طائب:آقای حاشیه ساز خطرناک است
یکباره دیدند که وزارت اطلاعات چشمش را باز کرده و میفهمد که جریان انحرافی چیست و او از باز شدن چشم اطلاعاتی ضربه میخورد.
مسئول قرارگاه عمار گفت: آقای حاشیه ساز آدم خطرناکی است، دستش در دست دشمن است، از همان اول معلوم بود که قیچی بریدن نظام دو لبه دارد یک تیغهاش مهدی هاشمی و جماعت اصلاحطلب و یک تیغه آقای حاشیه ساز و جریان انحرافی است.
حجتالاسلام والمسلمین مهدی طائب پنجشنبه شب در نخستین نشست از سلسله نشستهای فریادی از جنس بلور که با موضوع «فاطمه اولین شهید فتنه» که برای بررسی ابعاد پنهان فتنه 88 در سالن آمفیتئاتر تربیت معلم برگزار شد، بیان داشت: در آستانه سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بانوی گرامی اسلام هستیم.
وی ادامه داد: از طرفی خروش جهان اسلام را که آرام آرام میرود به خیزش جهانی تبدیل شود را پیش رو داریم.
مسئول قرارگاه عمار اضافه کرد: این روزها سالروز شهادت شهید مطهری است، ما به دلیل بیتجربگی و یا عملیات روانی میگفتیم اینها ترور کور است یعنی دشمن چون نمیفهمد این ترورها را انجام داده، حال آنکه دشمن بسیار هوشمندانه عمل کرده و این ترورها کور نبوده است.
وی افزود: دشمن در تاریخ نیز این کار را انجام داده بود، بار اول این ترور دشمن به داستان زهرای مرضیه بازمیگردد.
* حضرت زهرا (س) امیرالمومنین را به واقع امام خود میدانست
طائب توضیح داد: این سؤال مطرح میشود که چرا حضرت زهرا (س) پشت درب آمد؟ مگر با حضرت علی (ع) کار نداشتند؟ آنها آمده بودند امیرالمومنین (ع) را ببرند، آیا حضور زهرای مرضیه (س) در پشت درب حرکتی عاطفی بود؟ آیا حضرت زهرا (ع) خودسَر پشت درب رفت؟ اینها همه سؤالاتی است که به ذهن میآید ولی اگر به خوبی نگاه کنیم، میبینیم که حضرت فاطمه (س) به حضرت علی (ع) به چشم امام خود نگاه میکرد.
وی تصریح کرد: وقتی برای بردن حضرت علی (ع) آمدند اگر حضرت خود پشت درب میرفت یا باید بیعت میکرد و یا باید کشته میشد که در هر صورت اسلام از بین میرفت، بنابراین در این صحنه حضرت علی (ع) فرمانده صحرای نبرد بود که فرماندهی را بر عهده داشت.
مسئول قرارگاه عمار عنوان کرد: پس امیرالمومنین (ع) باید بماند تا اسلام بماند در نتیجه وقتی کس دیگری نبود حضرت زهرا (س) باید پشت درب میرفت.
وی اعلام کرد: در این بین موضوع دیگری را بررسی میکنیم، سؤال این است که آیا حکومت پیامبر اکرم (ص) را میتوان آسیبشناسی کرد، عدهای در مخالفت با این آسیبشناسی میگویند چون پیامبر اکرم (ص) معصوم بوده نمیتوان حکومت وی را آسیبشناسی کرد و عده دیگری میگویند حکومت پیامبر قابل آسیبشناسی است چراکه پیامبر در این حکومت از افرادی بهره برده که هیچکدام معصوم نبودند و برخی اعمال در این حکومت نتیجه تصمیم و یا کار آنهاست.
طائب تأکید کرد: در آسیبشناسی به مطالبی میرسیم که میبینیم پیامبر فرصتی برای تربیت نیرو نداشت، کل فرصت پیامبر (ص) 23 سال بود و ما که 32 سال از انقلابمان میگذرد گاهی در جمع مینشینیم و میگوییم که نیرو تربیت نکردهایم، از طرفی شرایط ما و شرایط دوران پیامبر قابل قیاس نیست، مردم دوران پیامبر بیسواد بودند ولی ما که انقلاب شد شرایط مردممان با آن دوران یکی نبود.
وی خاطرنشان کرد: پیامبر (ص) آمد تا حکومت عدل تشکیل دهد، حضرت نه فرهنگسرایی داشت، نه مسجدی و نه امکاناتی داشت، سال پنجم بعثت عدهای از مسلمانان به حبشه رفتند و آنها تا سال هفتم هجری که بازگشتند هیچ ارتباطی با پیامبر (ص) نداشتند و پیامبر نیز در شِعب ابیطالب با آن گرما و سختی فرصتی برای تربیت نیرو نداشت.
* 73 جنگ و موانع پیش روی پیامبر برای تربیت نیرو
مسئول قرارگاه عمار اظهار داشت: از شعب ابیطالب هم یک فرد 17 ساله برای تبیین اسلام به مدینه رفت که آنهم چندان دارای اطلاعات لازم نبود تا اسلام را توضیح دهد، بعد از آن هم وقتی پیامبر به مدینه رفت 73 جنگ را بر او تحمیل کردند بنابراین پیامبر فرصتی برای تربیت نیرو پیدا نکرد.
وی یادآور شد: در نتیجه وقتی پیامبر فوت کرد، برخی آسیبها مانع از استمرار حکومت پیامبر (ص) شد چراکه حکومت پیامبر (ص) واکسینه نشده بود از این رو آسیب دید و ادامه نیافت.
طائب ادامه داد: مدینهای که در ماجرای حضرت زهرا میخواست امیرالمومنین (ع) را بکُشد وی را به عنوان رئیس پذیرفت، در واقع مردم به شناخت این نیروهای واسطه تربیت شده، علی (ع) را پذیرفتند.
وی اضافه کرد: در این میان دشمنان علی (ع) دیدند، علی بر سر کار آمده است بنابراین حذف نیروهای تربیت شده علی (ع) را در دستور کار خود قرار دهند، جنگ جمل را راه انداختند و در این بین یکهزار نفر را در راه بصره کُشتند و سپس جنگ صفین را به راه انداختند و حضرت علی (ع) با 150 هزار نفر مقابل 450 هزار نفر طی 40 روز ایستاد و تنها در یک گامی پایان کار، دشمن قرآنها را سر نیزه کرد و هرچه حضرت فرمود این فتنه است، کسی توجه نکرد.
