام با محافظه كاري و تاكيد چند باره بر اين كه اساسا تقلبي در انتخابات صورت نگرفته بود و حرف رهبري فصل الخطاب است و رهبران جنبش دچار توهم بودند اما حاكميت بايد با دقت بيشتري پاي حرفهاي آنان مي نشست و...
بالاترين مي نويسد: بيانيه جبهه مشاركت آنجايي نااميدكننده مي شود كه بدون ذكر استدلال خاصي نوشته است پيروزي نزديك است. با كدام پشتوانه؟ كدام حساسيت و حضور مردمي و حتي كورسوي اميد؟ آيا حضور ۱۵-۱۰ نفر از فعالين سياسي در برنامه هايي مانند «روزه سياسي» در حمايت از بعضي از بازداشت شدگان مي تواند اميدواركننده باشد و يا تجمعات پراكنده و بي برنامه مانند آنچه در ۲۵ بهمن ماه تا دو سه هفته بعدي شاهدش بوديم؟ آيا به صرف اميدوار نگه داشتن عده اي خاص و يا كساني كه مجبور به زندگي در خارج از كشور شده اند مي توان ملغمه اي از بشارت ديني و تئوري هاي عدالت و آزاديخواهانه را باز توليد كرد؟ به نظر مي رسد كه اين حزب فراموش كرده كه در حال حاضر براي بسياري از مردم ايران دغدغه اي به نام «جنبش سبز» و حتي رهبران دربندش وجود ندارد. اگر واقع بينانه نگاه كنيم حكومت در جمع كردن بساط جنبش موفق عمل كرده است. شاهد اين مدعا بازداشت چند ماهه سران جنبش و تداوم بازداشت فعالين آن از سوي حاكميت بدون كمترين واكنشي از سوي شهروندان و حتي دانشگاهها است.

 

 

 

 

 

مقایسه عروسی سلطنتی با وضع حجاب بازیگران ایرانی

چرا در مملکت ملکه ی ماسون ها و پیر زن پیر دنیا دار ، عروسی مجللی بر گزار شد و دوست و آشنا و مخالف و موافق نقد نوشتند و سخن راندن و خلاصه ، ی نوکی به موضوع این زوجیت زدند اما ندیدند که این عروس عمرا در تهران دیده شود!

وبلاگ الحماة نوشت: در روزهای اخیر جنجالهای خبری مختلفی در مورد عروسی زوج جدید بریتانیایی در رسانه ها منتشر شد . خبرها بسیار متفاوت بود ، موافقان و مخالفان داخلی و خارجی هرکدام نقدی متفاوت بر این مراسم زوجیت نگاشتند و هر کس از ظن خود با آنان و برخی رسانه ها یار شد.

اما آیا این مراسم فارغ از تمام سیاهی ها و حق خوری ها و مالیات به باد دادن ها و حتی گرفتن پنل های خبری رسانه های داخلی ، حتی صدا وسیمای معظم ! سپیدی برای ما نداشت ؟ آیا جناب ضرغامی که داد بزرگمایی آن را در رسانه دادند بهتر نبود در پایان فرمایشات از تولید کنندگان دستگاه مطبوعه شون می خواستند نکاتی رو معین کنند تا تمام این موضوع سیاه برای ما سپید گردد ؟

دین ما دین ارزشهاست ، دین خلاقیتهای انسانی و بشر دوستانه و مشروع است ، ما موظفیم سپیدی میان هر سیاهی را که عبرت است و تجربه و نکته برداشت کنیم و به آن اهمیت دهیم !

حال این مراسم عریض و طویل هیچ نداشت؟

بگذریم از شکوائیه ....

اما نکته : چرا در مملکت ملکه ی ماسون ها و پیر زن پیر دنیا دار ، عروسی مجللی بر گزار شد و دوست و آشنا و مخالف و موافق نقد نوشتند و سخن راندن و خلاصه ، ی نوکی به موضوع این زوجیت زدند اما ندیدند که این عروس عمرا در تهران دیده شود!

 

آیا آرایش عروس های ما اینچنین است ؟

آیا این عروس مشکل هزینه داشته ؟

آیا www.scnow.com در گزارشی به قلم استیو اسمیت با درج این مطلب که نوشت: روز بیست و نهم آوریل، شاهزاده ویلیام و کیت ویلیام در وست مینیستر ابی (Westminster Abbey) مراسم عروسی پر هزینه خود را برگزار خواهند کرد. نفهمید که این زوج مشکل لوازم آرایی نداشته اند ؟ نمیدانست آنها از داشتن هیچ نوع برند آرایشی محروم نبوده اند ؟

برآورد می شود هزینه این مراسم بالغ بر چهل و هشت میلیون دلار باشد. آیا اگر این عروسی در ایران انجام می شد 40 میلیون دلار هزینه فر و شینیون و رژ و مانیکور و ... عروس نمیشد ؟ و هشت میلیون باقی کل مراسم ؟؟؟

چرا رسانه های ما ندیدن این عروس بی آرایش و این داماد زیر ابرو برنداشته و مو به فلان مدل نداده ! آیا برای رسانه های ما فقط نشان دادن کالسکه تشریفات سلطنتی و اطلاع مردم از این ضیافت مجلل سود دیگری نداشت ؟ ( گرچه اطلاع آن نیز بی تحلیل سود نداشت )

توصیه میکنم به این خانوم بازیگر که با دقت تصاویر این عروسی رو ببینه که در قلب بریتانیا برگزار شد و عروسش لاک قرمز نداشت !

آهایییییی مریم مقدس من !! چرا این چنین صورت معصوم مادر عیسی ابن مریم را به ابتذال کشیدی ؟

مگر نه اینکه تو بازیگر نقش یکی از پنج زن اسوه عالم بودی ؟ تصویر من از تو تصویر چهره مقدسی است .آیا شما در مراسم افتتاح رنگ بیشتری از این عروس بریتانیایی نداری؟

برگردید بالا ! دوباره به تصویر عروس انگلیسی بنگرید !

آیا حضور بانوان ( البته نه همه ) در عروسی های ما با چنین لباس پوشیده ای است ؟

خانم اوتادی ! شما بازیگر سینما ی جمهوری اسلامی هستید ! آیا آرایش چهره عروس ماسونی بریتانیا نزدیک تر نیست به اخلاق و آداب اسلامی؟

برای تصاویر زننده تر و بیشتر و عمیق تر سرچی کنید در گوگل ! تا بیشتر بهرمند شوید و اگر شک دارید در غروب همین روزها به تالار وحدت مراجعه کنید . فراوانند هنرپیشگان آکواریومی که برای زنندگی و تهوع رقابت میکنند !

آما حرف آخر !

جناب ضرغامی و همه مدیران این سرزمین ! من جای شما بودم از عروس بریتانیایی در کنار همه انتقادها ی صحیح و درستی که نمودید برای بازیگران سینما و سازمان های شما نیز صحبت میکردم ... برای همه آنها که در سریال ها آنچه را که نیست می سازند و آنچه را که دوست نداریم می پوشند و آنچه را که غنا می دانیم می نوازند ! برای آنان که از شهدا و فقط نماد نشان می دهند آن هم نا صحیح و برای آنان که با رانت و مافیا سعی در پایمال کردن ارزشها دارند ! البته این با حضور نیروهای حزب اللهی و متعهد در سازمانها و مردم غیرتمند هرگز پیروز نخواهند شد . هرچند که سیاهی لشکرشان فزون تر از سپیدی ما باشد . چرا که وعده اللهی این است و خداوند وعده داد مستضعفان وارثان زمینند.

 

 

 

 

 

 

 

توصیه انتخاباتی محسن رضایی به سیاسیون

بير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: همه‌ گروه‌هاي سياسي كه در انتخابات شركت مي‌كنند مساله هزينه‌هاي تبليغاتي و اخلاق اسلامي را رعايت كنند.

محسن رضايي در گفت‌وگو با ايسنا همه گروه‌هاي سياسي را به جلوگيري از حيف و ميل بيت‌المال در انتخابات پيش روي مجلس توصيه كرد و گفت: امروز جامعه به لحاظ اقتصادي نيازمند كمك است، لذا مخارج تبليغاتي زياد در شأن نمايندگان مجلس نيست.

وي با تاكيد بر اين‌كه كانديداهاي انتخابات مجلس بايد اخلاق را رعايت كنند، افزود: كانديداي انتخابات مجلس بايد از تخريب يكديگر بپرهيزند؛ چرا كه مسائل اخلاقي و ارزشي يك ثروت بزرگ است كه به سادگي به دست نيامده كه راحت از دست برود.

رضايي با بيان اين‌كه فعاليت‌هاي تبليغاتي در چارچوب قواعد اخلاقي و انساني بي‌اشكال است، اظهار كرد: فعاليت تبليغاتي زودرس، شتابزدگي است، اما اگر در چارچوب قواعد اخلاقي، سياسي فعاليت‌هاي تبليغاتي انجام شود امر خوبي است.

وي با بيان اين‌كه بايد جهت آماده‌سازي افكار عمومي براي انتخابات از شيوه‌هاي بهتري در تبليغات استفاده شود، تصريح كرد: برگزاري مناظرات ابتكار خوبي بود؛ چون اين‌كه افراد يك‌طرفه با وعده و وعيد با مردم حرف بزنند، شيوه سنتي و قديمي است كه كارآيي ندارد.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: كانديداهاي انتخابات مجلس در شهرستان‌ها بايد با حضور در دانشگاه‌ها با دانشجويان گفت‌وگوي زنده داشته باشند و سپس CD جلسات در اختيار مردم آن شهرستان قرار گيرد تا مردم به قضاوت بهتري از افكار و عقايد نمايندگان برسند؛ چون تنها با سخنراني يكطرفه بدون بحث جدي ممكن است مردم به آگاهي لازم نرسند.

 

 

 

 

 

 

 

سوء استفاده از دختران جوان با احضار روح

چندي پيش مخبران محلي پليس يزد از رفت و آمدهاي مشكوك زيادي به خانه مردي به نام بهروز خبر دادند.

ماموران با انجام تحقيقات محلي دريافتند اين مرد ۳۶ ساله به همراه همسر خود پاتوقي براي سركيسه كردن خلق خدا فراهم كرده و با عنوان فالگيري با قرآن و دادن دعاي گشايش كار و .. مردم را تيغ مي زند. كارآگاهان با اعزام چند نفر از ماموران خود در ظاهر مشتري به منزل اين مرد به اطلاعات دقيق تري از كسب و كار غيرقانوني بهروز دست پيدا كردند.

ماموران اعزام شده گزارش دادند كه متهم و همسرش با عنوان داشتن كرامات روحي و ارتباط با ارواح مقدس و اجنه براي خود معركه اي راه انداخته و به سوءاستفاه از شهروندان گرفتار و خرافاتي مي‌پردازند.

با هماهنگي با مقامات قضايي حكم تفتيش خانه مورد نظر صادر و ضابطين قضايي با كندو كاو منزل به مقداري خرت و پرت از جمله نوشته هاي عجيب و غريب، جوهر و دوات، قلم موهاي مخصوص دعانويسي ، رمل ، اسطرلاب و ... دست پيدا كردند.آنها در گفت وگو با تعدادي از مراجعين به اين خانه فهميدند اين زوج با ترفندهايي خاص و به بهانه هاي مختلف هر بار مبالغ هنگفتي را از مشتريان خود گرفته و با وعده سر‌خرمن حل مشكلات آنها از ايشان كلاهبرداري مي‌كرده اند.

يكي از مشتريان گفت: از طريق يكي ازاقوامم با اين زن وشوهر آشنا شدم. دختر دم بختي داشتم كه هنوز شوهر نكرده و نگران آينده وي بودم. وقتي پيش اين زوج آمدم آنها با دادن اين قول كه طولي نخواهد كشيد كه بخت دخترم باز خواهد شد يك نوشته نامفهوم به من داده و دستوراتي را هم نيز ضميمه آن كردند. آنها در قبال اين كار چند صد هزار تومان نيز از من دريافت كردند. اما پس از مدتي هيچ اتفاقي نيفتاد و هيچ گرهي از مشكل من باز نشد . حالا آمده ام از آنها بپرسم چرا دعايشان نتيجه اي نداده است؟!

ماموران همچنين در ادامه پرس و جو ها از اقدامات شيطاني بهروز نيز پرده برداشتند. چرا كه اطلاعاتي به دست آنها رسيد كه حاكي از استفاده غير اخلاقي اين مرد از بعضي زنان و دختران مراجعه كننده داشت. طي اين سوءاستفاده ها متهم به بهانه احضار ارواح ازبعضي زنان و دختران مي خواسته در وضعيتي نامناسب ظاهر شده و سپس با آنها روابط غير شرعي برقرار مي كرده است.

گفتني است به‌رغم اين اطلاعات هنوز اين پرونده شاكي خصوصي ندارد و به همين خاطر متهمين با قرار قضايي آزاد هستند.

 

 

 

 

 

 

پارتی شبانه یا جلسه برای فتنه‌گری؟

طيفي از روشنفكران غرب‌گرا كه در جريان كودتاي مخملي خود را به رنگ سبز در آورده و ژست نوگرايي سياسي به سبك وطن‌فروشان فراري آن طرف آب گرفته‌اند، اخيرا در تجمعات خود كه تركيبي از عوامل كف خياباني فتنه و طيف‌هاي مختلفي از اراذل و اوباش و بعضا هنرمندنماهايي كه مدت‌هاست كوس رسوايي و بي‌آبرويي آنها به صدا درآمده است اقدام به هرزگي‌هاي پرخرجي كرده و از ميهمانان خود از مشروبات الكلي و انواع مواد روان‌گردان پذيرايي مي‌كنند.

گفته مي‌شود فرقه سبز به اين شكل سعي دارد جمع دوستان را گرم و از ريزش افراد جلوگيري كنند.

در همين راستا يكي از دعوت شدگان به اين محفل خصوصي و كاملا پنهان در وصف اين ميهماني به جوان آنلاين گفت: " راضي كننده بود و ميهمان‌ها هم به اتفاق نظر داشتند كه اين نوع محافل از پراكندگي هواداران جلوگيري مي‌كند."

از نكات جالب اين نوع محافل خطابه‌هاي سياسي هواداران در هنگام از خود بي خود شدن مي‌باشد كه معمولا با تشويق حضار همراه است!

 

 

 

 

 

 

عوامل ترور شهيد مطهري چگونه دستگير شدند

شبي كه بصيري را گرفتند يكي از بچه ها به نام محمد هنردوست، شهيد مطهري را خواب ديده بود كه يك شنل قرمز خوني را از دوشش بر مي دارد و يك شنل سبز را جاي آن مي گذارد و مي گويد كه من از امشب راحت مي خوابم.

پس از پيروزي انقلاب و روي كارآمدن نظام جمهوري اسلامي در ايران، برخي از نيروها نتوانستند با شرايط جديد كنار بيايند. تشكيلات فرقان از جمله اين گروه ها بودند كه در مدت فعاليت كوتاه خود ضايعات جبران ناپذيري را به پيكره نظام جمهوري اسلامي وارد كرد. رهبر اين گروه شخصي به نام اكبر گودرزي بود.

گودرزي با نام مستعار «عباس» در ده كوچكي به نام دوزان (بين خمين و اليگودرز) به دنيا آمده بود. وي بين سال هاي 51 و 52 از اليگودرز به خوانسار رفت و بعد از مدتي به قم رفت و ضمن اينكه در دبيرستان درس مي خواند در مدرسه علميه آيت الله نجفي نيز به صورت نيمه وقت تحصيل مي كرد. بعد از مدتي در مسجد چهلستون و در مدرسه شيخ عبدالحسين درس خواند. وي با شيوه و ادبيات خاصي به تفسير آيات قرآن مي پرداخت.

به اعتقاد اعضاي گروه فرقان، حكومت جمهوري اسلامي تلاشي براي برقراري حاكميت روحانيت بود. درحالي كه اين گروه از تز اسلام منهاي آخوند پيروي مي كرد. به همين دليل به ترور شخصيت هاي تاثير گذار انقلاب خصوصا روحانيون برجسته روي آوردند.

علاوه بر ترور مفتح و مطهري ليست ترورگروه فرقان عبارت بودند از: محمد بهشتي، محمد جواد باهنر، حقي، امامي كاشاني، ناطق نوري، موسوي اردبيلي، تيمسار فلاحي، بني صدر، خوانساري ، هاشمي رفسنجاني و حضرت آيت الله خامنه اي كه با دستگيري اعضاء و رهبري گروه ادامه ترورها متوقف شد.

نحوه دستگيري عوامل ترور شهيد مطهري و گودرزي رهبر اين گروه از زبان جمال اصفهاني و محمد عطريانفر از مسئولان پرونده فرقان موضوع گزارش پيشرو است كه در پي مي آيد.

حميد نيكنام، علي بصيري و وفا قاضي زاده، عاملان ترور آقاي مطهري بودند كه همگي از تيم جنوب شهر بودند. علي بصيري تازه از دانشگاه فيليپين فارغ التحصيل شده و به ايران آمده بود و دانش مذهبي كافي نداشت. او تحت تاثير گروه فرقان و گودرزي قرار گرفته و در ترور مشاركت كرده بود. حميد نيكنام و بصيري اگرچه دو روز بعد از ترور آقاي مطهري بازداشت شدند اما هيچ معلوم نبود كه آنها قاتل مطهري باشند.

نيكنام به خانه يكي از اقوام خود در قزوين رفته بود و آنجا يكي از فاميل هاي او در بحث ها متوجه شده بود كه او مواضع ضدروحانيت و فرقاني دارد؛ به كميته گفته بود و بدين ترتيب نيكنام در خيابان بازداشت شد بدون اينكه كسي بداند او قاتل آقاي مطهري است.

بصيري هم در چاپخانه كار مي كرد. اطلاعيه اي كه پس از ترور آقاي مطهري پخش شده بود روي يك كاغذ A4 رنگي بود كه ما وقتي سرنخ آن كاغذ را گرفتيم به چاپخانه اي رسيديم كه بصيري يكي از كارگران آنجا بود و وقتي سراغ بصيري را گرفتيم و به خانه اش رفتيم، او فرار كرد و از چينه ديوار افتاد و بيهوش شد.

او را به بيمارستان آورديم و پس از به هوش آمدن گفت كه من قبل از انقلاب فرقاني بوده ام و بعد از انقلاب از آنها جدا شده ام. ما سرنخي نداشتيم و آنها هم منكر دخالت در قتل شهيد مطهري بودند.

جالب است كه شبي كه بصيري را گرفتند يكي از بچه ها به نام محمد هنردوست، شهيد مطهري را خواب ديده بود كه يك شنل قرمز خوني را از دوشش بر مي دارد و يك شنل سبز را جاي آن مي گذارد و مي گويد كه من از امشب راحت مي خوابم.

اين تنها «شاهد» ما براي دخالت بصيري در قتل شهيد مطهري بود. شبي كه ما گودرزي را گرفتيم، در راه حركت به سمت اوين، من از او پرسيدم كه قاتل مطهري كيست. او گفت كه يعني شما نمي دانيد. گفتيم مي دانيم ولي مي خواهيم تو را امتحان كنيم و او نام بصيري و بقيه افراد را به زبان آورد.

پس از ترور مطهري و در آن شبي كه همزمان به 20 خانه تيمي گروه فرقان حمله شد، اكبر گودرزي هم به طور اتفاقي در يك عمليات شبانه بازداشت شد. در پي شناسايي يك خانه تيمي و مشاهده آتشباري شديد از آن معلوم شد كه اين خانه بايستي اهميت زيادي داشته باشد.

بچه ها نمي دانستند كه گودرزي در كجا مستقر است، ولي اميدوار بودند كه گودرزي را هم در اين عمليات پيدا كنند تا اين كه در حمله به يكي از خانه هاي تيمي در خيابان جمالزاده مشخص شد مقاومت در اين خانه وحشتناك زياد است و تيراندازي و برخورد به طور گسترده صورت گرفته است. بچه ها حدس زدند كه حتما اين خانه از اهميت خاصي برخوردار است و نيروهاي كمكي به آنجا رفتند. مهم هم بود كه در اين عمليات كسي كشته نشود و همين مطالبه، سرعت عمليات را كم مي كرد. بچه ها مجبور شده بودند نارنجكي را داخل خانه بيندازند.
اين اقدام، هم نگران كنده بود و هم راهگشا. با انفجار دو نارنجك در آن خانه تيمي خيابان جمال زاده تهران، تيراندازي قطع شد و يك نفر از داخل فرياد زد كه «نزنيد، نزنيد، رهبر مجروح شد». اين پيام براي بچه هاي عمليات بسيار راهگشا بود. بچه ها به داخل خانه ريختند و دو نفر را بازداشت كردند كه در ميان آنها شخصي وجود داشت كه مجروح شده بود و گويا همان اكبر گودرزي بود.

به گفته او در آن شب عموم بچه هاي فرقان يعني حدود 60 تا 70 نفر بازداشت شدند و اين گروه به كنترل درآمد. تمام سلول هاي بند 209 اوين پر شد و ترورها متوقف شد.

 

 

 

 

 

 

تلاش برای حذف سعید جلیلی از پرونده هسته‌ای ايران

 

تا پيش از اين، تمام نامه‌هائی که اشتون در مورد موضوع هسته‌ای و گروه 1+5 برای ایران ارسال می کرد مستقیما به آدرس جلیلی ارسال می شد و وي، مخاطب نامه‌های مذکور بود. اما بعد از دیدار ماه فوریه سال 2011 آقای علی اکبر صالحی با خانم اشتون در شهر بروکسل و در مقر اتحادیه اروپا

اظهار نظر جدید وزیر خارجه کشورمان آقای علی اکبر صالحی در مورد آماده بودن جواب نامه خانم اشتون از سوی وزارت خارجه که پس از تائید رئیس جمهور از سوی آقای جلیلی برای خانم اشتون ارسال شد ابهاماتی را در محافل سیاسی ایجاد کرده است.

بعد از انجام مذاكرات جليلي با اعضاء 1+5 در ژنو و استانبول و اتخاذ سياست فعال و باج ندادن به رقباي غربي، سران غرب و به خصوص كاترين اشتون تلاش زيادي به خرج داده‌اند تا بتوانند سعيد جليلي، رئيس شوراي عالي امنيت ملي ايران را به نوعي از حضور در ادامه مذاكرات حذف كنند.

 

گفتني است تا پيش از اين، تمام نامه‌هائی که اشتون در مورد موضوع هسته‌ای و گروه 1+5 برای ایران ارسال می کرد مستقیما به آدرس جلیلی ارسال می شد و وي، مخاطب نامه‌های مذکور بود. اما بعد از دیدار ماه فوریه سال 2011 آقای علی اکبر صالحی با خانم اشتون در شهر بروکسل و در مقر اتحادیه اروپا، به نظر مي‌رسد شرايط به گونه‌ی ديگري رقم خورده و اشتون به فکر سیاست‌های تفرقه افکنانه افتاده است.

با اين اوضاع گويا یکی از آرزوهای دیرین اتحادیه اروپا و سياسيون غربي که برکناری سعيد جلیلی از پرونده هسته‌ای ایران است در حال محقق شدن است. چرا که آنها فکر می کنند شخص سعید جلیلی مانع بزرگی بر سر راه توافقات احتمالی غرب با ایران بر روی پرونده هسته‌ای است.

در حقيقت سعید جلیلی به اعتقاد آنها بدلیل سیاستهای غیرقابل انعطاف و همچنین عدم پذیرش شروط ظالمانه و ناجوانمردانه، به درد ادامه مذاكرات نمي‌خورد و حضور او باعث مي‌شود كه اتخاديه اروپا نتواند به اهداف خود دست يابد و بنابراين بايد از سیاستگذاری وي در پرونده‌ي هسته‌ای ايران کنار جلوگيري شود.

به نظر مي‌رسد تلاش كاترين اشتون، رئیس شورای سیاستگذاری اتحادیه اروپا در این مقطع، ایجاد تنش و اختلاف بین آقای صالحی و آقای جلیلی است. به عبارت بهتر آنها مي‌خواهند با توجه بیشتر به آقای صالحی و پر رنگ كردن نقش وي، از نقش سعيد جلیلی براي ادامه مذاكرات هسته اي كاسته و بدين ترتيب او را از مسیر پرونده هسته ای ايران آرام آرام کنار بگذارند.

براي رسيدن به اين هدف، اشتون تماسهای متعددي را با جناب آقای صالحی برقرار كرده و چندين بار هم در سخنراني‌ها و كنفرانس‌هاي مطبوعاتي دست به مقايسه‌ي بين شخصيت‌ آقايان جليلي و صالحي زده است.

اين مسأله نشان‌دهنده این موضوع است که اتحاديه اروپا تلاش ویژه ای برای به ثمر رساندن این "سناریوی نفاق" و ايجاد اختلاف بين مسئولين دستگاه ديپلماسي كشور در پيش گرفته‌ است.

يادآور مي‌شود كه مواضع انقلابي و اصولي سعيد حليلي در اين چند سال اخير باعث شده تا غرب در مقابل ايران احساس حقارت و كوچكي كرده و همواره او را به عنوان سدي آهنين در مقابل اهداف مزّورانه‌ي خود احساس كند.

 

 

 

 

 

 

 

پارت‌ های سبز برای انسجام مجدد فتنه

بنابر این گزارش گفته می شود جنبش سبز به این شکل سعی دارد جمع دوستان را گرم و از ریزش افراد جلوگیری نماید .

طیفی از روشنفکران غرب گرا که در جریان کودتای مخملی خودرا به رنگ سبز در آورده وژست نوگرایی سیاسی به سبک وطن فروشان فراری آن طرف آب گرفته اند ، اخیرا در تجمعات خود که  ترکیبی از عوامل کف خیابانی فتنه  و طیفهای مختلفی از اراذل و اوباش وبعضا هنرمند نماهایی که مدتهاست کوس رسوایی وبی آبرویی آنها به صدا درآمده است اقدام به هرزگی های پرخرجی نموده واز میهمانان خود از مشروبات الکلی وانواع مواد روان گردان پذیرایی می نمایند .


بنابر این گزارش گفته می شود جنبش سبز به این شکل سعی دارد جمع دوستان را گرم و از ریزش افراد جلوگیری نماید .
در همین راستا یکی از دعوت شدگان به این محفل خصوصی وکاملا پنهان در وصف این میهمانی به خبرنگار ما گفت:" راضی کننده بود ومیهمان ها هم به اتفاق نظر داشتند که این نوع محافل از پراکندگی هواداران جلوگیری می کند".
از نکات جالب این نوع محافل خطابه های سیاسی هواداران در هنگام از خود بی خود شدن می باشد که معمولا با تشویق حضار همراه است!

 

 

 

 

 

 

اقدام موهن استاد سابق دانشگاه !

عضو هیئت علمی سابق دانشگاه تربیت مدرس و نویسنده مقاله نمایه شده در ISI که علاوه بر نام خود اقدام به ذکر عنوان مقدس "امام عصر (عج)" در بخش نویسندگان کرده از دانشگاه تربیت مدرس اخراج شده است.

سید عباس شجاع الساداتی در گفتگو با مهر درباره "م ر" نویسنده یک مقاله علمی نمایه شده در ISI که علاوه بر نام خود اقدام به ذکر عنوان مقدس "امام عصر (عج)" در بخش نویسندگان مقاله کرده است گفت: "وی عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس نیست و در گروه شیمی دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه تربیت مدرس نام وی درج نشده است."

رئیس دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه تربیت مدرس افزود: "وی سال گذشته از دانشگاه تربیت مدرس اخراج شده و به دلیل اینکه شایستگی لازم را نداشته حکمش لغو شده است."

رئیس دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه تربیت مدرس هر چند از اخراج "م ر" خبر داد اما وقتی از سوی خبرنگار مهر اقدام موهن در ذکر نام مقدس امام زمان (عج) در بخش نویسنده یک مقاله متعلق به "م ر" مطرح شد وی از ارتباط اخراج این عضو هیئت علمی و این اقدام موهن خودداری کرد و دلیل اخراج شدن این شخص از دانشگاه تربیت مدرس را نیز صرفا نداشتن شایستگی لازم عنوان کرد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:7  توسط علی  | 

گروهک تروریستی کومله مدعی سرنگونی ایران در سال2014شد!

به تازگی كنگره يكم زنان كردستان (روژهلات) به مدت 3 روز از سوي گروهك ملحد كومله زحمتكشان (جناح مهتدي) توسط كميته زنان اين گروهك به مسئوليت شرور ناهيد بهمني (همسر مهتدي) در هتل طوار سليمانيه  در سالن همايش ها با حضور نمايندگاني از احزاب و گروه هاي ضد انقلاب كردي ، نمايندگاني از حكومت حريم (يكتي و پارتي) و ميهماناني از كشورهاي خارجي برگزار گرديد.
در این مراسم سخنرانان هریک به تخریب نظام  جمهوری اسلامی پرداخته و سیاه نمایی وضعیت موجود پرداختند به طوریکه شرور چنور قادري (نماينده جناح حزب حاکم) در سخنان خود ضمن اشاره به تحولات اخير منطقه و اظهار اميدواري وي از گسترش دامنه اعتراضات به كشور ايران اظهار داشته است سرنگوني رژيم ايران در سال 2014 قطعي است!!!
این اقدامات در حالی صورت می گیرد که این احزاب ضد انقلاب نه تنها جایگاهی در بین مردم نداشته بلکه اعمال تروریستی آنها مورد نفرت مردم واقع می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی ادعاهای یکی ازمدعیان دروغین / اتصال به شعور شیطانی

 

به نظرمی رسد اگر عرفان كيهانى تمام بيماريهاى بشرى را درمان كند، يك بيمارى را نمي تواند درمان كند و آن هم بيمارى اسكيزوفرنى است، نمونه اش هم خود آقاى « م ط» است.

یکی از مواردی که پژوهشگران حوزه فرق به آن اذعان دارند، نقش رهبری در فرقه و ادعاهای واهی و دروغینی است که رهبران اینگونه تشکلات به خود منتسب می نمایند.

رهبران فرقه ها معمولا ادعا می كنند كه یا دسترسى به علوم باستانى دارند كه فقط آنها به تنهایى به آن دست یافته اند یا علوم جدیدى دارند كه تنها آنها كشف نموده اند و یا تركیبى از این دو؟ كه بی گمان این وضعیت آنان را براى پیش بردن مأموریتشان براى بشریت آماده كرده است. اینكه آیا این اغواء ها بر اساس دانش باستانى انجام شود یا بر پایه اسرار آوانگارد (پیشتاز) هستى فرقى نمی كند، صرفا قرار است پیروان به درون حوزه یا اجتماع یا دایره نورچشمان رهبر قدم بگذارند. انجام این كار معمولا به معنى پشت سر گذاشتن خانواده و دوستان است.

یکی از عرفانهای کاذب که از دهه 70 به صورت مرموزانه ای در کشور پا گرفت و مدعی درمانگری به صورت متافیزک بوده و هست نیز چنین ادعایی داشته و با جعل اسناد پزشکی و توسل به تعدادی از پزشکنمایان شیاد ، لطمات فراوان و غیر قابل جبرانی را به برخی خانواده ها وارد ساخته بگونه ای که حتی موارد بسیاری از طلاق و انتحار در اعضای این فرقه گزارش شده است.

قهرمان پوشالي «م ط » كيست؟

«م.ط» در مورخ 1/1/1335 در کرمانشاه پا به عرصه وجود گذاشته است. اطلاعات شناسنامه نامبرده حکایت از تولد در این تاریخ با شماره 31191 صادره از بخش یک کرمانشاه که پدرش به نام محمدآقا متولد کنگاور به شناسنامه 414 کرمانشاه و مادرش عزت‌الملوک اهل کنگاور.

تا پيش از انقلاب در خيابان لاله زار در برابر تئاتر نصر و جامع باربد با فريادهاى خويش عابران را براى ديدن نمايشها دعوت ميكرده است. سپس به كارهاى برقى و سيم كشى مي پردازد و عنوان مهندس برق را بر اساس اين اطلاعات فنى براى خود انتخاب مي كند. ايشان هيچ گونه تحصيلات دانشگاهى و حوزه اى ندارد و هر كسى كه نوشته هاى ايشان را بخواند به خوبى مي تواند اين را دريابد.

 در اوايل انقلاب به گروه كومله گرايش پيدا مي كند و از هواداران اين گروه مي شود. اما به علت موضع گيرى هاى مسلحانه اين گروه ماركسيستى با دولت بازرگان كه منجر به شكست و فرار آنها به كردستان عراق مي شود ايشان مدتى پنهان مي شود. در سالهاى اوليه انقلاب اسلامى شكست نظامى و سياسى گروههاى چپ باعث سرخوردگى هواداران آنها شده و موجب مي شود كه طيف وسيعى از آنها كه مذهب جارى را قبول نداشتند و در عمل نتوانسته بودند ماركسيستم را در ايران جا بياندازند به مسايل معنوى منهاى مذهب روى آورند. بعضى از اين هواداران براى پركردن خلاء فكرى و معنوى خود جذب ادبيات  شده و بعضى جذب عرفانهاى گوناگون مانند مكاتب چينى، ژاپنى، و هندى  شدند. آقاى « م ط» و بعضى از همفكرانش هم جذب اين عرفانهاى شرقى شدند.

 حرفهاى  ميكائو يوسوئى(Mikao Usui)   بنيانگذار رى كى (Reiki) را به خوبى مي توان در سخنرانى ها و نوشته هاى ايشان ديد. ايشان همانند همه بدعت گذاران دينى و فرقه هاى شبه مذهبى كم كم شاگردانى را در مقامهاى بالاى ادارى و دانشگاهى ايران پيدا مي كند كه از او دعوت مي كنند تا در دانشگاه تهران و دانشگاههاى ديگر سخنرانى كند. همانند هر فرق ديگران، ايشان هواداران سرسختى دارد كه به او همچون حضرت مسيح مي نگرند و از هرگونه مال و جان دريغى ندارند. گسترش  و نفوذ اين فرقه نه تنها به خاطر شهريه ها و نوشته ها و كتابهاى ايشان است، بلكه كمكهاى بى دريغ مريدان ثروتمند و فدايى ايشان را نيز بايد در نظر داشت. همان طور گفتيم پيشرفت ايشان به عنوان سرفرقه به كمك بعضى از مريدان پولدار و تحصيل كرده ممكن بوده است.

ساخت تشكيلاتى  و نحوه كاركرد اين فرقه همانند همه فرقه هاى ديگرى است كه هم اكنون در هندوستان و آمريكا و كشورهاى ديگرى غربى و شرقى وجود دارد. يك نفر با يك سرى ادعا كه قابل اثبات و يا رد نيست (به قول كارل پوپر فيلسوف اتريشى ابطال ناپذير است) شروع به كار مي كند. اين شخص با جاذبه شخصيتى خود مريدانى را به دست مىآورد و اين مريدان با كوشش خود مريدان ديگرى را جذب مىكنند و به اين ترتيب يك اجتماع فكرى و يا شبه مذهبى را به وجود مى آورند كه با كوشش انسانهاى صادقى به تدريج توسعه پيدا مىكند. از آن جايى كه مكانيسم تبليغ و گسترش اين جمع ها از طريق محفل ها و باورهاى شخصى پيروان رهبر و مبدع اين فكر است، اين گسترش و تبليغ همانند تبليغ مذهبى و خودجوش عمل مي كند. به اين فرقه ها معمولا افراد ثروتمند و مشهورى مي پيوندند كه به علل مختلف روانى، اجتماعى، فلسفى، مذهبى، سياسى گرايش پيدا مي كنند كه ثروت و شهرت آنها سبب مي شود افراد بيشترى به گروه و يا فرقه بپيوندند. (به تاريخچه پيدايش فرقه ساينتولوژى (church of scientology) و يكى از پيروان مشهور آن يعنى تام كروز رجوع كنيد).

 در طى رشد و تعالى اين گروه معمولآ رهبر فرقه و يا گروه روابط جنسى با نزديكان مونث گروه پيدا مى كند و يا علايم فساد مالى در فرقه ظاهر مىشود. اين مسئله سپس افشا مىشود و گروه انشعاب پيدا مي كند و بعضى از مريدان دست اول خود گروه ديگرى را ايجاد مي كنند. در بعضى از مواقع كه رهبر گروه در مي گذرد و يا بنا به دلايل مختلفى دستگير مي شود نيز به علت وجود رهبر گروه انشعاب حاصل مي شود و مريدان و نزديك او ادعاى جانشينى پيدا مي كنند. در دراز مدت كه جامعه به وجود چين گروه و فرقه واكنش و كنجكاوى نشان مي دهد و خبرهاى بيشترى در مورد گروه و رهبر منتشر مي شود و به نقد گروه مي پردازد و پيروان مي بينند كه ادعا ها دروغ بوده و از رهبر معجزه اى رخ نداده است به تدريج از دور او پراكنده شده و رهبر گروه معمولآ به شكل يك فرد عادى دوباره به زندگى معمولى خود باز مىگردد، اما مرفه تر و ثروتمند تر.