مسئول قرارگاه عمار افزود: زمانی نیز که امام خمینی (ره) انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و دشمنان نیز تجربه خود را به اجرا درآوردند، شهید مطهری و مفتح را ترور کردند، بنابراین ترورهای اینها کور نبود.
* سیدی ظهور ظاهر و باطنش غلط است
وی با اشاره به موضوع سیدی ظهور اظهار داشت: یک سیدی به نام ظهور بسیار نزدیک است بیرون آمد بسیاری با من تماس گرفتند که نظر شما چیست، من سیدی را گرفتم و نگاه کردم و گفتم هم اسمش و هم محتوایش غلط است.
طائب تصریح کرد: امام زمان (عج) غایب است و کسی نمیداند کجاست، وقتی کسی غایب است آمدنش را نیز باید خودش بگوید حال تو از کجا میگویی که ظهور بسیار نزدیک است؟ یا باید کسی که غایب است به تو گفته باشد و یا تو دروغ میگویی.
وی توضیح داد: میتوان گفت ظهور نزدیک است چراکه قرآن این بیان را دارد اما این جمله بسیار نزدیک است، دروغ است، در این سیدی چند غلط وجود دارد به طوریکه در محتوا طوری مطالب را آورده که گویا امسال یا سال دیگر ظهور اتفاق میافتد.
مسئول قرارگاه عمار گفت: ظهور منطق و فلسفه دارد که منطق و فلسفه ظهور همان منطق و فلسفه غیبت است.
وی عنوان کرد: آیا حکومت علی (ع) حکومت عدل بود به این معنا که علی (ع) توانست حکومت عدل را برپا کند؟ حاکم عدل بود ولی آیا حکومت نیز عدل بود؟ شما نهجالبلاغه را مطالعه کنید، ببینید به چند استاندار نامه نوشته که چرا این کار را کردی، یعنی استاندار خطا کرد و عادل نبود پس نتواست حکومت عدل ایجاد کند چون استاندارانش عادل نبودند.
طائب تأکید کرد: در طول تاریخ تنها کسی که با تابلوی عدالت به ما معرفی شده آقا حجتابنالحسن بوده است، هیچیک از بزرگان تاریخ با عدالت معرفی نشده است یعنی ایشان میخواهد حکومت عدل در جهان تشکیل دهد و این یعنی از بالای قله تا پایین همه عادلند و اگر یکی از آنها غیر عادل باشند حکومت عدل نمیشود.
وی خاطرنشان کرد: آقا میخواهد کجا حکومت کند؟ کل دنیا، حال چند عادل میخواهد و امام زمان برای ظهور به چه نیاز دارد؟ آقا برای حکومتش آدمهای عادل میخواهد و البته نمیآید آدم عادل تربیت کند بلکه حکومت ایشان از همان اول با عدل تشکیل میشود پس غیرعادل را به کار نمیگیرد چون باید پیش از این تربیت شده باشد، از اینروست که امام زمان (عج) بیش از هزار سال است که غایب است.
مسئول قرارگاه عمار اعلام کرد: علی (ع) در یک مقطعی کوچک میخواست حکومت عدل تشکیل دهد، 25 سال کار کرده و نیرو تربیت کرد ولی پنج سال بیشتر حکومت نکرد، آقا امام زمان (عج) میخواهد در کل دنیا حکومت کند زمین هم نخورد چند سال باید کار کند تا نیرو تربیت کند، این کیفیت نیرو که امروز داریم 100 سال پیش نداشتیم یعنی هرچه جلو آمدیم نیروها از لحاظ کمی و کیفی بهتر شده حال شما از کجا میفهمی که نیرو به حد لازم آماده است.
وی بیان کرد: آقای ... با چه تابلویی آمد؟ این آقا گفت ما با تابلو ولایت میخواهیم عدالت را برقرار کنیم، آیا کارهای اخیر او عادلانه است من به هیچ وجه کاری ندارم که ایشان از ولایت تبعیت دارد یا نه، بلکه میخواهم مطالبی بگویم که بدانید امام زمان (عج) به چه نیاز دارد.
طائب ادامه داد: آقا امام زمان (عج) در حکومتش آدمهای عادل میخواهد، عادل و عدل یک وصف ذات دارد و یک وصف علم دارد، وصف ذات یعنی من طوری تربیت شوم که میل به گناه صغیره و کبیره نداشته باشم یک صغیره عیبی ندارد ولی اصرار بر صغیره نداشته باشم و کبیره به هیچ وجه انجام ندهم، این وصف ذات است، وصف علم یعنی بدانم کبیره و صغیره چیست.
وی عنوان کرد: من با وصف ذات آقای ... کار ندارم با وصف علمش کار دارم چون در آن سیدی فردی شعیببن صالح معرفی شده است، به آن سازنده سیدی میخواهم بگویم خیلی عقبی، چون شعیببن صالح باید عادل باشد من از طریق بیان خودش نمیدانم آقای مسئول چند روز در خانه نشست، البته خودم میدانم، چیزی نگفت و در خانه نشست، شما یک استغفار به خدا بدهکاری والا متصف به عدالت نیستی.
مسئول قرارگاه عمار گفت: روایت داریم حرام است در مواضعی که موجب تهمت به انسان می شود، برویم، این یک هفتهای که در خانه نشستی برای کسی نگفتی چرا نشستی، چهقدر مردم را به تهمت واداشتی، خیلیها نمیدانستند و میگفتند موضع، موضع تهمت و کارت حرام بود.
وی اظهار داشت: کسانی که میخواهند سرباز امام زمان (عج) باشند عدالت وصفی و عدالت علمی باید داشته باشند ... باید بروند رساله عملیه را بخواند.
وی تصریح کرد: شما مگر قسم نخوردی به قانون اساسی عمل کنی؟ من و شما با نماینده مجلس و رئیس جمهور خیلی فرق داریم چون من و شما قسم نخوردیم به قانون اساسی عمل کنیم در نتیجه اگر از چراغ قرمز عبور کردیم کار حرام انجام دادیم ولی کفاره به گردنمان نیست ولی آن آقایی که قسم یاد کرده به قانون اساسی عمل کند اگر یک چراغ قرمز رد کند باید کفاره دهد.
مسئول قرارگاه عمار اضافه کرد: قانون اساسی به رهبر حق داده بگوید فلانی وزیر باشد یا نباشد، اگر رهبری گفت فلانی وزیر باشد و شما بگویی نباشد اول باید کفاره بدهی چون قسم را شکستی.
وی عنوان کرد: خدایا از شش سال قبل تو شاهدی این خطر را احساس میکردیم.
طائب خاطرنشان کرد: حاشیه ساز جریان انحرافی آدم خطرناکی است، خطرناک، کسی است که ریاضت کشیده و از راه ریاضت به یک جاهایی رسیده است ولی دستش در دست دشمن است و کسی نمِیداند، از همان اول معلوم بود که قیچی بریدن نظام دو لبه دارد یک تیغهاش مهدی هاشمی و جماعت اصلاحطلب و یک تیغه آقای حاشیه ساز و جریان انحرافی است.
مسئول قرارگاه عمار اظهار داشت: اینهایی که تیز بودند، فهمیدند، اما این آقا از زاویه ریاضت آمده بود، البته کسی که ریاضت بکشد به یک توانایی میرسد، میتواند پیشگویی کند به عنوان مثال عدهای از شیطانپرستها در کردستان دور هم جمع میشوند یک نفر را میآورند گردنش را میزنند و بعد سر طرف را دوباره میچسبانند، این آقای حاشیه ساز در ریاضتها قدرتی به دست آورده و آرام آرام در برخی افراد نفوذ میکند و آنها را میبرد مقابل رهبری بایستد، اگر کسی بداند چکار میکند، مهم نیست کسی که نمیداند چکار میکند، خطرناک است.
وی یادآور شد: در مقابل حضرت موسی (ع) خیلی سحرها آوردند ولی حضرت موسی (ع) با عصایش همه سحرها را باطل کرد و عصایش سحر آنها را بلعید، در نتیجه خیلی تلاش میشد ولی غافل بودند که موسای زمان با عصای خود سحر اینها را باطل میکند اینها از شش سال قبل میخواستند یک آقایی را به موضع امروزش بکشانند ولی شش سال آقا با دم عیسایی او را نگهداشت.
طائب توضیح داد: یکباره دیدند که وزارت اطلاعات چشمش را باز کرده و میفهمد که جریان انحرافی چیست و او از باز شدن چشم اطلاعاتی ضربه میخورد.
وی گفت: حال نیرویی که برای امام زمان (عج) میخواهد کار کند باید از فیلترهایی عبور کند که اینطوری نشود...
مسئول قرارگاه عمار اعلام کرد: دشمن ترورها را انجام داد تا انقلاب زمین بخورد ولی نخورد، چرا؟ چون نیرو را عوضی دیده بود، در زمان علی (ع) مردم ایشان را به دلیل واسطهها قبول داشتند در نتیجه وقتی واسطهها از علی (ع) گرفته شد، مردم از وی جدا شدند اما این بار برعکس بود چون مردم واسطهها را به دلیل علی (ع) قبول داشتند.
* مردم ملاکشان رهبری است
وی افزود: مردم ما مطهری را قبول داشتند چراکه میگفتند مطهری امام را قبول دارد، به منتظری میگفتند درود بر منتظری امید امت و امام، نخستین کسی که این شعار را داد بچههای لشگر نجف بودند، حاج احمد کاظمی فرمانده تیپ نجف بود ولی وقتی دیدند منتظری با امام زاویه پیدا کرد نخستین کسی که این شعار را تعطیل کرد نیز بچههای تیپ نجف بودند.
طائب اظهار داشت: مردم منتظری را به خاطر امام قبول داشتند، ما شیعه هستیم و شیعه هویتش در ولایت است، شیعه هویتش در حجت زمانش است، همه را با حجت زمانش میسنجد، زمانی که فهمیدیم فردی با حجت زمانمان زاویه دارد مانند آب خوردن کنار گذاشتیم و اتفاقی هم نیفتاد.
وی تصریح کرد: مردم ما در سطحی از بصیرت هستند که همه چیز را در آینه ولایت میبینند، آقا امام زمان (عج) که به غیبت رفته باید تحت امر ولی فقیه برایش نیرو درست کنیم.
مسئول قرارگاه عمار اضافه کرد: کسی برای دنیا جان نمیدهد ملت ما جان دادند، رهبری پس از فتنه گفتند برای فتنه بزرگتر آماده باشید، برخی به اشتباه گفتند این فتنه بزرگتر همان حاشیه ساز جریان انحرافی است، عظمت فتنه به روسای آن است، روسای آگاه و ناآگاه فتنه 88 آقای هاشمی، میرحسین، کروبی، روحانیون مبارز و یک جریانی در حوزه علمیه ما از به دلیل اینکه آقای هاشمی را قبول داشتند کمککار فتنه شدند.
وی تأکید کرد: آدمهای خوبی نیز بودند ولی بصیرت نبود، حال اگر فتنه بزرگتری باشد باید روسای آن هم بزرگتر باشند...
طائب خاطرنشان کرد: ما با خیزش جهان اسلام روبهرو شدیم، جهان اسلام متوجه شد که توسط نیروهای صهیونیسم اداره میشود بنابراین زد اینها را انداخت، به مبارک و بنعلی گفت برو، وقتی رفتند چه اتفاقی میافتد، آمریکا و صهیونیسم از سلطه دنیا کنار گذاشته میشود و حال چه کسی روی کار میآید.
وی اظهار داشت: حال با این شرایط همه رو به شما میآورند، ما الان در شرایطی قرار داریم که میگویند این حرکتهای جهان اسلام به نتیجه نمیرسد چون رهبری ندارد، ایران رهبرشان است، فکر میکنید وقتی قضایای مصر بود آقا بیهوده آن خطبه عربی را خواند، فردای آن روز متن صحبت آقا را مصریها در میدان التحریر توزیع کردند.
مسئول قرارگاه عمار اعلام کرد: بعد یک آقایی بگوید این حرکت ها اسلامی نیست، انسانی است، بعد گفت من نمیدانم دست کیست، حالا که باید با همه حمایت به میدان بیاید شُل کرده است، نمیدانی دست کیست، حاشیه ساز کاری کرده واضحات و بیناتی را که این آدم زیرک میدید، دیگر نمیبیند.