در تاريخ صد سال معاصر ايران افراد زيادى بوده اند كه با ادعاهاى عجيب و غريب خود و اختراعات، فلسفه هاى خود جامعه را سرگرم كرده اند،  ولى تصور نمي كنم كه هيچ كس همچون آقاى «م ط»  اين چنين جمعيت زيادى را به اين مدت طولانى سر كار گذاشته باشد. على محمد شيرازى در پرداختن مهملات و ياوه بافى دست كمى از ايشان  نداشتند و تمام مشخصات بيماران اسكيزوفرنى را به كمال دارا بودند. به نظرم اگر عرفان كيهانى تمام بيماريهاى بشرى را درمان كند، يك بيمارى را نمي تواند درمان كند و آن هم بيمارى اسكيزوفرنى است، نمونه اش هم خود آقاى « م ط» است.

انحرافات: 

1-     رد شفاعت و توسل به ائمه معصومین

2-     تعبیر دین به خرافه

3-     کلاس‌های خلاف شرع و عرف (کلاس‌های مختلط زن و مرد بدون رعایت پوشش اسلامی و عرفی)

4-     کسب درآمدهای غیرقانونی (به عنوان مثال نامبرده برای برگزاری شش دوره کوتاه‌مدت از هر نفر سیصد هزار تومان دریافت می‌کرده است)

5-     تبلیغ پلورالیسم دینی

6-     وابستگان این فرقه، منکر شفاعت و توسل به ائمه هستند این در حالی است که برای خود نوعی ولایت قائلند که مرتبطین حلقه از طریق آنها می‌توانند به روح‌القدس متصل شوند.

7-     طرح مسائلی درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنیان (نامبرده مدتی طولانی با یک جن‌گیر در ارتباط بوده است)

8-     بازی با کلمات و الفاظ و مصادره به مطلوب آن جهت اعمال فرقه‌ای

9-     بی‌بندوباری و فحشای معنوی

10-   درمانگری با استفاده از روش‌های شیطانی

11-   توهین به مقام الوهیت

12-   جعل مدرک و عنوان

و ... .

 

استاد در حال تسخیر اجنه!

 

 

چه كسانى جذب اين فرقه مي شوند؟

تجربه نويسنده از خواندن گزارش معتقدين به اين فرقه، و مصاحبه با بعضى از فرادرمانگران نشان مىدهد كه طيف وسيعى از افراد جذب اين فرقه مي شوند. اين افراد عموما درك درستى از دانش و قوانين علمى و روشهاى پژوهشى ندارند، اگرچه ممكن است مدارك دانشگاهى هم داشته باشند.

با روشهاى عقلانى علم بيگانه اند.  بيشتر آنها را زنان تشكيل مىدهند كه به علت مشكلاتى دارند كه دارند، مانند مجرد بودن در جامعه اى كه به زنان مجرد با احترام نگريسته نمى شود و آنها را ناموفق در يافتن زوج مىداند، كسانى كه ازدواج كرده و تجربه زناشويى ناموفقى داشته اند.

 هم چنين مردانى كه تحصيلات علمى وكار پر درآمدى ندارند و به اميد پيوستن به اين فرقه فكر مي كنند كه به آسانى و به ارزانى و به سرعت يك دانش نوينى را ياد مي گيرند و درآمد خوبى به دست مىآورند. طيف ديگرى از مريدان آقاى استاد  را بيماران روانى با شدت هاى متفاوت تشكيل مي دهند. مانند بيمارانى كه دچار افسردگى هاى مختلف، شيزوفرنى، پارانويا هستند.

 با خواندن متن پرسشهاى شاگردان كه از روى نوارهاى سخنرانى ايشان  پياده شده است به خوبى مي توان اين موضوع را دريافت.

 در اين جا به طور مختصر فقط به ذكر بعضى پرسشهاى اين شاگردان مي پردازيم. خواندن اين پرسشها خالى از تفريح نيست: مانند خانمى كه احساس مي كند كه هميشه يك نفر به طور مداوم در مقابلش است.

خانمى كه هميشه از حيوانى مي ترسد كه نمى تواند تصوير يا مجسمه اش را ببيند و يا نامش را روى كاغذ و يا كتابى ببيند و آن را خط مي زند و پاره مي كند.

 خانمى كه معتقد است كه زنى نيمه شب از داخل ديوار بيرون آمده و به سوى او رفته و او را قلقلك داده و هميشه سر او جيغ مي كشد و به او مي خندد.

خانمى كه معتقد است كه ارواح در خانه اش ساكن هستند و لوستر خانه اش خود به خود بر زمين افتاده و كيف پولش گم شده است.

 خانمى كه در يك سگ خيلى بزرگ كه كت و شلوار پوشيده وروزنامه مي خوانده است مرتب در نظرش مجسم مي شده است.

 شخصى كه جن به ديدن او آمده بود و طلسم شده بود.خواندن پاسخ »استاد« براى حل مشكل اين شاگردان و توضيح و تفسير بيمارى هاى آنها پرتفريح تر است: مانند اين كه «اجنه ها پاسداران جهان هستى هستند»

 موسسه «فرهنگى هنرى عرفان كيهانى» یاشركت هرمی

در راس اين هرم آقاى استاد  قرار دارد و بخشى از درآمد شاگردانى را كه دارند ديگران را آموزش مي دهند به دست مي آورد و اين درآمد رقم بزرگى را تشكيل مي دهد.
 تعداد شاگردان آقاى « م ط» را در ايران و خارج از ايران حداقل ده هزار نفر تخمين مي زنند. علاوه بر در آمد ناشى از ثبت نام در كلاسها كتابها و ويديوهاى ايشان نيز خود منبع درآمد ديگرى است. كمكهاى مريدان ثروتمند را نيز بايد در نظر داشت. اگر شركت هاى هرمى بايد كالايى را به فروش برسانند. كالاى فروشى اين شركت هرمى حرفهاى مفت و لاطائلات است كه هيچ ارزشى ندارد و ماده اوليه نمي خواهد. مي بينيد كه ايشان زرنگتر از شركت هرمى گلد كوييست است، چون اين شركت دست كم مي بايست مقدارى طلا به خريدارانش بفروشد. اى كاش آقاى مهندس به جاى ادعاى پزشكى و دخالت غير مجاز در امور پزشكى به همان حرفه مهندسى خود مي پرداخت و اگر از اين حرفه خسته شده بود با همان موسسه هنرى و فرهنگى خود و عرفان اختراعى خود سرگرم مي شد.

 

نمونه از پایان نامه  اتصال به شعور شیطانی!

 

 

ادعای کذب

در ادامه شاید ذکره خاطرهای  مستند از کسی که خود در این کلاسهای  فریبکاری شرکت کرده خالی از لطف نباشد.وی در این رابطه می گوید:« در یكى از محفلهاى یكى از مریدان استاد شركت كردم تا درمان به روش متافیزیک را از افراد دست اول این گروه یاد بگیرم. استاد كه انتقاد و انكار مرا نسبت به درمان های  متافیزیک دید از من خواست تا مرا اتصال دهد و شعور را در من جارى كند تا بلكه من هم آن را باور كنم و به خیل مریدان بپیوندم. ایشان مرا به اصرار در كنار خودش نشاند. سپس دستش را بر روى كاسه زانوى من گذاشت و از همه خواست سكوت كنند و چشمهایشان را ببندند. همگى به مدت دوازده دقیقه در سكوت مطلق با چشمان بسته نشستیم. سپس استاد به آرامى گفت كه چشمهایمان را باز كنیم. من به استاد گفتم كه هیچ اتصالى دریافت نكردم و شعور را احساس نكردم».

بنا بر اصول علمی وقتى هر محرك صوتى و تصویرى را به مدتى قطع كنید، انسان احساس آرامش پیدا می كند و به عنوان مثال یک چرت 20 دقیقه ای در بعد از ظهر ها احساس خوبی را به انسان منتقل می کند و انسان را پر از انرژی می نماید.

 

البته این تكنیك آقاى استاد تكنیك قدیمى است كه مدعیان انرژى درمانى، هیپنوتیست ها، و مسیحیان بنیادگراى مدعى ایمان درمانى براى تبلیغ كارهاى خود به كار می برند. وقتى دست را روى زانوى می گذارند، حرارت تن هر نفر که در حدود 37 درجه است راه فرارى ندارد و به تدریج جمع شده و زانو را گرم می كند و این حرارت دیرتر به اطراف می رسد به علت اینکه بین هردو پارچه شلوار قرار دارد. توجه داشته باشید كه در زیر بغل كه پوست بازو و تنه با فاصله كمى از هم قرار دارند حرارت ایجاد شده و عرق ترشح می شود. این مدعیان این حرارت را به اتصال به مبداء غیبى، انرژرى درمانى،  و غیره نسبت مى دهند.

 

 

شعبده بازى در كلاسهاى عرفانی

در كلاسهاى بالاى عرفان کاذب  كه افراد معتقدتر به این فرقه شركت دارند، بعضى كارهاى شعبده بازى انجام می شود. نگارنده با مصاحبه با بعضى از افراد شركت كننده در این كلاسها و نیز به دست آوردن متن نوارهاى سخنرانى و صحبتهاى در این كلاسها این موضوع را دریافته است. در یکی از كلاسها «استاد»  با عملیات نمایشى خود كالبد ذهنى (جن) یك بیمارى را تسخیر شده بود (جن زده شده بود) بیرون می آورد. در جلسه دیگرى احضار ارواح می كند. در جلسه دیگرى ایجاد هاله به دور افراد می كنند. افراد كلاسهاى بالاتر منع شده اند از این كه این موضوعها را براى افراد «غیر خودى» بیان كنند. در ظاهر شاگردان این طور توجیه می شوند كه افراد دیگر به این مرحله از تعالى نرسیده اند و لزومى نیست این كرامات را براى آنها بیان كرد. ولى علت اصلى آن این است كه نگران افشاء شدن بیشتر این گروه و رمیدن شاگردان و یا كسان دیگرى است كه فكر می كنند كه دركلاسهاى معنوى عرفان اسلامى ثبت نام كرده اند. 

« م ط» ؛ معجزه آخر الزمان ! یا همان Back masking انحرافی !

 

در حالیکه ماجرای "برگردان صدا" تنها یک تکنیک و نوعی تردستی مربوط به به دهه 1960 و دارای قدمتی 50 ساله در کشور آمریکا بوده و Back masking خوانده می شود ، اما ، « م ط» این کار را معجزه آخر الزمان دانسته و نیز در مقاله ای تحت عنوان " اسب تراوا" می گوید :

" انجام این كار به كمك تكنیك امكان‌پذیر نیست و این كار در حد یك اعجاز می‌باشد." !!

وي در مقاله اسب تراوا  می گوید:

" از آنجا كه ما با كمال میل آن ترانه را گوش می‌دهیم، اطلاعات نابجای پشت آن مانند اسب تراوا وارد قلعه‌ی وجودی ما شده و در فرصت مناسب اثر خود را به جای خواهد گذاشت. جالب اینجاست كه معكوس شعری كه شنیده می‌شود هیچ ارتباطی به خود شعر ندارد كه اگر شعر را معكوس بنویسیم به آن دسترسی پیدا كنیم. نكته‌ی دیگر این كه انجام این كار به كمك تكنیك امكان‌پذیر نیست و این كار در حد یك اعجاز می‌باشد."   !!

اما با کمی بررسی می بینید که این " اعجاز" به گفته ايشان ، امری "دانسته " !  از دهه 1960 می باشد:

ویکی پدیا در این خصوص آورده :

نهان‌سازی در برگردان یا وارون‌نگاری به انگلیسی: (Back masking)

"روشی‌است برای ضبط صدا که در آن نوا یا پیام گفتاری، با پخش وارونه در درون آهنگی که باید به گونهٔ عادی پخش شود، قرار گرفته و مخفی می‌شود. وارون‌نگاری کاربردی دانسته‌ است، که به واسطهٔ آن پیغامی که از وارون همین آواها گرفته می‌شود، می‌تواند ناخواسته باشد."

" نخستین بار بیتلز (گروه بیتل ها) با بهره جستن از برگردان آوازها و موسیقی‌شان در ضبط آلبوم روُلور (۱۹۶۶‌ ، وارون‌نگاری را به مردم شناساندند. از آن زمان هنرمندان موسیقی از این شگرد برای جلوه‌های مختلف هنری، فکاهی و هزلی در آثارشان — چه به صورت آنالوگ و چه دیجیتال — استفاده کرده‌اند. این روش همچنین برای سانسور واژه‌ها یا عبارت‌های نامناسب و پدیدآوردن یک نسخهٔ پاکسازی‌شده از ترانه، نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد."

 

وارون‌نگاری در آمریکا از دههٔ ۱۹۸۰ زمانی که نهادهای مذهبی به‌کارگیری‌اش را توسط گروه‌های برجستهٔ موسیقی در راستای اندیشه‌های اهریمنی دانستند، منشأ کشمکش‌هایی شد، که تظاهرات صفحه‌سوزان و وضع قانون ضد نهان‌سازی در برگردان توسط قانون گذاران ایالتی و فدرال امریکا را در پی داشت.  اینکه نهان‌سازی در برگردان می‌تواند به ‌صورت زیر آستانه‌ای بر شنوندگان تأثیر کند یا خیر، پرسشی‌ است که هنوز هر دو طرف درگیر را مورد چالش قرار داده است."

 

هویت سازی کاذب

به دنبال بر ملا شدن شیادی این گروه شبه عرفانی کاذب استاد اعظم آنها که از ابتدایی ترین سطح تحصیلات آکادمیک نیز برخوردار نبود برای اغوای فریب خوردگان فرقه با پولهای باد آورده که از کیسه مریدان گمراه جمع آوری شده و در حسابهایی در فرانکفورت و مکانهای دیگر ذخیره شده بود با ارتباط با چند دانشگاه غیر معتبر در کشورهای آسیا میانه با پرداخت مبالغ هنگفت به دنبال دریافت دکتری افتخاری می افتد در حالی که به علت بی سوادی به راحتی می توانستند در ایننرت با پرداخت مبلغی کمتر چنین مدارک به محتوایی را دریافت کنند در این خصوص شاید حمایتی که از سوی سرویسهای جاسوسی این کشورها به عمل آمده نیز بی تاثیر نبوده است.

و شاه بیت سر در آخور بیگانگان کردن برای مطامع دنیا و تفرقه در این قضیه بروز خواهد کرد زیرا وجه مشترک تمام فرقه ضاله وابستگی به بیگانگان بوده همانطور که در فرقه ضاله ای مانند بهایت و ... می توان به روشنی این خط سیر را مشاهده نمود .

دستگيري استاد! و و نزاع در حلقه‌های بعدی بر سر جانشینی

بدنبال دستگيري استاد به جرم دخالت بي مورد در امر درمان و ... ، عده‌ای از افراد معلوم‌الحال که در فعالیت‌های این فرقه فعالیت می‌کردند، بر سر جانشینی نامبرده به اختلاف و درگیری مي افتند.

این افراد با بهره‌گیری از نبود نامبرده، شورایی تشکیل داده و نام آن را شورای وحدت گذاشتند.

این در حالی است که اقدام افراد مورد اشاره، مخالف با روش و تشکیلات «م. ط» است، چرا که نامبرده بارها خود را تنها فرد دارای صلاحیت برای زعامت این گروهک می‌دانسته است.

البته اعمال این افراد با مخالفت حلقه‌های پایین‌تر روبه‌رو شده است، زیرا در اساسنامه این سازمان که به کادرهای سطح پایین داده می‌شود، هیچ چگونه محدودیت یا رابطی برای اتصال به شعور الهی نیست، در حالی که شخص «م.ط» به کادرهای سطح بالای خود همواره القا می‌کرده که بر خلاف اساسنامه، طوری مسأله را جا بیندازید که کادرهای پایین، تنها من را رابط اتصال شعور الهی بپندارند.

از سوی دیگر، شخصی معلوم‌الحال که از نزدیکان «م. ط» است، در مخالفت با این شورا مي گويد: در غیاب «م. ط»، همه راه‌ها در عرفان کیهانی به او ختم می‌شود.

از جمله اعمالی که شورای نامبرده در دستور کار خود قرار مي دهد ، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-     ارتباط‌گیری با برخی از هنرپیشه‌های دسته سوم

2-     ارتباط با چهره‌های نیمه مطرح جامعه

3-     نامه‌نگاری به مجامع بین‌المللی درباره مظلوم نمایی «م. ط»

4-     نامه‌نگاری با برخی از مراجع تقلید، برای القای این مطلب که این فرقه هیچ گونه مشکل عقیدتی نداشته و با مراجع نیز در ارتباط است.

 

شاخه ها و سر پل های رسانه ای ارباب حلقه ها!

در این جا بايد به ناچار  به مقوله ای خواهیم پرداخت که به نوعی، خود رسانه ها نیز در ظهور آن بی تأثیر نیستند.

 یکی از کارکردها و حرکات فرقه ای، عضوگیری از اشخاصی است که به نوعی در رسانه های دیداری و شنیداری حضور داشته و می توانند، به نوعی از آن رسانه در راستای اهداف تبلیغ فرقه ای بهره ببرند.

با مروری به تاریخ تشکیل فرقه ها، می توان دید که هر کدام از این فرق، با در اختیار قرار گرفتن ابزار رسانه ای موجود، این کار را انجام داده اند؛ حال آن که گاه این رسانه مکتوبات بوده و گاه روزنامه و در مراحل بعد، ایجاد شبکه های ماهواره ای و حضور در فضای مجازی.

بسیار روشن است که این ارباب گم کرده ره ، با توجه به پیشرفت تکنولوژی به سمت ابزارهای نوین اطلاع رسانی روی آورده و در این میان، متأسفانه به عمد و در مواردی با سوء استفاده از ناآگاهی همکاران رسانه ای به درج مطالب خرافی اقدام کرده است و صد البته که تشخیص این امر، نیاز به کار کارشناسی دارد تا بتوان به عمق مطالب و اهداف پلید و در پس پرده پنهان آنها پی برد.

در مبحث تشکیلات رسانه ای عرفان حلقه، باید در مقدمه به استراتژی این فرقه برای حضور در رسانه ها اشاره کرد؛ از جمله اقدامات آنان، انتشار کتابی در این باره است که متأسفانه یکی از اساتید دانشگاه نیز مقدمه ای بر آن نوشته بود؛ البته این استاد ارجمند، بلافاصله پس از آگاهی از محتوا و اهداف این فرقه از آنان تبری جسته و این رخداد را نوعی خدعه از سوی اعضای این فرقه خواند.

همچنین در این باره باید گفت که اعضای این حلقه در مرحله بعد، با شناسایی افرادی که یا خود در مطبوعات مشغول به کار بودند و یا ارتباط هایی در این زمینه داشتند، اقدام به چاپ و درج نوشتارهای خرافی خود می کردند؛ بنابراین، برای روشن شدن ابعاد قضیه به گوشه ای از این ارتباط ها اشاره می شود:

1 ـ آقای «ح.گ» که در یکی از روزنامه ها کار می کند، با نیرنگ و تغییر نام نگارنده اصلی و درج نام مستعار و تغییر در جمله بندی نوشتاری، اقدام به نشر مطالبی موهن از رهبران فرقه انحرافی حلقه کرده است.

2 ـ یکی دیگر از روزنامه های میانه رو نیز که یکی از اقوام نزدیک صاحب امتیاز آن از مسترهای این گروه بوده و ارتباطی با این جریان انحرافی داشته، بارها مطالب وهن آمیزی از این فرقه منتشر کرده که البته با آگاهی مدیرمسئول این روزنامه از ماهیت این فرقه گرایان، همه کانال های ورودی مطالب فرقه ای بسته شد.

3 ـ سه نفر دیگر از مسترهای این جریان، در یکی، دو خبرگزاری وابسته به نهادهای دولتی مشغول به کارند.

4 ـ همچنین یکی دیگر از عناصر این فرقه، در یکی از رسانه های آنلاین مشغول کار است.

بنابراین، روشن است که پرداختن به همه ابعاد حرکت رسانه ای این فرقه گرایان از حوصله این نوشتار و خوانندگان عزیز بیرون است؛ اما آنچه واقعیت دارد این که همه ابعاد و زوایای شاخه های رسانه ای آنان مشخص شده و در پایان از همه عزیزان و همکاران رسانه ای درخواست می شود تا به صورت ویژه درباره مطالبی که با موضوعات عقیدتی و دینی عموم مردم در ارتباط است، دقت بیشتری داشته باشند تا ناخواسته در دام های شیطانی فرقه گرایان اسیر نشوند.

 

شیطنت یاران حلقه برای روی آنتن نگه داشتن ارباب!

از نکات دیگر که کارشناسان حوزه فرق به آن اذعان دارند، تشابهاتی است که در حوزه سخت افزاری و نرم افزاری بین این فرقه ها و گروهک های محارب وجود دارد و شاید آگهی تبریک گروهک منافقین در چند سال گذشته نمونه خوبی برای تمثیل موضوع باشد/ ضمن اینکه معلوم نیست این سومین دکترای افتخاری را کدام موسسه علمی به وی داده است!...

همواره یکی از شاخص ها و کارویژه های فرقه های انحرافی روی آوردن به جعل و تزویر بوده که این ویژگی های با یک تطبیق تاریخی در همه گروه های فرقه گرا قابل اثبات است.

از نکات دیگر که کارشناسان حوزه فرق به آن اذعان دارند، تشابهاتی است که در حوزه سخت افزاری و نرم افزاری بین این فرقه ها و گروهک های محارب وجود دارد و شاید آگهی تبریک گروهک منافقین در چند سال گذشته نمونه خوبی برای تمثیل موضوع باشد.

در همين راستا  فردي با درج آگهي در روزنامه ايران رهبر اين فرقه انحرافي را مورد خطاب قرار داده و به دست آوردن نشان دکترای افتخاری به وی تبریک گفته است.

و این در حالی است که اولا ـ « م ط » به دروغ خود را دکتر می خواند و در مدت اقامتش در ترکیه در هیچ آکادمی یا دانشکده ای اقدام به تحصیل نکرده است، ولی همچنان از این طریق به فریب اطرافیان خود و مردم می پردازد.

دوم آنکه در این اطلاعیه از او به عنوان بنیانگذار فرادرمانی و سایمنتولوژی یاد شده که نشان دهنده اصرار اهالی این فرقه بر دروغ پردازی ها و سرکیسه کردن مردم با چنین القاب و عناوینی است و معلوم نیست که طاهری چگونه بدون تحصیلات به افتخار بنیانگذاری علمی رسیده آمده است!

سوم اینکه معلوم نیست این سومین دکترای افتخاری را کدام موسسه علمی به وی داده کرده است؟!

با توجه به این مسأله، در همین راستا چند نکته مهم است:

1 ـ نامبرده با جعل عنوان و مدرک اقدام به سفارش آگهی کرده است.

2 ـ متأسفانه، از حسن نیت همکاران ما در این رسانه، سوءاستفاده و اقدام به درج مطالب خلاف واقع از یک متخلف شده است.

3 ـ از سوی همکاران رسانه ای درباره این گونه آگهی ها باید دقت بیشتری اعمال شود.

 

 

 

 

 

 

فحاشی روحانی افغانی در شبکه ماهواره ای اهل بیت !

 

هتاکی مجری شبکه تفرقه افکن

فحاشی روحانی افغانی در شبکه ماهواره ای اهل بیت !

این کانال ماهواره ایی که متاسفانه از نام مقدس اهل بیت سو استفاده کرده است ،به بهانه ترویج تشیع ، زشت ترین توهین ها را به برادران اهل سنت و مقدسات ایشان وارد می کند.

 فعالیتهای مشکوک و تفرقه افکنانه یک شبکه ماهواره ایی مدعی ترویج تشیع همچنان ادامه دارد.
 این کانال ماهواره ایی که متاسفانه از نام مقدس اهل بیت سو استفاده کرده است ،به بهانه ترویج تشیع ، زشت ترین توهین ها را به برادران اهل سنت و مقدسات ایشان وارد می کند.
بنابراین گزارش ، شدت و زشتی این توهینها به حدی است که بازگو کردن بعضی از آنها امکان پذیر نبوده و جاری شدن آنها بر زبان گرداننده این شبکه نیز جای تعجب دارد.
نکته جالب توجه در برنامه های شبکه مذکور، پخش آن از آمریکا و اداره آن توسط یک روحانی نمای جوان افغانی که بعضا در برنامه ها آیت الله نامیده می شود، می باشد.
بنابراین گزارش ، وجه بارز در برنامه های این کانال ماهواره ایی، ایجاد تفرقه و خط کشی بین اهل سنت و شیعه بوده که این امر حتی در نحوه برقراری تماس تلفنی بینندگان نیز مشهود است، بطوریکه یک خط تلفن برای اهل سنت و یکی برای شیعیان مورد استفاده قرار می گیرد.
این شبکه که در بدو تاسیس از حمایت بعضی از مراجع تقلید برخوردار بود،بتدریج با آشکار شدن ماهیت آن، این حمایتها را از دست داد و حتی سال گذشته دفتر آن در قم بدستور مراجع قضایی بسته شد و حسابهای آن در داخل کشور نیز مسدود گردید.
گفته می شود یکی از دلایل بسته شدن دفتر این شبکه محرز شدن ارتباط گرداننده آن با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه بوده است.
گفتی است ، سال گذشته در پی توهین یک شبکه دیگر مدعی ترویج تشیع به همسر نبی مکرم اسلام(ص)، موجی از تبلیغات ضد تشیع و ضد جمهوری اسلامی ایران در رسانه های کشورهای منطقه براه افتاد و سبب بهره برداری دشمنان به بهترین نحو گردید.
در پی این اقدام، مقام معظم رهبری با شناخت دقیق طرح و برنامه دشمن با صدور فتوای تاریخی خود، توهین به مقدسات اهل سنت و همسران نبی مکرم(ص) اسلام را حرام اعلام کردند.

 

 

 

 

 

 

 

پرستار به حالت مسخره گفت: به خمینی بگو بیاید درستت کند

 

این روزها سالروز شهادت محسن وزرایی دانشجوی رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف و عضو انجمن اسلامی این دانشگاه است، شهیدی که در تاریخ 10/2/61 به شهادت رسید.

محسن وزرایی در روز هشتم مردادماه سال ۱۳۳۹ در شهر تهران دیده به جهان گشود دوران کودکی را در میان کوچه پس کوچه‌های صمیمی زادگاهش سپری کرد. او تحصیلاتش را تا پایان مقطع دبیرستان ادامه داد، و به علت علاقه‌اش به زبان انگلیسی آموزش آن را نیز آغاز نمود.


محسن پس از اخذ مدرک دیپلم در رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف رتبه اول را کسب نمود وزوایی در دانشگاه به انجمن اسلامی دانشجویان پیوست و مسئولیت هدایت و جهت‌دهی مبارزات دانشجویی را بر عهده گرفت او در تمام صحنه‌های مبارزات مسلحانه فرهنگی انقلاب شرکت نمود و نقش عمده‌ای در تصرف پادگان‌های جمشیدیه و عشرت‌آباد ایفا کرد.

پس از پیروزی انقلاب به نیروهای جهاد سازندگی پیوست و به کردستان رفت. چندی بعد در پاوه به یاری پاسداران شتافت و در فتح لانه جاسوسی آمریکا شجاعانه درخشید و مسئولیت سخنگویی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره) را در مصاحبه‌ها پذیرفت.

محسن پس از آموزش فنون چریکی به عضویت نهاد مقدس سپاه پاسداران درآمد و مسئولیت‌های بسیاری را بر عهده گرفت. گردان ۹، گردان حبیب، لشگر۱۰،‌گیلانغرب، گردان ولی‌عصر (عج) و … خاطرات زیبائی از حضور او را در طول سال‌های دفاع مقدس به یاد دارند.

وزوایی پس از شرکت در عملیات‌های مختلف برای شرکت در عملیات بیت‌المقدس عازم جبهه‌های جنوب شد و در همین عملیات مسئولیت محور عملیاتی تیپ محمد رسول‌الله(ص) را بر عهده گرفت. سرانجام پیک وصل برشانه‌های خسته محسن نشست و نوید عروجی خونین را به او داد، انفجار گلوله توپ در تاریخ ۱۰/۲/۱۳۶۱ فرمانده گردان حبیب‌بن‌مظاهر (ع) را به شهادت رساند. پیکر پاک وزرایی را در بهشت‌زهرا (س) به خاک سپردند.

وصیت نامه شهید محسن وزوایی:

بسم الله الرحمن الرحیم

(صفحه اول این وصیت نامه بدست نیامده است ) …

ما ترس از شهادت نداریم و این تنها آرزوى ماست در این جبهه ها خداوند را مشاهده مى کنیم که چگونه ملتمسانه به کمک رزمندگان اسلام مى شتابد و آنها را نصرت مى دهد و به مصداق آیه شریفه که مى فرماید کم من فئة قلیله غلبت فئة کثیرة را مى بینیم که تعداد محدود لشکریان سپاه اعم از سپاه و ارتش و نیروهاى مردمى بر تعداد کثیرى از نیروهاى دشمن غلبه مى نماید.

بیاد دارم در عملیات بازى دراز در قسمتى از عملیات مقداد ما ۶ نفر بودیم و بر ۳۰۰ نفر غلبه پیدا نمودیم. در جبهه ها چنان روحیه ایمان و ایثار مفهوم پیدا میکند که گویى اصلا قابل تصور نیست هنگامیکه در قسمتى از عملیات صحبت از داوطلب شهادت مى شود دعوا بین برادران مى افتد. اینها ارزشهایى است که ملت الله ارزانى بشریت داشته است.

حقیر بزرگترین افتخار خودم را عبودیت به در گاه احدیت مى دانم. مى خواهم بگویم اى عازمان و اى عاشقان لقاء الله، اى مخلصین اخلاق و اى کسانى که مشغول ریاضت کشیدن جهت نزدیکى به درگاه خدا هستید، بیایید تا ببینید در جبهه ها چگونه برادران شما به آن درجه از نزدیکى به درگاه خداوند رسیده اند که نوجوان تازه داماد پس از ۳ ساعت که از عروسیش میگذرد در جبهه حاضر مى شود؛ آخر در کدامین مکتب چنین ارزشهایى را سراغ دارید؟

خدا را شاهد مى گیریم هنگامى که در ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ در سر پل ذهاب بواسطه اصابت گلوله تانک زخمى شده بودم، خون زیادى از بدنم رفته بود؛ وقتى به کمک الهى نجات پیدا کردم، در بیمارستان زجر زیادى مى بردم؛ آنگونه که شاید قابل تصور نباشد بطوریکه در یک شب ده عدد والیوم ۱۰ به من تزریق شد تا کمى آرام گرفتم اما هنگامى که درد مى کشیدم در عین زجر بدنى، از لحاظ معنوى و روحى لذت مى بردم. حس مى کردم که بار دوشم سبک مى شود و هنگامى که شخص پرستار مراقب من، به مسخره مى گفت چرا این کارها را کردى و خودت را به این روز انداختى، به خمینى بگو تا بیاید درستت کند، به او گفتم خدا خودش درست مى کنه و همینطور هم شد.

والله قسم وقتى کمى از فشار کارم کم مى شود در خود احساس ضعف و کوچکى مى کنم. آخر میدانید اى امت شهید پرور ایران امروز در شرایطى هستم که لحظه اى غفلت، خیانت به اسلام و قرآن است.

باید با هم براى خدا تا آنجا که در توان داریم کوشش کنیم. امروز تمام مزدوران و طاغوتیان به مقابله با انقلاب عزیز اسلامى پرداخته اند در راس آن به تعبیر امام، شیطان بزرگ آمریکا و به دنبال او تمامى وابستگان دیگرش. پس از خدا غافل نشوید که پشیمانى سودى ندارد و ما باید به تعبیر امام تکلیف را عمل کنیم. اگر توانستیم پیروز مى شویم و اگر کشته هم بشویم شهید هستیم و این نیز خود پیروزى است.

پس ما نباید نگرانى داشته باشیم؛ این منافقان از خدا بى خبر باید بدانند که ملت آنها را شناخته است. اکنون که ملت در جبهه ها حاضر شده است شما بیشتر ملت بیگناه را ترور مى کنید. شما نامردان تاریخ هستید که روى تمامى جباران تاریخ را از یزید بن معاویه گرفته تا به هیتلر سفید کرده اید. شرمتان باد اى خود فروختگان به اجنبى! آخر چگونه حاضر مى شوید از کودکان شیرخوار گرفته تا روحانیون معظم و جان بر کف، این راهیان راه الله را ترور نمایید؟

این امت باید بداند از بزرگترین خطراتى که انقلاب را تهدید مى کند، آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط اصلى انقلاب یعنى همانا خط امام است؛ پس خط امام را دنبال کنید و امام را تنها نگذارید که نمى گذارید. شما امت مسلمان ایران در تاریخ جهان نمونه هستید. شما فرزندانى تربیت نموده اید که شهادت را بالاترین سعادت خود مى شمارند و فقط روى پشتوانه الهى حساب مى کنید و شکست در راه چنین حرکتى مفهومى ندارد.

خدا را شکر مى کنم که نعمت زجر کشیدن در راهش را نصیبم نمود. خدا را شکر مى کنم که نعمت شرکت در عملیات به منظور روشن کردن سرزمینهاى سرد و بی روح گشته از وجود صدامیان به نور خدایى نصیبم شد و از خدا مى خواهم که شهادت در راهش را نصیبم فرماید و آنگاه که به مشیت الهى از این دنیاى فانى رفتم در زمره شهدا به حساب مى آیم و از خدا مى خواهم که مرا به حال خود وا مگذارد که بنده اى حقیر و زبون هستم و به درگاه کسى غیر از تو نمیتوانم رو بیاورم. اللهم ارزقنا شهادة فى سبیلک

و اما پدر و مادرم از وجود داشتن چنین پدر و مادرى بر خود مى بالم که افتخارش بر پایه نماز و روزه و خلاصه دستورات الهى است. پدرم ! هنگامى که بیاد مى آورم در سنین کودکى صداى فریاد شما در سحر به منظور نماز در گوشم مى پیچید که محسن نمازت قضا نشود. امروز هم همچون نوایى دلنشین در گوشم طنین مى افکند و شکر نعمت خداى را مى نمایم. سفارش مى کنم همانگونه که تا به حال عمل کرده اید به یارى امام بشتابید و او را تنها نگذارید.

و در آخر برادران و خواهرانم، به امید اینکه انقلاب حرکتى است به منظور اثبات حق و این مسئولیت بر گردن همگى ماست، دستورات الهى را فراگیرید و در عمل نیز آنها را به کارگیرید. به خصوص عبدالرضا و محمود و حمیده شما فرزندان انقلاب هستید. من هر چه باشد مدت زیادى از سنم در زمان طاغوت گذشته است، اما شما امروز (از) نعمت حکومت اسلامى بر خور دارید و این بزرگترین موهبتى است که خداوند به شما ارزانى داشته است. قدر آنرا بدانید و شکر نعمتش را بجا آورید.

در آخر مى خواهم که ۱۴ روز روزه و سه ماه نماز قضا برایم بجا آورید و راجع به آنچه که دارایى من محسوب مى شود آنطور که پدرم تصمیم بگیرد اجرا شود منتهى سعى شود این مقدار محدودى که دارم در جهت کمک به جنگ و امور اسلام اختصاص داده شود. در ضمن اگر نتوانستید جنازه ام را به عقب بیاورید آنرا به روى مینهاى دشمن بیندازید تا اقلا جنازه من کمکى به اسلام کرده باشد.

انشاءالله و من الله التوفیق

۲۶/۱۲/۱۳۶۰

ساعت یازده شب جبهه بلد ـ دزفول

 

 

 

 

 

رسانه‌ها برای پیشگیری از اختلالات روانی، به مردم استرس‌ وارد نکنند

رییس مرکز مدیریت توسعه شبکه بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: اگر به مردم استرس‌های بیهوده وارد نشود و مطبوعات به جای بحران‌سازی، به مردم اعتماد را القا کنند شیوع بسیاری از مشکلات روانی قابل پیشگیری است.

 به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت بهداشت، محمد شریعتی افزود: سلامت روان و اختلالات سلامت روان، بار عمده‌ای از بیماری‌های موجود در دنیا را به خود اختصاص داده و از اهمیت ویژه ای برخوردار است. 

وی اظهار داشت: سلامت روان و اختلالات آن در ردیف بیماری‌های غیرواگیر طبقه‌بندی می‌شود که علت مشخص و روشنی ندارد اما عوامل فراوانی در بروز آن موثر است.