* صلح فتح و حماس نتیجه بیداری اسلامی
وی ادامه داد: آمریکا دیوانه نیست همه حیثیت خود را برای حفظ رژیم صهیونیستی گذاشته است ما رژیم صهیونیستی را در داخل یک قیچی گذاشتهایم که یک طرفش حزبالله و یک طرفش حماس است، حزبالله مسلح است و توانسته اسلحه تهیه کند و از بالا اسرائیل را میزند ولی بیچاره حماسیها که اسلحه ندارند و این موشک قسام که موشک نیست، لوله آب است و داخلش پرمنگنات ریختهاند، اگر خمپاره 60 دست اینها باشد خیلی کار میکنند.
طائب یادآور شد: در زمان حسنی مبارک راه ارتباطی با فلسطین بسته بود ولی با انقلاب مصر این راه باز شد، آیا آمریکاییها این راه را باز کردند، بین حماس و فتح صلح شد و معلوم شد که تاکنون مبارک آتشبیار معرکه بوده است.
وی تأکید کرد: 32 سال قبل امام (ره) گفت انقلاب را صادر میکنیم و دیروز آقا نوید دادند این خیزش دنیا را فرامیگیرد، ما باید خود را برای خیزش بزرگ آماده کنیم، ملت ما مسألهای که به ولایت بازگردد، حلش کرده است یا با ولایت هستی و یا نیستی.
فاطمه (س) اولین و بزرگوارترین معلم ولایت بود
برای تمام كسانی كه میخواهند الهی زندگی كنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع از حریم ولایت را، زیباتر از هر كس به معرض نمایش گذارد. خطبه غَرایش در مسجد مدینه، گواه فصاحت و بلاغت بینظیر آن حضرت است. مضامین عالی خطبه، اسلام راستین را معرفی میكند و اهمیت ولایت و امامت را روشن میسازد. . .
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشتههای چادرت دست نیاز میآویزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه میزند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخمها و داغها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانهات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشههایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطورهها، الههها و افسانهها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمالگرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.
از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی میدانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمیكرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را میآموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك میشود.
بنابراین بیدلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش میكند، بركت آن بر خودش میتابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.
امروز هم شاهد تلاش انسانهای پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمانهایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.
رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نمودهاند كه خدای متعال فرمود:
ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمیآفریدم و اگر علی نبود تو را نمیآفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمیآفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1) از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.
راز دل غمین فاطمه علیهااسلام
"شما ای مردم بر پرتگاه آتش بودید و از فرط ذلت نزد دیگران، همچون جرعه آبی در دست تشنه كامی یا لقمهای در دست گرسنهای و یا چون آتشی كه شخص مستعجلی از آن برگیرد. شما لگدكوب و پایمال بودید و از آب متعفن با سرگین شتر میآشامیدید و از برگهای خاكمال و علف بیابان میخوردید. ذلیل بودید و زبون میزیستید و هر آن مضطرب بودید كه مبادا از این سوی یا آن سوی به شما هجوم آورند و به اسارتتان ببرند. شما این بودید تا خداوند به دست محمد صلی الله علیه و آله با همه آنچه بر او گذشت رهایتان كرد. چه سختیها كه نكشید و چه شكنجهها كه ندید.
هرگاه شاخی از شاخهای شیطان و گردنكشی از یارانش سر بر میداشت و فتنهای از مشركان به خونخواری دهان میگشود، او برادرش علی علیه السلام را در كام آتش رقصان آن و در گلوگاه خطر میافكند و او نیز، تا مغز دشمن را نمیكوفت و آتش سركش فتنه را به آب شمشیرش خاموش نمیكرد، آرام نمیگرفت. در همه این مدت، علی علیه السلام در راه خدا سختی میكشید و به آب و آتش میزد. در كار خدا از جان مایه میگذارد و همواره به رسول خدا نزدیك بود. در میان دوستان و سربازان خدا وقف راه خدا بود و مدام خود را به مشقت میانداخت. در دریای رنج فرو میرفت و هرگز در راه خدا به ملامت مردم وقعی نمینهاد و به ستوه نمیآمد.
ولی شما چه؟ در تمام آن روزها، در رفاه و عیش بودید، خوش میگذراندید و زندگی میكردید و بیدرد بودید. هرگاه درگیری و نبرد پیش میآمد، خود را كنار میكشیدید و ما را تنها میگذاردید و از جنگ میگریختید.
... به كجا میروید؟ چه میكنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه است؛ آیا میگویید كه محمد مُرد و همه چیز تمام شد؟ هرگز!
... هان میبینم كه اینك باز زمینگیر شدهاید و دل به تن آسایی و راحت طلبی و دنیا خواهی دادهاید و قصد همیشه ماندن در دنیا كردهاید و كسی را كه به قبض و بسط كار حكومت سزاوارتر است، دور راندهاید و با راحتی و عیاشی، خلوت كردهاید.
... بدانید اگر همه شما هم كافر شوید و به حق پشت كنید، خداوند همچنان ستوده است و احتیاجی به شمایان ندارد.
و بدانید آنچه را كه اینك گفتم؛ گفتم، در حالی كه میدانستم هرگز یاوری نخواهید كرد. ولی آنچه گفتم راز دل غمین من بود كه در سینه جمع شده و دود حزن و اندوه من بود كه در دل خستهام متراكم شده و آه آتش افروزی كه از سینه دردمند من شعله كشیده؛ تنها خواستم با شما حجت را تمام كرده باشم."
چرا می شود به اسناد ساواک اعتماد کرد؟
آنچه در زیر می آید، بخشی از پیشگفتار جلد اول کتاب «چریک های فدایی خلق» است که به قلم محمود نادری نگاشته شده. در متن زیر، نویسنده از زاویه نگاه خود به یکی از مهم ترین بحث های روش شناسانه و مرتبط با فلسفه تاریخ نگریسته است که می تواند در تضارب با آرای دیگر اندیشمندان، راهگشای دستیابی به روش های اصیل تاریخنگاری انقلابی باشد:
تاریخ سیاسی را عموماً و تاریخچه گروه های سیاسی را خصوصاً، نمی توان بدون بهره برداری از اسناد دولتی و به ویژه اسناد دوایر و مراکز اطلاعاتی بازخوانی کرد. اگر تمامی افراد مؤثر در یک گروه سیاسی بتوانند خاطرات خود را به رشته تحریر کشند، باز هم نمی توان از اسناد اطلاعاتی بی نیاز بود. اگر ادعا شود اسنادی که در آرشیوهای سازمان های اطلاعاتی و امنیتی موجود است، میتواند مهمترین نقش را در بازآفرینی رویدادهای سیاسی ایفاکند، سخنی بی مورد وگزافه نیست. زیرا این اسناد، وجوه، ابعاد و زوایای متعدد یک رویداد را آشکار می سازد که ممکن است خاطره نویسان هیچگاه نتوانند از آن منظر بر آن رویداد بنگرند.
اهمیت این اسناد در مورد گروه های چریکی چند برابر است؛ زیرا، اولاً فعالیت مخفی وپنهان، فرصت خاطره نویسی را، هم به لحاظ کمبود وقت افراد وهم به لحاظ غیر امنیتی بودن [نوشتن خاطرات در هنگام مبارزه]، ازآنان سلب می کند و ثانیاً [بسیاری از] افراد مؤثر در گروه های چریکی، بدون آنکه خاطرات خود را برای کسی بیان کنند کشته می شوند. بنابراین،هیچ گاه خاطرات آنان امکان نشر نمی یابد. در چنین شرایطی، اسناد وگزارش های مراکز اطلاعاتی بیشترین نقش را می تواند در بازآفرینی رویدادها به عهده گیرد.
اما این پرسش به جِد مطرح است که آیا می توان به اسناد اطلاعاتی، خصوصاً به بازجویی هایی که متهم در شرایط خاص آنها را نگاشته است، اعتماد نمود؟
پاسخ ما به این پرسش مثبت است. زیرا اولاً، یک دستگاه اطلاعاتی برای یافتن آگاهی هایی که بر اساس آن بتواند اهداف خود را پوشش دهد، ناگزیر از یافتن حقیقت است. ثانیاً، فشارهایی که بر بازجویی شونده در نخستین لحظات دستگیری اعمال می شود، برای یافتن سرنخ های جدید به منظور گسترش و تکمیل ضربه به گروه متبوع وی است. دراین شرایط ممکن است بازجویی شونده برای اغفال بازجو، سخنان گمراه کننده ای بیان کند. نیاز بازجو در این مرحله محدود است به آدرس خانه امن، قرارهای تماس، علایم قرار و اطلاعاتی از این دست. اما پس از سپری شدن مدت زمان معین و مقرر که اطلاعات مفید بازجویی شونده اخذ می شود، یا می سوزد، به مرور از شدت فشارها کاسته می شود و آنگاه مسائل دیگری برای بازجو اهمیت می یابد. بنابر این بازجویی های مفصل و چندباره اعضای گروه های چریکی حاوی اطلاعات دقیق و قابل اعتنایی است.
این بازجویی ها فقط به بیان فعالیت های گروه محدود نمی گردد؛ بلکه روحیات بازجویی شونده و یا دیگر افراد گروه و همچنین مناسبات بین آنان نیزدر آنها بازتاب می یابد که به لحاظ روان شناختی بسیار حائز اهمیت است.
البته شاید بتوان برای اسطوره سازی های دروغین و بیهوده که اتفاقاً بیماری رایجی نیز هست؛ بازجویی های را یکسره فاقد اهمیت و مجعول دانست. اگر چنین بپنداریم باید برای این پرسش، پاسخی شایسته بیابیم که چرا پس از هر دستگیری، خانه های امن به سرعت تخلیه می شد و یا ضربه ای دیگر به گروه وارد می گردید؟
بنابراین، می توان نتیجه گرفت که اسناد اطلاعاتی اعم از بازجویی ها و یا گزارش ها و مکاتباتی که درون یک سازمان اطلاعاتی تولید شده است، بسیار حائزاهمیت می باشد.
مسلّم است که همه بازجویی چه از سوی یک فرد ارائه شده باشد، چه از سوی افراد متعدد، و حتی سراسراعترافات بازجویی شونده، واجد اهمیت مشابهی نیستند و غث و ثمین در آنها کمابیش وجود دارد. این وظیفه مورخ است که اسناد متعدد را به مصاف یکدیگر ببرد تا بر آنچه واقعی تر است، دست یابد. اسناد گاه یکدیگر را تکمیل می کنند وگاه تصحیح. در پرتو یک سند، گاه اسناد دیگر معنادار می شوند و این امکان را برای مورخ فراهم می آورند تا به مانند تصاویر سه بعدی، ازمیان خطوط و نقوش ظاهراً بی معنا، نقش واقعی موجود در تصویر را دریابد.
(چریک های فدایی خلق، نوشته محمود نادری، چاپ مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، صفحات20 تا22)
ولایتفقیه، فتوکپی حکومت امام زمان است
گفتگو بامحسن قرائتی بنیانگذار بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج)؛
ولایتفقیه، فتوکپی حکومت امام زمان است
خیلی وقتها تحقیقات، علافی است. بعضی تحقیقات هم به گونهای است که اگر انجام نشود، ممکن است مردم نسبت به امام زمان(عج) شبههدار بشوند. پس باید تحقیقات، کلیدی باشد. به خصوص در دوران فعلی که فعالیتهای غرب در نشان دادن از چهره امام زمان(عج) و معرفی آن به نسل نو قصدهای سلبی دارند و نسبت به آینده جهان حرفهای انحرافی زیادی گفتهاند و...
مهدویت از مظلومترین مسائل بوده است؛ چه پیش از انقلاب و چه پس از آن. پیش از انقلاب اسیر کجفکری برخی گروهها بود و پس از آن نیز ترس از اتهام انتساب به گروههای انحرافی، برای بازداشتن و انزوای افراد کافی بود. ولی در چند سال اخیر، با کوشش برخی مراکز و با به میدان آمدن تنی چند از افراد شناخته شده و همراه و هماهنگ با انقلاب اسلامی، این سد غربت شکسته شد و این مسأله از انزوا خارج شد. کوتاهی و کمکاری در این امر مقدس و خطیر، از یکسو زمینهساز بروز خرافات و سطحینگری و از سوی دیگر موجب در دست گرفتن این مقوله سترگ به وسیله افراد ناشایست کمدانش و یا بیدانش شده است. از اینرو بایسته است حوزه علمیه به عنوان متولی این امر، گامهای جدیتری در این راه بردارد و با تاسیس مرکز تخصصی مهدویت و مشارکت و نظارت بر مراکزی که در این جهت فعالیت میکنند، به آموزش، پژوهش و تبلیغ در این عرصه و سپس ارائه و تبلیغ آن در داخل و خارج کشور همت گمارند. بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) در سال 1379 به پیشنهاد حجهالاسلام والمسلمین محسن قرائتی و با همکاری بعضی از شخصیتهای علمی و فرهنگی و موافقت مقام معظم رهبری تأسیس شد. این بنیاد در سال 1380 با هدف گسترش و تعمیق فرهنگ مهدویت در سطح جامعه به ویژه نسل جوان و فرهیخته و تربیت مبلغ، پژوهشگر و مدرس مباحث مهدویت و به منظور پشتوانه علمی و فرهنگی با کسب مجوز از شورای عالی حوزه علمیه قم مرکز تخصصی «مهدویت» را در قم راهاندازی کرد. برای بررسی اهداف تاسیس این بنیاد به سراغ حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی رفتیم.