رییس مرکز مدیریت توسعه شبکه بهداشت وزارت بهداشت، خاطرنشان کرد: به همین دلیل برای کنترل و پیشگیری این بیماری، سطح مداخلات درمانی باید در سطوح مختلفی انجام گیرد.

شریعتی ادامه داد: معاونت بهداشت و سلامت روان وزارت بهداشت برنامه ای را تدوین کرده است تا بتوان با ارایه سند سلامت روان و شناخت ذینفعان، تمام جنبه های پیشگیری و کنترل درمان اختلالات روانی پیش‌بینی شود.

وی یادآور شد: اگر هر فردی دارای کانون گرم خانواده و کانون حمایتی باشد بسیاری از جنبه های مربوط به سلامت روان نیز تامین خواهد شد.

شریعتی تاکید کر: اگر به آموزه‌های دینی بیشتر توجه کنیم سلامت روان هم مانند بسیاری از مشکلات به راحتی حل می‌شود.

 

 

 

 

 

 

اذعان صداي آمريکا به علاقه جوانان ايراني به مقام معظم رهبري


مجري شبکه دولتي صداي آمريکا، در جواب ادعاي کارشناس اين شبکه مبني بر پايان يافتن دوره حکومت کردن پيرمردها بر جوانان اذعان کرد که در ميان پيروان امروز مقام معظم رهبري، جوانان حضور پرشوري دارند.

ناصر محمدي، کارشناس شبکه دولتي صداي آمريکا، در ادامه سياه نمايي هاي خود عليه نظام جمهوري اسلامي ايران مدعي شد: «مردم جمهوري اسلامي را نمي خواهند.شايد در 7 ، 8 سال اول انقلاب مردم بخاطر شور انقلابي جذب سخنان اين ها شده بودند ولي امروزه دوره حکومت کردن پيرمردهاي بالاي 80 سال بر جواناني که آگاه و هوشيار هستند، پايان يافته است.»

وي در مقابل اعتراض مجري شبکه مبني بر حکومت هاي موفق پيرمردها بر مردم در کشورهاي مختلف و نيز براي توجيه اين ادعاي خود گفت: «منظورم پيرمردهايي است که فکرشان براي گذشته است و اساسا در اين دوره زندگي نمي کنند بلکه متعلق به 1400 سال پيش هستند.»
البته اين سخنان کارشناس صداي آمريکا آنقدر بي پايه و اساس بود که با واکنش مجري اين شبکه همراه شد و مجري خطاب به وي گفت: «اين حرف شما قابل پذيرش نيست چرا که امروز بسياري از افرادي که جاي پاي آقاي خامنه اي را مي بوسند، جوانان هستند و به همين خاطر نمي توان گفت تفکر اين افراد براي 1400 سال پيش است.»
گفتني است در حالي کارشاس شبکه دولتي صداي آمريکا مدعي است جمهوري اسلامي ايران و رهبر معظم انقلاب ديگر در بين مردم بويژه جوانان جايي ندارد که مردم انقلابي و ولايتمدار ايران اسلامي هميشه و در همه حال وفاداري خود را  با خلق حماسه هاي تاريخي به نظام جمهوري اسلامي ثابت کرده اند و در باره علاقه و عشق مردم به رهبر خود  مي توان به عنوان نمونه به سفرهاي استاني مقام معظم رهبري اشاره کرد که همواره با استقبال پرشور مردم به ويژه جوانان روبرو بوده است و يکي از شعارهايي که همواره در استقبال از رهبري، مردم انقلابي سر مي دهند، شعار " اين همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده" مي باشد.

 

 

 

 

 

هشدارهای اخیر ولی‌امر مسلمین به سران عرب

 

پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مطلبی به بازخوانی هشدارهای ولی‌امر مسلمین به سران و دولت‌های عرب در سال‌های اخیر پرداخت.

به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، همگام با خروش ملت‌های بیدار منطقه، صفحه‌ی ویژه‌ی «بیداری اسلامی» را از روز نهم اردیبهشت‌ماه جاری راه‌اندازی کرده است. آنچه درپی می‌آید، گزیده‌ای است از بازخوانی هشدارهای ولی‌امر مسلمین به سران و دولت‌های عرب در سال‌های اخیر، که به عنوان یکی از مطالب این صفحه ویژه منتشر می‌شود:

از سرنوشت صدام عبرت بگیرید
دنیاى سیاست جهانى، دنیاى بى‌تقوائى است. بى‌تقوائى موجب شده است که مستکبران عالم حتى به دوستان خودشان هم وفا نکنند. دیدید بر سر صدام ملعونِ روسیاه چه آوردند؟ تا وقتى به او احتیاج داشتند، او را تقویت کردند. همین آمریکائى‌هادر دوران جنگ تحمیلىِ بر ما، آنچه توانستند به صدام حسین کمک کردند و پشتیبانى دادند. از نقشه‌ى هوائى و اطلاعات جاسوسى تا کمک تسلیحاتى، تا تقویت روحى، تا وادار کردن وابستگانِ به خود به پشتیبانى مالى، همه‌جور؛ چون به او احتیاج داشتند، امیدوار بودند او بتواند خدشه‌اى بر چهره‌ى پرقدرت و مغرور ملت ایران وارد کند. وقتى مأیوس شدند، تاریخ مصرفش تمام شد، به آن شکلى که دیدید او را درآوردند، منافع خودشان را جور دیگرى دنبال کردند؛ این براى کسانى که حُسن‌ظن و امید به این ابرقدرتهاى بى‌تقوا و ناپرهیزگار دارند، درس عبرت است.
12/2/1387

* چه جوابی در برابر رسول‌الله دارید؟

مصیبت این حادثه هولناک برای هر مسلمان بلکه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه جهان بسی گران و کوبنده است، ولی مصیبت بزرگ‌تر سکوت تشویق‌آمیز برخی دولت‌های عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالا‌تر که دولت‌های مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت می‌کردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آن‌ها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی کنند؟

سران این کشور‌ها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملت‌های خود که یقیناً عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصره طولانی غذایی و دارویی لبالب از خون است.

پیام درباره قتل عام مردم مظلوم غزه 87/10/8

* سرنوشت خیانتکاران عرب

جنایتکاران عرب هم بدانند که سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود که خداوند فرمود: «و اَنزَلَ الَّذین ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الکِتَاب و من صیاصیهم...» ملت‌ها با مردم و مجاهدان غزه‌اند. هر دولتی که بر خلاف این عمل کند فاصله خود و ملّتش را عمیق‌تر می‌کند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است. آن‌ها نیز اگر به فکر زندگی و آبروی خودند باید سخن امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به یاد آورند که فرمود: «الموتُ فی حیاتکُم مقهورین و الحیاةُ فی موتکم قاهرین».

پیام به اسماعیل هنیّه نخست وزیر دولت قانونی حماس 1387/10/27


* عاقبت دولت‌های ذلیل، مطیع و وابسته

هر کس در دنیاى اسلام، امروز قضیه‌ى غزه را یک قضیه‌ى منطقه‌اى و شخصى و محلى بداند، دچار‌‌ همان خواب خرگوشى‌اى است که پدر ملت‌ها را تا حالا درآورده است. نه، این قضیه‌ى غزه، فقط قضیه‌ى غزه نیست؛ قضیه‌ى منطقه است. فعلاً آنجا نقطه‌ى ضعیف‌تر است، تهاجم را از آنجا شروع کردند و اگر موفق شدند، دست از سر منطقه بر نمی‌دارند. دولتهاى کشورهاى مسلمانى که حول و حوش آن منطقه هستند و کمکى که باید بکنند و می‌توانند بکنند، نمی‌کنند، دارند اشتباه می‌کنند؛ اشتباه می‌کنند. هر چه در این منطقه میخ اسرائیل بیشتر فرو برود، تسلط استکبار بیشتر بشود، بدبختى این دولت‌ها و ضعف و ذلت این دولت‌ها بیشتر خواهد شد. چرا ملتفت نیستند؟ و دولت‌ها، ملت‌ها را هم دنبال خودشان به ذلت می‌کشانند. یک دولت ذلیل و مطیع و وابسته، یک ملت را مطیع و ذلیل و وابسته می‌کند. این است که ملت‌ها باید به خود بیایند.

بیانات در دیدار مردم قم 1387/10/19

* دولت‌های عرب امتحان بسیار بدى دادند

همه‌ى دولت‌ها در مقابل فلسطین مسئول هستند؛ چه دولتهاى مسلمان، چه دولتهاى غیر مسلمان. هر دولتى که ادعاى طرفدارى از انسانیت را دارد، مسئول است؛ منتها وظیفه‌ى مسلمان‌ها وظیفه‌ى سنگین‌ترى است. دولتهاى اسلامى موظفند و باید به این وظیفه عمل بکنند و هر دولتى که به وظیفه‌ى خود در قضیه‌ى فلسطین عمل نکند، لطمه‌ى آن را خواهد دید؛ چون ملت‌ها بیدار شدند و از دولت‌ها مطالبه می‌کنند و دولت‌ها مجبورند نسبت به این قضیه تن بدهند و تسلیم بشوند...

بسیارى از دولتهاى عرب، در قضیه‌ى غزه و قبل از او در قضایاى دیگر، امتحان بسیار بدى دادند. هر وقت صحبت مسئله‌ى فلسطین شد، هى گفتند مسئله‌ى فلسطین مسئله‌ى عربى است! آن وقتى که وقت عمل آمد، مسئله‌ى فلسطین بکلى از همه‌ى معادلاتشان حذف شد و به جاى اینکه به فلسطین کمک کنند، به فلسطینى کمک کنند، به برادر عرب خودشان کمک کنند - اگر به اسلام هم عقیده ندارند، اقلاً به عربیت خودشان پابند باشند - همه از میدان عقب کشیدند! بسیار امتحان بدى دادند. این‌ها هم در تاریخ خواهد ماند. و این سزا‌ها و جزا‌ها مربوط به آخرت فقط نیست، در دنیا هم اینجور است. همچنانى که نصرت خداوند نسبت به شما‌ها که دارید مبارزه می‌کنید، مال آنجا نیست.

بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان همایش غزه 1388/12/8

* آزمون دولت‌های عرب

دولتهای عربی در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته‌اند. ملتهای بیدار عرب از آنان اقدامی قاطع و جازم مطالبه می‌کنند. کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب نباید به کمتر از برداشتن کامل محاصره غزه و توقف کامل دست‌اندازی به خانه‌ها و سرزمینهای فلسطینی در کرانه غربی و محاکمه جنایتکارانی چون نتانیاهو و ایهود باراک، قانع شوند.

پیام در پی جنایت دریایی رژیم صهیونیستی در سواحل غزه 1389/3/11

* دروازه آمریکا به روی شما بسته است!

آمریکائى‌ها به خاطر این نوکرى [به حسنی مبارک] پاداش هم ندادند. امروز هم به او پاداش نمی‌دهند. امروز هم هر ساعتى که او از مصر فرار کند و خارج بشود - به امید خدا - مطمئن باشد که اولین دروازه‌اى که به روى او بسته خواهد بود، دروازه‌هاى آمریکاست؛ راهش نمی‌دهند؛ همچنان که بن‌على را راه ندادند، همچنان که محمدرضا را راه ندادند. این‌ها اینجورى‌اند. این کسانى که دلشان براى دوستى آمریکا و رفاقت با آمریکا و اطاعت از آمریکا می‌تپد، این نمونه‌ها را ببینند. این‌ها مثل شیطانند. در دعاى صحیفه‌ى سجادیه می‌فرماید شیطان وقتى که من را دچار می‌کند، بعد نگاه می‌کند آن طرف - به تعبیر بنده - به من می‌خندد، به من پشت می‌کند، اعتنائى نمی‌کند. این‌ها اینجورند. آمریکائى‌ها به وسیله‌ى این افراد حقیر و ضعیف، دنبال منافع خودشانند.

بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران 1389/11/15


* عاقبت دیکتاتورهای تاریخ‌مصرف‌دار

آنچه که تا امروز در مورد این کشور‌ها و دیگر کشور‌ها همواره در رفتار آمریکائى‌ها دیده شده، پشتیبانى از دیکتاتور‌ها بوده است. از حسنى مبارک تا آخرین لحظه‌اى که می‌شد دفاع کنند، دفاع کردند؛ بعد دیدند دیگر نمی‌شود، آن وقت انداختنش دور! این هم یک درس عبرتى است براى سردمداران وابسته‌ى به آمریکا که بدانند آن وقتى که دیگر تاریخ مصرف خود را طى کنند و فایده‌شان را از دست بدهند، این‌ها مثل یک پارچه‌ى کهنه‌اى آن‌ها را دور مى‌اندازند و به آن‌ها اعتنائى نمی‌کنند! اما این‌ها تا آخرین لحظه از دیکتاتور دفاع و حمایت کردند.

بیانات در حرم مطهر رضوی 1390/1/1


* عاقبت اشتباه سعودی نفرت ملت منطقه است

به نظر ما دولت سعودى اشتباه کرد، نباید این کار را می‌کرد؛ خودش را در منطقه منفور می‌کند. خب، آمریکائى‌ها هزاران کیلومتر با اینجا فاصله دارند؛ اگر منفور هم بشوند، ممکن است برایشان آنقدر اهمیت نداشته باشد؛ لیکن سعودى در این منطقه دارد زندگى می‌کند؛ ملت‌ها از او متنفر باشند، مبغوض ملت‌ها باشد، برایش خیلى خسارت سنگینى است. آن‌ها اشتباه کردند این کار را کردند. هر کس دیگر هم این کار را بکند، اشتباه کرده.

بیانات در حرم مطهر رضوی 1390/1/1


* با وحشی‌گری عقده‌های مردم را غلیظ‌تر می‌کنید

ما نظرمان را صریح گفته‌ایم؛ ما از اخم قدرتهاى پوشالى دنیا هرگز نترسیدیم، ملاحظه نکردیم و نخواهیم کرد. ما حرف حق و موضع حق را صریح بیان می‌کنیم. موضع حق این است که مردم بحرین حق دارند؛ معترضند، اعتراضشان هم بجاست. با هر انسان صاحب بینشى در دنیا می‌خواهید این را در میان بگذارید، وضعشان را بگوئید، نوع حکومت کردن به این مردم مظلوم را بگوئید، نوع کارى که حکامِ آنجا در استفاده‌ى از این کشور کوچک کردند، تشریح کنید، تا ببینید دستگاه حاکم را محکوم می‌کنند یا محکوم نمی‌کنند. اشتباه می‌کنند با مردم مواجه می‌شوند؛ فایده‌اى ندارد. خب، ممکن است شما یک فشارى بیاورید، وحشیگرى‌اى بکنید، یک چند صباحى یک آتشى را خاموش کنید؛ لیکن خاموش نخواهد شد، روزبه‌روز عقده‌هاى مردم را بیشتر و غیظ آن‌ها را شدید‌تر خواهید کرد. یک وقت آنچنان زمام کار از دستتان در خواهد رفت که دیگر هیچ جورى نشود بخیه زد. اشتباه می‌کنند؛ هم آن‌ها اشتباه می‌کنند، هم آن کسانى که از خارج از بحرین نیرو وارد می‌کنند، بشدت در اشتباهند؛ خیال می‌کنند با این حرف‌ها می‌شود حرکت یک ملت را از بین برد.

بیانات در جمع مردم استان فارس 1390/2/3

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:57  توسط علی  | 

ضعف اطلاعاتی آمریکا به روایت سی ان ان

مجری و تحلیلگر شبکه آمریکایی سی ان ان، از ضعف اطلاعاتی آمریکا علیرغم هزینه بالایی که صرف آن می شود، به شدت انتقاد کرد.

فرید زکریا، مجری و تحلیلگر شبکه آمریکایی سی ان ان، با اشاره به تغییر روسای سازمان جاسوسی آمریکا "سیا" و "پنتاگون" و نیز سرمایه گذاری هایی که در این دو نهاد اطلاعاتی-نظامی آمریکا صورت پذیرفته است، گفت: «باید بگوییم که آمریکا سالانه 80 میلیارد دلار برای سازمان اطلاعاتی آمریکا هزینه می کند ولی ما شاهدیم که این سازمان برای بحران های جهانی آمادگی ندارد و نتوانسته آنها را پیش بینی کند.»
وی در مورد وقایع پیش بینی نشده از سوی نهادهای اطلاعاتی آمریکا گفت: «آمریکا نتوانست از بین رفتن جماهیر شوروی، انقلاب های شرق اروپا، تجزیه یوگوسلاوی، حادثه 11 سپتامبر، نبود سلاح های کشتار جمعی در عراق، بحران اقتصادی جهانی و انقلاب جهان عرب را پیش بینی کند.»
زکریا افزود: «من نمی خواهم بگوییم که می شود این حوادث را پیش بینی کرد، چرا که فقط تعداد کمی از مردم و یا سازمان ها آن را پیش بینی کرده اند اماآمریکا می توانست برای این امور بهتر آماده شود. مقامات باید به سرعت برای تغییرات بین المللی آمادگی کسب کنند.»

 

 

 

 

نمی گویم از دولت انتقاد نکنید، با دولت دشمنی نکنید

 

محمد نبی حبیبی با اشاره به انتقادات بعضا غیر کارشناسی برخی نمایندگان از دولت گفت: طبق فرمایشات مقام معظم رهبری انتقاد و نقد سازنده از دولت جایز و پیش برنده است اما دشمنی با دولت هیچ جایگاهی ندارد.

محمد نبی حبیبی با اشاره به هجمه های صورت گرفته از سوی برخی نمایندگان نسبت به دولت گفت: در ابتدا باید بگوییم طرح سوال و انتقاد از دولت و رییس جمهور به معنای دشمنی نیست اما اگر ثابت شود که انتقادات برای خدشه دار کردن دولت مطرح و هیچ حسن نیتی وجود ندارد باید با آن برخورد شود.

دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با تاکید بر اینکه در مورد انتقادات از دولت قضاوت کلی جایز نیست خاطرنشان کرد: طرح سوالی که در مجلس به وسیله علی مطهری مطرح شده است باید بررسی شود که برای اصلاح امور است یا چیز دیگر؟ اما هنوز به صورت رسمی مجلس به جمع بندی نهایی نرسیده است.

وی در ادامه تصریح کرد: در شرایط کنونی باید از هر مسئله ای که وحدت اصولگرایان را با مشکل مواجه می کند پرهیز شود اما باید در نظرداشته باشیم که این موضوع به مانعی برای بیان نقد دولت بدل نشود.

حبیبی با اشاره مستقیم به فرمایشات مقام معظم رهبری گفت: حرف ما همان حرف مقام عظمی ولایت است که فرمودند" من نمی گویم از دولت انتقاد نکنید با دولت دشمنی نکنید" و آنچه مسلم است اینکه مرز میان انتقاد و دشمنی مشخص است.

این فعال سیاسی اصولگرا در پایان بیان کرد: حزب موتلفه اسلامی اعتقاد دارد ضمن اینکه در تمام موارد نظر مقام معظم رهبری فصل الخطاب تمام ارکان نظام است، از بیان مسائل تحریک کننده باید پرهیز شود.

 

 

 

 

 

جزئيات عمليات و محل كشته شدن بن لادن

اسامه بن لادن در عمليات تيم ويژه كماندوهاي ارتش آمريكا و بوسيله يك فروند بالگرد نظامي در شهر "ابيت آباد " در ايالت خيبرپختونخواه پاكستان كشته شده است.

در اسلام‌آباد، عمليات كشتن بن لادن با يك فروند بالگرد آمريكايي و تيم ويژه كماندوهاي ارتش اين كشور انجام شده است.

اين گزارش مي‌افزايد كه محل عمليات نيز شهري است به نام "ابيت‌آباد " كه به دليل حضور نيروهاي ارتشي و وجود پادگان‌هاي متعدد در اين شهر، به شهر ارتش نيز شهرت يافته است.

عمليات، توسط يك فروند هلي‌كوپتر آپاچي و ساعت 1:30 نيمه شب به وقت محلي آغاز شده است. از نيمه شب گذشته همه ارتباطات تلفن و موبايل در منطقه وسيعي از پاكستان قطع شده و اينترنت و سيستم ايميل نيز تا صبح امروز پس از چندين ساعت وقفه، فعال شده است.

يك شاهد عيني همچنين از درگيري و شنيده شدن صداي تيراندازي از محل وقوع حادثه خبرداده و افزوده است كه ميان اعضاي تيم ويژه آمريكا با افراد مسلح ناشناس درگيري رخ داده كه بر اثر آن يك فروند هلي‌كوپتر نيروهاي آمريكايي سقوط كرده است.

شهر ابيت‌آباد در ايالت خيبر پختونخواه واقع در شمال غرب پاكستان است.

 

 

 

 

ادعای مضحک گروهگ منافقین در خصوص روز معلم!

 

این گروهک مدعی شده است، که روز معلم نه پس از انقلاب، بلکه پیش از انقلاب نامگذاری شده است، اما اینکه چگونه و بر چه اساسی این روز از سوی رژیم شاهنشاهی به عنوان روز معلم نامگذاری شده است، از اکتشافات کم نظیر این سایت است.


  سایت خبری سازمان منافقین خلق در تقویم جالب خود، تطبیق های جالب و نادری در خصوص روزهای خاص سال دارد که امروز، یکی از آنها است.

در این تقویم، روز دوازدهم اردیبهشت ماه که از سال 58، پس از شهادت مظلومانه معلم شهید، آیت الله مرتضی مطهری به دست گروهک انحرافی فرقان، به روز معلم نامگذاری شد، جلوه ای بدیعی یافته است.

این گروهک مدعی شده است، که روز معلم نه پس از انقلاب، بلکه پیش از انقلاب نامگذاری شده است، اما اینکه چگونه و بر چه اساسی این روز از سوی رژیم شاهنشاهی به عنوان روز معلم نامگذاری شده است، از اکتشافات کم نظیر این سایت است.

جالب آنکه در این تقویم، در خصوص روز معلم آورده شده است:

«روز دوازدهم اردیبهشت سال1340، تظاهرات فرهنگیان و معلمان کشور که دراعتراض به‌حقوق ناچیز خود از چند روز قبل دست به‌اعتصاب زده بودند با سرکوب حکومت شاه مواجه شد.

این تظاهرات که در برابر مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تهران برپا شده بود با به‌رگبار بستن صفوف معلمین توسط پلیس شاه به‌خاک‌وخون کشیده شد و دکترخانعلی دبیر دبیرستانهای تهران به‌شهادت رسید.

از آن‌ پس این‌ روز به‌ عنوان روز معلم شناخته شد.»

غیر از این روز، روزهایی که به مذاق منافقان خوش نیامده به دلیل اینکه حذف فیزیکی آنها مقدور نبوده، تا حد توان، تحریف شده است.

 

 

 

 

 

انتقاد محسن رضایی از رفتار متناقض هاشمی رفسنجانی

محسن رضایی در ستون "اصلاحات فرهنگی" روزنامه ملت ما نوشته است: آقای هاشمی روزی به من گفتند که من در سال‌های اول ریاست‌جمهوری، امور فرهنگی را از سیاستگذاری تا اجرا به رهبر انقلاب واگذار کردم، ولی آقای هاشمی پس از مدتی خود نوعی ارزش‌های جدید فرهنگی را تبلیغ و ترویج کرد.

آقای هاشمی روزی به من گفتند که در سال‌های اول ریاست‌جمهوری، امور فرهنگی را از سیاستگذاری تا اجرا به رهبر انقلاب واگذار کرد، ولی پس از مدتی خود نوعی ارزش‌های جدید فرهنگی را تبلیغ و ترویج نمود.

 
محسن رضایی در ستون "اصلاحات فرهنگی" روزنامه ملت ما نوشته است: آقای هاشمی روزی به من گفتند که من در سال‌های اول ریاست‌جمهوری، امور فرهنگی را از سیاستگذاری تا اجرا به رهبر انقلاب واگذار کردم، ولی آقای هاشمی پس از مدتی خود نوعی ارزش‌های جدید فرهنگی را تبلیغ و ترویج کرد. خطبه‌های نماز جمعه ایشان در آن دوران موجود است. صحبت‌ها و مباحث ایشان به سوی اصلاح فرهنگی، نه در فرهنگ گذشته قبل از انقلاب بلکه به سوی اصلاح فرهنگ و ارزش‌هایی که پس از انقلاب در بین نیروهای انقلابی رواج پیدا کرده بود، متمایل شد.

رهبری و نیروهای انقلاب از همان ابتدا در مقابل این تجدید نظر موضع گرفتند. البته نیروهای انقلاب دو گروه شدند. عده‌یی از افراد که بیرون از سپاه بودند، به روش‌های افراطی کشیده شدند، ولی بخش اعظمی از نیروهای انقلاب که در درون سپاه و بسیج بودند، احترام آقای هاشمی را کاملا نگه می‌داشتند ولـی نگرانی و نـاراحتی خـود را به صورت نـامه‌های محرمـانه یـا در جلسـات خصوصی اظهـار می‌کردند.

 

 

 

 

 

رئیس فرقه انحرافی درمناظره حاضرنشد

رئیس فرقه انحرافی حلقه کیهانی از مناظره با روحانیون و کارشناسان دینی طفره رفت.

 قرار بود روز گذشته رئیس فرقه حلقه کیهانی در جلسه مناظره با تعدادی از کارشناسان فرق و ادیان و کارشناسان مذهبی در قم حضور پیدا کند و به سوالات آنها پاسخ گوید که از حضور در این جلسه خودداری کرد.

دعوت به مناظره زمانی مطرح شد که رئیس این فرقه انحرافی در وبلاگ خود کارشناسان فرق و ادیان را به مناظره فراخوانده بود.

روز گذشته رئیس این فرقه در پاسخ به برگزار کنندگان این جلسه مناظره گفت بنده اول باید بدانم که چه سوالاتی قرار است از من پرسیده شود تا بعد درباره حضور در این مناظره اظهار نظر کنم.

 

 

 

 

 

اعتراف به دروغ‌پردازی علیه سعیدقاسمی

وسعت بازتاب این مطلب مزخرف به حدی زیاد شد که نویسنده ابله گویانیوز با اسم مستعار«ف.م سخن» مجبور به عذرخواهی از هم قطاران شد و تصریح کرد مطلب وی مطلب طنزی است که متاسفانه به صورت مطلب و خبر جدی در سایت ها مجددا منتشر شده است.

اخیرا سایت گویانیوز- از رسانه های وابسته به سازمان سیا- مطلبی را به عنوان «سخنرانی سعید قاسمی علیه دولت و احمدی نژاد» منتشر کرده بود که حاوی انواع الفاظ موهن و هتاکانه بود. این قصه بافی مطلقا دروغ، بلافاصله با استقبال دیگر اعضای شبکه عنکبوت نظیر سحام نیوز، بالاترین و ده ها سایت و شبکه ضدانقلاب مواجه شد و مانند یک گنج نایاب! به کپی و بازتاب مطلب گویانیوز پرداختند.
وسعت بازتاب این مطلب مزخرف به حدی زیاد شد که نویسنده ابله گویانیوز با اسم مستعار«ف.م سخن» مجبور به عذرخواهی از هم قطاران شد و تصریح کرد مطلب وی مطلب طنزی است که متاسفانه به صورت مطلب و خبر جدی در سایت ها مجددا منتشر شده است.

وی همچنین نوشت من مایل نیستم اعتبار سایت های منتشر کننده مطلب من خدشه دار شود. از طرفی مطمئن هستم بعد از پی بردن به این خطا، انگشت اتهام به سمت من گرفته خواهد شد و من مورد عتاب قرار خواهم گرفت که طنزی بی مایه و بی پایه و زشت و زننده نوشته ام.
یادآور می شود حاج سعید قاسمی با تکذیب و تخطئه این اقدام رذیلانه که متاسفانه از سوی برخی سایت های داخلی آلوده نیز مورد استقبال قرار گرفته بود، تاکید کرد: این بار اول نیست که چنین تحرکات ضداخلاقی از جریان های منحرف بروز می کند که علاوه بر مخدوش شدن حیثیت حرفه ای آنها، هیچ حیثیت و مرز اخلاقی نیز برای خود باقی نگذاشته اند.

 

 

 

 

 

قذافی بر سر جنازه پسرش هم حاضر نشد!

سرهنگ قذافی، دیکتاتور لیبی در این مراسم که چند هزار نفر در آن شرکت کردند و علیه کشورهای غربی شعار دادند حضور نداشت.

 به نقل از شبکه خبری بی‌بی‌سی، دولت لیبی اعلام کرده که مراسم تشییع جنازه سیف العرب قذافی، پسر رهبر این کشور در طرابلس برگزار شده است.


سرهنگ قذافی، دیکتاتور لیبی در این مراسم که چند هزار نفر در آن شرکت کردند و علیه کشورهای غربی شعار دادند حضور نداشت.


آن‌طور که حکومت لیبی اعلام کرده است سیف العرب و سه نوه سرهنگ قذافی شنبه شب در حمله هوایی نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) کشته شدند. گفته می‌شود سیف الاسلام و محمد قذافی، دو پسر دیگر معمر قذافی در مراسم به خاکسپاری برادرشان شرکت داشتند.


بر اساس گزارش‌ها، در زمان برگزاری این مراسم، هواپیماهای ناتو در آسمان طرابلس دیده شدند. تابوت پسر قذافی با پرچم سبز رژیم قذافی پوشیده شده بود.


دولت لیبی می‌گوید که معمر قذافی و همسرش هنگام این حمله در ساختمان بودند اما به آنها آسیبی وارد نشد. ناتو بعدا اعلام کرد که حملهای از سوی این ائتلاف با هدف کشتن خانواده قذافی صورت نگرفته است، تا به این ترتیب چگونگی مرگ سیف‌العرب در هاله‌ای از ابهام فرو رود.

 

 

 

 

 

 

اظهار تاسف آیت الله صافی از وضعیت حجاب

 

متأسفانه در جامعه‌ی امروز اختلاط بین زن و مرد و محرم و نامحرم آنقدر زیاد شده است که موجب بسیاری از مفاسد و کارهای خلاف است که نمی‌توان به آنها اشاره نمود.

به گزارش مرکز خبر حوزه، حضرت آیت الله صافی در ابتدای درس خارج فقه در مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) قم، با اشاره به ایام سوگواری شهادت حضرت فاطمه (س)،گفتند: وظیفه‌ شیعیان در این ایام، شناخت واقعی حضرت زهرا (علیها السلام) می‌باشد.

معظم له، حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را الگویی کامل برای بشر دانسته و افزودند: اگر ما بخواهیم الگویی برای بهتر زندگی کردن به دنیا ارائه دهیم؛ باید سیره‌ی رفتاری آن حضرت را برای جهانیان بازگو کنیم؛ زیرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) نه تنها برای زن‌های جهان، بلکه الگو و اسوه‌ی بشریت می‌باشند.

*ویژگی‌های حضرت زهر(س) را برای جهانیان بیان کنیم

ایشان با برشمردن بعضی از ویژگی‌های رفتاری، اخلاقی و معنوی ام الائمه(س)، اظهار داشتند: زهد و پارسایی و قناعت در زندگی ایشان که نمونه‌های زیادی را در تاریخ نقل می‌کنند، برای جهانیان درس و آموزنده است؛ براین اساس اگر خانواده‌ها تنها به همین ویژگی آن حضرت تأسی کنند، بسیاری از مشکلات آنان برطرف می‌شود.

حضرت آیت الله صافی در ادامه به ایثار و فداکاری آن حضرت و اعراض و دوری از مظاهر و زرق و برق دنیا اشاره کرده و گفتند: حضرت فاطمه (علیها السلام) تمام مظاهر فریبنده را کنار گذاشتند و فقط به فکر زندگی سالم و سعادتمند در پرتو احکام اسلام و اخلاق و معنویت بودند.

معظم له ادامه دادند: یکی از مهمترین شاخصه های‌ زیبایی زندگی آن حضرت، عبادت، بندگی و اخلاص و توجه به خداوند عالمیان بود؛ به طوری که آن بانوی بزرگوار در اوج عبودیت و فقط خدا را در نظر داشتند و همه‌ی کارهای زندگی خود را رنگ و بوی خدایی داده بودند .

ایشان به ابعاد مختلف زندگی آن حضرت اشاره کردند و هر کدام را درسی برای نسل جوان دانسته وافزودند: در ازدواج ایشان با امیرالمومنین (علیه السلام) آنقدر درس نهفته است که وظیفه‌ی ما دوستداران اهل بیت(ع) است که آنها را برای مردم بیان کنیم.

*جامعه، باید جامعه فاطمی باشد

این مرجع تقلید تصریح کردند: اگر جامعه ما، جامعه‌ا‌ی زهرایی و جامعه‌ای فاطمی باشد، بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهد شد.

ایشان با بیان این که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در برابر امر و فرمان خداوند تسلیم بودند، اظهار داشتند: این کلام ایشان معروف و مشهور است و باید همیشه برای مردم تکرار شود که «بهترین حالت برای زنان آن است که مرد نامحرم او را نبیند و او هم مرد نامحرم را نبیند.»، متأسفانه در جامعه‌ی امروز اختلاط بین زن و مرد و محرم و نامحرم آنقدر زیاد شده است که موجب بسیاری از مفاسد و کارهای خلاف است که نمی‌توان به آنها اشاره نمود.

*خطبه حضرت زهرا(س)، دلیل حقانیت شیعه

معظم له در ادامه به خطبه‌ی شریفه‌ی آن حضرت در مسجد مدینه اشاره کرده و ابراز داشتند: مواضع حضرت زهرا (علیها السلام) دلیل بر صحت مذهب تشیع است. همچنین خطبه‌ی آن حضرت به یقین یکی از معجزات است که در آن زمان حساس و شرایط خاص، آن را از پشت پرده برای مردم مدینه بیان فرمودند و فقط شخص آن حضرت می‌توانست آن را در آن روز القا کند و الا هیچ شخص دیگری به واسطه‌ وضعیت ناهنجار و اسفناکی که بعد از رحلت پیامبر عالیقدر اسلام پیش آورده بودند، نمی‌توانست آن را بیان نماید.

حضرت آیت الله صافی از همه‌ دانشمندان، علما، بزرگان و فضلای عالم اسلام درخواست نمودند تا بیش از پیش به این خطبه‌ی شریفه توجه نمایند و کلمه به کلمه‌ی آن را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند، تا عالم اسلام از آن استفاده نماید.

معظم له با بیان این مطلب مهم که « بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)، امامِ حضرت زهرا (سلام الله علیها)، علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودند و دیگران را غاصب حق آن حضرت می‌دانستند»، تاکید کردند:‌ عقیده‌ ما شیعیان همان عقیده‌ مبارک آن حضرت است.

*اعتراف یکی از علمای اهل تسنن به حقانیت تشیع

ایشان در ادامه با ذکر خاطره ای گفتند: استاد ما مرحوم آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری (اعلی الله مقامه) نقل کردند که سفری را به مکه مکرمه و مدینه منوره داشتند و در آنجا با شیخ حسن بنّا از علمای بزرگ اهل سنت و از رهبران اخوان المسلمین مباحثه و مناظره داشتند، بعد از چند روز که با ایشان در باب امامت و خلافت امیر المومنین(ع) و غاصبین حق آن حضرت گفتگو کردند، شیخ حسن بنا، نظر و عقیده ما را مورد توجه قرار داد و آن را در سرزمین حجاز به گوش مسلمانان رساند که عقیده‌ی شیعیان درباره‌ شیخین همان عقیده‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌باشد و چون ما نمی‌توانیم به آن حضرت اعتراض نماییم، از این جهت عقاید شیعیان هم برای ما محترم می‌باشد.

*توصیه ای به حوزویان و عموم مردم

این مرجع تقلید در پایان سخنان خود از همه طلاب و فضلا دعوت کردند که در این ایام شهادت و سوگواری حضرت زهرا(س)، در مجالس عزاداری که تعظیم شعائر و احیای امر اهل بیت (علیهم السلام) است شرکت نموده و از دوستداران آن حضرت درخواست نمودند تا مراسم عزاداری آن حضرت را با شکوه هر چه بیشتر برگزار نمایند که همه‌ این کارها انشاء الله موجب رضایت قلب مقدس امام زمان(عج) قرار بگیرد.

 

 

 

 

 

غسل و نماز میت آمریکایی بر جسد بن‌لادن!

یکی از مقامات ارشد وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا طی اظهاراتی گفت: پس از کشته شدن "أسامه بن لادن" رهبر گروهک تروریستی القاعده و پیش از انداختن وی در آب‌های دریای عمان، نماز میت بر جسد وی قرائت شد.