بخشهایی از گفتگو با حجت الاسلام قرائتی در ادامه میآید:
• زمانی که ما صحبت ستاد اقامه نماز را کردیم و به هر حال، بالای 100 رساله دکترا و فوقلیسانس برای نماز نوشته شد، بالای صد کتاب و جزوه برای نماز نوشته شد، بالای پانصد مسجد در جادهها ساخته شد، بالای 100 هزار نماز جماعت در آموزش و پرورش راه افتاد، نماز ظهر عاشورا و نماز خواندن در پارکها راه افتاد. حرکتی درباره شعر نماز، سرود نماز، تبلیغ نماز، بودجه برای نماز، قانون برای نماز؛ یک حرکت خوبی را خدا لطف کرد به دست بنده ناچیز انجام شد. البته بخش بزرگش به دست همکاران عزیزمان بود. از آن به بعد، بسیاری از کارها را میگویند به قرائتی بسپارید. مثلا عدهای رفته بودند پیش مقام معظم رهبری درباره زکات. یکی گفته بود بروید سراغ قرائتی. درباره بنیاد ازدواج، گفته بودند بروید پیش قرائتی. یعنی ما تقریبا حالا یک کارمان خوب شده، فکر میکنند باقی کارها را هم میتوانیم انجام بدهیم. اما فکر تشکیل بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) از آنجا شروع شد که جوان 23 سالهای که ایشان را به خوبی میشناسم، در سفر عمره با ما بود. دیدیم ایشان وقتی در مسجد شجره مُحرم شد، دعای ابوحمزه را تا مکه از حفظ خواند و چقدر گریه کرد. گریههای این جوان، ما را تحت تاثیر قرار داد. در محل استقرار نیز اتاقهایمان پهلوی هم بود. به هر حال ذره ذره آشنا شدیم. گفت که ما چند نفر شریک هستیم و وضع مالیمان هم خوب است. شما بیا درباره امام زمان(عج) یک حرکتی انجام بده. امام زمان(عج) غریب است. شما که این همه درباره ولایت فقیه بحث میکنید، لااقل کمی هم روی نسخه اصلی کار کنید. ولایت فقیه، فتوکپی امام زمان(عج) است. شما اگر معرفت و محبت و عشق و نیاز به امام زمان(عج) را در نسل جوان مطرح کنید، ولایت فقیه دیگر خودش ثابت شده است. یعنی کسی که اصلش را پذیرفت، قائم مقامش را هم میپذیرد. این را گفت و بعد هم دیدیم که پیگیری میکند. آمد خانه ما و گاهی گریه میکرد. من گاهی از گریههای او منقلب میشدم. میسوخت و حرف میزد. به هر حال، من این حرف را به مقام معظم رهبری منتقل کردم که جوانی آمده است و میگوید شما که این همه درباره ولایت فقیه صحبت میکنید، روی نسخه اصل هم صحبت کنید.
• مهم این است که به شبهههای اساسی و جدید پاسخ بگوییم. خرافهزدایی کنیم و مباحث را سهلنویسی کنیم. یعنی انتخاب موضوع و آساننویسی و تیراژ میلیونی دادن. بعد، این بحث امام زمان(عج) را در کتابهای درسی دبیرستان و دانشگاه وارد کنیم. بعد اشعار و محتوای آن را عوض کنیم و به جای خوابهایی که میگویند و به جای ملاقاتهایی که مشکوک است، این ملاقاتها را تبدیل کنیم به توجه عمیق به امام زمان(عج) و مفاهیمی که درباره آن حضرت است. یعنی بحث مهدویت را بین تمام اقشار تعمیق بدهیم. به هر حال، من به رهبری گفتم که میخواهیم یک حرکت بکنیم. ایشان گفتند: انشاالله مبارک است. موضوعها و کتابهای متعددی را به نویسندگان مختلف سفارش دادیم و بعضی از کتابهای خوب مثل «خورشید مغرب» محمدرضا حکیمی را در تیراژ دومیلیون به صورت بروشور چاپ کردیم. بعد بودجهای و بانیهایی پیدا شدند که ما بتوانیم یک محلی بخریم. زمینی کنار جمکران خریداری شد، برای این نسل نوجوان و جوان وقتی که میآیند در جمکران، در هوای داغ و آب شور اذیت نشوند و خاطره تلخی نداشته باشند. یک استراحتگاهی هم برای بچهها باشد. که این زمین الان تبدیل شد به مجتمع آموزشی و فرهنگی با ظرفیت هزار نفر در یک روز که مورد استقبال و استفاده قرار گرفت و هر کاروانی که آنجا مستقر میشود دورههای آموزشی مهدویت را میبیند.
• خیلی وقتها تحقیقات، علافی است. بعضی تحقیقات هم به گونهای است که اگر انجام نشود، ممکن است مردم نسبت به امام زمان(عج) شبههدار بشوند. پس باید تحقیقات، کلیدی باشد. به خصوص در دوران فعلی که فعالیتهای غرب در نشان دادن از چهره امام زمان(عج) و معرفی آن به نسل نو قصدهای سلبی دارند و نسبت به آینده جهان حرفهای انحرافی زیادی گفتهاند و فیلمهای زیادی ساختهاند که کارشناسان ما در مرکز قم تمام این موارد را رصد میکنند و بهعنوان نقد فیلم و پاسخ به شبهات اعزم میشوند.
• خدا به پیغمبرش میفرماید: و ما علی الرسول الا البلاغ. ما کارمان، بلاغ است؛ یعنی ما میتوانیم «عصیتک بجهلی» را حل کنیم که دیگر نگوید من نمیدانستم. لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل. ما کارمان همین است. یعنی واقعا امام زمان(عج) را در سطوح مختلف معرفی کنیم و این نقش مهمی هم دارد؛ یعنی اگر واقعا انسان احساس کند و بچههای ما احساس کنند که امام زمان(عج) پدرشان است؛ انا و علی ابوا هذه الامه. یعنی بدانیم که حضرت ابراهیم، پدر امت است. مله ابیکم ابراهیم. اینکه میگوید من پدر شما هستم؛ حضرت ابراهیم، پدر شما است. هو سماکم المسلمین من قبل. یعنی دختران ما بدانند که دختران امام زمان(عج) هستند. پسران ما بدانند که پسران اسلام هستند. باید یک مقداری به اینها شخصیت داد و یک مقداری لطف امام زمان(عج) را به اینها معرفی کرد؛ چون اگر بنده آمدم و گفتم که من خدمت آیتالله خامنهای بودم، ایشان اسم شما را برد و به شما سلام رساند؛ شما چه لذتی میبری؟ خب این مهم است که وقتی امام زمان(عج) میفرمایند و لاناسین لذکرکم. خب، همین مقدار را وقتی آدم میفهمد، منقلب میشود. در همین راستا چندین کتاب خوب از سوی بنیاد و مرکز قم چاپ شده و کارشناسانی هم هستند که با ادبیات آنان پاسخ به شبهاتشان بدهند. البته این موارد باید با کمک رسانه و ابزار هنر و فیلم تلفیق شود.
• نقش اصلی امام زمان(عج)، مبارزه با ظلم است که شعارش هم یملا الارض قسطا و عدلا است. خب، مساله قسط و عدل، یک کار حکومتی است. البته در جمهوری اسلامی، گامهایی برداشته شده است. مثلا به همان اندازه که در شمال تهران، کار و فعالیت شده، به همان مقدار در جنوب تهران نیز انجام گرفته است. این طور نیست که شمال شهر، چمن و گل باشد و جنوب شهر، زباله. یا مثلا الان در شهرهای کوچک و در بخشهای ما، دانشگاه شعبه دارد. همین که کتابخانه باز شده، در کلاسها باز شده، در حوزه باز شده است، خودش خوب است. یعنی اگر کسی بخواهد طلبه بشود، تقریبا در همه شهرها، حوزه هست. بخواهد دانشجو بشود همین طور. گامهایی برای عدالت اجتماعی برداشته شده است.
• ما نانخور امام زمان(عج) هستیم. ما از وقتی عمامه سرگرفتیم، معنایش این است که این لباس یونیفورم ماست. قرآن هم آیهای دارد مبنی بر اینکه لباسی بپوشید که شناخته شوید. حتی یعرفن و لایؤذین. این لباس یونیفورممان است. از وقتی که معمم شدیم؛ یعنی نوکر امام زمان(عج) هستیم. حالا نوکر بدی هستیم یا خوبی هستیم، ما خودمان را منتسب به آقا میدانیم. پس باید در مدارس علمیه سراسر کشور، یک برنامه بنویسیم. لیست مدیران حوزه را بگیریم. یک نامه مفصل بنویسیم به همه حوزههای علمیه. خود طلبهها، دعای ندبه را جدی بگیرند، دعای عهد را جدی بگیرند، این سلام علی آل یاسین را جدی بگیرند. سر و سامان بدهیم به این جمعیتی که به جمکران میآیند. در اختیار یک مداح و محدود به خواب و اینها نباشد. یعنی الان باید فعالیت و تلاش مضاعف کرد. من فکر میکنم اگر خود امام زمان(عج) یک چشمکی به ما بزند، آن چشمک، همه این لامپهای بینور را به نور وصل میکند.
• الان مهدیههای ایران، باید ساماندهی شود. اشعار سنجیده نیست. کتابها بازشناسی نشده است. الان مرکز و مؤسسهای وجود ندارد که تشخیص دهد آیا این حرف صادراتی است یا درست نیست یا اگر هم درست هست، الان تحملش برای جامعه میسر است یا نیست. ما کار موازی نمیکنیم. کار موازی بیشتر کتاب نوشتن است؛ چون توی خانه مینشینند و چند تا کتاب میبینند و یک چیزی انتخاب میکنند و مینویسند. پس در کتابنویسی، کارهای موازی زیاد انجام میشود. عمده کار ما نیروسازی آموزش با پشتوانه پژوهشی صحیح و تبلیغ و اعزام کارشناس متخصص که گارد ویژه امام زمان(عج) هستند.
• ما جوانهایی داریم که رگ مذهبیشان قوی است. اینها را باید اشباع کنیم. اگر اشباع نکنیم، سر از خانقاه و معنویتهای کاذب درمیآورند. مثلا بنده چند وقت پیش، با دانشجوها در عمره بودم. در میان آنها دانشجوهایی وجود داشتند که 24 ساعت توی حرم و یا پشت بقیع بودند. روزها به مسجدالنبی(ص) میرفتند و شبها تا صبح پشت بقیع بودند. غذا از هتل برایشان میبردند. ما میبینیم که برای اعتکاف، دهها هزار دانشجو معتکف میشوند. به هر حال، ما یک مشت دانشجو داریم که مذهبیاند و باید اینها را مذهبی و سالم تربیت کنیم وگرنه سر از انحراف درمیآورند. یک عده هم هستند که بیتفاوتند، اما اگر خوب عرضه شود، به راه میآیند. امام رضا علیهالسلام میفرماید: ان الناس لو عرفوا محاسن کلامنا لاتبعونا. یک مشت معاند داریم که و ان یروا آیه یعرضوا و یقولوا سحر مستمر. (قمر، 27) حتی ماه دو نیمه شد، گفتند: جادو است. بنابراین، ما سه دسته داریم. عاشقان کمسواد که باید به اینها اطلاعرسانی کنیم. بیتفاوتان بیغرض که باید آنها را ارشاد کنیم و دسته سوم، مغرضان لجوج که قرآن میگوید: فان تولوا فاعرض عنهم.
• من فقط یک تقاضا دارم و آن اینکه اگر نامهربانی دیدید، قهر نکنید. اگر قهر کنیم، کار انجام نمیگیرد. تصمیم بگیریم که قهر نکنیم. بلغ ما بلغ. اگر تصمیم بگیریم که قهر نکنیم: قالوا ربنا الله ثم استقاموا؛ چون نه امام زمان(عج) مال من است، نه من معرفتم بیش از دیگران است.