  یکی از مقامات ارشد وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا طی اظهاراتی گفت: پس از کشته شدن "أسامه بن لادن" رهبر گروهک تروریستی القاعده و پیش از انداختن وی در آب‌های دریای عمان، نماز میت بر جسد وی قرائت شد.


این مقام ارشد آمریکایی افزود: ما دستور دادیم نماز میت بر جنازه او خوانده شود تا به اصطلاح این مراسم به طریقه اسلامی برگزار شود.


این اظهارات مقام آمریکایی در حال منتشر شد که به جای دفن کردن جسد "بن لادن" در خاک، او را در آب انداختند که این مسأله مخالف شرع اسلامی است.


این مقام ارشد آمریکایی همچنین گفت: نماز میت بر جنازه "أسامه بن لادن" دقیقا در ساعت ۵:۱۰ دقیقه به وقت گرینویچ درون هواپیمای نظامی "کارل فینسون" که حامل جنازه او بود، خوانده شد. این نماز میت حدود پنج دقیقه به طول انجامید.


این مقام آمریکایی که با خبرنگاران گفتگو می‌کرد و خواست نامش فاش نشود، در ادامه افزود: پیش از خواندن نماز میت بر جنازه "بن لادن"، جسد او بر طبق شریعت اسلامی غسل داده شد و آن را در کفن سفید رنگ و تمیزی قرار دادیم. پس از آن در کیسه‌ای بزرگ قرار داده شد و در دریا انداختیم.


وی در پایان گفت: نماز میت را یکی از نیروهای مسلمان در ارتش آمریکا بر جنازه "أسامه بن لادن" خواند.

 

 

 

 

 

انتقاد قرائتی از کم‌کاری در حوزه نماز

رئیس ستاد اقامه نماز کشور با انتقاد از کم کاری در حوزه اقامه نماز یادآور شد: متأسفانه نماز در کشور ما بیمار و زکات مرده است که باید در اینباره طرح نویی در انداخت.

 نخستین گردهمایی مسئولین اقامه نماز دستگاههای اجرایی کشور صبح امروز با حضور حجت‌الاسلام محسن قرائتی و سید مرتضی بختیاری وزیر دادگستری در مرکز پژوهشی و آموزشی سازمان زندانها برگزار شد.

حجت‌الاسلام محسن قرائتی در این گردهمایی با اشاره به رابطه نماز و حقوق گفت: برای اینکه قوه قضائیه و وزارت دادگستری مردم را حق مدار کند نماز بسیار تاثیرگذار است.

وی به تشریح چند نمونه از رابطه نماز و حقوق پرداخت و گفت: 2 هزار و 700 آیه حقوقی از قرآن در آوردیم که توسط میر محمد صادقی تبدیل به کتاب اسلام و حقوق شد.

وی تأکید کرد: نماز یک هدیه الهی است. متأسفانه ما در پوست نماز مانده‌ایم چه برسد به باطن آن.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور با تأکید بر رابطه نماز با کم شدن جرایم به راهکارهایی در این زمینه اشاره کرد و گفت: نمازخوان اصلاً نمی‌تواند فاسد باشد درباره نماز خیلی جای کار است و الان کاری که می کنیم شاید یک درصد باشد. تولید نمازخوان و دعوت به نماز طرح نو می‌طلبد. متأسفانه برخی خودی‌ها هم مشکل دارد . گاهی خود مسئولین اقامه نماز ما هم متاسفانه تبدیل به کارمندهای معمم شده‌اند.

حجت‌الاسلام قرائتی با اشاره به راهکارهای تعامل حوزه و وزارت دادگستری برای ارتباط دوستانه میان روحانیت و زندانیان گفت: برای ارتباط با زندانیها در تابستان که طلبه‌ها تعطیل هستند می‌توان از آنها استفاده کرد.

وی در پایان با انتقاد از عدم مشورت در زمینه نماز گفت: در حالی که بنده بیشترین تبلیغ را در کشور دارم اما هنوز هیچ سازمانی یک مشورت تلفنی از من نکرده است. ما که عمرمان تمام شد اما توقع داشتیم در این 30 سال سازمانها و وزارتخانه‌های مختلف از ما مشورت بگیرند. متأسفانه نماز در کشور ما بیمار و زکات مرده است. آیا یک صدم بودجه‌ای که برای سریالهای یوسف و مختار و ... گذاشتیم برای نماز هم قرار داده‌ایم.

 

 

 

 

 

 

استكبار 3 هزار كانال ماهواره‌اي فضاي ايران را تسخير كرده است

معاون اول رئيس قوه قضائيه گفت: استكبار براي مقابله با انقلاب اسلامي، بيش از 3 هزار كانال ماهواره‌اي در فضاي ايران را تسخير و مورد هجوم تبليغاتي خود قرار داده است.

حجت‌الاسلام ابراهيم رئيسي در يادواره شهداي حقوقدانان استان فارس اظهار داشت: اگر به دنبال انديشه، اخلاق و عمل پاك در دنيا هستيد بايد زندگي خود را با تأسي از سيره اهل بيت عصمت و طهارت قرار دهيد.

رئيسي خاطرنشان كرد: استكبار درصدد آن است كه تمام جوامع بشري را ظلم‌پذير و سلطه‌خواه نشان دهد.
وي با اشاره به اينكه ايران پرچم مكتب انتظار در دنيا را به اهتزاز در آورده، افزود: ياران پيامبر در زمان كنوني دشمن‌شناس و دشمن‌ستيزند و دردل­هاي آنها مهرباني است. خيزش انقلاب اسلامي ضداستبدادي، ضداستعماري و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت است.
معاون اول رئيس قوه قضائيه اضافه كرد: كساني كه دانسته و يا نادانسته و از سر جهل و ناداني پايه‌هاي انقلاب اسلامي كه امام راحل محكم كرده بود را تضعيف مي‌كنند، بدانند كه دچار خسران و نابودي مي‌شوند.
معاون اول رئيس قوه قضائيه افزود: افرادي كه بين خود و ولايت زاويه ايجاد كنند بد عاقبت شده و در نزد مردم منفور هستند.
اين مسئول در ادامه بيان داشت: يكي از مهم‌ترين فرازهاي وصيتنامه شهيدان اين بوده كه نگذاريد امام و رهبري تنها بماند. پيام ديگر شهيدان به حقوقدانان اين است كه گرايش به حق و ارتباط با خداوند را مورد عمل قرار دهند.
رئيسي اذعان داشت: قرار گرفتن در مسير شناخت، شاد كردن دل مردم و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و پيشرفت در عرصه علم و فناوري از جمله پيام اجلاسيه سرداران و 14 هزار و 600 شهيد استان فارس است.
وي خطاب به كساني كه دانسته و با ترفند دشمنان كه درصدد ناكارآمدي نظام هستند بي‌توجهي كنند بدانند كه در خط استكبارند.

 

 

 

 

 

فنگ‌شويي»؛ بت‌پرستي مدرن قرن بيست‌ويكم

 

 

هنگامي كه نامي از «تهاجم فرهنگي» برده مي‌شود، عده‌اي بي‌جهت موضع مي‌گيرند اما باور كنيم يك مجسمه ساده بودا، صدف مارپيج، وزغ سه پا به شكل سربازان اين تهاجم در يونيفرم قدرت نرم فنگ‌شويي باورهاي ما را هدف قرار داده‌اند.

● گزارش تصويري مرتبط

 شايد از هنگامي كه بشر در قرن 21 خود را از مباني اصيل الهي دور كرد و با پيشرفت روز افزون علم از معنويت فاصله گرفت و به مرز افسردگي رسيد؛ بر آن شد كه به دنبال معنويتي برود كه ساخته خود او باشد تا در پس آن، دنياي ايده‌آل را جست‌وجو كرده و به خوشبختي مورد انتظار خود دست يابد.

در محيط اطراف ما نيز گاهي شنيده مي‌شود كه برخي افراد به دنبال خوشبختي خيالي خود به سمت عرفان‌هاي خوش‌ آب و رنگ اما پوچ كشيده مي‌شوند. «فنگ‌شويي» نيز يكي از مواردي است كه در ايران طي چندين سال فعاليت، توانسته علاقه‌مندان را به سوي خود جذب كند، اما اينكه صحت و سقم فنگ‌شويي تا چه ميزان است، بررسي بيشتري را مي‌طلبد كه در اين گزارش آن را پيگيري مي‌كنيم.

 

* فنگ‌شويي؛ خرافه يا واقعيت؟

 

در تعريف فنگ‌شويي آورده‌اند؛ به معناي باد و آب است، يك فلسفه و فن باستاني در چين است و براي پيدا كردن دكوراسيون مناسب و چيدمان درست اشيا در ساختمان‌هاي مسكوني، تجاري، باغ و غيره استفاده مي‌شود تا بهترين اثر را بر سلامتي، شادي، موفقيت، هماهنگي و به طور كلي انرژي مثبت چي داشته باشد. مهم‌ترين چيزهايي كه بايد رعايت كرد، پرهيز از بي‌نظمي و هرگونه انباشتگي، استفاده از رنگ‌هاي مناسب، خطوط منحني، در نظر گرفتن جهت‌هاي مناسب است، البته امروزه به طور رسمي در چين آن را خرافات مي‌دانند.

هنگامي كه به برخي فروشگاهاي عرضه محصولات فنگ‌شويي مراجعه مي‌كنيم، با اين جملات روبه‌رو مي‌شويم: اين اجناس باعث آمدن بركت به خانه شما مي‌شود، اين نشان‌ها مي‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر كند، اين مجسمه شب‌ها روح خود را در اتاق به حركت در مي‌آورد و انرژي‌ آن را عوض مي‌كند، اينكه چقدر يك مجسمه و يا نماد مي‌تواند، با خود اين ره‌آورد را به ارمغان بياورد، سوالي است كه شايد ذهن بسياري را با خود مشغول كرده است.

براي بررسي اينكه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهاي فنگ‌شويي در بازار وجود دارد، به برخي از فروشگاه‌هاي مجسمه‌فروشي سر مي‌زنيم.

خانم فروشنده‌اي كه سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و در ميان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نيز به چشم مي‌خورد، در پاسخ به اين سؤال كه آيا مجسمه فنگ‌شويي را در مغازه داريد، با حالتي تعجب گونه بيان مي‌كند: فنگ‌شويي چيست؟ مرد جواني هم كه خبري از نمادهاي فنگ‌شويي در مغازه‌اش نيست،‌ انگار براي نخستين بار اين واژه را مي‌شنود و مي‌پرسد: چه جور مجسمه‌اي است؟

بالاخره در يكي از نقاط شمالي شهر مغازه‌اي را يافتم كه به طور فروش عمده نشان‌ها و مجسمه‌هاي فنگ‌شويي را به فروش مي‌رساند. خانم م-ف درباره فعاليتش‌ مي‌گويد: حدود 25 سال است كه در كار فروش وسايل فنگ‌شويي هستم و مردم به خوبي از اين نمادها استقبال مي‌كنند. بيشتر مشتري‌هايم را نيز خانم‌ها تشكيل مي‌دهند. وقتي از او درباره ميزان اعتقادش به فنگ‌شويي سؤال مي‌شود در پاسخ مي‌گويد: اعتقادي به فنگ‌شويي ندارم و خرافه‌اي بيش نيست!

خانم ميانسالي به نام زهره ـ‌ الف كه براي خريد در مغازه حضور داشت‌ـ نيز در پاسخ به اين پرسش كه چرا از مجسمه فنگ‌شويي استفاده مي‌كنيد، مي‌گويد: اصلاً نمي‌دانم فنگ‌شويي چيست، من فقط براي زيبايي اين مجسمه را خريده‌ام.

خانم ديگري كه كنجكاوانه به صحبت‌هاي ما گوش مي‌داد با شور و هيجان خاصي مي‌گويد: خانم! فنگ‌شويي حقيقت دارد، از زماني كه من دكوراسيون خانه‌ام تغييرات ايجاد كردم و از اين مجسمه‌ها استفاده كردم، زندگي‌ام از اين رو به آن رو شده‌است. از او پرسيدم با فنگ‌شويي كجا آشنا شديد و پاسخ داد: در كلاس يوگا! مربي در خصوص نقش فنگ‌شويي در تحول زندگي صحبت كرد و جزوه‌اي هم براي آشنايي بيشتر به ما داد. با دو نفر ديگر در خارج از مغازه درباره فنگ‌شويي سوال كردم، ابراز بي‌اطلاعي مي‌كردند.

 

* 60هزار تومان، ‌هزينه دو روز كلاس آموزش فنگ‌شويي!

 

براي كسب اطلاعات بيشتر در خصوص فعاليت‌هاي انجام شده به منظور ترويج فنگ‌شويي در جامعه ايراني با كلاس‌هاي آموزش «فنگ‌شويي» تماس مي‌گيرم؛ صدايي كه متعلق به يك خانم جوان است، گوشي را بر مي‌دارد و پس از اينكه مطمئن مي‌شود از سوي يك آشنا تماس گرفته‌ام، هزينه شركت در كلاس‌ها را 60 هزار تومان و به مدت دو روز اعلام مي‌كند.

به مؤسسه ديگر كه زنگ مي‌زنم، منشي تا زماني كه خيالش از بابت معرف آسوده نمي‌شود، پاسخ نمي‌‌دهد. از او مي‌خواهم اندكي از فنگ‌شويي بگويد، منشي با كمي مكث مي‌گويد: «علمي است كه درباره چگونگي چيدمان لوازم منزل صحبت مي‌كند». منتظر ماندم بيشتر توضيح دهد، ولي انگار چيز بيشتري نمي‌دانست، از او درباره سطح علمي استاد پرسيدم، فوري جواب مي‌دهد: «استاد داراي مدرك دكتراي روانشناسي هستند البته در حال حاضر ايران نيستند!».

اين درحالي است كه در سطح تهران و شهرستان‌ها كلاس‌هاي فنگ‌شويي در سطح گسترده برگزار مي‌شود و برخي از مسئولان برگزاري كلاس‌ها با اعلام اينكه داراي مجوز هستند، فقط از افرادي كه توسط آشناها معرفي شوند، ثبت‌نام مي‌كنند.

اما به‌راستي در فنگ‌شويي چه چيزي مطرح است كه اينچنين افراد را مجذوب خود كرده؟ فروش انواع و اقسام نمادهاي آن در بازار، تشكيل كلاس‌ها و تبليغ فنگ‌شويي در موتورهاي جست‌وجو با 95هزار و 100 مورد، براي چيست؟ آيا به‌راستي مردم بهشت گمشده خويش را يافته‌اند؟ آيا دنبال منجي مي‌گردند؟

براي درك بهتر موضوع مناسب است با برخي از نمادهاي فنگ‌شويي آشنا شويم.

 

* آشنايي با نمادهاي فنگ‌شويي

 

در فنگ‌شويي در خصوص نشان دادن نحوه درست تقسيم انرژي از اين نمادها استفاده مي‌كنند كه عبارتند از: «اژدها» سمبل انرژي «ينگ» و نشانه عنصر چوب و فصل بهار است و انرژي آن در سمت شرق يا سمت راست بنا قرار مي‌گيرد. در مقابل اژدها، «ببر» داراي انرژي «يين» است و نشانه عنصر فلز. «لاك‌پشت» نيز نشان ثبات و استحكام قسمت پشتي زمين و بناست. «ققنوس سرخ» نيز در مقابل لاك‌پشت، حيواني افسانه‌اي بسيار فعال و هميشه در حال حركت و پرواز، به عنوان سمبل آسايش مادي در زندگي است.

ديگر سمبل‌هاي فنگ‌شويي عبارتند از؛

درنا: سمبل عمر طولاني است، تصوير يا مجسمه آن در سمت غرب يا شرق قرار داده‌ مي‌شود.

اردك مندارين: نوعي اردك رسمي چيني است، اين اردك نشانه‌اي از شادي و خوشبختي در زندگي زناشويي است، نيروي «چي» ايجاد مي‌كند كه باعث مي‌شود زوجين از پس هر مشكلي بر بيايند. براي اين منظور بايد دو عدد اردك را در گوشه شمال غربي خانه قرار داد يا در دورترين قسمت راست سالن پذيرايي‌ يا اتاق خواب‌ تا «چي» ازدواج و عشق را فعال كند.

نماد دو ماهي: نشانه دور كردن نيروهاي شيطاني است و براي دفع بلا يا چشم زخم مورد استفاده قرار مي‌گيرد، معمولاً آن را مقابل در ورودي نصب مي‌كنند.

نيلوفر آبي يا لتوس: گياه مقدس هندوهاست، اعتقاد بر اينكه داشتن آن در منزل بخت خوبي را به ارمغان مي‌آورد.

گل صدتوماني يا پوني: نشانه اقبال بلند خصوصاً براي دختران دم بخت است.

پرتقال: مركبات مخصوصاً پرتقال و ليمو سمبل طلا، پول و فراواني هستند.

هلو: سمبل عمر طولاني و توام با سلامتي است.

اركيده: سبل خوش‌اقبالي است.

انار: نشانه فرزندان متعدد است.

صدف مارپيچ: نشانه اقبال بلند در سفر است، آن را در اتاق نشيمن قرار مي‌دهند.

خمره: به عنوان آرام كننده جريان چي در قسمت‌هاي مختلف به خصوص نزديك در ورودي استفاده مي‌شود.

بادبزن: سمبل محافظت از خانه و دارايي است.

وزغ سه پا: سمبل بركت و ثروت است.

كريستال كوارتز صورتي: بهترين سمبل عشق و ازدواج در فنگ‌شويي است.

 

در ميان انواع نمادها با مجسمه‌هايي چون سكه‌هاي چيني، سگ‌هاي فو، بادزنگ، اژدرلاك پشت، چي لين (اژدر اسب)، پاگودا (برج دانش)، گاو آرزو، صدف حلزون، بوداي خندان، فيل، ماهي آروانا، كشتي بازرگانان، گلدان ثروت، نعل اسب، آينه جادو (پاكوا)، كدو قلياني، پي يائو، گره اسرار‌آميز و غيره روبه‌رو مي‌شويد.


* فنگ‌شويي با شاخصه‌هاي علمي فاصله زيادي دارد

اما آيا مجسمه‌هاي فنگ‌شويي واقعاً از پس انجام چنين كارهايي بر مي‌آيند؟ براي يافتن پاسخ اين پرسش با حجت‌الاسلام و‌المسلمين حميدرضا مظاهري‌سيف، رئيس مؤسسه بهداشت معنوي و مديرگروه اخلاق و عرفان پژوهشگاه‌ باقرالعلوم (ع) گفت‌وگو مي‌كنيم.
وي مي‌گويد: «فنگ‌شويي» علم نيست، بلكه يك تطبيقي براي رويكردهاي جهان و پديده‌هايي كه در جهان و نحوه ارتباط‌‌شان با همديگر است، فنگ‌شويي تفسيري از جهان، زندگي و جايگاه انسان در

عالم و بعد مادي را مدنظر قرار مي‌دهد و با قدمتي چندين هزار ساله جز باورهاي چيني است، لذا دين نيست.

وي در خصوص اينكه بايد با بررسي علمي و تجربي صحت يا سقم فنگ‌شويي معلوم شود، بيان مي‌كند: در گام اول اگر اين كاربري و توصيه‌هاي عملي تائيد شد، در گام دوم آن بايد ديد تفاسيري كه از آن ارائه مي‌شود، صحيح است يا نه، هرچند كه تا كنون از نظر علمي فنگ‌شويي ثابت نشده است.

رئيس مؤسسه بهداشت معنوي با اخطار اينكه اگر در معرفي معارف اصيل اسلام زودتر اقدام نشوند، ناخودآگاه موارد دروغين جاي آن را پر مي‌كند، ادامه مي‌دهد: در اينجاست كه نياز به وحي و معصوم احساس مي‌شود و هنگامي كه گفته شود به سرچشمه علم الهي متصل است، مردم به راحتي آن را مي‌پذيرند، لذا اينكه فنگ‌شويي از خلال سال‌هاي گذشته به ما رسيده و اينكه چقدر تغيير و تحريف كرده، نمي‌شود به‌آن اعتماد كرد، اما چون نيازي را پاسخ مي‌دهد، مردم از آن استقبال مي‌كنند.

 

* فنگ‌شويي درصدد تكرار باورهاي اسلامي در قالب ديگري است

 

«مجيد ابهري» عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي و پژوهشگر آسيب‌هاي اجتماعي در پاسخ به اينكه از منظر اسلامي بايد چه رويكردي به فنگ‌شويي داشت، بيان مي‌دارد: آثار مثبت محيط منظم، پاك و شاد بر روحيه انسان و رشد تعالي رفتار وي غيرقابل انكار است، با توجه به اينكه مكتب اسلام قبل از بروز پديده فنگ‌شويي تاكيدات مكرري بر پاك بودن محيط زندگي، تنوع آن، ساده‌زيستي و رعايت تعادل چيدمان در زندگي دستورات مؤكدي داشته و بر اساس فلسفه موجود در باور ما «دل هر ذره را كه بشكافي، آفتابيش در ميان ‌بيني» تمام ذرات حيات به تعالي و تكامل در حركت هستند.

وي تبليغ فنگ‌شويي به عنوان تاثير مثبت بر خوشحالي و يا غم افراد را مسئله جديدي نمي‌داند و مي‌گويد: در واقع تكرار باورهاي اسلامي در لباس و قالب ديگري است، شاد بودن محيط خانه در پاك بودن و ساده بودن زندگي است، ابزارهاي تكنولوژي جز هزينه و زيان‌هاي متعدد بر اعصاب و جسم نتيجه ديگري ندارد، اخيراً زيان‌هاي امواج مايكروويو و رايانه كشف شده است، بنابراين بعضي از افراد تصور مي‌كنند، فنگ‌شويي يك مكتب جديد است، در حالي كه پاك نگه داشتن محيط زندگي و تغييرات چيدماني در آنها استفاده از ابزار و وسايلي كه نياز واقعي به آنها وجود دارد، خودداري از خريد و نگهداري از وسايلي كه مازاد و احتياج است، يك‌هزار سال پيش توسط ائمه عليهم‌السلام مورد تاكيد قرار گرفته است.

اين پژوهشگر آسيب‌هاي اجتماعي در خصوص تأثير سمبل‌هاي فنگ‌شويي در افراد مي‌گويد: از نظر آسيب‌شناسي رفتاري، استفاده از مجسمه‌هاي زشت و بدشكل در ضمير ناخودآگاه افراد اثر منفي گذاشته و حتي ممكن است باعث شباهت جنين انسان به آنها شود، بنابراين استفاده از اين‌گونه اشيا يعني مجسمه «سر سگ»، «قورباغه» يا «موش» در محيط خانه فقط باعث اضطراب و دلهره كودكان مي‌شود و هيچ نفع ديگري ندارد.

عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي علت پناه‌آوردن برخي از مردم به فنگ‌شويي را چنين بيان مي‌كند: دور شدن از باورهاي اصيل باعث پناه‌بردن به اين گونه طلسم‌ها و خرافه‌ها مي‌‌شود، مثل مهره خوشبختي، مجسمه گشايش بخت و يا عروسك آورنده خواستگار! اين گونه باورها صدها سال است كه در جوامع منزوي شده است، نمي دانم چرا امروز عده‌اي تلاش مي‌كنند، دوباره جوانان ما را با اين گونه ابزار مشغول كنند؟! اين بخشي از ناتوي فرهنگي است كه مي‌خواهد بين باورهاي اصيل اسلامي و جوانان فاصله ايجاد كنند.

 

* فنگ‌شويي نوعي از بت‌پرستي مدرن است

 

سيدكاظم موسوي، مدير مؤسسه مطالعاتي روشنگر با اشاره به اينكه فنگ‌شويي از بطن اعتقادي بودا نشأت گرفته و نگاه الوهيتي ندارد، بيان مي‌دارد: در واقع فنگ‌شويي بت‌پرستي مدرن است. در فنگ‌شويي ساده‌زيستي تبليغ مي‌شود، در حالي كه اسلام به ساده زيستي به عنوان اصلي اساسي نگاه كرده است، به طوري كه ساده‌زيستي در سيره عملي رسول اكرم صلي‌الله ‌‌عليه ‌و‌آله ‌و‌سلم و ائمه عليهم‌السلام، به طور نمونه در ساده غذا خوردن، ساده لباس پوشيدن، ساده معاشرت كردن با مردم به وضوح ديده ‌مي‌شود.

وي فنگ‌شويي را ‌وصله ناچسب مي‌داند و مي‌گويد: جريان فنگ‌شويي يك نوع تضاد با اسلام دارد، بنابراين محققان و انديشمندان حوزوي و دانشگاهي بايد در خصوص عوامل انحرافي، آگاهي لازم را به مردم بدهند و در تعامل با مردم كوشا باشند و با بيان زيبايي‌ها همراه با آيات قرآن و روايات، اسلام ناب محمدي را به مردم بيشتر بشناسند و جامعه را در برابر ناتوي فرهنگي واكسينه كنند.

 

* ضرورت تقويت توكل به خدا و توسل به ائمه اطهار (ع)

 

توجه به اين نكته كه فنگ‌شويي آرام آرام در محيط اجتماعي و اعتقادي مردم دام مي‌گستراند و محققان ديني بايد با معرفي صحيح آن به مردم در پيشگيري هر چه بيشتر آن كوشا باشند، چرا كه فراروي فنگ‌شويي چيزي جز فاصله گرفتن انسان از مبدأ هستي و كم‌شدن توكل در زندگي به چشم نمي‌خورد. انساني كه از صبح تا شب خود را اسير چندين نماد فلزي و چوبي و سنگي كند، چه رهاوردي را براي خود به ارمغان خواهد آورد؟ به راستي انسان مسلمان، پرودگار عالم را در كجاي قلب خويش جاي داده است؟!

بياييم با دوري از شرك ظاهري و خفي، با تقويت توكل و توسل خويش به خداوند متعال و ائمه معصومين عليهم‌السلام ـ‌كه رابطه فيض الهي هستند‌ـ معناي صحيح زندگي را درك كنيم و با افزايش رابطه خود با خالق هستي، دنيا را به خاطر او به تسخير درآوريم.

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

بايد از وحدت شهدا درس بگيريم

 

شهردار شيراز گفت: امروزه ما بايد از وحدت شهدا درس بگيريم و اتحاد و همبستگي آنها را سرلوحه خود قرار دهيم.

عليرضا پاك فطرت در يادواره شهداي كارمند استان فارس كه در تالار حافظ شيراز برگزار شد، اظهار داشت: اگر 14 هزار و 600 شهيد استان فارس را مورد مطالعه قرار دهيم در مي‌يابيم شهدا از اقشار مختلف جامعه بودند كه مهم‌ترين ويژگي آنها وحدت كلمه به معناي واقعي بوده است.
وي ادامه داد: تمام شهدا يك‌پارچه وحدت داشتند و تابع امر ولايت بودند و همين وحدت كلمه‌اي كه امام راحل آن را يادآروي مي‌كردند رمز پيروزي ما بود.
پاك فطرت بيان داشت: دوران دفاع مقدس با تمام نابرابري‌هايي كه وجود داشت هشت سال طول كشيد و تنها چيزي كه ما را در اين جنگ سخت پيروز كرد وحدت كلمه، ايمان به خدا و فرماندهي امام راحل در دوران جنگ بود و امروزه ما بايد اين از وحدت درس بگيريم و اگر مي‌خواهيم كشور و استانمان را بسازيم بايد آن را صيانت كنيم.
اين مسئول گفت: جناح بندي‌هاي چپ و راست هر دو ضررهايي را براي انقلاب دارد و فقط بايد پشت سر رهبري حركت كرد چراكه اين مهم موجب پيروزي بزرگ ملت ما شد.
وي با اشاره به نامگذاري امسال به سال جهاد اقتصادي از سوي مقام معظم رهبري عنوان كرد: يك روز لازم بود در جبهه‌هاي جنگ جهاد كنيم كه پيروز شديم و امروز لازم است جهاد اقتصادي را دنبال كنيم كه اقتصاد كشور پوياتر و قوي‌تر شود چرا كه سلامت روح و روان جامعه اسلامي را در پي دارد.
شهردار شيراز ادامه داد: وظيفه امروز كارمندان اين است كه در هر پستي كه هستند صادقانه و براي رضاي خدا خدمت كرده و همت مضاعف داشته باشند و وحدت كلمه را حفظ كنند.
پاك فطرت يادآور شد: ما كارمندان اگر به دنبال سعادت و رستگاري هستيم بايد هميشه راه شهدا كه راه ايثارگري و از خودگذشتگي بوده را سر لوحه خود قرار دهيم چراكه راه شهدا راه انبيا است.
اين مسئول گفت: وظيفه ما است تا شهدا را به نسل جوان معرفي كنيم كه به لطف خدا اين كنگره‌ها و يادواره‌ها به خوبي توانسته نياز جامعه را در اين مورد پاسخ دهد.
وي اضافه كرد: امروز يادآور رشادت‌ها و ايثارگري‌هاي شهداي كارمند است به طوري كه از 14 هزار و 600 شهيد استان فارس جمعيتي حدود يك ‌هزار و 20 نفر آنها را كارمندان تشكيل داده‌اند كه بيانگر حضور پررنگ اين قشر در جبهه‌ها است.
شهردار شيراز عنوان كرد: همگي بايد از اجلاسيه شهداي كارمند درس ايثار و رشادت بياموزيم و از اين جلسه‌ها حداكثر استفاده معنوي را ببريم و به اين بيانديشيم كه عده‌اي كارمند در زمان جنگ در كشور دنيا را رها كردند و به جنگ رفتند و هدف آنها چه بود.
اين مسئول افزود: هشت سال دفاع مقدس ايران تنها جنگي بود كه تمام آن مقاومت و ايثار بود و مي‌توان به جرات گفت كه در اين مدت هيچ كارمندي و هيچ پرسنلي به اجبار به جبهه‌ها اعزام نشد و حضورها داوطلبانه بود.

پاك فطرت با بيان اينكه اين كنگره بزرگ توانسته به خوبي تمام اقشار مختلف استان فارس را زير پوشش قرار دهد،اذعان داشت: من به عنوان يك شهردار و يك شهروند استان فارس از برگزاري اين برنامه بسيار تشكر مي كنم و اميدوارم حداقل هر سال يك هفته به اين گونه كارهاي فرهنگي بزرگ اختصاص يابد.

 

 

 

 

يكي مارو از اين پيله بياره بيرون!

سبزها شارلاتان بازي درآورده اند

يكي مارو از اين پيله بياره بيرون!


اظهارات مغشوش عضو متواري حزب مشاركت در پاريس حتي نتوانست چند سايت ضد انقلاب را هم كه خبرنگار به مصاحبه او فرستاده بودند، مجاب كند.
سايت خود نويس كه به همراه روزنت و جرس به مصاحبه محفلي رجب مزروعي پرداخته بود، يك روز بعد خطاب به وي و شوراي هماهنگي راه سبز نوشت: متاسفانه مواضع شورا و سخنان آقاي مزروعي آب سردي بود بر اميد ما. اين تك روي هاي حزبي حاصلي جز تزريق يأس و نااميدي و شكست به اپوزيسيون نخواهد داشت. او مي گويد تنها موسوي و كروبي جنبش سبز را نمايندگي مي كنند و آنها بحث اجراي بي تنازل قانون اساسي را مطرح كرده اند خواهش مي كنم دوستان به خاطرات و اتفاقات2 سال اخير مراجعه كنند و ببينند اين حرف ها چقدر با واقعيت هماهنگ است؟ من كه خجل مي شوم. آقايان شترسواري دولا دولا مي كنند كه باعث تحميل 8 سال جنگ به كشور شد. اگر مدعيان چون شما نبوديد، سحابي و مدني و فروهر و سامي و پورزند و سيرجاني و بختيار بودند كه ما را به مقصد دموكراسي برسانند. بدشانسي ما اين بود كه گروگان شما اصلاح طلبان و كارگزاران و گرفتار عوام فريبي شماها شديم.
اين پايگاه اينترنتي وابسته به ضدانقلاب مقيم خارج افزود: نسبت شما و شوراي هماهنگي با مديريت و ابتكار عمل، نسبت جن و بسم الله است. دست از عوام فريبي برداريد! ما در دوم خرداد و 22 خرداد دنبال احياي «دوران طلايي خميني» نبوديم. شما ما را پس از 2 خرداد و 18 تير و 22 خرداد سرخورده و نااميد كرديد. حالا هم چرا از اجراي قانون اساسي معتقد به ولايت فقيه و اسلامگرا حرف مي زنيد؟ شما قسمت بزرگي از مشكل ما هستيد و نه پاسخ و راه حل آن.
نويسنده با وجود اين لحن، از مزروعي خواست از انتقادهايي از اين دست ناراحت نشود و دست دوستي همه نيروهاي اپوزيسيون خارج كشور را بفشارد!
يادآور مي شود عناصر منافق فراري نظير امير ارجمند، مجتبي واحدي و مزروعي در محافل پنهاني با سلطنت طلبان، منافقين تروريست و گروه هاي منحله ماركسيستي به پيوند كامل رسيده اند و اگر اظهار نمي كنند و همچنان تظاهر به وفاداري نسبت به قانون اساسي دارند صرفاً براي سرپا نگه داشتن جنازه نفاق جديد در لباس اصلاح طلبي؟! است.
در همين حال پايگاه هاي ضدانقلابي ديگري نظير بالاترين به شوراي هماهنگي حمله كردند كه چرا هيچ تحركي براي روز كارگر (11 ارديبهشت) تدارك نكرد. بالاترين از جمله در مطلبي نوشت: شوراي محترم! امروز روز كارگر بود، روزي كه مثلا قرار بود آغاز روند مبارزه در سال جديد باشد اما به قدري ضعيف بوديم كه حتي رژيم به خودش زحمت فرستادن نيرو به خيابان رو هم نداد يعني كه هيچ احساس خطري از جانب ما نمي كند. شما شوراي كماكان مجهول الهويه و خودخوانده اي هستيد كه اصلا خود را پاسخ گو نمي دانيد. چه بلايي سر شما و اطلاع رساني و شبكه اجتماعي و مجازي آمده؟
يك بالاتريني ديگر معتقد است: آن قدر محو دعوا و اختلاف در رژيم مانديم كه اين فرصت 11 ارديبهشت هم قرباني شد. چه تلخ بود. حتي خيابان هم ديگر چهره امنيتي به خود نمي گيرد. شايد از خواب و فراموشي ما آگاهند. ما دچار عادتي سياه شده ايم و در پيله مجازي خود خفتيم و فراموش كرديم كه در پيله ايم.


«سوپرمن» ترك تابعيت مي كند!

همزمان با اضمحلال فتنه سبز در ايران و درماندگي وزارت خارجه، سازمان جاسوسي و وزارت دفاع آمريكا در مواجهه با بحرانهاي جهاني، «سوپرمن» ضمن قصه اي به كمك جنبش سبز در ايران مي آيد!
ماجرا از اين قرار است كه نويسندگان جديد افسانه سوپرمن تصميم گرفته اند اين بار قصه اي متفاوت بنويسند و در كتاب مصور جديد خود سوپرمن را به ايران بفرستند تا از اپوزيسيون حمايت كند.
افسانه سوپرمن 80 سال پيش توليد شد و در دهه 1970 ميلادي فيلمي هاليوودي براساس آن ساخته شد تا با القاي قدرت آمريكايي، مرهم و مسكن توهم آميزي براي روح شكست خورده و مايوس جامعه آمريكايي باشد كه نگران جنگ مغلوبه ويتنام و نحوه خروج از اين باتلاق خودساخته بودند.
حالا بعد از چند دهه، جريان ناتوي فرهنگي به خيال خود كوشيده تا همان پمپاژ روحي و رمان درماني را نسبت به اپوزيسيون ورشكسته ايراني انجام دهد. طبق قصه نوشته شده، سوپرمن به ايران مي آيد تا به اپوزيسيون كمك كند اما ايران آمريكا را متهم به دخالت در امور خود مي كند و آمريكا نيز مجبور مي شود تابعيت وي را لغو كند. او هم ضمن يك سخنراني مي گويد تصميم گرفته تابعيت آمريكا را كنار گذاشته و يك شهروند جهاني شود.
اما در قبال اين تقلاي سازمان ناتوي فرهنگي بايد يادآور شد كه اگر سوپرمن و رمبو و آرنولد و... توانستند آمريكا را از منجلاب خودساخته در ويتنام و عراق و افغانستان خارج كنند، سوپرمن 80 ساله نيز مي تواند جريان مرده اپوزيسيون در ايران را زنده كند. در جهاني كه به مدد بيداري ملتها- از جمله ملت مسلمان ايران- ماشين اطلاعاتي و ديپلماسي و نظامي آمريكا در گل مانده، طبيعتا از خيال و افسانه و توهم نيز كاري نمي آيد. و سرانجام اينكه، همين روزهاي اخير سالگرد ذغال شدن كماندوها و درهم كوبيده شدن هواپيماهاي جنگي آمريكا در صحراي طبس بود. آقاي سوپرمن فعلا كودكان و مادران و همسران شوهر از دست داده آمريكايي در جنگ هاي عراق و افغانستان را سرگرم كند و بعد هم سري به اعضاي كله گنده سفارت آمريكا در تهران بزند كه 444 روز در بازداشت به سر بردند و آمريكا نيز در حالي كه آبروي خويش را به حراج گذاشته بود، هيچ غلطي نتوانست بكند.

وقتي عداوت و لجبازي گلّه اي مي شود

افتضاح زنجيره اي رسانه هاي عضو شبكه عنكبوت باعث شد تا گويانيوز به دروغ بافي رسواي خود اعتراف كند و از هم قطاران به خاطر شريك كردن آنان در اين افتضاح عذرخواهي كند.
اخيرا سايت گويانيوز- از رسانه هاي وابسته به سازمان سيا- مطلبي را به عنوان «سخنراني سعيد قاسمي عليه دولت و احمدي نژاد» منتشر كرده بود كه حاوي انواع الفاظ موهن و هتاكانه بود. اين قصه بافي مطلقا دروغ، بلافاصله با استقبال ديگر اعضاي شبكه عنكبوت نظير سحام نيوز، بالاترين و ده ها سايت و شبكه ضدانقلاب مواجه شد و مانند يك گنج ناياب! به كپي و بازتاب مطلب گويانيوز پرداختند. وسعت بازتاب اين مطلب مزخرف به حدي زياد شد كه نويسنده ابله گويانيوز با اسم مستعار«ف.م سخن» مجبور به عذرخواهي از هم قطاران شد و تصريح كرد مطلب وي مطلب طنزي است كه متاسفانه به صورت مطلب و خبر جدي در سايت ها مجددا منتشر شده است. وي همچنين نوشت من مايل نيستم اعتبار سايت هاي منتشر كننده مطلب من خدشه دار شود. از طرفي مطمئن هستم بعد از پي بردن به اين خطا، انگشت اتهام به سمت من گرفته خواهد شد و من مورد عتاب قرار خواهم گرفت كه طنزي بي مايه و بي پايه و زشت و زننده نوشته ام.
يادآور مي شود حاج سعيد قاسمي با تكذيب و تخطئه اين اقدام رذيلانه كه متاسفانه از سوي برخي سايت هاي داخلي آلوده نيز مورد استقبال قرار گرفته بود، تاكيد كرد: اين بار اول نيست كه چنين تحركات ضداخلاقي از جريان هاي منحرف بروز مي كند كه علاوه بر مخدوش شدن حيثيت حرفه اي آنها، هيچ حيثيت و مرز اخلاقي نيز براي خود باقي نگذاشته اند.
 
آمريكايي ها 80 ميليارد دلار مي دهند كه غافلگير شوند؟!

سردبير مجله نيوزويك و تحليلگر ارشد شبكه سي ان ان، مجموعه سازمان هاي جاسوسي و اطلاعاتي آمريكا را با وجود هزينه هاي گزاف آن ناكارآمد توصيف كرد.
فريد زكريا در ارزيابي بركناري و جابجايي رئيس سازمان سيا و رئيس پنتاگون (وزير دفاع) گفت: «ما در آمريكا سالانه 80 ميليارد دلار براي سازمان هاي اطلاعاتي آمريكا هزينه مي كنيم ولي ما شاهديم كه اين سازمان ها براي بحران هاي جهاني آمادگي ندارند و نتوانسته اند آنها را پيش بيني كنند.»
وي در مورد وقايع پيش بيني نشده از سوي نهادهاي اطلاعاتي آمريكا گفت: «آمريكا نتوانست حادثه 11 سپتامبر، نبود سلاح هاي كشتار جمعي در عراق، بحران اقتصادي جهاني و انقلاب هاي جهان عرب را پيش بيني كند.»

اينديپندنت: ايران مقتدرتر از هميشه است سبزها شارلاتان بازي درآورده اند

«در ايران واقعاً چه مي گذرد؟» اين سوالي است كه گزارشگر اينديپندنت در گزارش خود به آن پرداخته و مي نويسد:
«يك ضرب المثل قديمي در منطقه خاورميانه اشاره مي كند با اين مفهوم كه اگر صبر داشته باشيد دشمن نهايتا از بين خواهد رفت.
وي مي نويسد صحت اين گفته براي رهبران ايران در بهار امسال زماني كه بيداري اعراب به شكل غيرمنتظره دشمنان آنها را در سراسر منطقه يا سرنگون يا تضعيف كرد اثبات شده است.
كاخ سفيد خشنود بود كه توانسته است به تدريج حلقه را با استفاده از دشمنان قديمي ايران دور گردن آن تنگ تر كند اما ظرف سه ماه و بي انكه ايران واقعا كاري كرده باشد سياست آمريكا شكست خورد. حسني مبارك رئيس جمهور مصر و يكي از اركان مهم ائتلاف ضد ايراني در بيمارستان تحت بازداشت است و ملك عبدالله عربستان سعودي نيز با توجه به مجاورت خود به بحرين و يمن نگراني هاي بسياري دارد. او زماني خواستار سياستي تهاجمي درباره ايران شده بود و به واشنگتن توصيه كرده بود سر مار را قطع كند. اما با توجه به گسترش انقلاب در كشورهاي عربي آمريكا تمايل اندكي را كه براي رويارويي با ايران داشت از دست مي دهد.»
پاتريك كاك برن در ادامه گزارش خود از توهم سبزها در بيشمار بودن خود و شارلاتان بازي سبزهاي خارج نشين نوشته و ادامه مي دهد: «يك خبرنگار ايراني هوادار سبزها به من گفت متاسفانه دنياي خارج با مبالغه درباره اهميت اين اعتراضات به خطا مي رود. مشكل اينجاست كه تصوير آنچه را در ايران رخ مي دهد اين روزها بيشتر از ايراني هاي خارج از كشور ترسيم مي كنند كه اغلب متاثر از اميدها يا تبليغات است. »
اين روزنامه انگليسي در پايان تحولات منطقه و خيزش مردم آن را اينگونه تفسير مي كند: « در واقع در حال حاضر تحولات سياسي در بيشتر كشورهاي عربي كه دولت ها يا سقوط كرده يا در معرض خطر هستند به سمت و سوي مخالف مي رود اما در ايران اقتدار كشور متمركز و تقويت شده است. » 
 
گذرگاه رفح، كابوس تازه صهيونيست ها

تصميم دولت جديد قاهره براي بازگشايي گذرگاه رفح به كابوس جديد صهيونيست ها تبديل شده است.
گزارشگر خبرگزاري چيني شينهوا در فلسطين اشغالي در اين باره چنين گزارش مي كند: «تصميم اخير دولت مصر مبني بر بازگشايي گذرگاه مرزي رفح رژيم صهيونيستي را براي واكنش به تقلا انداخته است. گذرگاه رفح تنها مسير زميني به نوار غزه است كه از خاك فلسطين اشغالي نمي گذرد.
اوري بارجوزف از اساتيد دانشگاه حيفا در اين باره گفت پيامدهاي تصميم مصر درباره بازگشايي گذرگاه رفح هنوز مشخص نيست زيرا هنوز معلوم نيست اين كشور چه نوع نظارتي بر گذرگاه خواهد داشت.
وي افزود اگر بازرسي ها در اين گذرگاه دقيق باشد حماس قادر به انتقال تجهيزات نظامي از گذرگاه به غزه نخواهد بود اما اگر حماس بتواند از گذرگاه رفح براي انتقال اسلحه و ديگر تجهيزات نظامي استفاده كند مشكل ايجاد خواهد شد.
حماس در دهه گذشته از طريق تونلهاي زيرزميني در مرز مصر و غزه اقدام به قاچاق راكت كرده است و به هزاران راكت دست يافت كه بعدا به شهرهاي جنوب فلسطين اشغالي شليك شد.
بارجوزف گفت انتقال برخي از اين مهمات به علت بزرگي از طريق تونل دشوار است و اگر گذرگاه رفح به خوبي نظارت نشود حماس احتمالا قادر به انتقال تجهيزات پيشرفته تر به غزه خواهد بود.»
توافق اخير ميان فتح و حماس نيز بر نگراني هاي تل آويو افزوده است. نتانياهو با اشاره به توافقنامه آشتي كه قرار است بين فتح و حماس در قاهره امضا شود اعلام كرده است فتح بايد بين صلح با اسراييل و تشكيل دولت با حماس يكي را انتخاب كند. ايهود باراك وزير جنگ اسراييل اعلام كرده است اسراييل تنها در صورتي با حماس مذاكره خواهد كرد كه اين گروه اسراييل را به رسميت بشناسند. مائوز گفت اسراييل از اين گله مند است كه حماس آن را به رسميت نمي شناسد.

 

 

 

 

 

نامه محسن رضایی به رهبر انقلاب در انتقاد از عملکرد هاشمی

دكتر محسن رضايي : آقاي هاشمي روزي به من گفتند كه من در سال‌هاي اول رياست‌جمهوري، امور فرهنگي را از سياستگذاري تا اجرا به رهبر انقلاب واگذار كردم، ولي آقاي هاشمي پس از مدتي خود نوعي ارزش‌هاي جديد فرهنگي را تبليغ و ترويج كرد. خطبه‌هاي نماز جمعه ايشان در آن دوران موجود است. صحبت‌ها و مباحث ايشان به سوي اصلاح فرهنگي، نه در فرهنگ گذشته قبل از انقلاب بلكه به سوي اصلاح فرهنگ و ارزش‌هايي كه پس از انقلاب در بين نيروهاي انقلابي رواج پيدا كرده بود، متمايل شد.

رهبري و نيروهاي انقلاب از همان ابتدا در مقابل اين تجديد نظر موضع گرفتند. البته نيروهاي انقلاب دو گروه شدند. عده‌يي از افراد كه بيرون از سپاه بودند، به روش‌هاي افراطي كشيده شدند، ولي بخش اعظمي از نيروهاي انقلاب كه در درون سپاه و بسيج بودند، احترام آقاي هاشمي را كاملا نگه مي‌داشتند ولـي نگراني و نـاراحتي خـود را به صورت نـامه‌هاي محرمـانه يـا در جلسـات خصوصي اظهـار مي‌كردند.

اگر زماني آن نامه‌ها منتشر شود كاملا پيداست كه اختلاف نظرها كجا بوده است. در اينجا تنها به يكي از اين نامه‌ها اشاره مي‌كنم تا عمق نگراني‌ها و دغدغه‌هاي نيروهاي انقلاب بيان شده باشد:


محضر مبارك فرماندهي معظم كل قوا

حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي دام عزه

چندي پيش (قريب به دو ماه) نامه‌يي براي سرور عزيزم آقاي هاشمي رفسنجاني نوشتم و در آن نامه از عدم توجه ادارات دولت ايشان به بسيجي‌ها و سپاهي‌ها گله كردم و قصد آن را نداشتم كه جنابعالي را از محتواي اين نامه با اطلاع سازم. ولي چون آقاي لاريجاني وزير محترم ارشاد به آقاي ذوالقدر گفتند كه آقاي هاشمي از اين نامه ناراحت شدند، فكر كردم مصلحت نيست كه جنابعالي از اين نامه بي اطلاع باشيد لذا به پيوست، نامه را خدمت شما مي‌فرستم. جنابعالي مطلع هستيد كه اينجانب چه ميزان از آقاي هاشمي دفاع كرده‌ام.

(و ان شاء‌الله خواهم كرد) ولي به همان دليل و انگيزه‌يي كه دفاع كرده‌ام و به دليل احساس خطري كه از تضعيف ايشان مي‌نمايم اين نامه را به ايشان فرستادم. من به روشني مي‌بينم كه چگونه تكنوكرات‌ها كه از اساس مخالف روحانيت و ايشان هستند چگونه دارند با ده‌ها اقدام بي صدا ريشه حاكميت سياسي روحانيت را در اين كشور تضعيف مي‌كنند و با بي وفايي كامل نسبت به آقاي هاشمي و روحانيت به آن سويي كه خودشان مي‌خواهند، نظام را مي‌كشانند. براي آنها ظاهرا مهم نيست كه امثال آقاي هاشمي شكست بخورند براي آنها اين مهم است كه وضع فعلي را يك قدم به سوي غرب‌زدگي ببرند و آن را به دست كساني بسپارند كه از دست روحانيت و سربازان وفادار آن كه سپاه و بسيج باشد، زخم اساسي خورده و به جان همه ما تشنه‌اند. من به عنوان يك سرباز روحانيت دست جنابعالي را مي‌بوسم كه آقاي هاشمي را از اين خطر بزرگ نجات دهيد. انقلاب اسلامي و امام راحلمان و حوزه بزرگ شيعه براي امثال آقاي هاشمي بهاي بزرگ پرداخته‌اند و زحمت طاقت‌فرسايي كشيده‌اند. خدا را شاهد مي‌گيرم كه من به آقاي هاشمي علاقه‌مند هستم و آرزو مي‌كنم كه ايشان با سربلندي اين سه سال باقيمانده رياست‌جمهوري را طي كند و خداي ناكرده به شخصيت سياسي ايشان لطمه‌يي وارد نشود.

سرباز جنابعالي

محسن رضايي

۲۲/۸/۷۲

 

 

 

 

 

فروش چشمگیر کتابهای مروج خرافات!

 

مدیرعامل انتشارات دینی صبح پیروزی با اشاره به انتشار کتابهای ترویج کننده خرافات و توجه مخاطب به این نوع کتابها گفت: ورود کتابهای خرافی در بازار نشر و عدم حمایت از کتابهای دینی فروش آنها را با کاهش چشمگیری روبرو کرده است.

علیرضا اسدالهی مدیرعامل انتشارات دینی صبح پیروزی در گفتگو با مهر در رابطه با جایگاه کتاب دینی در بازار نشر اظهار داشت: بازار نشر کتاب دینی از نظر فروش ضعیف است، چرا که هنوز فرهنگسازی لازم در این زمینه صورت نگرفته است.

وی با اشاره از انتشار کتابهایی چون تعبیرخواب، استخاره و فال بینی اظهار داشت: مردم بیشتر به مسائلی می پردازند که چندان مورد نیاز آنها نیست و قسمت اعظم توجه خود را به خرافات معطوف داشته اند.

اسدالهی گفت: تا کنون کتابهای متعددی درباره علوم و معارف اسلامی منتشر کرده ایم که به تصدیق بسیاری از کارشناسان از محتوای بسیاری عالی برخوردار بوده، اما مورد استقبال مخاطب قرار نگرفته است، چرا که مخاطب برای خرید این کتابها احساس نیاز نمی کند.

مدیرعامل انتشارات صبح پیروزی تأکید کرد: یکی از راهکارهای علاقمند کردن مردم به بحث کتاب دینی انجام تبلیغات برای آنها از سوی ارگانهای ذیربط است تا رویکرد مردم نسبت به این نوع کتاب تغییر کند.

وی همچنین افزود: از طرفی شاید بتوان گفت برخی ناشران موضوعات مورد نیاز جامعه را به خوبی تشخیص نمی دهد و بیشتر به چاپ کتابهایی توجه دارند که چندان موردنیاز جامعه نیست.

علیرضا اسدالهی یادآور شد: در عرصه کتابهای دینی امروز ضعف نگارش و تحقیقات چندان به چشم نمی خورد، ناشر باید با توجه به بازار کتابها را منتشر کند، اما درحال حاضر بسیاری از کتابهای دینی با محتوای ارزشمند پس از چاپ به فروش نمی رسد، اما اگر این نوع کتابها مورد حمایت ارگانهای متولی یا مجامع دینی قرار گیرد می توان به فروش تعداد کتاب چاپ شده امیدوار بود.

مدیر عامل انتشارات صبح پیروزی با اشاره به آگاهی اندک جوانان نسبت به برخی مسائل دینی و عدم اقبال کتابهای دینی میان نسل جوان اظهار داشت: اگر کتابهای دینی با حمایت رو به رو نشوند، ناشر از چاپ آن امتناع کرده و انگیزه نویسنده و محقق به نوآوری و ارائه آن در بازار نشر در این حوزه از بین می رود.

 

 

 

 

دست از عوام فريبي برداريد!

اظهارات مغشوش عضو متواري حزب مشاركت در پاريس حتي نتوانست چند سايت ضد انقلاب را هم كه خبرنگار به مصاحبه او فرستاده بودند، مجاب كند.



سايت خود نويس كه به همراه روزنت و جرس به مصاحبه محفلي رجب مزروعي پرداخته بود، يك روز بعد خطاب به وي و شوراي هماهنگي راه سبز نوشت: متاسفانه مواضع شورا و سخنان آقاي مزروعي آب سردي بود بر اميد ما. اين تك روي هاي حزبي حاصلي جز تزريق يأس و نااميدي و شكست به اپوزيسيون نخواهد داشت. او مي گويد تنها موسوي و كروبي جنبش سبز را نمايندگي مي كنند و آنها بحث اجراي بي تنازل قانون اساسي را مطرح كرده اند خواهش مي كنم دوستان به خاطرات و اتفاقات2 سال اخير مراجعه كنند و ببينند اين حرف ها چقدر با واقعيت هماهنگ است؟ من كه خجل مي شوم. آقايان شترسواري دولا دولا مي كنند كه باعث تحميل 8 سال جنگ به كشور شد. اگر مدعيان چون شما نبوديد، سحابي و مدني و فروهر و سامي و پورزند و سيرجاني و بختيار بودند كه ما را به مقصد دموكراسي برسانند. بدشانسي ما اين بود كه گروگان شما اصلاح طلبان و كارگزاران و گرفتار عوام فريبي شماها شديم.

اين پايگاه اينترنتي وابسته به ضدانقلاب مقيم خارج افزود: نسبت شما و شوراي هماهنگي با مديريت و ابتكار عمل، نسبت جن و بسم الله است. دست از عوام فريبي برداريد! ما در دوم خرداد و 22 خرداد دنبال احياي «دوران طلايي خميني» نبوديم. شما ما را پس از 2 خرداد و 18 تير و 22 خرداد سرخورده و نااميد كرديد. حالا هم چرا از اجراي قانون اساسي معتقد به ولايت فقيه و اسلامگرا حرف مي زنيد؟ شما قسمت بزرگي از مشكل ما هستيد و نه پاسخ و راه حل آن.
نويسنده با وجود اين لحن، از مزروعي خواست از انتقادهايي از اين دست ناراحت نشود و دست دوستي همه نيروهاي اپوزيسيون خارج كشور را بفشارد!
يادآور مي شود عناصر منافق فراري نظير امير ارجمند، مجتبي واحدي و مزروعي در محافل پنهاني با سلطنت طلبان، منافقين تروريست و گروه هاي منحله ماركسيستي به پيوند كامل رسيده اند و اگر اظهار نمي كنند و همچنان تظاهر به وفاداري نسبت به قانون اساسي دارند صرفاً براي سرپا نگه داشتن جنازه نفاق جديد در لباس اصلاح طلبي؟! است.

در همين حال پايگاه هاي ضدانقلابي ديگري نظير بالاترين به شوراي هماهنگي حمله كردند كه چرا هيچ تحركي براي روز كارگر (11 ارديبهشت) تدارك نكرد. بالاترين از جمله در مطلبي نوشت: شوراي محترم! امروز روز كارگر بود، روزي كه مثلا قرار بود آغاز روند مبارزه در سال جديد باشد اما به قدري ضعيف بوديم كه حتي رژيم به خودش زحمت فرستادن نيرو به خيابان رو هم نداد يعني كه هيچ احساس خطري از جانب ما نمي كند. شما شوراي كماكان مجهول الهويه و خودخوانده اي هستيد كه اصلا خود را پاسخ گو نمي دانيد. چه بلايي سر شما و اطلاع رساني و شبكه اجتماعي و مجازي آمده؟
يك بالاتريني ديگر معتقد است: آن قدر محو دعوا و اختلاف در رژيم مانديم كه اين فرصت 11 ارديبهشت هم قرباني شد. چه تلخ بود. حتي خيابان هم ديگر چهره امنيتي به خود نمي گيرد. شايد از خواب و فراموشي ما آگاهند. ما دچار عادتي سياه شده ايم و در پيله مجازي خود خفتيم و فراموش كرديم كه در پيله ايم.

 

 

 

 

 

دستورالعمل محرمانه "کومله "به اعضای خود

اخیرا سران کومله پس از پایان کنگره زنان این گروهک تروریستی در سلیمانیه عراق از پایان یافتن عمر نظام جمهوری اسلامی خبر داده و برای اتمام انقلاب اسلامی نیز تاریخ تعیین کردند .آنها علاوه براین سخنان دستورالعمل محرمانه ای را به اعضای خود ابلاغ کردند که براساس آن باید نیروهای وابسته داوطلبانه خود را دراختیار نیروهای اطلاعاتی ایران قرار دهند.

پس از پیش بینی جالب سران اشرار کومله در اجلاس اخیر بانوان وابسته به این گروهک تروریستی مبنی بر نزدیکی پایان عمر انقلاب اسلامی دستورالعمل تازه ای برای حضور اشرار وابسته به هسته های مختلف این گروهک به آنها ابلاغ شد.

 این دستورالعمل بعنوان راهکار تازه گروهک کومله برای وابستگانش جهت حضور درخاک کشور و نزدیک شدن به هسته های مردمی در داخل کشور بشمار میرود.

براساس این دستورالعمل وابستگان تحت تعقیب و دیگر اعضای این گروهک موظف شده اند بصورت داوطلبانه خود را دراختیار نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار دهند.

براساس این دستورالعمل وابستگان واعضای  این گروهک تروریستی باید خود را بعنوان تواب به نیروهای امنیتی معرفی معرفی و با دراختیار گذاشتن اطلاعات سوخته زمینه رهایی خود را بدون نگرانی در داخل کشور فراهم آوردند.

این اعضا باید پس از جلب اعتماد نظام بعنوان نیروهای پاک در شهرهای مختلف بویژه مناطق مرکزی و غربی کشور حضور پیدا کرده و با عادی سازی زندگی خود راه جدیدی را برای جذب نیرو و انجام عملیاتهای تروریستی درقالب فعالیتهای اطلاعاتی و عملیاتی اقدام نمایند.

گفتنی است اخیرا در کنگره زنان کومله در سلیمانیه عراق سران این گروهک ترویستی مدعی شدند نظام جمهوری اسلامی سالهای پایانی خود را طی میکند.

آنها مدعی شدندجمهوری اسلامی در سال 2014 سرنگون خواهد شد!.

 

 

 

 

رئیس فرقه انحرافی درمناظره حاضرنشد

 

رئیس فرقه انحرافی حلقه کیهانی از مناظره با روحانیون و کارشناسان دینی طفره رفت.

 قرار بود روز گذشته رئیس فرقه حلقه کیهانی در جلسه مناظره با تعدادی از کارشناسان فرق و ادیان و کارشناسان مذهبی در قم حضور پیدا کند و به سوالات آنها پاسخ گوید که از حضور در این جلسه خودداری کرد.

دعوت به مناظره زمانی مطرح شد که رئیس این فرقه انحرافی در وبلاگ خود کارشناسان فرق و ادیان را به مناظره فراخوانده بود.

روز گذشته رئیس این فرقه در پاسخ به برگزار کنندگان این جلسه مناظره گفت بنده اول باید بدانم که چه سوالاتی قرار است از من پرسیده شود تا بعد درباره حضور در این مناظره اظهار نظر کنم.

 

 

 

 

 

«سوپرمن» ترك تابعيت مي كند!

 

همزمان با اضمحلال فتنه سبز در ايران و درماندگي وزارت خارجه، سازمان جاسوسي و وزارت دفاع آمريكا در مواجهه با بحرانهاي جهاني، «سوپرمن» ضمن قصه اي به كمك جنبش سبز در ايران مي آيد! ماجرا از


همزمان با اضمحلال فتنه سبز در ايران و درماندگي وزارت خارجه، سازمان جاسوسي و وزارت دفاع آمريكا در مواجهه با بحرانهاي جهاني، «سوپرمن» ضمن قصه اي به كمك جنبش سبز در ايران مي آيد!
ماجرا از اين قرار است كه نويسندگان جديد افسانه سوپرمن تصميم گرفته اند اين بار قصه اي متفاوت بنويسند و در كتاب مصور جديد خود سوپرمن را به ايران بفرستند تا از اپوزيسيون حمايت كند.


افسانه سوپرمن 80 سال پيش توليد شد و در دهه 1970 ميلادي فيلمي هاليوودي براساس آن ساخته شد تا با القاي قدرت آمريكايي، مرهم و مسكن توهم آميزي براي روح شكست خورده و مايوس جامعه آمريكايي باشد كه نگران جنگ مغلوبه ويتنام و نحوه خروج از اين باتلاق خودساخته بودند.
حالا بعد از چند دهه، جريان ناتوي فرهنگي به خيال خود كوشيده تا همان پمپاژ روحي و رمان درماني را نسبت به اپوزيسيون ورشكسته ايراني انجام دهد. طبق قصه نوشته شده، سوپرمن به ايران مي آيد تا به اپوزيسيون كمك كند اما ايران آمريكا را متهم به دخالت در امور خود مي كند و آمريكا نيز مجبور مي شود تابعيت وي را لغو كند. او هم ضمن يك سخنراني مي گويد تصميم گرفته تابعيت آمريكا را كنار گذاشته و يك شهروند جهاني شود.


اما در قبال اين تقلاي سازمان ناتوي فرهنگي بايد يادآور شد كه اگر سوپرمن و رمبو و آرنولد و... توانستند آمريكا را از منجلاب خودساخته در ويتنام و عراق و افغانستان خارج كنند، سوپرمن 80 ساله نيز مي تواند جريان مرده اپوزيسيون در ايران را زنده كند. در جهاني كه به مدد بيداري ملتها- از جمله ملت مسلمان ايران- ماشين اطلاعاتي و ديپلماسي و نظامي آمريكا در گل مانده، طبيعتا از خيال و افسانه و توهم نيز كاري نمي آيد. و سرانجام اينكه، همين روزهاي اخير سالگرد ذغال شدن كماندوها و درهم كوبيده شدن هواپيماهاي جنگي آمريكا در صحراي طبس بود. آقاي سوپرمن فعلا كودكان و مادران و همسران شوهر از دست داده آمريكايي در جنگ هاي عراق و افغانستان را سرگرم كند و بعد هم سري به اعضاي كله گنده سفارت آمريكا در تهران بزند كه 444 روز در بازداشت به سر بردند و آمريكا نيز در حالي كه آبروي خويش را به حراج گذاشته بود، هيچ غلطي نتوانست بكند.

 

 

 

 

رهبر انقلاب از برخي نامردي‌ها آزرده دل است

حسین صفار هرندي در شيراز گفت: رهبري انقلاب از برخي نامردي‌‌ها آزرده دل است اما شأن رهبري ايجاب مي‌كند كه وحدت اسلامي را بالاتر از دل آزرده خود بدانند.

  «حسين صفار هرندي» مشاور فرمانده كل سپاه پاسداران در مراسم نكوداشت شهداي دانشجوي استان فارس به ويژگي‌‌ها و سيره زندگاني حضرت زهرا (س) در صدر اسلام اشاره كرد و گفت: وقتي نام حضرت زهرا (س) به عنوان پيشاني‌بند رزمندگان انتخاب مي‌شد، خداوند را به غربت حضرت زهرا (س) قسم مي‌داديم كه راهنماي ما در دنيايي باشد كه همه عليه اسلام قيام كرده بودند.

وي با بيان اينكه شاخصي از حضرت زهرا(س) برجسته‌تر در دفاع از ولايت پيدا نمي‌كنيم، فاطمه زهرا (س) را شاخص و نمونه مثالي زدن از ولايت پذيري معرفي كرد و ادامه داد: فاطمه به عنوان شهروند جامعه اسلامي براي دفاع از ولي خود قيام كرد و شهيد شد.

صفار هرندي اظهار كرد: رزمندگان دفاع مقدس با انتخاب پيشاني‌بند «يا زهرا» مي‌خواستند شرمندگي خود را از غربت زهرا (س) در برابر پيامبر كم كنند.

وي با بيان اينكه حادثه عاشورا استيضاح تاريخ است كه در برابر امامت خاموش شده بود‌، اضافه كرد: خداوند امامت و ولايت را براي نظامندي شدن فرهنگ قرار داد؛ براي اينكه هر كس مكتبي راه نيندازد و در دين خدا انحراف ايجاد كند.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي ادامه داد: فرهنگ عمومي بايد مبتني بر نگرش ولايت در جامعه حاكم شود بنابراين هر كس بخواهد حرف‌هاي من درآوردي طرح كند، خودش را در مكتب امامت و ولايت تعريف نكند .

وي با تشريح ولايت پذيري رزمندگان در طول ۸ سال دفاع مقدس خاطرنشان كرد: تا ۳ روز قبل از پذيرش آتش بس امام راحل مي‌فرمود تا آخرين نفس در مقابل دشمن ايستاده‌ايم اما پس از آتش بس دل‌هاي رزمندگان از چگونگي پايان جنگ خون بود ولي به دستور رهبر خود سرگذاشتند.

مشاور فرمانده كل سپاه با بيان اينكه اوج تبعيت از ولايت را در رفتار امام علي (ع) نسبت به رسول اسلام (ص) مي‌بينيم، ادامه داد:‌ جامعه تشت و متفرق طعمه‌اي براي نيش دشمنان است؛‌ نبايد هركس از گوشه‌اي علمي بلند كرده و جامعه مسلمين را شقه شقه كند.

وي با اشاره به تبعيت امام حسين (ع) در زمان امامت امام حسن (ع) اضافه كرد: اي كاش بزرگاني كه وقتي جماعتي را پشت سر خود مي‌بينند، يادشان باشد كه رابطه امام حسين (ع) با برادر و امام خود چگونه بود!

صفار هرندي اضافه كرد: حضرت آقا با وجود تمام ناملايماتي كه دل اهل ولا را به درد مي‌آورد، جامعه را به سكوت فرا مي‌خوانند و اجازه نمي‌دهند پيش روي چشم‌هاي نامحرم حاكميت دوگانه به نمايش گذارده شود.

وي ابراز كرد: رهبري انقلاب از برخي نامردي‌‌ها آزرده دل است اما شأن رهبري ايجاب مي‌كند كه وحدت اسلامي را بالاتر از دل آزرده خود بدانند.




عضو سابق دولت با اشاره به جريان بني صدر در اوائل انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد:‌بني صدر هميشه به گونه‌اي رفتار مي‌كرد كه گويي امام خميني (ره) طرف او را گرفته در حالي كه امام راحل در جلسات خصوصي بني صدر را تهديد مي‌كرد.



وي ادامه داد: ‌بازي رواني كه بني صدر مي‌كرد، گاهي مواقع باعث ناراحتي برخي بزرگان مثل شهيد بهشتي مي‌شد و آنها را مجبور مي‌كرد تا به امام نامه بنويسند در حالي كه امام خميني همگان را مخاطب قرار مي‌داد.


صفار هرندي با بيان اينكه آيت الله خامنه‌اي تنها كسي بود كه هيچ گاه به امام خميني گلايه نكرد، تأكيد كرد: اطاعت از رهبر وسيله‌اي براي شكست نفاق و چند دستگي است بنابراين در چنين فضايي كسي نمي‌تواند قهر كند و براي خود دكان جديدي راه بيندازد.



وي ضعف و فقدان رهبري را مهم‌‌ترين عامل تأخير در پيروزي مردم يمن و بحرين دانست و گفت: برخي پشت ولايت سنگر گرفته تا اسلام را هدف بگيرند و برخي از حاشيه نشينان بزرگان از جاهاي ديگري پيام مي‌گيرند تا عليه ولايت فقيه حرف بزنند.


وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه بزرگان كشور مراقب حاشيه‌هاي خود باشند، ادامه داد: بزرگان بدانند اگر كسي روزي از آنان در برابر و تقابل با مركزيت نظام تعريف كند، شيطان مجسم است.



صفار هرندي علامت و رمز سلامت ولايت پذيري را در تبعيت از نظرات رهبري دانست و افزود: كساني كه خودشان را به ولايت منتسب مي‌كنند، بايد در برابر حرف‌هاي رهبر كوتاه بيايند.

 

 

 

 

 

اعتراف به دروغ پردازی علیه حاج سعید قاسمی

افتضاح زنجیره ای رسانه های عضو شبکه عنکبوت باعث شد تا گویانیوز به دروغ بافی رسوای خود اعتراف کند و از هم قطاران به خاطر شریک کردن آنان در این افتضاح عذرخواهی کند.

اخیرا سایت گویانیوز - از رسانه های وابسته به سازمان سیا- مطلبی را به عنوان «سخنرانی سعید قاسمی علیه دولت و احمدی نژاد» منتشر کرده بود که حاوی انواع الفاظ موهن و هتاکانه بود. این قصه بافی مطلقا دروغ، بلافاصله با استقبال دیگر اعضای شبکه عنکبوت نظیر سحام نیوز، بالاترین و ده ها سایت و شبکه ضدانقلاب مواجه شد و مانند یک گنج نایاب! به کپی و بازتاب مطلب گویانیوز پرداختند.

وسعت بازتاب این مطلب مزخرف به حدی زیاد شد که نویسنده ابله گویانیوز با اسم مستعار«ف.م سخن» مجبور به عذرخواهی از هم قطاران شد و تصریح کرد مطلب وی مطلب طنزی است که متاسفانه به صورت مطلب و خبر جدی در سایت ها مجددا منتشر شده است.

وی همچنین نوشت من مایل نیستم اعتبار سایت های منتشر کننده مطلب من خدشه دار شود. از طرفی مطمئن هستم بعد از پی بردن به این خطا، انگشت اتهام به سمت من گرفته خواهد شد و من مورد عتاب قرار خواهم گرفت که طنزی بی مایه و بی پایه و زشت و زننده نوشته ام.
یادآور می شود حاج سعید قاسمی با تکذیب و تخطئه این اقدام رذیلانه که متاسفانه از سوی برخی سایت های داخلی آلوده نیز مورد استقبال قرار گرفته بود، تاکید کرد: این بار اول نیست که چنین تحرکات ضداخلاقی از جریان های منحرف بروز می کند که علاوه بر مخدوش شدن حیثیت حرفه ای آنها، هیچ حیثیت و مرز اخلاقی نیز برای خود باقی نگذاشته اند.

 

 

 

 

 

آيت‌الله مصباح:تلاش براي تضعيف رهبري كفران نعمت است

رئيس مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (ره) گفت: تلاش براي تضعيف نظام اسلامي، عمود خيمه انقلاب و مقام معظم رهبري كفران نعمت است.

  آيت‌الله محمدتقي مصباح يزدي دوشنبه شب در مراسم بزرگداشت شهيد مطهري و تجليل از اساتيد نمونه مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني با اشاره به خدمات ارزنده علمي استاد شهيد مرتضي مطهري گفت: اميدواريم كه با توفيق خداوند متعال بتوانيم حق اين معلم شهيد را ادا كنيم.

وي بر ادامه دادن راه شهيد مطهري تاكيد كرد و گفت: پس از شهادت استاد مطهري براي بزرگداشت ايشان برنامه‌هاي بسياري برگزار شده است، ولي خدمات اين شهيد به اسلام و انقلاب غيرقابل وصف است.

رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني با اشاره به تاثيرگذاري شهيد مطهري در محيط حوزه، دانشگاه و جامعه تاكيد كرد: پس از پيروزي انقلاب اسلامي مدت زمان كمي جامعه از انديشه‌هاي ايشان بهره‌ برد ولي خدمات ايشان به قدرتي عميق و گسترده است كه با گذشت سه دهه از شهادت اين عالم فرزانه هنوز هم ما به فكر و فرمايشات شهيد مطهري نياز داريم.

وي اظهار داشت: اگر شهيد مطهري بيشتر عمر كرده بود، خدمات و آثار بيشتري را از خود به يادگار مي‌گذاشت اما دشمنان با توجه به شناختي كه نسبت به ايشان پيدا كرده‌ بودند، ما را از شهيد مطهري محروم كردند.
آيت‌الله مصباح يزدي با اشاره به اينكه افكار و آثار شهيد مطهري در كشورهاي مختلف جهان مورد توجه قرار گرفته است، بيان كرد: به طور مثال در كشور اندونزي در مركزي به نام شهيد مطهري، اسلام از ديدگاه اين شهيد بزرگوار تدريس مي‌شود.

وي گفت: البته نكته قابل توجه اينكه بيشتر دانشجويان اين مركز سني بوده و حساسيت‌هاي بسياري نيز بر روي اين مركز وجود دارد.

رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني با اشاره به تاثيرگذاري آثار و افكار شهيد مطهري در كشور خاطرنشان كرد: معارف مطهري مانع از انحرافات فكري شده است.