اشارهیکعضوخبرگانبهاختیاراتولیفقیه
وي يادآور شد: همانگونه كه يك وزير كشور با نصب فرمانداري در يك شهرستان و واگذاري اختيارات وزارت كشور در اداره آن شهرستان به فرماندار مذكور اختياراتش در ارتباط با آن شهرستان سلب نشده و حق تصميمگيري درباره آن شهرستان را از دست نميدهد و تصميمگيري وي درباره آن شهرستان دخالت در كار فرماندار تلقي نميشود بلكه استفاده طبيعي از اختيارات وزير كشور بودن وي به حساب ميآيد.
عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: اختياراتي را كه مسئولان نظام مثل رئيسجمهور، رئيس مجلس و رئيس قوه قضائيه و ديگر متوليان امور از آن برخوردار هستند، شاخهاي از اختيارات ولي فقيه است و با واگذاري بخشي از اختيارات ولي فقيه به مسئولان تحت امر آن اختيارات از ولي فقيه سلب نميشود.
آيتالله سيد محمود علوي نماينده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبري در گفتوگو با خبرگزاري فارس، با بيان اينكه حكم حكومتي از اختيارات ولي فقيه است، اظهار داشت: از نظر اسلام كسي كه با داشتن شرايط لازم در جايگاه امامت امت قرار ميگيرد براي اداره امور جامعه و حل مشكلات امت اسلام از اختياراتي برخوردار است كه پايه و اساس آنها را مصالح جامعه اسلامي تشكيل ميدهد.
وي بر همين اساس به يكي از پيامهاي امام(ره) مبني بر اينكه اگر رهبر جامعه اسلامي و ولي فقيه مصلحت را در اين ببيند كه برنامه حج را تعطيل كند ميتواند اين اقدام را انجام دهد، اشاره و تصريح كرد: اين پيام حضرت امام(ره) نشان ميدهد كه اختيارات ولي فقيه حتي در بسياري از احكام اوليه شرع اسلام نيز حاكم است.
عضو مجلس خبرگان رهبري با تأكيد بر اينكه ولي فقيه ميتواند بر حسب تشخيص و مصلحت امت اسلامي به صورت مقطعي از اجراي احكام اوليه شرع اسلام نيز جلوگيري به عمل آورد، افزود: اسلام به ولي فقيه چنين اختياراتي را داده است.
وي بر همين اساس به جريان درخت خرماي سمرةبن جندب اشاره كرد كه به علت سركشي بدون اعلام خود موجب اذيت، آزار و ناراحتي خانواده مردي از انصار شده بود و حاضر به معاوضه آن با درخت خرمايي در نخلستاني ديگر و حتي درخت خرمايي در بهشت از سوي پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم نشد و به همين دليل آن حضرت دستور كندن درخت خرماي وي را صادر كردند.
آيتالله علوي ادامه داد: پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم براي اينكه اين درخت خرما و سركشي بدون اعلام وي ريشه فتنهاي را ميان جامعه اسلامي به وجود نياورد و به تعبير امام راحل براي جسم ماده فساد و كندن ريشه آن پيامبر اکرم اين دستور را صادر كردند.
وي با بيان اينكه هيچ فردي حق ندارد دستور دهد كه مال كسي از ماليت ساقط شود و بدون رضايت او مورد تصرف قرار گيرد، گفت: اما اسلام اين حق را براي پيامبر به عنوان حاكم جامعه اسلامي و نيز براي ائمه معصومين و فقهاي جامعالشرايط به عنوان نائب امام معصوم قائل شده است.
عضو مجلس خبرگان رهبري يادآورشد: امام راحل در بحث ولايت فقيه تصريح مينمايند كه: "همان اختياراتي كه پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم براي اداره حكومت اسلامي از آن برخوردار است ائمه معصومين و نيز ولي فقيه از آن برخوردار هستند زيرا اين اختيارات نه به دليل فضائل پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم در اختيار او قرار گرفته تا ائمه يا فقها كه از آن ميزان فضائل برخوردار نيستند اختياراتشان كمتر باشد بلكه اين اختيارات به اقتضاي اداره امور جامعه اسلامي در اختيار رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم قرار گرفته است و ائمه معصومين و فقهاي جامع الشرايط در مقام اداره جامعه به همين اختيارات نياز دارند و شرع مقدس اسلام براي آنان نيز همين اختيارات را در نظر گرفته است ".
وي ادامه داد: امام راحل همچنين ميفرمايند: "اختيارات ولي فقيه عين اختيارات ائمه معصومين و اختيارات ائمه معمومين عين اختيارات پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم در مقام زعامت امت است ".
آيتالله علوي با تأكيد بر اينكه حكم حكومتي بخشي از اختيارات ولي فقيه و حاكم جامعه اسلامي است، اظهار داشت: حاكم جامعه اسلامي چنين تصميمهايي را بر مبناي مصلحت جامعه ميگيرد و اختياراتي را كه ديگر مسئولان نظام مثل رئيسجمهور، رئيس مجلس و رئيس قوه قضائيه و ديگر متوليان امور از آن برخوردار هستند شاخهاي از اختيارات ولي فقيه است و با واگذاري بخشي از اختيارات ولي فقيه به مسئولان تحت امر آن اختيارات از ولي فقيه سلب نميشود.
وي يادآور شد: همانگونه كه يك وزير كشور با نصب فرمانداري در يك شهرستان و واگذاري اختيارات وزارت كشور در اداره آن شهرستان به فرماندار مذكور اختياراتش در ارتباط با آن شهرستان سلب نشده و حق تصميمگيري درباره آن شهرستان را از دست نميدهد و تصميمگيري وي درباره آن شهرستان دخالت در كار فرماندار تلقي نميشود بلكه استفاده طبيعي از اختيارات وزير كشور بودن وي به حساب ميآيد.
عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه بر اساس اصل چهارم قانون اساسي، شرع مقدس اسلام در تمام اصول قانون اساسي و قوانين عادي ما حاكم است، يادآور شد: اسلام چنين اختياراتي را به ولي امر مسلمين ميدهد تا بتواند جامعه اسلامي را اداره كند.
وي با تأكيد بر اينكه اگر حاكم اسلامي در جايي لازم ببيند تصميمي را اتخاذ كند ميتواند آن تصميم را بگيرد، خاطرنشان كرد: تصميم ولي فقيه دخالت در امور ديگران نيست بلكه استفاده بخشي از اختيارات خود اوست و در صورتي كه ضرورت اقتضا كند كه تصميمي اتخاذ شود بر ولي امر مسلمين و ولي فقيه واجب خواهد بود كه آن حكم حكومتي را صادر كند.