وي با اشاره به اينكه بزرگاني همچون مطهري زحمات بسياري متحمل شدند تا انقلاب و اسلام را حفظ كنند، بيان داشت: اگر اين شهادت‌ها و قيام امام نبود، مشخص نبود كه ما در چه وضعيتي قرار داشتيم.

آيت‌الله مصباح يزدي با اشاره به اينكه انقلاب اسلامي ايران امروز در دنيا فراگير شده است، تاكيد كرد: انقلابيون در كشورهاي مختلف معتقد هستند كه انقلاب آنها ريشه در انقلاب اسلامي ايران دارد.

وي با اشاره به رسوخ تفكر ماركسيست قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تاكيد كرد: امام راحل طومار اينها را برچيد و اجازه نداد كه اين تفكر غالب شود.

رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني با اشاره به اينكه نبايد نعمت‌هايي كه خداوند در اختيار ما قرار داده است را كفران كنيم، افزود: تلاش براي تضعيف نظام اسلامي، عمود خيمه انقلاب و مقام معظم رهبري كفران نعمت است.

وي با اشاره به اينكه براي پيروزي و حفظ اين انقلاب خون‌هاي بسياري به زمين ريخته شده است، گفت: بايد قدر اين انقلاب را بيشتر بدانيم همواره مراقب باشيم كه كفران نعمت نكنيم.

آيت‌الله مصباح يزدي با اشاره به اينكه عظمت انقلاب ايران به دليل اسلامي بودن آن است، گفت: بايد در برابر نعمت انقلاب اسلامي ايران شكرگذار باشيم و همه بايد به گونه‌اي عمل كنند كه باورها نسبت به اين انقلاب هرچه بيشتر تقويت شود.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:49  توسط علی  | 

اخراج جوانفكرازمسجددانشگاه امام صادق!

حضور ناگهانی شب گذشته مسئول خبرگزاری ایرنا در دانشگاه امام صادق(ع) با حاشیه هایی همراه بود.

علی اكبر جوان فكر  شب گذشته به طور ناگهانی در مراسم هیئت میثاق با شهدای دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) حاضر شد كه با واكنش شدید و در خور تقدیر این دانشجویان مواجه شد.

بنابر این گزارش، وی كه بهانه اینكه همراه حجةالاسلام ادیب یزدی ـ سخنران مراسم ـ به این مراسم آمده، از دانشجویان حاضر خواست كه اگر سوالی از او دارند بپرسند!، كه این مسئله اعتراض حضار در مراسم را به دنبال داشت.

گفتنی است پس از انتقاد شدید میثم مطیعی ـ دانشجوی این دانشگاه و مداح هیئت ـ و اعتراض دانشجویان نسبت به حضور جوان فكر در دانشگاه امام صادق(ع)، وی مجبور به ترك این دانشگاه شد.

 

 

 

سایت مستند موهن تعطیل شد

مدیریت این سایت با قرار دادن مطلبی تحت عنوان 'تعطیل شد'، تعطیلی سایت خود تا اطلاع ثانوی را اعلام کرد.
سایت "ظهور بسیار نزدیک است" از سوی مدیریت این سایت تعطیل شد.
در این مطلب آمده: بسمه تعالی؛ با سلام و تسلیت شهادت بانوی دوعالم حضرت صدیقه ی کبری سلام الله... امام خمینی (ره): حفظ نظام از اوجب واجبات است؛ این سایت به دلیل مصالح عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از سوی مدیریت سایت تا اطلاع ثانوی تعطیل شد؛ به دلیل هجمه های بین المللی و اسلام و ایران هراسی ای که از سوی غرب (که به پایان راه خود رسیده است و محکوم به نابودی ابدی است) صورت می گیرد، ما ادامه این کار را به صلاح نمیبینیم.

گفتنی است سایت "ظهور بسیار نزدیک است" چندی پیش، پس از جنجال آفرینی گسترده در سطح جامعه که در پی انتشار CD جنجالی با همین نام "ظهور بسیار نزدیک است" بحث و جدل های بسیاری را در سطح جامعه به وجود آورد، توسط کمیته فیلترینگ و تعیین مصادیق، فیلتر شد.

قابل ذکر است "علی اصغر سیجانی" کارگردان این مستند جنجالی نیز مدتی پیش بازداشت شد.

 

 

 

 

 

 

مبارزات انقلابی رهبر انقلاب

 

  حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در دوران مبارزات انقلابی خود، از جمله شخصیت‌هایی بودند كه به دلیل فعالیت‌های گسترده همواره از سوی رژیم طاغوت تحت تعقیب بوده‌اند. در این مجموعه به بخشی از اسناد موجود اشاره می‌شود.


گزارش شهربانی خراسان در خصوص اقدام آیت الله سیدعلی خامنه‌ای به تعطیلی برنامه تدریس خود به مناسبت سالروز قیام پانزده خرداد و جهت اعلام همدردی با امام خمینی و دستور ساواك آن استان مبنی بر لزوم شناسایی طلاب شركت كننده در كلاسهای تدریس آیت الله سیدعلی خامنه‌ای


گزارشهای ساواك خراسان در خصوص سخنرانیهای آیت الله سیدعلی خامنه‌ای در مسجد امام حسن مجتبی (ع) مشهد راجع به تلاشهای یهودیان برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان صدر اسلام


گزارش ساواك خراسان در خصوص اظهارات آیت الله مرتضی مطهری در اعتراض به تعطیلی نماز جماعت آیت الله سیدعلی خامنه‌ای در مسجد كرامت مشهد و حمایت از ایشان


گزارش شهربانی خراسان در مورد اقدام آیت الله سیدعلی خامنه‌ای به چاپ كتابهائی با نام مستعار سیدعلی حسینی به منظور عدم شناسایی از سوی مأمورین رژیم پهلوی


گزارش شهربانی خراسان در خصوص اقدام آیت الله سیدعلی خامنه‌ای به تعطیلی برنامه تدریس خود به مناسبت سالروز قیام پانزده خرداد و جهت اعلام همدردی با امام خمینی و دستور ساواك آن استان مبنی بر لزوم شناسائی طلاب شركت كننده در كلاسهای تدریس آیت الله سیدعلی خامنه ای


گزارش شهربانی خراسان در خصوص بست نشینی آیت الله سیدعلی خامنه‌ای بدلیل درگذشت دكتر علی شریعتی


گزارشهای ساواك خراسان در خصوص سخنرانیهای آیت الله سیدعلی خامنه‌ای در مسجد امام حسن مجتبی (ع ) مشهد راجع به تلاشهای یهودیان برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان صدر اسلام

 

 

باز هم دروغ سبزها برملا شد

 

جالبي ماجرا در اين است كه وقتي يكي از كاربران اين سايت‌ها در قسمت كامنت‌ها، تكذيبيه حاج سعيد را منتشر كرد به جاي آنكه به اصل ماجرا پي ببرند و خبر خود را اصلاح كنند بار ديگر به فحش و توهين به اين سردار اسلام و نويسنده كامنت پرداختند...

 بار ديگر جريان سبز نشان داد كه براي رسيدن به اهداف پليد خود حاضر است به هر دروغ و افترايي متوسل شود. فاشيست‌هاي سبز نشان دادند نه به قانون و عرف پايبند هستند و نه حتي به اخلاق. آنها براي آن كه به مقصد خود برسند هر چيز و هر كسي را حاضرند قرباني كنند.

ديروز سايت‌هاي فاشسيت سبز با آب و تاب فراوان سخناني را به حاج سعيد قاسمي نسبت دادند كه در آن حاج سعيد با ادبيات و لحن بي‌ادبانه‌اي، به رئيس‌جمهور ايران، محمود احمدي‌نژاد توهين كرده است. شارلاتان‌هاي سبز براي آن كه بخواهند به مقاصد خود برسند خيلي زود متن اين سخنان من در آوردي را در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي خود كپي پيست كردند و حتي به خود فرصت اندك تفكري هم ندادند كه بيانديشند آيا واقعا چنين شخصيت فرهنگي مي‌تواند از اين گونه ادبيات سخيف استفاده كند يا نه!

اما از آنجا كه خداوند دشمنان اين انقلاب و اسلام را از جاهلان آفريده، در ذيل خبر، فايل تصويري اين سخنان را نيز قرار دادند. اما فراموش كردند كه ويدئوي سخنان حاج سعيد را نيز به دلخواه خود تغيير بدهند.

در برخي از سايت‌هاي ضد انقلاب در ذيل سخناني كه به حاج سعيد نسبت داده شده بود ويدئوي آن نيز قرار داشت. اما محتواي ويدئو نشان مي‌داد كه حاج سعيد نه تنها هيچ توهيني به جناب رئيس‌جمهور نكرده كه مانند هميشه به دفاع از مواضع انقلابي احمدي‌نژاد در سازمان ملل و يا در مصاحبه‌ي با خبرنگار معروف آمريكايي، لري كينگ پرداخته است. در اين سخنراني حتي حاج سعيد نسبت به عملكرد برخي بچه حزب‌اللهي‌ها كه در مقابل دولت، ژست اپوزيسيون به خود مي‌گيرند نيز انتقاد كرد و آن را مذموم دانست.

جالبي ماجرا در اين است كه وقتي يكي از كاربران اين سايت‌ها در قسمت كامنت‌ها، تكذيبيه حاج سعيد را منتشر كرد به جاي آنكه به اصل ماجرا پي ببرند و خبر خود را اصلاح كنند بار ديگر به فحش و توهين به اين سردار اسلام و نويسنده كامنت پرداختند.

به هر حال اين دروغ نيز مانند دروغ‌هاي قبل، بيش از پيش ماهيت فاشيستي و تماميت‌خواه اين جريان را نشان داد. جماعت اندكي به تعداد انگشتان دست اما با هوچي‌گري و شانتاژ بازي‌هاي بالا. جرياني كه نه مردم هيچ نسبتي با آنها دارند و نه آنها با مردم. كه آنها حتي حاضرند براي رسيدن به مغارض شوم خود همه مردم را نيز سپر جان خود كنند. مردم تا آنجايي براي اين فاشيست‌ها اهميت دارند كه با آنها و در خدمت اهداف آنها باشند و گرنه پشيزي هم نمي‌ارزند.

حال ديگر آن دسته از افرادي كه در اين جريان روزي روزگاري دم از اخلاق مي‌زدند و رئيس‌جمهور محترم را متهم به از بين بردن اخلاق در مناظره انتخاباتي مي‌كردند، در طول اين مدت تقريبا دو سال بعد از انتخابات نشان دادند كه به هيچ گونه آداب اخلاقي و ادبي، اعتقاد ندارند و اخلاق در نزد آنان مرده است. 

 

 

 

مدیریت سبزها دست کیست؟

مدیریت این فرقه به گروه هایی سپرده شده که هیچ تناسبی با فرهنگ،اعتقادات وارزش های موجود جامعه ایرانی ندارد.

فرقه سبز که مدت هاست مدیریت خودرا به خارج از کشور منتقل کرده و تلاش وسیعی دارد تا ائتلافی فراگیر از اپوزیسیون ومخالفان نظام را عملیاتی سازد با واکنش ها و مخالفتهای بی شماری از سوی گروه های اپوزیسیون مواجه شده و این فرقه را در خارج از کشور نیز در وضعیت احتضار قرار داده است.

در شرایطی که بسیاری از گروه های اپوزیسیون از انحصار طلبی شورای هماهنگی سبز امید سخن به میان آورده و از همکاری با آن خود داری کرده بودند،برخی از گروه های دیگرمخالف نظام نیز با اشاره به تلاش برای گردهم آوردن سکولارها،لائیک ها،همجنس بازان،سلطنت طلبان و... تصریح کرده اند که شرط همکاری ،مذاکره و اتحاد این گروه ها با فرقه سبز تعریف ارزشهای مشترک برای طرفین می باشد.

در همین رابطه سایت گویا با انتشار مقاله ای با بیان اینکه برخی از اصلاح طلبان خارج از کشور ژست سکولار گرفته و بر پایی حکومتی سکولار تاکید دارند،تصریح کرد که این جریان برای اینکه نشان دهند که سکولار تقلبی نیستند باید پیش شرط آنان برای همکاری یعنی «انحلال بلا شرط حکومت اسلامی» را بپذیرند.

گفتنی است همکاری عیان شده فرقه سبز با ضد انقلاب و سکولارها و لائیک ها به جائی رسیده که عملا مدیریت این فرقه به گروه هایی سپرده شده که هیچ تناسبی با فرهنگ،اعتقادات وارزش های موجود جامعه ایرانی نداشته و تمام علائق آنان زیست غربی و به دور از ارزش های اسلامی است.

 

 

 

 

 

 

مراقب آیفونهای جدید باشید

گوشیهای جدید آیفون مجهز به نرم افزاری غیر اخلاقی است.

 از کردستان عراق به تازگی نرم افزاری جدیدی توسط یک شرکت آمریکایی طراحی شده که بر روی یکی از مدل های  گوشی های موبایل  آیفون نصب شده است که چنانچه دوربین گوشی های فوق فعال شود وآنرا به طرف اشخاص بگیرید آنها را برهنه نشان می دهد.

گوشی های فوق با این نرم افزار به تعداد زیاد  وارد سلیمانیه عراق شده اند و توسط قاچاقچیان تعداد زیادی از این گوشی ها خریداری شده است و در آینده ای نزدیک از معابر مرزی وارد کشور خواهد شد.

لازم به ذکر است قیمت گوشی هایی که این نرم افزار بر روی آنها وارد شده است بین 900 تا یک میلیون تومان می باشد.

 

 

 

 

پارتی های سبز برای انسجام مجدد فتنه!

 

از نکات جالب این نوع محافل خطابه های سیاسی هواداران در هنگام از خود بی خود شدن می باشد که با تشویق حضار همراه است!

طیفی از روشنفکران غرب گرا که در جریان کودتای مخملی خودرا به رنگ سبز در آورده وژست نوگرایی سیاسی به سبک وطن فروشان فراری آن طرف آب گرفته اند ، اخیرا در تجمعات خود که  ترکیبی از عوامل کف خیابانی فتنه  و طیفهای مختلفی از اراذل و اوباش وبعضا هنرمند نماهایی که مدتهاست کوس رسوایی وبی آبرویی آنها به صدا درآمده است اقدام به هرزگی های پرخرجی نموده واز میهمانان خود از مشروبات الکلی وانواع مواد روان گردان پذیرایی می نمایند .
بنابر این گزارش گفته می شود جنبش سبز به این شکل سعی دارد جمع دوستان را گرم و از ریزش افراد جلوگیری نماید .
در همین راستا یکی از دعوت شدگان به این محفل خصوصی وکاملا پنهان در وصف این میهمانی به خبرنگار ما گفت:" راضی کننده بود ومیهمان ها هم به اتفاق نظر داشتند که این نوع محافل از پراکندگی هواداران جلوگیری می کند".
از نکات جالب این نوع محافل خطابه های سیاسی هواداران در هنگام از خود بی خود شدن می باشد که معمولا با تشویق حضار همراه است!

 

 

 

 

بسیجیان رهنمودهای رهبری را به مولوی و ارشادی تقسیم نمی‌کنند

معاون تربیت‌ و آموزش عقیدتی سیاسی سازمان بسیج مستضعفین:
بسیجیان رهنمودهای رهبری را به مولوی و ارشادی تقسیم نمی‌کنند

در گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام علی رضایی، به بررسی دستاوردها و ابعاد این آموزش‌ها و میزان موقعیت‌های حاصله پرداخته‌ایم.

نامگذاری 12 اردیبهشت‌ماه به نام روز عقیدتی سیاسی که به مناسبت سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری بزرگ فیلسوف و اندیشمند معاصر، به مدد و همت تلاشگران این عرصه توانسته بستری مناسب را برای طرح مباحث و اندیشه‌های نو به ویژه ارتقای سطح معرفت و بینش سیاسی، اعتقادی و دینی نسل حاضر فراهم ساخته و زمینه‌های رشد و تعالی اندیشه‌ها و پاسخگویی به سؤالات و شبهات را هموار سازد. امروزه نسل   جوان  با انواع گرایشات سیاسی، اعتقادی، مکاتب مادی و عرفان‌های کاذب و شبه عرفان‌های نوپدید روبه‌رو است که هر فکر و اندیشه‌ای را با انبوهی از سؤال و پرسش بی‌جواب روبه‌رو می‌سازد. جذابیت این شبه عرفان‌ها و روحیه حقیقت‌جویی فضایی را فراهم می‌سازد که این نگرش‌های انحرافی در جامعه رشد نمایند. بسیج به عنوان نهادی اعتقادی که دل در گرو ولایت دارد بر خود تکلیف می‌داند که با برپایی حلقه‌های اندیشه و دوره‌های آموزشی پاسخگوی سؤال‌ها، شبهه‌ها و انتقادها باشد و مسائل و مباحث جدید را به شیوه‌هایی جذاب و نو پاسخ بگوید. معاونت تربیت و آموزش عقیدتی سیاسی یکی از اصلی‌ترین وظایفش همین است. در گفت‌وگوی جوان با حجت‌الاسلام علی رضایی، معاون تربیت و آموزش عقیدتی سیاسی سازمان بسیج مستضعفین به بررسی دستاوردها و ابعاد این آموزش‌ها و میزان موقعیت‌های حاصله پرداخته‌ایم.

در مطلع سخن بفرمایید انسانی که مدنظر آموزش‌های شماست چه کسی و دارای چه ویژگی‌هایی باید باشد؟

 

در ابتدا یاد و خاطره امام (ره) و شهدای انقلاب اسلامی را گرامی می‌دارم و لازم می دانم از همه کسانی که در ارتقای سطح معرفت و آگاهی پاسداران و بسیجیان تلاش می‌کنند تشکر کنم. در دین اسلام برتری از آن انسان هایی است که ویژگی‌های خاصی دارند. از جمله این ویژگی‌ها، تقوا، صبر، توکل، رعایت اخلاق اسلامی، معاشرت صحیح با مردم و احترام به حقوق اجتماعی است. همچنین فرد باید ارتباطش را با خدا، قرآن و اهل بیت استوار و محکم کند. علاوه بر این تقید به مسائل شرعی داشته باشد. با دوستان خدا دوست و دشمنان خدا دشمن باشد. این از جمله ویژگی‌های مثبت است و از آن سو باید از هر چیزی که باعث زایل شدن شخصیت انسان و کاهش عزت انسان در محضر خدا و اهل بیت می‌شود پرهیز کند. صفات رذیله‌ای چون بداخلاقی با مردم، دوستی با دشمنان خدا، ورود به گناه و معصیت الهی و معاصی، خصومت با مردم که اسباب ذلت انسان است و در واقع جزو نواهی است. کسب ویژگی‌ها و خصائل مثبت و زمینه‌سازی برای دریافت و ایجاد شناخت نسبت به آن اهدافی است که عقیدتی سیاسی به دنبال آن است.

لزوم طرح اندیشه‌ها، افکار و آثار شهید مطهری را چگونه ارزیابی می‌کنید و امسال برای ترویج اندیشه‌های آن شهید به چه محورهایی توجه خواهد شد؟

انقلاب اسلامی که در کشور ما به وقوع پیوست، به نام اسلام بود و همه مردمی که در این انقلاب نقش داشتند، حافظان آن هستند، اما اقشاری از جمله بسیجیان وظیفه مضاعف در دفاع از آرمان های این انقلاب دارند. بسیجیان وظیفه دارند تا از دستاوردهای نظام پاسداری کنند و باید نسبت به معارف و اندیشه‌های دینی شناخت و معرفت داشته باشند تا بتوانند به خوبی از عهده این مسئولیت برآیند.

اگر اندیشه‌های اسلام و انقلاب بخواهد در سپاه و بسیج انتشار یابد، باید به آثار و اندیشه‌های شهید مطهری رجوع کرد که در این راستا اندیشه‌های شهید مطهری در 4 هزار حوزه مقاومت بسیج تبیین و ترویج می‌شود.

برنامه‌های بزرگداشت شهادت استاد مطهری و هفته عقیدتی سیاسی در بسیج با عناوین «شهید مطهری و ولایت فقیه»، «شهید مطهری و بصیرت دینی»، «شهید مطهری و اندیشه مطهر»، «شهید مطهری و زن مسلمان»، «شهید مطهری و بیداری اسلامی»، «شهید مطهری و جهاد و شهادت» و «شهید مطهری و مهدویت و انتظار» برگزار می‌شود.

چه اهداف و رویکردهایی برای آموزش‌های عقیدتی سیاسی تعریف شده است؟

اهداف آموزش ما این است که می‌خواهیم مخاطبان ما به قله‌های عزت برسند، به معرفت برسند و از اسباب ذلت و خواری دور شوند.

هدف بعدی ارتقای بصیرت است. بسیجیان ما باید دوست را از دشمن تشخیص داده و با شناخت شاخص‌های حق از باطل، افراد را با این شاخص‌ها تطبیق بدهند. در زمان فتنه اگر بصیرت باشد جوانان و بسیجیان ما با داشتن این معیارها دچار شبهه و تردید نخواهند شد و در مسیر ارزش‌ها و اصول گام برخواهند داشت؛ چراکه معرفت بخش عمده‌ای از بصیرت را فراهم می‌کند.

اگر انسان رابطه‌اش را با خدا برقرار کند زودتر به بصیرت می‌رسند و اهل بصیرت می‌شود. هدف سوم تقویت و ارتقای ولایتمداری جوانان بسیجی است. در دوران غیبت ولی فقیه به عنوان نایب‌ امام زمان (عج)، از طریق مجلس خبرگان به مردم معرفی شده است، لذا بخشی از اهداف ما این است که ولایتمداری و ولایت‌پذیری را در میان جوانان تقویت کنیم. ما باید این باور را ایجاد کنیم که ولی امر و ولی فقیه هر چه گفت بپذیرند و اطاعت کنند؛ چراکه اسلام ناب از همین عدم ولایت‌پذیری‌ها آسیب‌های زیادی دیده است.

بنابراین یکی از اهداف اصلی ما تقویت روحیه ولایت‌پذیری در میان مخاطبان و پذیرفتن سخنان ولایت با عشق و محبت است. تجربه هم ثابت کرده هر جا تابع ولایت بوده‌ایم عزتمند شده‌ایم و هر جا نپذیرفته‌ایم دچار ذلت شده‌ایم.

برای اثربخشی این برنامه‌ها چه فکری شده است؟

ما در بدو شروع آموزش به اثربخشی آموزش‌ها توجه داریم؛ چراکه در فتنه اخیر اثربخشی‌های این آموزش‌ها را دیدیم. یکی از تأکیدات روزآمدی و پویایی آموزش‌ها است که نقش مستقیم و مؤثری در اثربخشی‌های برنامه‌ها دارد.

در تدوین مباحث آموزشی چه مبانی و مباحثی مورد توجه و تأمین قرار گرفته است؟

مهم‌ترین مبانی آموزش‌ها قرآن، احادیث، به ویژه نهج‌البلاغه، بیانات امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی است که در متن آموزش‌ها و مباحث و مطالب به آن پرداخته شده است. همچنین از اندیشه‌ها و دستاوردهای فکری استاد مطهری در بحث محتوا و ارتقای مباحث دینی و سیاسی بهره‌های فراوانی برده‌ایم. همچنین به آثار علمای شیعه همواره پرداخته شده است، از آثار آیت‌الله مصباح یزدی هم در مجموعه برنامه‌ها و متون استفاده می‌کنیم.

یکی از مباحث و نکاتی که برخی از گروه‌های سیاسی و جریانات فعال سیاسی بعضاً مطرح می‌کنند وجود گرایش سیاسی به جریان خاص دراین آموزش‌هاست، برداشت و ارزیابی شما از این مطالب و مباحث چیست؟

ما در مباحث آموزش‌های سیاسی عدول از فرمایشات امام(ره) و حضرت آقا نداریم؛ چراکه عدول از این فرمایشات نقطه اضمحلال نیروهای مسلح است. بنابراین مدار حرکت ما در مباحث سیاسی و نقطه‌ ثقل و اتکای این مباحث مبتنی به منویات و فرمایشات امام (ره) و رهبری و در چارچوب نظام فکری و سیاسی ایشان است.

مخاطبان آموزش‌ها چه اقشار و گروه‌هایی هستند و دایره و گستره این آموزش‌ها تا کجاست؟

ما سه گروه مخاطب داریم، بسیجیان، پاسداران رسمی و پاسدار وظیفه‌ها که در این دوره‌ها در خدمتشان هستیم.

اما غالب مخاطبان ما بسیجیان هستند که شامل اعضای گردان‌های عاشورا و الزهرا (س)، فرماندهان حوزه و پایگاه‌ها، اعضای شورای پایگاه‌ها، حوزه‌ها و کانون‌های متخصصان و تمامی اقشار بسیج را در برمی‌گیرد. علاوه بر این، 30 هزار مربی، 7 هزار هادی سیاسی و تعداد زیادی اهل قلم و خبرنگاران افتخاری جزو مخاطبان ما هستند.

آیا دنبال مخاطبان جدید هم هستید؟

قطعاً سازمان هر چقدر گسترش یابد مخاطبان جدیدی هم وارد دایره آموزش‌های ما می‌شوند. بنابراین ما باید همپای سازماندهی و گسترش سازمانی، آموزش‌هایمان را هم گسترش بدهیم.

برای روز آمد شدن این آموزش‌ها،‌تأثیرگذاری آن و ارتقای کیفی چه خواهید کرد؟

در این زمینه نیازمند چند کار مهم و اقدام اساسی هستیم یکی شناسایی و ساماندهی مربیان مجرب و کارآمد و توانمند است. هم اکنون بالای 30 هزار مربی شناسنامه دار در رشته‌های اخلاق، قرآن، سیاسی و احکام اعتقادات با مجموعه ما همکاری دارند. نکته مهم بعدی به روز نگهداشتن اطلاعات و دانش مربیان با برپایی کارگاه‌های آموزشی و بهره‌گیری از فناوری روز است. بیان محتوا و مضامین به بهترین شیوه و رساترین نوع یکی از اساسی‌ترین رویکردهای ما در ارتقای کیفی مباحث است. علاوه بر این همت و تلاش خودمان را گذاشته‌ایم تا به سؤال‌ها، شبه‌ها و انتقادها پاسخ بگوییم و در قالب جزوه در اختیار بسیجیان قرار بدهیم.

برای پاسخگویی به شبهات به یک برنامه‌ریزی منسجم نیازمندیم و لازم است جوانان بسیجی پاسخ سؤالات و شبهات خود را بیابند شما به عنوان اصلی‌ترین مرجع در این زمینه چه کرده‌اید؟

یکی از وظایف اصلی همانگونه که بیان شد پاسخگویی به شبهات و سؤالات است. در این زمینه ما مربیانی را به عنوان راهنما شناسایی کرده‌ایم و با تشکیل مجمع علمی و بیان سؤالات پاسخ این سؤالات تهیه و ارائه می‌شود. مجموع مربیان راهنما در کل کشور به 600 نفر می‌رسد، اینها آموزش‌های لازم را طی کرده‌اند تا بتوانند پاسخگوی مربیان ما در استان‌ها و روزآمد سازی اطلاعات و داده‌های آنها باشند بیشتر مباحث مطرح در این مجمع پاسخگویی به شبهات و سؤالات است.

علاوه بر این نشریه «شمیم معرفت» یکی از کانال‌های ارتباطی ما با بسیجیان محلی برای طرح اینگونه مباحث و غنی‌سازی فکری و اندیشه‌ای این عزیزان است.

روش‌های آموزشی یکی از مهم‌ترین ابزارها برای القای مفاهیم و کارآمد سازی آموزش در دنیای امروز است، چقدر به این موضوع توجه داشته‌اید؟

روش‌های ما به چند دسته تقسیم می‌شود یکی از این روش‌ها بهره‌گیری از مدل نشست و گروه‌های چند نفره و تعللات گروهی است. جمع‌های 15 نفره در پایگاه‌ها و مساجد با عنوان «حلقه‌های ابرار» با همراهی استاد راهنما ابعاد گوناگون فضیلت و معرفت و معنویت را در بسیج رشد داده است.

این طرح، با طرح صالحین شباهت‌هایی دارد؟

این طرح، با طرح صالحین مشترکاتی دارد. این حلقه‌ها توسط تعدادی از مربیان تربیت شده هدایت می‌شوند.

البته باید تأکید کنم سطح مخاطبان در فراگیری آموزش بسیار مؤثر است، مخاطبان ما سطوح بالای نیروهای بسیج را شامل می‌شوند مثل فرماندهان و مدیران اما در طرح صالحین آحاد بسیجیان مخاطبان طرح هستند.

یکی از نکات مهم در آموزش‌های عقیدتی سیاسی فناوری‌های نوین است. به نظر می‌آید شما به این موضوع توجه لازم را نداشته‌اید و از آن غفلت شده است؟

متأسفانه ما در این زمینه کار عمده‌ای نداشته‌ایم. اما بنا داریم در شش ماهه اول سال سایت اینترانتی این مجموعه را راه‌اندازی کنیم تا همه مربیان را تحت پوشش مباحث و مطالب آموزشی و معارفی قرار بدهیم. ما هم اکنون سایت اینترنتی هم نداریم.

با راه‌اندازی این سایت می‌توانیم نیروهای تحت پوشش را از فرمانده حوزه تا پایگاه تحت پوشش قرار بدهیم.

نگاه شما در پرداختن به مسائل و مباحث سیاسی به گروه‌ها،‌احزاب و جریانات چگونه است و چه جایگاهی در آموزش‌های شما دارند؟

دین اسلام به عنوان جامع‌ترین ادیان آسمانی به همه ابعاد زندگی و مسائل توجه دارد و نگاهش صرفاً در یک موضوع و محور نیست. مسائل اعتقادی و ارتباط با خداوند،‌مسائل سیاسی و حکومت‌داری،‌رابطه مردم با حکومت وظایف حاکمان اسلامی،‌مسائل اخلاقی و معاشرت همه از جمله موضوعات مورد توجه اسلام بوده است. نگاه و توجه پیامبر اکرم (ص) و حضرت امیر (ع) به مبحث حکومت به نحوی بود که با تشکیل حکومت تابلوی تمام نمایی از مباحث سیاسی اسلام را به نمایش گذاشتند. ما هم در آموزش‌ها مباحثی از جمله جریان‌شناسی، تحلیل‌ مسائل سیاسی تاریخ، شناخت حق با همه ابعاد و ویژگی‌های آن، باطل و شاخصه‌های آن، عبرت از تاریخ و ... در آموزش‌های ما جا دارد. ما روایات متعددی از اهل بیت (ع) داریم که توصیه به بصیرت شده است. حضرت امیرالمؤمنین در نامه‌اش به مالک اشتر در نحوه حکومت کردن و برخورد با مردم و بیان شیرازه حکومت‌داری مباحث گرانسنگی را بیان داشته‌اند که ما تلاش کرده‌ایم از آن غافل نباشیم. بی‌تردید شناخت جریان سیاسی حق مسلم همه کسانی است که به این انقلاب علاقه‌مندند تا بتوانند به خوبی حق را از باطل تشخیص بدهند و کسانی که در مسیر حق قرار دارند مورد حمایت قرار گیرند و از کسانی که راه باطل می‌روند دوری گزینیم. بنابراین شناخت جریانات سیاسی از وظایف همه بسیجیان است که نگهبانی و پاسداری از این نظام را با همه وجودشان به عهده گرفته‌اند.

در این زمینه شبهاتی در خصوص ورود بسیجیان به جریانات سیاسی یا حمایت از آنها مطرح می‌شود پاسخ شما در اینباره چیست؟

نباید اشتباه شود. بسیجیان هیچگاه در جریانات سیاسی وارد نمی‌شوند. در مسائل و تحلیل‌هایشان پیرو ولایت و رهبرشان هستند و این ملاک برای امور سیاسی بسیجیان است و طبعاً حرکتشان باید در مسیر ولایت باشد.

بسیجیان باید موظف باشند که گروه‌های سیاسی از آنها سوء‌‌استفاده نکنند. بنابراین گروه‌ها و افرادی که از مسیر سیاسی انقلاب و رهبری فاصله بگیرند جایی برای حضور در بسیج ندارند. بسیجیان همواره هوشیارانه مراقب اوضاع و احوال سیاسی کشور هستند و چون همیشه طبق فرمایش رهبر عزیزمان عمل می‌کنند که بسیجی همیشه وسط میدان است و اگر سیاسیون منحرف و خودخواه بخواهند به این نظام و رهبری آن کوچک‌ترین بی‌اعتنایی انجام دهند با عکس‌العمل جدی بسیجیان روبه‌رو خواهند شد. رویکرد اصلی ما در آموزش‌های سیاسی توجه به تدابیر و فرمایشات رهبر انقلاب و عمل به آن است. بسیجیان مثل برخی تنها ادعای ولایتمداری ندارند و سخنان و فرمایشات و نوشته‌های رهبر عزیز انقلاب را به مولوی و ارشادی تقسیم نمی‌کنند و همواره سرباز پاکباخته ولایت باقی خواهند ماند. بنابراین تأکید می‌کنم در این آموزش‌‌ها ما به شخصیت‌های سیاسی و غیر سیاسی کاری نداریم و رضایت افراد و گروه‌ها برای ما ملاک نیست.

میزان استقبال جوانان و نوجوانان از آموزش‌ها و مباحث مطرح در دوره‌های آموزشی چگونه است و چقدر علاقه‌مندی نشان می‌دهند؟

قطعاً مخاطبان به اسلام و تعالیم اسلامی علاقه زیادی دارند و اگر مجریان و مربیان بتوانند به خوبی از عهده تعلیم و تربیت و آموزش معارف قرآن برآیند استقبال در حد عالی خواهد بود. ما بر این باوریم میزان استقبال از این آموزش‌ها بسیار عالی است؛ چرا که حضور چشمگیر در آموزش‌ها به صورت منظم، تکمیل فرم‌ها و جمع بندی بسیار خوب بوده است. علاوه بر این حضور جدی در دوره‌های آموزشی حتی در خارج از استان‌ها و شهرستان‌ها و درخواست برای تکرار دوره‌ها و آموزش‌ها از متصدیان آموزش به‌‌رغم اینکه عزیزان بسیجی حقوق بگیر سپاه و بسیج نیستند، خود نشان دهنده استقبال بسیجیان و نسل جوان از این دوره‌هاست.

در جلسات عقیدتی سیاسی سؤالات و شبهات جوانان حول چه مباحث و محورهایی مطرح می‌شود و آیا جوانان از مباحث قانع می‌شوند؟

یکی از سؤالات پرتکرار این است که اگر احکام شرعی و عقیدتی را رعایت کنیم چه آثاری در زندگی فردی و اجتماعی ما ظاهر می‌شود، این سؤال بیشتر ناشی از پذیرش این موضوع مهم است که پذیرفته‌اند دین پاسخگوی زندگی فردی و اجتماعی انسان است یا می‌پرسند چه کار کنیم که براضطراب و استرس غلبه کنیم؟ یا در زندگی آرامش داشته باشیم؟ یا چرایی تقلید از مراجع عظام بسیار مطرح می‌شود؟ همچنین مطرح می‌کنند چرا در جامعه به جوانان به چشم تهدید نگریسته می‌شود نه فرصت یا موضوع ولایت فقیه و قانون اساسی بسیار مطرح می‌شود که ما بر اساس اصول و مبانی دینی به آنها پاسخ می‌دهیم. شاید ما نتوانیم همه واقعیت‌ها و جوانب آن را مطرح کنیم اما در جلسات جوانان اظهار می‌دارند قانع شده‌اند. البته ما هم واقف شده‌ایم سؤالات جوانان چیست. تلاش می‌کنیم خود جوانان به سؤالات هم نسلی‌های خود، پاسخ بدهند و تنها مربی‌ها میدان‌دار نباشند بنابراین تلاش می‌کنیم این فرصت را به سایر همکلاسی‌ها و هم دوره‌ای‌ها می‌دهیم که خود آنها به سؤالات پاسخ بدهند. این شیوه نوین و مؤثر بوده است.

برای مقابله با ترویج اندیشه‌های الحادی، گروه‌های انحرافی و مکاتب شیطانی و عرفان‌های کاذب چه فعالیت‌هایی صورت گرفته و بسیج تا چه اندازه به این موضوعات پرداخته است؟

به نظر من یکی از خصوصیات بارز جوانان روحیه کنکاش و حقیقت‌یابی و جست‌وجوگری در زندگی با هر سختی و مشقتی است. اما چون مربیان و مرشدان حقیقی جامعه نمی‌توانند به خوبی از عهده سؤالات و پاسخگویی به حقیقت مطلوب جوانان بر بیایند آنها به ناچار منحرف می‌شوند. بنابراین اگر نتوانیم پاسخگوی سؤالات جوانان باشیم آنها از راه‌های دیگری دنبال می‌کنند. مباحث عرفانی جاذب و جالب است. این را دشمن فهمیده و با جلو انداختن گروه‌های شبه عرفانی و با طرح کارهای غیرمعمول و سختی‌های جسمی القا می‌کند که می‌توانند به مدارج بالا دست یابند. اما اسلام تنها راه دستیابی به عرفان حقیقی را ترک گناه و انجام واجبات می‌داند که در واقع پلکان حقیقی معرفت هستند.

عرفان‌های نوپدید ریشه‌های وارداتی دارند برخی از این گروه‌ها و شبه عرفان‌ها را نظامی‌های بازنشسته امریکایی برای تسلط بر جوانان طالب حقیقت به راه انداخته‌اند. این عرفان‌ها پاسخگوی حقیقت‌جویی جوانان نیست. فقط درصدد تخطئه روحیه و عقیده جوانان است. بنابراین تأکید رهبری انقلاب بر طرح عرفان حقیقی و ابزار و نیکان حقیقی و چهره‌های برجسته شیعه به عنوان الگوهای واقعی عرفان است مثل مرحوم نخودکی اصفهانی، مرحوم میرزا جواد آقا تبریزی و ...

ولایت‌پذیری و ولایتمداری یکی از مباحث مهم است، آموزش‌های شما چقدر به این مباحث می‌پردازد؟

ولایت‌، مدار حق و باطل است. اگر کسی پذیرفت در مدار حق قرار گرفته است. اگر کسی یک عمر زندگی‌اش را در مسیر خدمت به مردم بگذراند ولی در جایی و موقعیتی قرار بگیرد که در برابر ولایت قرار بگیرد، عمرش را به فنا داده بنابراین اگر ولایت را پذیرفت در مدار حق و در غیر این صورت باطل است. ولایت‌پذیری نتیجه ولایتمداری است. اگر کسی ادعا می‌کند باید نتیجه و عمل او را دید. بنابراین ملاک عمل به سخن در این مسیر است. در این مسیر کسی که ولایت را پذیرفت به تکلیف عمل می‌کند. وجدانش راحت است. فلاح و رستگاری برایش به ارمغان می‌آورد. یأس دشمن در پذیرش ولایت است. اگر کسی ولایت را پذیرفت ایمانش تقویت می‌شود؛ چرا که در دایره دین بنیان ولایتمداری است. ما در بحث ولایت پذیری این مباحث را در آموزش‌های عقیدتی سیاسی مطرح می‌کنیم.

 

 

 

 

 

سید محمد خاتمی:فعلا باید سکوت کنیم!

اخیرا نفر سوم از سران فتنه در جمعی گفته است الان زمان آن است که سکوت کنیم ونظاره گر باشیم .

این عنصر فتنه گر که تاکنون توانسته با جدا کردن خود از کروبی و موسوی از مجازات نیز ظاهرا فرار کند با اشاره به بعضی مسائل اضافه نموده است که" شاید حوادثی باعث به بار نشستن زحمات ما ونتیجه گیری از ..... شود "
گفته می شود سید محمد خاتمی با وجودیکه منافقانه مترصد آسیب رساندن به نظام اسلامی می باشد ، ولی در وضعیت فعلی به سایر  نزدیکانش توصیه نموده است که آماده بهره برداری از فضای موجود در روابط مسئولین نظام باشند و اطرافیانش خواسته  که سکوت کنند ونظاره گر وقایع در پیش باشند .
لازم به ذکر است  بعد از حضور دکتر احمدی نژاد در هیئت دولت وبر فنا رفتن تحلیلهای معاندین در این چند روز اخیر ، نامبرده در یک موضعگیری کوتاه وشتاب آلود گفت " هنوز چیزی معلوم نیست ، اعتقاد دارم مسائل ریشه دار تر از این است که با یک حضور تبلیغاتی  رفع شود ، آینده مشخص کننده خیلی چیزها است".

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:18  توسط علی  | 

دبیر کل کانون هابیلیان: دولت عراق فهرستی ۱۵۰ نفره برای محاکمه منافقین تهیه کرده است

سیدمحمد جواد هاشمی نژاد، دبیر کل کانون هابیلیان (خانواده های شهدای ترور کشور) در گفت وگو با خراسان در پاسخ به این سوال که آیا امضا شدن یادداشت تفاهم معاضدت قضایی و استرداد مجرمان توسط وزرای دادگستری ایران و عراق، زمینه استرداد آن دسته از منافقین را که دستشان به خون هم وطنانمان آغشته است، فراهم می کند، گفت: قطعا همین گونه است و باید توجه کرد که افزون بر فهرست ایران، دولت عراق فهرستی ۱۵۰ نفره از ساکنان اردوگاه اشرف اعم از سران و اعضا تهیه کرده است که این تعداد نیز مرتکب جنایت علیه مردم عراق شده اند.هاشمی نژاد افزود: علاوه بر ایران و عراق، به تازگی در دادگاهی در پاریس برخی اسناد و مدارک جنایات منافقین در حال بررسی است منتهای مراتب مانع پی گیری ها آمریکاست که نمی گذارد منافقین به جزای اعمال خود برسند.دبیر کل کانون هابیلیان در پاسخ به این سوال نیز که آیا به موازات افزایش فشارهای دولت عراق برای اخراج منافقین از خاک این کشور، وزارت خارجه هم استرداد جانیان منافقین را با جدیت پی گیری کرده است، اظهار کرد: ایران همواره پی گیر احقاق حقوق شهروندان خود بوده است و تروریسم هم جرم شناخته شده بین المللی است. به همین دلیل موضوع منافقین در ۲ سطح سیاسی و قضایی قابل پی گیری است.

 

 

 

 

 

پشتیبانی بیش از ۶ هزار سایت و وبلاگ معاند از جریان فتنه سبز

از منافقين و ضد انقلاب گرفته تا هم‌جنس بازان، فرقه ضاله بهائيت و انجمن حجتيه

در حال حاضر بیش از ۶ هزار سایت و وبلاگ که عمدتاً وابسته به جریان‌های اپوزیسیون معارض خارج از کشور، ‌منافقین، ضد انقلاب و جریان ضاله بهائیت هستند، با هدف احیاء مجدد جریان مدفون شده فتنه سبز، در قالب‌های پوششی، اقدام به حمایت از این جریان فنا شده می‌کنند.

 (خانواده شهدای ترور کشور) در حال حاضر و با به انتها رسیدن خطوط و ترفندهای طرفداران جریان فتنه سبز، دشمنان این آب و خاک برای احیاء مجدد حیات پایان یافته جریان فتنه سبز، همچنان از این جریان معاند در فضای مجازی و سایبری حمایت کرده و امیدوارند از این طریق، اندک طرفدارانی برای جریان فتنه سبز دست و پا کنند.

بر پایه این خبر در زیر مجموعه این سایت‌ها، سایت‌های گروه‌های اپوزیسیون و ضد انقلابی همچون سلطنت‌طلبان، سایت‌های چند رسانه‌ای در شبکه‌‌های ماهواره‌ای و با پشتیبانی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی، اتحادیه همجنس‌بازان نیویورک – واشنگتن و لس‌آنجلس، مدیران شاغل در بنگاه‌های شادمانی که ید طولایی در به خدمت گرفتن مطرب‌ها، رقاصه‌ها و موارد مشابه آن دارند، مدیران تعدادی از سایت‌های معاند احزاب داخلی و هواداران خارجی آنها، انجمن حجتبه، سایت‌های طرفدار بهائیت، سوسیالیست‌ها یا‌‌ همان کمونیست‌های آمریکایی و سایت‌های منافقین و اندک طرفداران سیاسی اروپایی و آمریکایی آنها قرار دارند که تلاش مذبوحانه‌ای را به راه انداخته‌اند تا جریانی از برتری جنگ نرم در مقابل ملت و نظام جمهوری اسلامی به راه بیندازند.

این خبر می‌افزاید: دستگاه تبلیغی و دروغ ساز فرقه رجوی که در ابتدا درسال ۱۳۸۷ سایت ایران پرس نیوز را به راه انداخته بود درسال ۱۳۸۸ اقدام به ایجاد سایت هایی بنام آژانس ایران خبر ،unity۴iran ،سایت سبز تقلبی، آسمان دیلی نیوز، رنگین کمان، پژواک ایران، جنگ خبر، فعالان حقوق بشر در ایران، وبلاگ‌نویسان نه به اعدام، حمایت از خانواده‌های جانباختگان و بازداشتی‌ها و چندین سایت جدید‌التاسیس و بدون نام و نشان دیگر نموده‌است.

شایان ذکر است که این سایت‌ها‌ی پوششی از خانه‌های تیمی و پایگاه‌های این فرقه در فرانسه (پاریس) انگلیس (لندن)، آلمان (کلن) و نروژ (اسلو) راه اندازی و مشغول فعالیت هستند و اخبار و نوشته‌های منتشر شده در این وبسایت‌ها عموماً ساختگی بوده و با اهدافی خاص این گروه طراحی و تدوین می‌گردند.

 

 

 

 

 

سخنان‌رئيس‌جمهور در جلسه دولت

رييس‌جمهور تصريح كرد: دولت تا آخر پاي پرچم ولايت فقيه ايستاده است و وظايف خود را به‌طور كامل انجام خواهد داد.

محمود احمدي‌نژاد عصر امروز (يكشنبه) در جلسه هيأت دولت، ولايت فقيه را مهم‌ترين محور انقلاب اسلامي دانست و با اشاره به بيانات رهبر معظم انقلاب مبني بر شادماني دشمنان از برخي مسائل داخلي كشور تصريح كرد: ما هرگز به دشمنان اجازه نخواهيم داد از برخي مسائل داخل كشور سوء استفاده كنند و بي‌ترديد كساني كه خيال كردند روزنه‌اي پيدا شده و مي‌توانند به ملت ايران و انقلاب و نظام برآمده از اراده آن لطمه بزنند، حتما پشيمان خواهند شد و براي چند دهمين‌بار متوجه خواهند شد كه در اشتباه فاحش هستند.

وي با اشاره به اينكه تئوري ولايت فقيه نقطه محوري انديشه امام(ره) است، اظهار داشت: بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بر مبناي اصل ولايت فقيه در مقابل نظام سرمايه‌داري و ماركسيسم، روش جديدي از زمامداري را مطرح نمود و اين روش برآمده از اعماق اعتقادات ما و حلقه اتصال ما به همه انديشه‌هاي الهي است كه پيامبران الهي به بشريت هديه نمودند.

رييس‌جمهور تأكيد كرد: اگر بخواهم اين مسأله را در يك جمله بيان كنم، بايد بگويم كه ولايت فقيه راه امام زمان(عج) است.

رييس‌جمهور اضافه كرد: رهبر معظم انقلاب در طول دوره رياست جمهوري بنده، همواره با روشن‌بيني، هوشمندي و دقت هرچه تمام‌تر كمك، مديريت و هدايت مي‌كنند و دولت هميشه از رهنمودهاي ايشان بهره برده و البته هر اختلافي هم در چارچوب انديشه و نظام ولايت فقيه قابل حل مي‌باشد.

احمدي‌نژاد با تأكيد بر آمادگي هرچه بيشتر خود براي انجام وظايف و مسؤوليت‌هايي كه ملت برعهده دولت گذاشته است، اظهار داشت: اعتقاد و باور من اين است كه يك رييس‌جمهور قوي و مقتدر موجب عزت رهبري، كشور و به‌خصوص ملت مي‌باشد. يك رييس‌جمهور قوي مي‌تواند بايستد، سپر باشد، دفاع كند، امور كشور را پيش برده و موجب عزت كشور شود. هر رهبر و مدير جامعه‌اي نيز نيازمند بازوان پرتوان است، تجربه تاريخي حاكي از آن است كه حتي زماني كه بالاترين شخصيت‌هاي اعتقادي ما فاقد بازوان پرتوان بودند، اراده و منويات آنها روي زمين باقي ماند و جاري نشد.

رييس‌جمهور با بيان اينكه بايد كشور را با قدرت اداره كرده و اثبات نماييم كه نظام جمهوري اسلامي كارآمد است، گفت: دشمنان سال‌ها تبليغ و طراحي كردند تا چنين القا كنند كه جمهوري اسلامي ايران ناكارآمد است و چه‌بسا عناصر آنها در برنامه‌ريزي‌ها طوري عمل مي‌كردند كه اين ناكارآمدي را اثبات نمايند لذا بزرگ‌ترين خدمت به نظام اسلامي اثبات كارآمدي جمهوري اسلامي ايران است و دولت اين كار را وظيفه خود مي‌داند.

وي با قدرداني از خدمات اعضاي هيأت دولت گفت: شما به فضل الهي موفق بوديد و گره‌هاي 50 ساله را باز كرديد. شما اصل 44 قانون اساسي را طوري اجرا نموديد كه بسياري از مدعيان باور نمي‌كنند و براي اولين‌بار در بحث‌هاي مسكن و اشتغال به‌صورت ريشه‌اي وارد عمل شديد. شما در بحث‌هاي سهام عدالت، هدفمندي يارانه‌ها، عمران، آبادي و زيرساخت‌ها و تأمين نيازهاي زيربنايي كشور به‌طور اساسي اقدام كرديد و در بحث اصلاحات ساختاري اقتصاد به‌طور جدي عمل نموديد كه اميدوارم خداوند به اين اقدامات بركت بدهد و هدايت كند تا دنيا با الگوي جديدي از كشورداري و زندگي مواجه شود و حق انتخاب داشته باشد.

رييس‌جمهور خاطرنشان كرد: ما به‌صورت اعتقادي، منطقي و علمي با اساس استكبار و صهيونيسم مخالف هستيم و همه مطمئن باشند كه احمدي‌نژاد تا نابودي استكبار و رژيم پليد صهيونيستي با آنها مقابله خواهد كرد.

احمدي‌نژاد با اشاره به اينكه يكي از محورهاي اصلي تبليغات دشمنان و بدخواهان طي چند روز اخير كه به بهانه غياب بنده صورت گرفت موضوع تبعيت از ولايت فقيه بود، خاطرنشان كرد: عده‌اي در خارج با مكاري و تزوير و عده‌اي جاهل و بعضا مغرض هم در داخل جشن و پايكوبي به راه انداختند كه البته قصد پاسخگويي به آنها را ندارم. آنچه روشن است اينكه در طول 5 سال و 6 ماهي كه در دولت در خدمت مردم بوديم شبانه‌روز با عشق و ايمان مشغول كار بوديم و همه وجودمان در مسير ولايت بوده است.

رييس‌جمهور خاطرنشان كرد: دولت حاضر، تنها دولتي است كه همه اعضاي آن بر موضوع ولايت فقيه متفق‌القول هستند و ميثاق بسته‌اند تا از آن تبعيت كنند.

احمدي‌نژاد گفت: كساني كه نمي‌توانند به قدرت اداره دولت، سياست‌هاي اقتصادي و مديريت آن ايراد بگيرند بازي جديدي طراحي كرده‌اند ولي در اشتباه هستند.

رييس‌جمهور تصريح كرد: دولت تا آخر پاي پرچم ولايت فقيه ايستاده است و وظايف خود را به‌طور كامل انجام خواهد داد.

احمدي‌نژاد با اشاره به تبليغات دشمنان بيروني مبني بر ايجاد شكاف در نظام اظهار داشت: نظام سلطه و استكبار و رژيم صهيونيستي پليد و نامشروع بدانند كه احمدي‌نژاد به فضل الهي، اعتقادي، سياسي و براساس برنامه با آنها دشمني مي‌كند و تا آخر و نابودي آنها خواهد ايستاد.

رييس‌جمهور تأكيد كرد: من تا لحظه آخر عمر در مسير ولايت عليه استكبار و رژيم صهيونيستي خواهم بود و اميدوارم خداي متعال محو و نابودي اين رژيم را به ما نشان دهد.

احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: البته دوركاري و خانه‌نشيني چند روزه دلايلي دارد كه اين دلايل را در دل خود نگه مي‌دارم چون بسياري از حرف‌ها بايد در دل انسان باقي بماند اما از خداي بزرگ مي‌خواهم ملت، كشور، رهبر و انقلاب را تا حركت آخر محفوظ بدارد و همه بتوانيم در اين مسير نوراني و روشن، خدماتي ماندگار و خداپسند ارايه كنيم.

 

 

 

 

 

دشمنان بار ديگر نااميد شدند

 رئیس سازمان صدا و سیما با اشاره به جلسه امروز هیئت دولت به ریاست رئیس جمهور گفت: آقای احمدی نژاد صحبت روشنی درباره استکبار و صهیونیسم بیان کرد مبنی بر اینکه آنها نمی توانند در صفوف ملت ایران و مسئولان رخنه کنند بنابراین دشمنان باید ناامید باشند.

به گزارش واحد مرکزی خبر، سیدعزت الله ضرغامی پس از جلسه امروز هیئت دولت در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالی درباره دیدار امروز صبح با رئیس جمهور افزود: در طول این مدت شبکه های استکباری و دشمنان انقلاب سعی کردند از مسائل داخلی کشور که به تعبیر مقام معظم رهبری مسائل جزئی است و خیلی اهمیت ندارد، سوء استفاده کنند.

وی گفت: تلاش ما این بود که بخشی از این فضا را به رئیس جمهور انتقال دهیم هر چند معتقدیم آقای احمدی نژاد از این مسائل بی اطلاع نبوده است.

ضرغامی با اشاره به صحبت های روشنگرانه رئیس جمهور در جلسه امروز مبنی بر ناامید شدن استکبار و صهیونیسم گفت: دشمنان باید از اینکه بتوانند در صفوف مستحکم ملت و رابطه میان ملت و مسئولان و رهبری عظیم الشأن رخنه ایجاد کنند ناامید باشند.

رئیس رسانه ملی تصریح کرد: مسائل کشور به طور طبیعی پیش می رود.

 

 

 

 

 

حمايت آمريکا از مسلح‌بودن منافقين

 

"از همان روزي که دولت عراق تصميم گرفت يک ايستگاه پليس در اشرف ايجاد کند، مشکلات پيچيده و بغرنجي مطرح شد، از آن روز بود که سازمان مجاهدين به صورت فريبکارانه‌اي از برقراري ارتباط اعضاي اين سازمان و ساکنان کمپ اشرف با دنياي خارج مقاومت مي‌کرد."...

 

 مريم سنجابي از اعضاي پيشين گروهک تروريستي منافقين در مصاحبه با پرس تي‌وي گفته است: " در سال 2003 در جنگي که بين امريکايي‌ها و دولت عراق صورت گرفت، بعد از اشغال عراق توافقي بين نيروهاي امريکايي و سازمان مجاهدين به‌وجود آمد که قرار شد، تمام سلاح‌هايي که در اردوگاه اشرف وجود دارد، تحويل داده شود و ظاهرا خلع سلاح شود اما در حقيقت هرگز اين اتفاق روي نداد."

به گفته سنجابي، از سال 2003 به بعد، سران اردوگاه اشرف به اعضاي گروهک منافقين آموزش‌هايي به منظور مقابله با نيروهاي امنيتي عراقي دادند، آموزش‌هايي که گفته مي‌شد در صورت حمله احتمالي عراقي‌ها، چگونه با آنان مقابله شود.

سنجابي افزود: "از همان روزي که دولت عراق تصميم گرفت يک ايستگاه پليس در اشرف ايجاد کند، مشکلات پيچيده و بغرنجي مطرح شد، از آن روز بود که سازمان مجاهدين به صورت فريبکارانه‌اي از برقراري ارتباط اعضاي اين سازمان و ساکنان کمپ اشرف با دنياي خارج مقاومت مي‌کرد."

اين عضو سابق سازمان منافقين، زندگي در اردوگاه اشرف را اسف‌ناک و دردناک خواند و تاکيد کرد که اين سازمان در دو دهه گذشته به شدت اعضاي خود را شست‌وشوي مغزي داده است.

اعضاي سابق اين گروهک مي‌گويند، همه انسان‌هاي ساکن در اشرف از ابتدايي‌ترين حقوق انساني از جمله امکان استفاده از تلفن، اينترنت، روزنامه و تلويزيون و هرگونه ابراز ارتباطي با دنياي خارج محروم هستند.

سنجابي تاکيد کرد: "در اردوگاه اشرف همچنان قوانين خشک نظامي وجود دارد و همه اين قوانين موجود در اشرف تحت تاثير ايدئولوژي فرقه‌اي خاص آن است. همه افرادي که در کمپ اشرف حضور دارند، به جز محروميت از ابتدايي‌ترين حقوق انساني خود، همگي بايد اطاعت اجباري از رهبريت سازمان داشته باشند."

جمهوري اسلامي ايران تا کنون بارها از دولت عراق خواسته است که پايگاه گروهک تروريستي منافقين را از خاک خود برچيند اما امريکا تا کنون با فشار بر دولت عراق مانع اين کار شده است.

بيش از سه‌هزار نفر از اعضاي اين گروهک تروريستي در اردوگاه اشرف مستقر هستند و افزون بر همکاري با نظاميان امريکايي در عراق، نيروهاي خود را براي انجام عمليات تروريستي به ايران اعزام مي‌کنند.

آنها در گذشته بارها به انجام عمليات تروريستي عليه مقامات ايراني و همچنين مردم بي‌گناه در خاک ايران دست زده‌اند.

گروهک منافقين همچنين با صدام حسين ديکتاتور پيشين عراق در سرکوب سال 1991 مخالفان در مناطق جنوبي اين کشور و کشتار کردها همکاري داشت.

امريکا در حالي خواستار رفتار انسان‌دوستانه دولت عراق با منافين شده که اين گروهک تروريستي از سوي بيشتر کشورهاي جامعه بين‌الملل در فهرست گروه‌هاي تروريستي جاي داده شده است.

اعضاي گروهک منافقين در سال 1986 ميلادي به عراق گريختند و تحت حمايت صدام حسين اردوگاه اشرف را در نزديکي مرز ايران برپا کردند.

 

 

 

 

 

جزئیات روزهای سیاه اردوگاه اشرف

 

دو فرمانده فراری از اردوگاه منافقین، واقعیت‌ها و جزئیات زیادی را درباره روزهای سیاه ساکنین اردوگاه اشرف فاش کردند.

 

"من در پادگان مسولیت های مختلفی داشتم که در مقاطع مختلف عوض می شد مثلا در کارهای اجتماعی، تعمیرات و مشاغل مختلف مشغول بودم و در روزهای آخر نیز به مسائل اجتماعی رسیدگی می کردم . " این گوشه‌ای از سخنان عبداللطیف چاردالی یکی از فرماندهان فراری کمپ اشرف است که در گفت‌و‌گوی اختصاصی با شبکه خبری العالم از روزهای سیاه خود در این کمپ و رفتارهای ضد انسانی آن می‌گوید.

وی در این مصاحبه با اشاره به سوابق خود در این گروهک مزدور می‌گوید: من به مدت 25 سال در فرقه رجبیه بوده و در مقاطع مختلف مسوولیت های مختلفی داشتم و مدتی پیش تصمیم به فرار از این پادگان گرفتم تا خودم را تسلیم نیروهای عراقی کنم.

*حکم فرار از کمپ مرگ است

عبداللطیف در این مصاحبه با اشاره به این موضوع که در پادگان اشرف تبلیغ می کردند هرکس تصمیم به فرار بگیرد حکمش مرگ است زیرا مسعود رجبی اعلام کرده است، گفت: اما من وقتی تصمیم به فرار گرفتم به خود این موضوع را گفتم که حتی اگر حکم مرگ هم درانتظار من باشد، باید فرار کنم، چون من از اساس ایدئولوژی آنها را قبول نداشتم و زمانی که فرار کردم نزد نیروهای عراقی رفته و خودم را معرفی کردم آنها نیز خیلی با احترام با من برخورد کردند و همان روز مرا به بغداد رساندند و الان هم میهمان دولت عراق هستم.

*در اشرف همه چیز ممنوع است

این عضو جدا شده از گروهک تروریستی منافقین خاطرنشان کرد: از زمانی که در بغداد هستم دولت عراق همه امکانات تلویزیون، اینترنت و تلفن را در اختیار من قرار داده در صورتی که این امکانات در اشرف ممنوع بود و هیچ کس نه اینترنت داشت و نه تلفن و حتی حق دیدن تلویزیون نیز نداشتند.

وی گفت : قبلا ذهنیت من این بود که اگر فرار کنم شاید نیروهای عراقی مرا دستگیر و زندانی کنند چون در پادگان اشرف مرتب این جمله را تکرار می کردند اما زمانی که خودم را تسلیم کردم برخلاف مطالبی که منافقین می گفتند از من استقبال گرمی کرده و با احترام و مانند یک برادر با من برخورد کردند .

چاردالی در ادامه گفت: وقتی من تصمیم به فرار گرفتم با خودم گفتم حتی اگر کشته شوم باید فرار کنم اما از وقتی که فرار کردم آینده روشنی را حس می کنم، احساس می‌کنم در دنیای جدیدی پا گذاشته و زندگی می کنم تا قبل از آن چیزی نمی‌فهمیدم اما الآن آینده روشنی احساس می کنم.

*اشرف میزبان سران سابق رژیم بعث بود

عضو بریده از گروهک رجبیه در ادامه با اشاره به ارتباط گیری سریع رهبران آن با سران سابق رژیم بعث گفت: بعد از سقوط رژیم سابق، عشایر، شیوخ و شخصیت ها به پادگان اشرف می آمدند و با این سازمان کار می کردند و هدف سازمان جلب حمایت آنها بود تا بتوانند بدین طریق دراشرف باقی بمانند و امضا جمع کنند. حتی سازمان برای انتخابات به آنها رهنمود می داد که مثلا علیه گروه خاصی که مد نظر منافقین بود امضا جمع کنند و در این راه هزینه می کردند. بعضی مواقع 5 هزار الی10 هزار نفر می‌آوردند تا حمایت آنها را جلب کنند و این نفرات نیز فقط به خاطر پول می‌آمدند، از شیوخ پول می گرفتند که به نفع یک گروه سیاسی خاصی رای دهند، اما از زمانی که نیروهای عراقی حفاظت اشرف را به عهده گرفتند دیگر شیوخ نمی توانند به اشرف وارد شوند بنابراین سازمان از طریق اینترنت و ایمیل کار خود را می‌کند و تقریبا روزانه، هزاران ایمیل به شیوخ ارسال می شود تا برای حمایت آنها امضا جمع کنند و حتی برای تظاهرات‌ها و شورش‌های عراق تبلیغ می‌کنند.

چاردالی افزود: تا جایی که من شاهد بودم شخصیت های بسیار سطح بالایی که هم اکنون در دولت عراق پست و سمت دارند به صورت هفتگی و ماهانه با سازمان جلسه می‌گذاشتند و از منافقین حمایت می‌کردند و منافقین هم به آنها پول می‌دادند و برای انتخابات استانی و انتخابات مجلس برنامه ریزی می‌کردند. حتی افرادی که هم اکنون در دولت عراق پست بالایی نیز دارند از منافقین میلیون‌ها دلار پول می گرفتند برای اینکه انتخاب بشوند چون طرفدار منافقین بودند و حتی حقوق محافظان آن شخصیت ها و هزینه ماشین های ضد گلوله را نیز منافقین می‌دادند که من فعلاً نامی از آنها نمی‌برم.

*ستاد اجتماعی کمپ اشرف

چاردالی در ادامه به فعالیت‌های صورت گرفته در کمپ اشرف اشاره کرد و گفت: در اشرف ستادی به نام ستاد اجتماعی وجود دارد که به نیروهای عراقی، شخصیت ‌ها و شیوخ قبایل عراق وصل است و با توجه به اینکه حفاظت اشرف به عهده نیروهای عراقی است و کسی نمی‌تواند وارد آن شود، سازمان از طریق اینترنت و ایمیل به این شیوخ وصل است و هدف نیز جلب حمایت آنها است. مثلا سازمان اعلام کرد به 5200 امضا نیاز دارد به فردی ایمیل می زنند که این تعداد امضا برای ما جمع کن. ما این مقدار پول در قبال آن به شما می‌دهیم و ممکن است روزانه صدها هزار ایمیل رد و بدل شود که اصلی‌ترین کار سازمان همین است که شورش‌ها و تظاهراتها را کنترل و اداره کند.

*رجوی می‌خواهد با دولت عراق وارد جنگ شود

عضو جدا شده از گروهک منافقین در ادامه با اشاره به رفتار دولت عراق با این گروهک، گفت: در حدود دو سال پیش که نیروهای عراقی حفاظت اشرف را به عهده گرفتند، دولت عراق چند بار به مسعود رجوی اولتیماتوم داد تا از عراق خارج شود اما او نه تنها به این هشدار توجه نکرد بلکه در این دو سال به دنبال تدارکات جنگ است. از آموزش‌های نظامی گرفته تا مقابله با نیروهای عراقی و ساخت وسایل دفاعی حتی گرفتن سلاح نیروهای عراقی و نحوه گرفتن اسیر و از دور خارج کردن ماشین های جنگی عراقی و اعلام مرز سرخ مبنی بر اینکه هیچ یک از سربازان عراقی حق ورود به اشرف را ندارند، در حالی که اینجا خاک عراق است، آموزش تکاوری و کاراته برای مقابله با نیروهای عراقی نیزاز جمله اقدامات آنها برای جنگ با ارتش عراق است.

*خیلی‌ها در اشرف به دنبال خارج شدن هستند

چاردالی گفت: تعداد زیادی از افراد حاضر در اشرف تمایل دارند ازآنجا خارج شوند اما هراس دارند. زیرا سازمان به طور مرتب در گوش آنها می‌خواند که دولت عراق شما را زندانی می‌کند، پناهندگی نمی دهد و ... و تعداد زیادی تحت فشار هستند اما هیچ تصمیمی نمی توانند بگیرند چون می ترسند. من در کنفرانس مطبوعاتی گفتم از سازمان‌های بین المللی می‌خواهم که امکانات را فراهم کنند که افراد تک تک از پادگان خارج شوند و با صلیب سرخ و محافل بین المللی جداگانه صحبت کنند.

*نبود آزادی مرا از اشرف فراری داد

"براد کیخائیل " از دیگر فرماندهان فراری پادگان اشرف نیز در گفت و گو با شبکه خبری العالم اظهار داشت : مدتی پیش به خواست خودم و به دلیل نبود آزادی و اینکه هیچ گونه اختیاری در اشرف نداشتیم و بنا به تصمیمات اشتباهی که رجبی دررابطه با دولت عراق می‌گرفت پس از 22 سال که در اشرف بودم تصمیم به فرار گرفتم.

وی افزود: موانع زیادی از جمله سیم خاردار، خاکریز و حتی پست‌های نگهبانی در پادگان برای جلوگیری از فرار ایجاد کردند من با همه اینها مواجه بودم و عبور از همه این موانع به مدت زمان زیادی برای طراحی نیاز داشت تا بتوانم خودم را به نیروهای عراقی که بعد از این پست‌های بازرسی بودند برسانم. وقتی خودم را به نیروهای عراقی رساندم آنها بدون هیچ مشکلی با آغوش باز از من استقبال کردند و من را به نیروهای بالاتر رساندند. آنها هم امکانات و مکان مناسبی برای من فراهم کردند و حتی دسترسی به سازمان‌های بین المللی برای مطرح کردن موضوع خود و گرفتن پناهندگی در کشور ثالث را فراهم کردند.

*اشرف آموزشگاه مخالفان دولت عراق است

کیخائیل گفت: همزمان با ورود نیروهای اشغالگر به عراق، تعداد زیادی از عراقی‌ها در آن زمان وارد قرارگاه اشرف می شدند. برخی از آنها آموزش‌ اینترنت می دیدند تا زمانی که نمی‌توانند وارد سازمان شوند از طریق اینترنت در ارتباط باشند. برخی نیزدرباره انتخابات توجیه می شدند که از بیرون عراق انتخابات را از روند طبیعی آن خارج کنند و به سمت مشخصی سوق دهند. تعدادی شبانه روز آنجا بوده و اسکان داشتند و با داشتن خانه و وسایل رفاهی شب را نیز آنجا می ماندند، حتی آموزشهای ایدئولوژیک به آنها داده می شد تا بعدا بتوانند برای سازمان کار کنند و هوادار آن باشند.

وی گفت : ما پناهندگانی بودیم که وارد عراق شدیم طبعاً خاک عراق متعلق به خود آنهاست. دولت عراق نیز اعلام کرده که ضوابط خاص خود را دارد و تا زمانی که منافقین تابع این مقررات و ضوابط نباشند باید خاک عراق را ترک کنند و یک سال یعنی تا پایان سال میلادی نیز مهلت تعیین کرده است.

کیخائیل گفت: اما منافقین از آنجایی که در دولت سابق دارای محدوده خاصی بودند و هر کاری که دلشان می خواست انجام می‌دادند الآن هم می خواهند مثل دولت سابق به کارهای قبل خود برسند و درست مانند گذشته اقدامات تروریستی و نظامی علیه دولت ایران انجام دهند. از آنجایی که شرایط عوض شده و دولت عراق به آنها چنین اجازه‌ای نمی دهد و خودشان آخرین عملیات تروریستی را رد کردند و گفتند ما از هرگونه اقدام تروریتسی پرهیز می کنیم، اما باز می خواهند به اقدامات نظامی خود ادامه دهند اما اگر وارد اشرف شوید می بینید نفرات دارای لباس نظامی هستند که حتماً برای برانگیختن نفرات بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران است یا هنوز سلسله مراتب فرماندهی حاکم است یعنی فرمانده و افراد تحت مسوول، هنوز برنامه صبحگاه در اشرف اجرا می شود در صورتی که دولت کنونی عراق گفته ما نمی‌توانیم یک گروه تروریستی و نظامی را بپذیرم اما با پناهندگی افراد مشکلی نداریم، این یعنی تک تک افراد به عنوان پناهنده می توانند در اینجا باشند اما وقتی تشکیلات است یعنی یک چیز منسجم که می خواهد برنامه های خود را در رژیم سابق داشته باشد، این دیگر با قانون و منافع عراق در تضاد است.

*رجوی‌ها فقط شعار آزادی می‌دهند

عضو جدا شده گروهک تروریستی منافقین در ادامه گفت: علیرغم اینکه مریم رجوی و مسعود رجوی ظاهراً دم از آزادی مردم ایران می زنند، اما در پادگان اشرف هیچ خبری از آزادی نیست، هیچ کس موبایل ندارد حتی روش استفاده از موبایل را نمی‌دانند، اینترنت فقط برای دخالت در امور عراق است آن هم نفرات خاص توجیه شد‌ه‌اند با کنترل و آن هم دو نفره برای اینکه نتوانند از اخبار آن استفاده کنند. هیچ کس حق داشتن رادیو ندارد. وقتی کسی اتومبیل می خرد ابتدا رادیوی ان را باز کرده و در انبار می گذارند و افراد حاضر در اشرف فقط مجاز به شنیندن اخبار منافقین از تلویزیون خود آنها هستند، همه چیز کنترل شده است و حتی دو نفر نمی توانند برای هم ابراز عقیده کنند و گویا در سی چهل سال پیش زندگی می کنند، از زمانی که بیرون آمدم میبینم خیلی چیزها وجود دارد با اینترنت و موبایل با خانواده در ارتباط هستم.

کیخائیل در پایان این گفت‌وگوی تلویزیونی به شبکه العالم گفت: من طی 22 سالی که در اشرف بودم با خانواده ام ارتباط نداشتم، خانم رجوی که حرف از آزادی می‌زند منظورش همین است 22 سال خانوادم را نبینم و در اشرف پدر با پسر ارتباط نداشته باشه و نتوانند همدیگر را ببینند. آزادی یعنی همین که یکی فوت کرد به خانواده‌اش اطلاع بدهیم پسرت فوت کرد و یک خانواده را داغدار کنیم اگر شما واقعاً معتقد به ازادی هستید اجازه بدهید سازمانهای بین المللی با تک تک افراد صحبت کنند.

 

 

 

تروريست نيستند،فقط‌مسلمانان‌راكشته‌اند!


مشاور پيشين امنيت ملي اوباما در نشست شماري از سران گروهك تروريستي منافقين در پاريس شركت كرد.
جيمز جونز در اين نشست كه در اردوگاهي وابسته به منافقين و در حاشيه پاريس برگزار شد، گفت: آمريكا بايد اين گروه را از فهرست سياه سازمان هاي تروريستي خارج كند و من هيچ مدركي حاكي از مشاركت آنها در تروريسم سراغ ندارم.


اين فرمانده ارشد و پيشين ناتو افزود: من هيچ دليلي نمي بينم كه آنها از فهرست گروه هاي تروريستي آمريكا خارج نشوند. توافق گذشته ما با ايران بر سر تروريست ناميدن مجاهدين[منافقين] هم با وجود اختلافات بسياري كه با ايران داريم، تعجب برانگيز است.
جيمز گفت «ما بايد با اروپايي ها كه پيشتر آنها را از ليست خارج كرده اند، هماهنگ تر باشيم».
وي با بيان اين كه سياست اوباما تلاش براي تعامل با ايران و گفت وگو بر سر برنامه هسته اي اين كشور و بهبود روابط پس از سه دهه قطع مناسبات بين آنها بود، افزود: اما اين سياست پيشرفتي نداشت چرا كه رژيم ايران در طول دو سال گذشته خود را به طور آشكارتر بر حسب برنامه هسته اي اش و آمال خود در منطقه تعريف و تبيين كرده بود.
جونز در واقع اذعان مي كند كه آمريكا اين گروهك تروريستي مرده را ابزار چانه زني با ايران قرار داده اما نتيجه اي نگرفته است همچنان كه در جريان حمله اخير ارتش عراق به پادگان اشرف نيز نتوانست كمترين حمايتي از منافقين بكند.


يادآور مي شود در نشست منافقين كه با حضور مريم قجرعضدانلو رجوي برگزار شد، ژنرال وسلي كلارك از فرماندهان سابق ناتو نيز حضور داشت.
اظهارات مشاور پيشين امنيت ملي در تبرئه گروهك منافقين از اتهام تروريسم و غيرنظامي جلوه دادن آنها در حالي است كه به تازگي مريم سنجابي(از اعضاي جدا شده منافقين) در گفت وگو با پرس تي وي تصريح كرد: سربازان آمريكايي به ما در پادگان اشرف اجازه مي دادند تا مخفيانه تسليحات خود را نگهداري كنيم و خلع سلاح نشويم.
منافقين طي سال هاي حضور خود در عراق در روزگار صدام، بارها به جنايت عليه شيعيان و كردهاي اين كشور دست زده بودند و پرونده آنها در محاكم عراق مفتوح است.

 

 

 

روايت زندگي فاتح لانه جاسوسي

شهيد وزوايي؛ پيشتاز علم وجهاد

روايت زندگي فاتح لانه جاسوسي

لانه جاسوسی، بازی دراز، بیت المقدس، تیپ 10 سیدالشهدا(ع) و... نامهایی است که با شهید وزوایی پیوند خورده است، شهیدی که از کودکی تا جوانی پیشتاز عرصه دانش و جهاد بود، همچنانکه در آغاز عملیات بیت المقدس با خون خویش مسیر فتح خرمشهر را هموار کرد.

 

شهید محسن وزوایی از جمله سرداران هشت سال دفاع مقدس است که نامش سرآغاز نام شهدای پیرو خط امام(ره) روشنگر راه کسانی است که در جستجوی الگوهای عملی در مسیر زندگی خود می گردند.

 

شهید محسن وزوایی در پنجم مردادماه 1339 در خانواده ای متدین در تهران دیده به جهان گشود و در 6 سالگی قدم در راه تحصیل دانش گذاشت و پس از پایان دوره ابتدایی و دبیرستان با نمرات عالی در سال 1355 در کنکور شرکت کرده و شاگر اول کنکور می شود و در رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل می پردازد.

 

از آنجایی که پدر شهید وزوایی از همرزمان آیت الله کاشانی بود، از این رو پسر نیز با الفبای مبارزات سیاسی آشنا شده و در جلسات آموزش معارف اسلامی و هیئتهای مذهبی تهران شرکت فعالی داشته است.


شهید وزوایی در دانشگاه با شناخت صحیحی که از مکتب اسلام داشت، با پرهیز از ورود به گروههای منحرف سیاسی، به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه می پیوندد و همزمان با شرکت در فعالیتهای سیاسی و عقیدتی، از سال 1356 مسؤلیت هدایت مبارزات دانشجویی را در دانشگاه شریف علیه رژیم به عهده می گیرد. وی در درگیریهای مسلحانه و سرنوشت ساز 19 تا 22 بهمن 57 حضوری فعال داشته و در تصرف دو پادگان مهم"جمشیدیه" و "عشرت آباد" شجاعت بسیاری از خود نشان داد.

پرچمدار تسخیر لانه جاسوسی و سخنگوی دانشجویان پیرو خط امام(ره)

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت جهادسازندگی در آمد و برای خدمت به مردم محروم عازم "لرستان" شد و در آنجا خدمات ارزنده ای ارائه کرد. به دنبال تحرک گروهکهای ضدانقلاب در کردستان او نیز به همراه دیگر دوستانش برای مقابله با ضد انقلاب داوطلبانه به این استان شتافت و در "پاوه" خوش درخشید. شهید وزوایی پس از بازگشت از کردستان با هماهنگی با دیگر دانشجویان مسلمان در روز 13 ابان 58 انقلاب دوم را به تعبیر حضرت امام(ره)خلق کرد.

او در جریان تسخیر لانه جاسوسی به عنوان پرچمدار وارد عمل شده و شجاعانه هیمنه ابرقدرتی آمریکا را در هم می شکند. از آنجایی که او به زبان انگلیسی تسلط داشت به عنوان سخنگوی دانشجویان پیرو خط امام برگزیده می شود و اغلب مصاحبه های رسانه های خارجی توسط وی صورت می گیرد.

  به دنبال واقعه طبس در 5 اردیبهشت 59 و شکست مفتضحانه آمریکا برای آزادی گروگانهای آمریکایی، شهید وزوایی عهده دار انتقال گروگانها به شهرستانهای مختلف می شود و در کنار این مسئولیت دوره فشرده چریکی را برای مقابله با توطئه های احتمالی فرا می گیرد.

 

وی در تابستان 1359 به عضویت سپاه پاسداران در می آید و مدتی به عنوان « فرمانده گردان مخابرات سپاه پاسداران » انجام وظیفه می کند. سپس « سرپرستی اطلاعات عملیات » به او محول می گردد. شهید وزوایی در عملیات سرنوشت ساز «پارتیزانی» به عنوان فرمانده گردان نهم مسؤلیت محور «تنگ کورک» تا حد فاصل «تنگ حاجیان» را به عهده می گیرد.

دلاوران عملیات بازی دراز

 در اردیبهشت ماه 1360 طرح آزادسازی ارتفاعات بازی دراز به فرماندهی شهید پیچک در دستور کار قرار می گیرد. محسن در تمامی مراحل شناسایی این حمله حضور می یابد و در طراحی این عملیات نقش فعالی ایفا می کند. در همین مقطع رابطه صمیمانه میان محسن و خلبان شهید «علی اکبرشیرودی» به وجود می آید. در این عملیات فرماندهی محور چپ به وزوایی واگذار می شود و فرماندهی محور سمت چپ نیز توسط «محسن حاجی بابا» صورت می پذیرد.

 

بازی دراز، این آوردگاهی که به قول شهید بهشتی، خانقاه عرفا بود شاهد فداکاری‌ها و دلاوری‌های شهدایی چون پیچک، وزوایی، حاج بابا و شهید موحد دانش بود به گونه ای که شهید محسن وزوایی در این عملیات ایثاری جاودانه خلق کرده و موفق می شود با تعداد اندک نیرو، 350 نفر از نیروهای گردان کماندویی دشمن را به اسارت در آورد.

وی در پایان عملیات از ناحیه فک و دست مجروح  می شود و به بیمارستان منتقل می شود و اما تاب تحمل دوری از جبهه را ندارد و در زمانی که هنوز بهبودی کامل نیافته به جبهه «گیلانغرب» باز می گردد و فرماندهی عملیات سپاه «سرپل ذهاب» را بر عهده می گیرد. شهید وزوایی در 20 آذرماه 1360 در عملیات «مطلع الفجر» به عنوان عملیات شرکت می کند و در آن جا نیز حماسه می آفریند و این بار نیز با تنی مجروح به تهران منتقل می شود.

شهید وزوایی در اسفندماه 1360 با سازماندهی یک گردان رزمی در پادگان ولی عصر(عج) به جبهه های جنوب رهسپار شده و در دوکوهه با پیوستن به تیپ تازه تأسیس محمد رسول الله(ص) نام گردان "حبیب بن مظاهر" را بر می گزینند. گردان «حبیب بن مظاهر» به فرماندهی شهید وزوایی در عملیات درخشان "فتح المبین" در نوک پیکان حمله قرار می گیرد و به عنوان گردان خط شکن، خطوط دشمن را در هم می شکند. پس از تشکیل تیپ 10 سیدالشهدا(ع) فرماهی آن به شهید وزوایی محول می گردد.

خون سرخ شهید وزوایی سرآغازی بر فتح خرمشهر

 در فروردین 1361 که ایران برای فتح خرمشهر در تدارک اجرای عملیات بزرگ «بیت المقدس» بود این شهید بزرگوار در 23 فروردین خود را به منطقه عملیاتی می رساند. تیپ 10 سیدالشهدا(ع) و محمدرسول الله(ص) برای اجرای عملیات در هم ادغام می شود و فرماندهی آن به شهید وزوایی واگذار می شود.

 سرانجام شهید محسن وزوایی پس از ماهها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و حماسه آفرینهای فراوان در روز 10 اردیبهشت 1360 در عملیات «بیت المقدس» هنگام هدایت نیروهای تحت امر، بر اثر اصابت  گلوله و ترکش به فیض شهادت نایل آمده و نام خویش را به عنوان فرمانده رشید تیپ 10 سیدالشهدا(ع) در صفحات درخشان تاریخ دفاع مقدس برای همیشه ثبت می کند.

 

 

 

دولت تا آخر پاي پرچم ولايت فقيه است

رييس‌جمهور تصريح كرد: دولت تا آخر پاي پرچم ولايت فقيه ايستاده است و وظايف خود را به‌طور كامل انجام خواهد داد.

 

محمود احمدي‌نژاد عصر امروز (يكشنبه) در جلسه هيأت دولت، ولايت فقيه را مهم‌ترين محور انقلاب اسلامي دانست و با اشاره به بيانات رهبر معظم انقلاب مبني بر شادماني دشمنان از برخي مسائل داخلي كشور تصريح كرد: ما هرگز به دشمنان اجازه نخواهيم داد از برخي مسائل داخل كشور سوء استفاده كنند و بي‌ترديد كساني كه خيال كردند روزنه‌اي پيدا شده و مي‌توانند به ملت ايران و انقلاب و نظام برآمده از اراده آن لطمه بزنند، حتما پشيمان خواهند شد و براي چند دهمين‌بار متوجه خواهند شد كه در اشتباه فاحش هستند.

وي با اشاره به اينكه تئوري ولايت فقيه نقطه محوري انديشه امام(ره) است، اظهار داشت: بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بر مبناي اصل ولايت فقيه در مقابل نظام سرمايه‌داري و ماركسيسم، روش جديدي از زمامداري را مطرح نمود و اين روش برآمده از اعماق اعتقادات ما و حلقه اتصال ما به همه انديشه‌هاي الهي است كه پيامبران الهي به بشريت هديه نمودند.
رييس‌جمهور تأكيد كرد: اگر بخواهم اين مسأله را در يك جمله بيان كنم، بايد بگويم كه ولايت فقيه راه امام زمان(عج) است.


رييس‌جمهور اضافه كرد: رهبر معظم انقلاب در طول دوره رياست جمهوري بنده، همواره با روشن‌بيني، هوشمندي و دقت هرچه تمام‌تر كمك، مديريت و هدايت مي‌كنند و دولت هميشه از رهنمودهاي ايشان بهره برده و البته هر اختلافي هم در چارچوب انديشه و نظام ولايت فقيه قابل حل مي‌باشد.


احمدي‌نژاد با تأكيد بر آمادگي هرچه بيشتر خود براي انجام وظايف و مسؤوليت‌هايي كه ملت برعهده دولت گذاشته است، اظهار داشت: اعتقاد و باور من اين است كه يك رييس‌جمهور قوي و مقتدر موجب عزت رهبري، كشور و به‌خصوص ملت مي‌باشد. يك رييس‌جمهور قوي مي‌تواند بايستد، سپر باشد، دفاع كند، امور كشور را پيش برده و موجب عزت كشور شود. هر رهبر و مدير جامعه‌اي نيز نيازمند بازوان پرتوان است، تجربه تاريخي حاكي از آن است كه حتي زماني كه بالاترين شخصيت‌هاي اعتقادي ما فاقد بازوان پرتوان بودند، اراده و منويات آنها روي زمين باقي ماند و جاري نشد.


رييس‌جمهور با بيان اينكه بايد كشور را با قدرت اداره كرده و اثبات نماييم كه نظام جمهوري اسلامي كارآمد است، گفت: دشمنان سال‌ها تبليغ و طراحي كردند تا چنين القا كنند كه جمهوري اسلامي ايران ناكارآمد است و چه‌بسا عناصر آنها در برنامه‌ريزي‌ها طوري عمل مي‌كردند كه اين ناكارآمدي را اثبات نمايند لذا بزرگ‌ترين خدمت به نظام اسلامي اثبات كارآمدي جمهوري اسلامي ايران است و دولت اين كار را وظيفه خود مي‌داند.


وي با قدرداني از خدمات اعضاي هيأت دولت گفت: شما به فضل الهي موفق بوديد و گره‌هاي 50 ساله را باز كرديد. شما اصل 44 قانون اساسي را طوري اجرا نموديد كه بسياري از مدعيان باور نمي‌كنند و براي اولين‌بار در بحث‌هاي مسكن و اشتغال به‌صورت ريشه‌اي وارد عمل شديد. شما در بحث‌هاي سهام عدالت، هدفمندي يارانه‌ها، عمران، آبادي و زيرساخت‌ها و تأمين نيازهاي زيربنايي كشور به‌طور اساسي اقدام كرديد و در بحث اصلاحات ساختاري اقتصاد به‌طور جدي عمل نموديد كه اميدوارم خداوند به اين اقدامات بركت بدهد و هدايت كند تا دنيا با الگوي جديدي از كشورداري و زندگي مواجه شود و حق انتخاب داشته باشد.


رييس‌جمهور خاطرنشان كرد: ما به‌صورت اعتقادي، منطقي و علمي با اساس استكبار و صهيونيسم مخالف هستيم و همه مطمئن باشند كه احمدي‌نژاد تا نابودي استكبار و رژيم پليد صهيونيستي با آنها مقابله خواهد كرد.


احمدي‌نژاد با اشاره به اينكه يكي از محورهاي اصلي تبليغات دشمنان و بدخواهان طي چند روز اخير كه به بهانه غياب بنده صورت گرفت موضوع تبعيت از ولايت فقيه بود، خاطرنشان كرد: عده‌اي در خارج با مكاري و تزوير و عده‌اي جاهل و بعضا مغرض هم در داخل جشن و پايكوبي به راه انداختند كه البته قصد پاسخگويي به آنها را ندارم. آنچه روشن است اينكه در طول 5 سال و 6 ماهي كه در دولت در خدمت مردم بوديم شبانه‌روز با عشق و ايمان مشغول كار بوديم و همه وجودمان در مسير ولايت بوده است.


رييس‌جمهور خاطرنشان كرد: دولت حاضر، تنها دولتي است كه همه اعضاي آن بر موضوع ولايت فقيه متفق‌القول هستند و ميثاق بسته‌اند تا از آن تبعيت كنند.


احمدي‌نژاد گفت: كساني كه نمي‌توانند به قدرت اداره دولت، سياست‌هاي اقتصادي و مديريت آن ايراد بگيرند بازي جديدي طراحي كرده‌اند ولي در اشتباه هستند.


رييس‌جمهور تصريح كرد: دولت تا آخر پاي پرچم ولايت فقيه ايستاده است و وظايف خود را به‌طور كامل انجام خواهد داد.


احمدي‌نژاد با اشاره به تبليغات دشمنان بيروني مبني بر ايجاد شكاف در نظام اظهار داشت: نظام سلطه و استكبار و رژيم صهيونيستي پليد و نامشروع بدانند كه احمدي‌نژاد به فضل الهي، اعتقادي، سياسي و براساس برنامه با آنها دشمني مي‌كند و تا آخر و نابودي آنها خواهد ايستاد.


رييس‌جمهور تأكيد كرد: من تا لحظه آخر عمر در مسير ولايت عليه استكبار و رژيم صهيونيستي خواهم بود و اميدوارم خداي متعال محو و نابودي اين رژيم را به ما نشان دهد.


احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: البته دوركاري و خانه‌نشيني چند روزه دلايلي دارد كه اين دلايل را در دل خود نگه مي‌دارم چون بسياري از حرف‌ها بايد در دل انسان باقي بماند اما از خداي بزرگ مي‌خواهم ملت، كشور، رهبر و انقلاب را تا حركت آخر محفوظ بدارد و همه بتوانيم در اين مسير نوراني و روشن، خدماتي ماندگار و خداپسند ارايه كنيم.

 

 

باز هم دروغ فاشيست‌هاي سبز برملا شد

جالبي ماجرا در اين است كه وقتي يكي از كاربران اين سايت‌ها در قسمت كامنت‌ها، تكذيبيه حاج سعيد را منتشر كرد به جاي آنكه به اصل ماجرا پي ببرند و خبر خود را اصلاح كنند بار ديگر به فحش و توهين به اين سردار اسلام و نويسنده كامنت پرداختند

بار ديگر جريان سبز نشان داد كه براي رسيدن به اهداف پليد خود حاضر است به هر دروغ و افترايي متوسل شود. فاشيست‌هاي سبز نشان دادند نه به قانون و عرف پايبند هستند و نه حتي به اخلاق. آنها براي آن كه به مقصد خود برسند هر چيز و هر كسي را حاضرند قرباني كنند.

ديروز سايت‌هاي فاشسيت سبز با آب و تاب فراوان سخناني را به حاج سعيد قاسمي نسبت دادند كه در آن حاج سعيد با ادبيات و لحن بي‌ادبانه‌اي، به رئيس‌جمهور ايران، محمود احمدي‌نژاد توهين كرده است. شارلاتان‌هاي سبز براي آن كه بخواهند به مقاصد خود برسند خيلي زود متن اين سخنان من در آوردي را در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي خود كپي پيست كردند و حتي به خود فرصت اندك تفكري هم ندادند كه بيانديشند آيا واقعا چنين شخصيت فرهنگي مي‌تواند از اين گونه ادبيات سخيف استفاده كند يا نه!

اما از آنجا كه خداوند دشمنان اين انقلاب و اسلام را از جاهلان آفريده، در ذيل خبر، فايل تصويري اين سخنان را نيز قرار دادند. اما فراموش كردند كه ويدئوي سخنان حاج سعيد را نيز به دلخواه خود تغيير بدهند.

در برخي از سايت‌هاي ضد انقلاب در ذيل سخناني كه به حاج سعيد نسبت داده شده بود ويدئوي آن نيز قرار داشت. اما محتواي ويدئو نشان مي‌داد كه حاج سعيد نه تنها هيچ توهيني به جناب رئيس‌جمهور نكرده كه مانند هميشه به دفاع از مواضع انقلابي احمدي‌نژاد در سازمان ملل و يا در مصاحبه‌ي با خبرنگار معروف آمريكايي، لري كينگ پرداخته است. در اين سخنراني حتي حاج سعيد نسبت به عملكرد برخي بچه حزب‌اللهي‌ها كه در مقابل دولت، ژست اپوزيسيون به خود مي‌گيرند نيز انتقاد كرد و آن را مذموم دانست.

جالبي ماجرا در اين است كه وقتي يكي از كاربران اين سايت‌ها در قسمت كامنت‌ها، تكذيبيه حاج سعيد را منتشر كرد به جاي آنكه به اصل ماجرا پي ببرند و خبر خود را اصلاح كنند بار ديگر به فحش و توهين به اين سردار اسلام و نويسنده كامنت پرداختند.

به هر حال اين دروغ نيز مانند دروغ‌هاي قبل، بيش از پيش ماهيت فاشيستي و تماميت‌خواه اين جريان را نشان داد. جماعت اندكي به تعداد انگشتان دست اما با هوچي‌گري و شانتاژ بازي‌هاي بالا. جرياني كه نه مردم هيچ نسبتي با آنها دارند و نه آنها با مردم. كه آنها حتي حاضرند براي رسيدن به مغارض شوم خود همه مردم را نيز سپر جان خود كنند. مردم تا آنجايي براي اين فاشيست‌ها اهميت دارند كه با آنها و در خدمت اهداف آنها باشند و گرنه پشيزي هم نمي‌ارزند.

حال ديگر آن دسته از افرادي كه در اين جريان روزي روزگاري دم از اخلاق مي‌زدند و رئيس‌جمهور محترم را متهم به از بين بردن اخلاق در مناظره انتخاباتي مي‌كردند، در طول اين مدت تقريبا دو سال بعد از انتخابات نشان دادند كه به هيچ گونه آداب اخلاقي و ادبي، اعتقاد ندارند و اخلاق در نزد آنان مرده است. 

 

 

رضایی: در انتخابات مجلس نامزد نمی‌شوم

  محسن رضایی در جمع دانشجویان دانشگاه شاهد در پاسخ به سوال دانشجویی مبنی بر اینکه چرا شما معمولا زمان نزدیک انتخابات به جمع دانشجویان می آیید؟ گفت: اکنون که نزدیک انتخابات ریاست جمهوری نیست و خیالتان راحت باشد کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی نهم نیز نخواهم بود.

وی افزود: البته باز هم اگر فرصت کنم چه انتخابات باشد چه نباشد به دانشگاه شاهد خواهم آمد.

رضایی در ادامه گفت: دشمنان در یک هفته اخیر جنجال کردند تا بگویند میان مسئولان اختلاف و دوگانگی وجود دارد اما به زودی همه خواهند فهمید که خبری از اینگونه مسایل نبوده است و تیر دشمنان به سنگ خواهد خورد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: دشمنان در شرایطی که بیداری اسلامی در منطقه به وجود آمده است سعی در القای چنین مسایلی را در کشور دارند و به همین منظور جنجال می کنند تا از الگوشدن انقلاب اسلامی در این مرحله حساس جلوگیری کنند.

رضایی تاکید کرد: آنها باید بدانند که بیداری اسلامی در منطقه به پیش خواهد رفت و ارتباط ملت انقلابی ایران با ملت انقلابی مصر نیز بیشتر از گذشته خواهد شد.

 

 

شما را جمع كردم كه بگويم هيچ غلطي نمي‌توانيم بكنيم!

 عضو متواري حزب مشاركت در پاريس گفت هر گروه سياسي كه مردم را به حضور در خيابان دعوت كند حتي سازمان مجاهدين و مشاركت فايده اي ندارد.

رجب مزروعي چند ماهي در بروكسل سپري كرده بود اما به تازگي به پاريس رفته كه امير ارجمند مشاور متواري موسوي نيز در آنجا به سر مي برد. برخي سران گروهك منافقين نيز دست بر قضا در پاريس ساكن هستند و هر از چند گاهي دور هم جمع مي شوند.

مزروعي در پاريس چند تن از همكاران روزنت و جرس و خودنويس را دور هم جمع كرده كه اين سايت هاي زنجيره اي نام آن را گفت وگو با خبرنگاران گذاشته اند. مزروعي در اين ملاقات گفته است: تنها موسوي و كروبي مي توانند جنبش سبز را نمايندگي كنند. حتي دادن بيانيه و دعوت سازمان مجاهدين و مشاركت به خيابان هم فايده اي ندارد. در غيبت اين دو، شوراي هماهنگي راه سبز مي تواند جمع بندي را انجام دهد.

وي كه در خارج كشور به طور خودخوانده سخنگوي سازمان مجاهدين (انقلاب) شده، درباره گروه نقابدار و خارج نشين موسوم به «شوراي هماهنگي راه سبز» مدعي شد: اعضاي اين شورا از سوي موسوي و كروبي تعيين شده اند. وي خاطر نشان كرد: فراموش نكنيم كه اعضاي اين شورا در ايران هستند و عدم انتشار اسامي اين افراد نيز از خواست هاي موسوي و كروبي بوده است.

مزروعي تاكيد كرد كه وجود شوراي هماهنگي راه سبز اميد، مانعي براي فعاليت هاي ديگر گروه هاي حاضر در جامعه نيست و هر گروهي كه مي تواند در شرايط فعلي باري از دوش جنبش بردارد، بايد وارد ميدان شود.
وي در عين حال با ادعاي امنيتي بودن فضا در ايران گفت: عملكرد شوراي هماهنگي را بايد با توجه به شرايط ايران ارزيابي كرد. با توجه به شرايط ايران شايد شورا نتواند كاري از پيش ببرد.

خاطر نشان مي شود شوراي خلق الساعه مورد بحث باني دعوت به اغتشاش در روزهاي اول، دهم، هفدهم و بيست و چهارم اسفند بود كه با ناكامي مطلق مواجه شد. پس از آن محافل ضد انقلاب به شورا حمله ور شدند كه چگونه در خارج كشور نقاب بر چهره مي زند تا شناخته نشود اما در داخل ايران دعوت به خياباني شدن و اغتشاش و پرداخت هزينه مي كند. جالب اين جاست كه مزروعي با رندي تمام درباره افتضاحات شورا ادعا مي كند «تنها كساني كه درباره اين شورا مي توانند پاسخ دهند، خود آقايان موسوي و كروبي هستند»! مزروعي پيش از اين محافل اپوزيسيون منتقد شوراي هماهنگي را نادان و نفهم خطاب كرده بود.

 

ضدانقلاب:كشتن بن لادن مشكوك است

داریوش سجادی در وبلاگ خود نوشته است: کشته شدن اسامه بن لادن در موقعیت فعلی بشدت مشکوک بنظر می رسد.

تحولات اخیر در خاورمیانه خصوصاً بعد از انقلاب التحریر در مصر و سقوط مبارک و دل چرکینی ریاض از عدم حمایت واشنگتن از مبارک در انقلاب التحریر، مناسبات سیاسی عربستان سعودی با آمریکا را در نازل ترین و بدترین سطح قرار داده.

در چنین موقعیتی کشته شدن اسامه بن لادن می تواند نشانی از یک معامله پنهان بین ریاض و واشنگتن با مباشرت اسلام آباد باشد.

معامله ای بمنظور گرم کردن فضای یخ زده بین عربستان و آمریکا.

اگر این گمانه درست باشد ضمن آنکه می توان دادن گرای محل اقامت اسامه به آمریکائی ها را امتیازی از جانب ریاض ـ اسلام آباد به واشنگتن محسوب کرد متقابلاً باید چشم انتظار ارائه امتیاز واشنگتن به طرف متقابل و در آینده ای نزدیک بود.

این امتیاز می تواند در حد فاصل راحت کردن خیال ریاض از ناحیه «ترس از ایران» تا حضور موثرتر واشنگتن در بحران های خاورمیانه بنفع متحدان سنتی اش تعریف شود.

قدر مسلم آنست که اکنون «اوباما» می تواند با تکیه بر جسد اسامه! بر موج شیدائی آمریکائیان نشسته و به عنوان قهرمان ملی ضمن ترمیم وجهه مخدوش شده اش از توجیه مناسب برای بازگرداندن با افتخار نیروهای نظامی اش از افغانستان به آمریکا برخوردار شود.

باید کمی صبر کرد. منطقه آبستن تحولاتی عمیق است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:12  توسط علی  | 

اشاره غیر مستقیم سایت کلمه به منافق بودن میر حسین
 
اعتراف رسانه وابسته به موسوی
او خود را دیندار یا متخلق به اخلاق نیکو یا پایبند به قانون و حقوق انسان ها نشان می دهد تا در قلب انسان ها جا پیدا کند و بدین وسیله به قدرت برسد یا قدرت خود را مستحکم سازد یا به مال و ثروت و امور دیگر دنیوی برسد.
 سایت کلمه متعلق به میرحسین موسوی در مطلب جالبی به بررسی مشخصات منافقین پرداخت.
سایت کلمه که برخی از حامیان موسوی آن را متهم به همکاری با وزارت اطلاعات جمهوری اسلمی کرده بودند ، در مقاله ای ضمن بررسی معنای لغوی نفاق ، این صفت مذموم را اظهار کردن مطلبی بر خلاف اعتقاد دانست. این سایت با توضییح بیشتر معنای نفاق نوشت: به هر حال منافق به معنای دورو است، کسی که ظاهرش با باطنش فرق دارد و کسی که به چیزی که اعتقاد ندارد ، وانمود می کند که اعتقاد دارد.
البته کلمه توضییح نداده است که آیا می توان اعلام پایبندی و وفاداری به قانون اساسی و پذیرش همه اصول آن از سویی و بی اعتنایی به فرامین و نظرات ولایت فقیه از سوی دیگر را از مصادیق نفاق به حساب آورد یا خیر؟!
سایت موسوی در ادامه این نوشته مفید ابراز داشت: او خود را دیندار یا متخلق به اخلاق نیکو یا پایبند به قانون و حقوق انسان ها نشان می دهد تا در قلب انسان ها جا پیدا کند و بدین وسیله به قدرت برسد یا قدرت خود را مستحکم سازد یا به مال و ثروت و امور دیگر دنیوی برسد.
در ادامه این مطلب آمده است: نفاق بر دروغ استوار است و منافق دائما در سخن و عمل خود دروغ می گوید.
به گزارش صراط نیوز ، این نوشته با بیان حدیثی از پیامبر گرامی اسلام آورده است: منافق کسی است که هر گاه وعده دهد خلف وعده کند، و هرگاه سخن بگوید دروغ گوید، و هرگاه امانتی به او سپارند خیانت ورزد.
مقاله یاد شده در ادامه بابیان یکی دیگر از صفات منافقان آورده است: ازویژگی های منافق آن است که دیگران را از اعمالی نهی می کند که خود آن ها را ترک نمی کند و دیگران را به اعمالی ترغیب می کند که خود انجام نمی دهد.
این مقاله در پایان بدون مشخص کردن مصادیق نفاق و منافق در اوضاع و احوال فعلی جامعه با اشاره به یکی دیگر از صفات منافقان آورده است: از آنجا که منافق دین را برای خود دین و حق را برای خود حق و اخلاق را برای خود اخلاق نمی خواهد و تنها از آنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند، موضع ثابت و روشن و یکنواختی ندارد.
گفتنی است با توجه به تعریف نفاق و معرفی مشخصات منافقین در سایت میر حسین موسوی، معلوم نیست آیا اقدامات میر حسین در دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم و در قضایای بعد از آن را می توان از مصادیق نفاق و شخص وی را جز منافقین به حساب آورد یا خیر؟
همچنین معلوم نیست که به نظر سایت میر حسین موسوی،بی توجهی به راهکارهای پیش بینی شده در قانون اساسی برای پیگیری تخلفات احتمالی انتخاباتی و توسل به اقدامات غیر قانونی ، می تواند جز مصادیق نفاق و اقدامات منافقانه به حساب بیاید؟
افزون بر این ،کلمه درباره اقداماتی نظیر به خیابان کشاندن مردم برای وارد کردن فشار به نظام اسلامی بر پایه یک ادعای ثابت نشده که بدون تردید مصداق دروغ است ، پروژه کشته سازی و شرکت در مراسم ختم زندگان! ، اعلام وفاداری به آرمانهای امام راحل از سویی و پیوند خوردن با دشمنان آن پیر سفرکرده ، خیانت در اعتماد کسانیکه که بر اساس سوابق مثبت قبلی میر حسین به وی رای دادند، بی اعتنایی به رای و نظر مردمی که در سراسر کشور به فرد دیگری رای دادند و تلاش برای ایجاد دیکتاتوری اقلیت و پخش خبر دروغ دستگیری میر حسین و شیخ مهدی و انتقال آنها به زندان حشمتیه و رابطه این اقدامات با نفاق و منافقین توضییحی نداده است.
 
 
 
 
رهبر ارکستر ملی برای اسرائیل نواخت، بی‌بی‌سی ‌هم‌ برای او نواخت!
 
رای معرفی برنامه های جشن واره موسیقی فجر در ایران نیز عنوان شد که ارکستر ملی ایران با هدایت ظاهری فرد مرتبط با صهیونیست ها بنام بردیا کیارس از خادمین دانیل بارن بویم صهیونیست قرار است قطعاتی از استاد ...

همزمان با برگزاری جشنواره موسیقی فجر ، تلویزیون بی بی سی اقدام به پخش ویژه برنامه ای برای استاد دهلوی کرد که بیشتر از دهلوی به الکساندر رهبری پرداخته شد تا الکساندر بتواند به عنوان منجی هنر و هنرمندان در ایران معرفی گردد.  البته قرار نبود در این برنامه سوابق الکساندر  و اجحاف وی به هنر مندان و حیف ومیل اموال دولتی و نشر فساد و ارائه بورس های هنری کاذب اروپا به همشیره ها  و....  در زمان مدیریت وی در هنرستان موسیقی  مطرح گردد. البته لازم به یاد اوری است  از  ده ها بورس تحصیلی دولتی و سفارتخانه ای ارائه شده توسط الکساندر هیچ هنرمندی هم به وجود نیامد و  به کشور باز نگشت. حتی یکی از این  افراد به رانندگی تریلی رو کرد.

به گزارش صراط نیوز ، برای معرفی برنامه های جشن واره موسیقی فجر در ایران نیز عنوان شد که ارکستر ملی ایران با هدایت ظاهری فرد مرتبط با صهیونیست ها بنام بردیا کیارس از خادمین  دانیل بارن بویم صهیونیست قرار است قطعاتی از  استاد حسین دهلوی مانند بیژن و منیژه را به صحنه ببرد .اما  روزنامه همشهری در 9 اسفند ماه  با عنوان " این ارکستر آیا واقعا ملی بود؟ "  اظهار داشتد که قطعات اجرا شده فقط متعلق به اعضای شورای فنی ارکستر بوده است که آنها نیز به ظاهر انتخاب کننده نوازنده گروه بارن بویم به رهبری ارکستر بوده اند.

و در عمل آثار استاد دهلوی برای ایجاد فرصت زمانی برای اجرای آثار اعضای شورای فنی از رپرتوار برنامه حذف گردیدند تا جشن های دهه فجر  بدون نام اعضای شورا نماند.

***

نوروز امسال  نیز بی بی سی  در برنامه یک ساعته در معرفی وبزرگ نمائی به حمایت نرم از  مطرب  لوس آنجلسی شهداد روحانی دست زد تا بلکه وی را به عنوان  هنرمند  والای موسیقی کلاسیک معرفی نماید . در حالیکه یک رقاصه روی سن کجا  و رهبر ارکستر سمفونیک کجا !!!  او حتی از  بداهه نوازی هایش در  صحنه گفت و به فریفتن تماشگری پرداخت که وی تصور نمی کرد که بداند  موسیقی  کلاسیک ، بداهه نوازی و شومن بازی ندارد.!  در این برنامه ارکستر سمفونیک تهران به عنوان مخلوقی خلق الساعه معرفی شد تا  مشخص نگردد تا این جایگاه هنری با  هزینه این مرز بوم و مدیران و معلمین بزرگش ساخته شده است ؛ هرچند از برکت غفلت مسئولین هنری بدست ناکارمدترین انسان ها افتاده است و وجه المعامله  سفارت های بیگانه!!

حمایت و پشیبانی نرم از عناصر بیگانه روشی است که هیچگونه حساسیت ایجاد نمی کند  ، می توان در جشنواره موسیقی فجر از یک ساواکی تجلیل کرد ، به سادگی  چشم در چشم مردم ایستاد و  از رشد هنر  و سال منحصر به فرد برای موسیقی این سرزمین  ( روزنامه  ایران  14 فروردین) گفت!  و نگفت که امسال  هنر  و موسیقی ما  از برکت انجمن ها و دفاتر  و شوراهای  خاص محل جولان  بیگانگان آمریکائی ، اتریشی و آلمانی و فراریان فاسد از میهن و ساواکی ها  و آهنگ سازان ویژه سکینه دده بالا و عارف و داریوش بوده است.  و همچنین  می توان  با صداقت  به مردم نگفت که راز زیر هرم موسیقی این مرز و بوم در چیست که  پادو های بی سواد صهیونیست ها  چوب هدایت ارکستر ها را  به دست گرفتند و  در نهایت!  در سکوت  انتظار  برای خروش و جوش غیرت مسئو لین و نه مردم (که چون مردم همیشه با غیرتند!)  پشتیبانان غربی  ابتذال هنر  همچون  بی بی سی  با  ارائه  برنامه هائی  جهت بال و پر دادن  به دست اندرکاران موسیقی جمهوری اسلامی که به خرد و تفکر و ارزش های هنری نمی پردازند ا  دست یازیدند ،  تا ما امسال را نیز در زیر چتر هنر و هنرمندان فاسد غربی و غرب زده باقی بمانیم  و ثروت این مرز  و بوم در دست انجمن ها و شورا ها فنی !!!  با عنوان جشن  و جشنواره